گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                                                         بنام خدا

خرم شهر پیش از انقلاب، شهری بود كه هر شهروند آن مجبور بود دست كم دو سه شغل داشته باشد تا نه چرخ زندگی، كه چرخ اقتصاد پر سرعت شهرش را بچرخاند والا آنهمه خدمات شهری وفنی بدون وجود نیروی انسانی تعطیل میشد . رونق كار به جایی رسیده بود كه در سال 1356 باربر و گاری چی از فیلیپین می آمدند و در گمرك خرم شهر كار می كردند...والبته در خیلی از مشاغل ومسئولیت ها از شهروندان دیگر شهر های کشور نیز استفاده میشد ودرواقع شهر ایرانی کوچک بود از تمام شهرها ومناطق ایران عزیز براستی چقدر مسمی است تابلوی زیبای شهید بهروز مرادی

«به خرمشهر خوش آمدید... جمعیت: 36 میلیون نفر!»

اما امروز شهر چه وضعیتی دارد شهری که سالها زیر انواع واقسام بمب ها وموشک ها بوده 29 سال است که آزاد شده، خرمشهر را آن روز پدران من و شما آزاد نکردند! خدا آزاد کرد. از آن روز تا الان نه پدرانمان و نه ما خرمشهر که خونین هم شده بود آباد نکردیم. این چگونه خرم شهر ی است که هنوز هم بعد از 23 سال از پایان جنگ مردمش در خانه های خراب و جنگ زده زندگی می کنند؟ این چگونه خرم شهری است که روزی پنجمین بندر بزرگ خاور میانه بود و امروز حتی اسکله هم ندارد برای تجارت؟ این چگونه خرم شهری است که مردمش اینقدر فقیر اند که 100 هزار تومان پول لوله کشی گاز ندارند؟ این چگونه خرم شهری است که جوانانش به جای کسب و کار حلال با قاچاق و عملگی برای اعراب بیگانه گذران عمر می کنند؟ این چگونه خرم شهری است که هنوز یک گلزار شهدا ندارد؟

این مردم چه گناهی کردند، که از کمترین امکانات شهری وحتی انسانی محرومند مگر همین مردم نبودند که در مقابل دشمن ایستادگی کردندو

جان مرگ همه ملت ایران شدند. مقاومت همین مردم باعث شد دشمن 34 روز پشت دروازه‎‎های خرمشهر بماند و نتواند به هدفش که نابودی جمهوری اسلامی بود، برسد.

مسئولین مملکت کجا بودند در این 23 سال که خبری از خرمشهر بگیریند؟ پای حرف دل مردم کوخ نشین و حلبی آباد نشین اش بنشینند که بعد از 23 سال هنوز خانه شان بازسازی نشده است؟ مسئولین کشوری و استانی و محلی چند سال دیگر وقت می خواهند که حداقل آب و گاز این مردم را بدرستی تأمین کنند؟ تا کی می خواهند بی عرضگی و تنبلی و سؤ مدیریت خود را از بیخ و بن انکار کنند و اوضاع را گل و بلبل جلوه دهند؟

آقایان اگر از خدا شرم نمی کنید از صورت پدران و مادران شهدا شرم کنید! اگر دعای آنان نباشد که شما و میزتان یک روز هم دوام نداشتید. مگر انقلاب ما انقلاب پابرهنگان و مستضعفان نبود؟ مگر این مردم صبور و مقاوم وارثان انقلاب نیستند؟ مگر ثمره ایستادگی همین خرمشهر ی ها نبوده که الان شما به میز ریاست و شهرداری و شورای شهر تکیه زده اید؟ کجائید؟ در کدامین پستو خزیده اید ؟

آیا براستی نمی بینید که مردم این شهر با چه وضعیتی زندگی میکنند آیا نمی بینید که فقر وبی فرهنگی با این مردم چه کرده است؟ پس از کدام پروژه وطرح عمرانی ومعیشتی ادعا دارید که برای مردم کار وزندگی ایجاد کرده والله این مردم رفاه نمی خواهند این مردم تفریح کاه نمی خواهند رفاه وگردش با شد برای شما و عزیز دردونه ها ی شما که ماشین های چند ده ملیونی وهواپیما وویلای کیش وشمال و... کفایت نمیکند لااقل مانع ان جوان بیچاره که با چرخ دستی روزگار خود وهمسروفرزندانش را در یک آلونک مخروبه میگذراند نشوید خیابان های اسفالته صاف وبدون دست انداز برای شما وآن ماشین هاا که البته هیچ دست انداز وچاله وچوله بر آن ها اثر نمیکند ،شمارا بخدا کودکان محروم این سرزمین را از چاه های عمیق فاضلاب واین گودی ها نجات دهید آخر کدام دل سنگی میتواند قصه غرق شدن آن دو کودک برادر را بشنود وتحت تاثیر این بیچارگی وبدبختی قرار نگیرد که یکی در چاه افتاد وغرق شد ودیگری که برای کمکش رفته بود نیز به سر نوشتش دچار شد به همین راحتی جان دوکودک را گرفت وخانواده ای را که آنها تمام امیدشان برای یک فردای بهتر بود گرفت

 

                                  

 

 




موضوعات مرتبط: سرزمین زادگاه جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: خرمشهر جنگ محرومیت بازسازی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 27 اسفند 1390 ) ( 10:29 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات