گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

بسم الله الرحمن الرحیم

... وما ادریـــــــــــک ما لیـــــــلة القـــــــــــــدر

لیـــــــــلة القدر خیــــــــــرَ من الف شهـــــــر


عزیزترین شب سال که ازل تا ابد جاری است بهانه ای است که خدا برای بخشیدن بندگانش به آنها ارزانی داشته ! شبی که پروردگار سفره رحمت خویش را سایه سار نیاز بنده اش میگستراند؛نه اینکه رحمت لایزال در شبهای دیگر سال نیست [که صفات ثبوتیه پروردگار همچون ذات وجودی اش لایزال است ]!!

 شـــــــــــــــــــــــــب قـــــــــــدر، فرصتی است استثنایی برای بنده خدا که اگر درشبهای دیگر به هرعذر و حجتی از تقرب الی الله محروم مانده دراین شب جبران مافات کند فرصتی است برای خانه تکانی دلها و هرانسان مومنی را دراین خوان رحمت قدری است که قدر بداند !

* برای آنها که دغدغه شان فقط ازجنس حساب بانکی و مالیات و اجاره و وصول چک نیست و زرو سیم در نزدشان پشیزی ارزش ندارد، همانان که از جمود در زمین به تنگ آمده اند و در فکر رهایی از قیود و رسن خاکی اند:

                                 [ من ملک بودم و فردوس برین جایم بود]          

                                 [  آدم آورد درایــــن دیر خــــــراب آبـــادم ] 

* برای آنان که درپی فرصتی اند تا دل های کدِر از هوای غبارآلوده را زدوده و آنرا آسمان زلال انسانی کنند ،

* برای ساده دلانی با آرزوهای شریف و متعالی که سختی ها و پیچیدگی های زمانه ،روحشان راآشفته و به چالش کشانده ؛ تادوباره پر از احساس شوند و برای خلوص و صداقت خویش که مبادا در این دنیای هزاررنگ به تیرگی گراید ، دعاکنند

*برای آنان که فریفته دنیا و امور دنیوی شده و رقابتی رابرای رسیدن به بالاترین درجه از لذایذ دنیا به تاخت افتاده و اسیر اغوا و کرشمه این عروس عجوزه هزارداماد شده اند

 برای آنان که  نمیخواهند آنقدر ازصراط مستقیم فاصله گیرند تا مبادا مصداق" و الضالین " شوند ، آنان که در آوردگاه روزگار حریف قدری نیستند!!  آنانکه پاک ضمیرند و درباطن خویش پروردگاری دارند دوستدار و مهربان، که ازرحمتش برخوردار و قدرش را هم میدانند اما درادای مرتبه قدرشناسی اش اسیررخوت و سستی اند ،راه را میشناسند اما از کاروان جامانده اند و...شیطان پاشنه آشیل آنها را یافته و پای برآن نهاده ، خیزان و افتان چشم به کورسویی دارند و دستی که ازآستین ایماشان درآید، هرشب میخواهند از فردا و فرداهایش به سرچشمه معرفت الهی پل زنند !بهانه ای میجویند برای آغازی دوباره ، ،تابرخیزندو صراط مستقیم را درپیش گیرند ، هربار که خلوتی میابند روح خسته خویش را عتاب نموده و برای راهی شدن چاوشی سرمید هند ... دل شکسته اند اما صدای آن تنها بغضی رافرو میشکند و گاه هم چندقطره اشک !!

 برای آنان که بر روزگار پاکی و خوبی دلتنگ  و درحسرت صمیمتی که با خدا بود ؛ شرمسار و اندوهگین به آستانه رحمت و مغفرت او چشم دوخته اند ، شب قدر طنین دعوتی است دوباره و هزارباره:

                     بازآ بازآ هـــرآنچــه هســتی بازآ         گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ

                       این درگه مادرگه نومیدی نیست       صدبار اگر توبه شکستی بازآ

برای آنان که  احساس میکنند چقدر دلشان برای خداتنگ شده و برای خودشان ...درخلوت خویش احساس میکنند سالهاست که با خود غریبه اند !! و بهانه ای می جویند تا دوباره به خود آیند !! شب قدر تمام بهانه ها را یکجا جور میکند ،و این بار درخلوتشان  ... خدا هم هست ،و دلهای شکسته را به طناب محکمش بندمیزنند 

  خدا ایستگاهی برپاکرده تا آنان دوباره در مسیر" هدی للمتقین " قدم بردارند ، شب قدر ظرفی است تا ظرفیت روحیشان تقویت و آماده سلوک فطری شود تا جاده " قرب الی الله را" سهل الوصول طی کنند ! و اگر– به هرعذر و بهانه ای - روزه دار نیستند زمینه ای برای رجعت به فطرت و سرشت اصلی  فراهم آید

شب قدر برآنها نسیمی میوزاند تا هرچه زنگار بر ایمانشان هست صیقل دهد ورسوبات ذهنشان را بشوید!

شب قدر شب تقّدر تقدیر است ، نه اینکه خدا قلم بردارد و تقدیرمان را رقم زند... خدا بارعام میدهد: [که ای بنده من بیا و هرآنچه دوست داری ازمن بخواه تا برایت مهیا کنم ]

 شب قدر است فرصتی برای قدر شناسی انسان ... تا آن کورسوی امیدی را که درگوشه قلبش نگاهداشته بسوی منبع نور و روشنایی رهنمون سازد، طنین بانگ "الغوث الغوث " وصحنه هایی که از شکستن "خود "متکبرانه دربرابر عظمت خدا ترجمان التماس ما برای بازگشت به صراط المستقیم "است

  شب قدر را قدر بدانیم و یادمان باشد "العفو العفو "هایی که درشب قدر فریاد میزنیم ؛ مسئولیتی را برایمان ایجاد میکند ...اینها قراردادی بین ما و خداست ... یک قرارداد یکساله برای نهی از گناه و درتمام سال هربار که احساس ارتکاب معصیت ( گناه ) داریم ، هربار که نماز را سبک میشماریم ، هربار که اغوای ناز و عشوه رنگهای دنیا میشویم و...تصویر طنین العفوها را بیاد آوریم؛  بیاد آن قرارداد ، بیادآن "العفو " هایی که ازدل شکسته فریاد میزدیم نفس خویش را کنترل کنیم ، - چه بسا دیگر مجالی بر وقوع قراردادی دیگر نباشد !با چنین بینشی ارزش شب قدر را خواهیم فهمید و مرتبه قدر را بجا می آوریم ، درنظرداشته باشیم عامل ارتباط بی واسطه ما و خدا دراین شب امام زمان « عج » است و هرعبادتی که بی یاداوست لذت و فیض مطلوب را بهمراه نخواهدداشت و درمقابل هرشبی را که قدر شناسیم و مرتبه قدرآن را بجا آوریم – حتی شهای غیر از ماه رمضان – همچون شب قدر ازهزار شب دیگر نیکوتر و باارزش تراست !

کوله بارت راببند / شاید این چندسحر /آخرین فرصت راهی شدن است /

سفری بایدکرد /تا به سرچشمه نور /و توقفگاهی که بنام شب قدر درحوالی خداست /

 آی مهمان خدا ، دم دروازه قدر ، که ترا رخصت حظ بردن ازاین عیش دهند ، یادم کن/

تو وقرآن سوگند / چون نهادی به سرت / من جامانده زره محتاجم / به دعای سحرت ! 

                                                                      التماس دعا /ناصرهلالی




موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین شعر و ادب
برچسب‌ها: رمضان شب قدر خدا
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 6 مرداد 1392 ) ( 07:45 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات