گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

این فیلم ها رو کی میخواد ببینه؟ (تحلیل شخصی از فیلمهای جشنواره فجر)

به سلامتی جشنواره فیلم فجر هم بااعطا جوایز برگزیدگانش در مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد و الحمدالله آنکه به صلاحدید هیئت داوری (با ترکیب حرفه ای ومنسجم امسال ) لیاقت داشت سیمرغ را به خانه برد، مقاله ذیل تحلیلی است شخصی از فیلمهایی که در جشنواره امسال حضور داشته و بعضی پرداخت های جانبی :

با دیدن فیلمها ی این دوره تقریباً مطمئنم که سال 1392 سینما با بحران مخاطب مواجه میشود نه اینکه فیلمها از آن دسته فیلمای جشنواره ای باشند که چند سالی مد شده بود و نه اینکه ضعیف ساخته شده که اتفاقاً از نظر بنده وبرخی کارشناسان دیگر فیلمهای استاندارد و قابل دیدنی بودند اما مسلم است زمانی که تهیه کننده با سرمایه ی حمایتی فیلم میسازد دیگر نگران فروش و بازگشت سرمایه نیست وبا چنین ذهنیتی میره سراغ قصه هایی که هیچ کنش وواکنشی در پی نداشته باشه ،جنجالی و جریان ساز نشه و به طور کلی بوی دردسرنده (و اصلاً چه معنی داره که فیلم بخواد پیام رسان باشه) ونتیجه اش میشه فیلمهای ضعیفی که خنثی ترین آثار سال لقب میگیرند که چه بسا ازنظر فنی خوش ساخت هم باشند لیکن میدانیم که مخاطب سینما هیچ فیلمی را با سنجش عیار کیفی وفنی برنمی گزیند، برای مخاطب سینما ،همواره قصه فیلم از عوامل اصلی جذابیت است حتی اگر از بازیگران خوبی بهر مند نباشد که دراین سالها کم نبود آثاری که از ضعف فنی رنج می برده صرفاً بلحاظ برخورداری از یک قصه مورد پسند اجتماعی از فیلم های پرفروش تاریخ سینمای ما شده است (که بسیاری ازعلاقمندان سینما با نمونه های آن دراین چند ساله آشنا می بوده و نیازی به نام بردن نیست)

                                         

 کسی نیست که نداند سینما با مخاطب زنده است و اگر مخاطب به تماشای فیلم نرود حیات سینما به خطر می افتد. در جشنواره ی فیلم فجر امسال شاهد حضور آثار فراوانی از این قبیل بودیم. حتی فیلم هایی با سرمایه ی بخش خصوصی دیده شد که بی شک در اکران عمومی اقبالی ندارند و شکست در انتظارشان است. یعنی چه با حمایت دولتی وچه خصوصی بگونه ای نیستند  که کسی زحمت رفتن به سینما رو به خودش بده ، هرچند فیلمهای این دوره به مدد قصه هایی که حکایت میکند برای خا نواده هایی که دست در دست هم  بخواهند آخرهفته ای را با یک تفریح سالم بگذرونن و ذهنشون در گیر مسایل ومشکلات روز نباشه بد نیست ، فیلمهای این دوره درگیر پیچیدگی ها ومشکلات جاری جامعه رو نداره و تصویری از آشفتگی وپاشیدن خانواده ها در آن نیست ، روایت فضاهای سپید وروشنی که اگر دختر جوانی دچار مشکلات مالی وبحران  بشه ، راهی برای نجات بی دردسر وی هست که دیگه در چنبره گرگ های گرسنه وعقرب سیاه و خرچنگ و... گرفتار نشه !

بهرحال آنچه که ما درجشنواره دیدیم  پیش بینی سا ل سینمایی آینده را البته سالی بی بحران و جنجا ل است انشاء الله  واحتمالاً دیگه شاهد اردو کشی های خیابانی واختلاف صنفی عوامل و.. نخواهیم بود یالااقل با سینمایی سیاه نما مواجه نیستیم  که ذهنیت ما را درهم وآشفته میکرد چون  در فیلمهای سال جاری چیزی جز بد گمانی وتردید بدست نمی آوردیم ،مثل سعادت آباد که انگار کارگردان دوربینش را روی میز پذیرایی گذاشته ودروغ ،بدگمانی وبی اعتمادی مثل خوره اعصاب وروح مون رومیخورد !!

اما از طرف دیگه اگر مبنا برانفعال و ملایمت اینجوری باشه بحدیکه تلخ ترین و تیزترین فیلمهای امسال هم نگاه انتقادی نداشته وازآسیب های اجتماعی روایت نکند، مخاطب واقعی را ازدست داده و پیش بینی میکنم که سال دیگر بیشترین قشر بیننده های سینما از دانش آموزانی باشند که بعنوان اردو یا ... پای نمایش فیلمها نشانده میشوند واین زنگ خطر است برای سینما ،سینمایی که با بحران مخاطب ورشکسته خواهد شد وتاثیرات ناگوار آن بر رفتار اجتماعی ، امنیت روانی جانعه ، و البته بر قشر بسیاری از عوامل و مشاغل مرتبط با سینما !

کاش قدر سینما را بدانیم سینما یی که پرمحتوی ترین رسانه میباید ، سینمایی که پاک باشد وسینما میتواند پاک وروشن باشد و درعین حال منفعل وبی رونق هم نباشد مثل رنگ خدا ، مثل بادکنک سفید ، بچه های آسمان ، بوی پیراهن یوسف ، بلمی به سوی ساحل ، و... چه کسی میگفت :که با سینما نمیتوان به بهشت رفت ؟؟؟.... / یاحق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سینما جشنواره فیلم فجر اکران فیلمها بحران مخاطب تماشاگران فیلمها
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 24 بهمن 1391 ) ( 02:51 ق.ظ )

 تیتر یک بسیاری از رسانه های این چندروزه چیزی شبیه این بود:....ایرج قادری  هنرمند مردمی ،بازیگروکارگردان پرآوازه  فیلم فارسی های قبل وبعدازانقلاب رخ در نقاب خاک کشید

                                               ******       ******       *******                                        

در خبرها خواندم ایرج قادری رفت چون ندیدم ونبودم وفقط از جراید وسایت ها فهمیدم ،خیلی ساده وبی تکلف ازمیان ما پرکشید و خیلی ها هم دنبال این افتادند که لااقل برای رفتنش حاشیه وجنجال راه بیندازند وشلوغ کنند مثل زمان حیاتش !!..که اگرچه خودش ساده و صادقانه کارش رو انجام میداداما کم نبودند کسانی که از هر حرکت وگفتارش کوهی از حرف وحدیث راه می انداختند!!«ازاطرافیانش در زندگی وعوامل و سازندگان فیلم هایش تا مسئولین عالیرتبه هنری وفرهنگی»!!  وبین این همه آدم های فعال وساعی اونقدر که حرف وجدیث وجنجال ساخته شد حال وروز این ستاره هنری را نپرسیدند

متاسفانه مدتی است که اوضاع واحوال جامعه هنری سینما از عرف احساسی وصمیمی خود دورشده و آنقدر که به جنجال وحاشیه در این جمع اهمیت داده میشود به بایسته  های احساسی وبا صفای آن هیچ قدر وارزشی  داده نمیشود !!،ومع الوصف ایرج قادری عزیز در همین وضعیت نابسامان از میان مارفت وقتی آقایان وخانمهای هنرمند وبازیگر مشغول کل کل وروکم کنی برای اثبات فساد یا عدم آن در محیط شغلی خود بوده !!عده ای دیگر هم هریک فکروذهن خود را تیزکرده بودند که مستندها وخاطراتی را برای رد یا تایید این ادعاها تهیه کرده واز این قافله عقب  نمانند وگوییا یادشون رفته بوداین واقعیت رو که حرمت هرامامزاده ای رو متولی اش نگه میداره

 اگرچه مراسم تشییع این هنرمند درخور شخصیتی چون اونبود و لزوم برگزاری مراسم باشکوه وآبرومندانه ای مثل دیگر هنرمندان این مرزبوم [که بعضی هاشان نه ازبعد فنی هنری ونه ازبعداخلاقی هرگز به گرد پای اونمیرسیدند ]آنهم با حضوراکثر هنرمندان وعوامل سینما احساس میشد اماظاهراً این خواسته خودش بود که  صحت آن نیز تایید شده ، نمیتوان خرده ای برآن گرفت 

اما به فاصله اندکی بازار شایعه و حاشیه- که نبض حیات اینروزهای سینمای ماست- راه افتاد از شایعه اختلاف خانوادگی وبین همسران مرحوم تا شایعات سیاسی وامنیتی (که از بالاها توصیه شده برای جلوگیری از اختلال و.. اینجوری خواستند) براستی چه جای تاسف است  وضعیت جامعه ای که حتی برای مرگ عزیزانش نیز احترامی قایل نمیشود وهر ناگفته وناکرده ای را نسبت میدهد

وپایانکوچه مردها با سرنوشت ایرج عزیز رقم خورد او که عاشق پروازکردن بود واز ماندن در قفس هرچند شیک وکلان نفرت داشت ،وقتی تصاویر اورا روی تخت بیمارستان میدیدم واقعاًدلم میسوخت وناخوداگاه بغض غریبی برگلویم  مینشست،غمباری ازدرد  ایستاده مردن ،ایرج قادری درانزوای تلخی جان سپرد در طی ایام بستری بودن ایرج عزیزهیچ تصویری از ازدحام آدم ها دراطراف تخت او ضبط ودر حافظه هانمانده است تمام عکس ها فقط وفقط اززاویه  تنهایی وغریبی یک هنرمند بزرگ روایت میکند

شاید ایرج قادری برای آنها که درپی عکس یادگاری گرفتن یا برای آنها که فقط دربیمارستانها ومراکز درمانی دنبال فرصتی اند تا در کنار دردمندان وچهره های مشهور خود را خیرخواه و...نشان دهند زیاد هم به مصلحتشان نبود و شاید عیادت از ایرج قاری  برای آنها که این کارها رافقط برای درج در گزارشات فرهنگی وخیرخواهانه ارگان های خود میخواهند سوژه جشم نوازی نبوده و چه بسا دردسر ساز هم میشد..!« آخر هرچه باشد ایرج قاردی نامی است که در تیتراژهای فیلم فارسی زمان طاغوت آمده ودر کنار ملک مطیعی ومرحوم فردین و...بازیگران سینمای قبل از انقلابند و جزو مظاهر طاغوتی و باعث سرافکندگی است برای آنها که به هر صورتی شده خودرا ذوب در باقیات صالحات نشان میدهند و انگار فقط ایرج قادری عزیز از مظاهرطاغوت است...ولی نحوه زندگی وریخت وپاش های اقایان هم که کاملاً سکرت واز مظاهر پنهانی ....است !!..برای ایشان  اسم ایرج قادری مترادف فیلم فارسی ومثلث عشقی وبرهنگی و...است وفیلم فارسی قبل از انقلاب هم یعنی ابتذال وسکس و...[ حال آنکه درسینما ی امروز ما همان موضوعات مثلث عشقی،زن بدکاره ،حرف های دوپهلوی...وبه وفور یافت میشودوبه قول یکی از اساتید سکس پنهان در سینمای ما داد میزند و..

اما آیا کسی از ایرج قادری از آنرو که به عشق کارش {آنچه که در طی این سالها عمر خود را بر آن گذاشته بود}و به عشق این که بامردم وبرای مردم درصحنه سینما نفس بکشد سالها زحمت کشید وبرای اخذ مجوز بازیگری تمام هفت خوان ودیگر خوان ها را پشت سرگذاشت یادکرد ؟اوتمام نایملات ومرارت هارا بجان خرید تایکبار دیگربتواند پشت  دروبین بنشیند وبرای مردم سرزمینش از رفاقت ،ناموس ،مرام وهرآنچه که نماد نفس کشیدن درمیان ایرانیان است  بسازد حتی اگر به راه انداختن دوباره  فیلمفارسی  متهمش کنند که برای او شاید هم افتخاری دیگر بود !!مسلماًقادری میتوانست مثل خیلی دیگر از بازیگران آن زمان برود لس آنجلس نشین شود وروزگار را باحضور در کانال های ماهواره ای وفارسی زبان درمناسبتهای نوروز و... وکنسرت ها بگذراند وهرازکاهی تقدیری وکف وسوتی و...اما او عاشق کارش بود واین راباهیچ چیز عوض نمیکرد اوعاشق ایران بود وابایی نداشت از اینکه نماد فیلم فارسی شناخته شود اوعاشق همین مردم وکوچه بازار بود ومیخواست درزیر آسمان همین جا در کنار برزخیهانفس بکشد اوماندواز تمام وجود ثابت کرد میخواهد زنده بماند ،دادای تمام مردم میدانست اگربرود شاید دیگرکوچه مردها راتاآخرعمرش نبیند واین برای او سخت بود

وامروز ایرج قاری ازآسمان کوچه مردها پرواز کرد            روحش شاد/خدایش بیامرزاد                  




موضوعات مرتبط: جامــــــعه
برچسب‌ها: سینما فیلمفارسی ایرج قادری
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ) ( 02:36 ق.ظ )

                                  بنام خدا 

چند روزی است که اظهارات یکی از بازیگران زن سینما وسابق تلوزیون خوراک سایت ها ورسانه هایی شده که {{ اگر همیشه خودشان با هزار زحمت وترفند چنین مطالبی را بوق وکرنا کرده وآمار لینک ها وفروش نشریات خود را بالا ببرند}} اینبار بدون هیچ زحمتی پذیرای اضهارات جنجالی بازیگری شده که مدت مدیدی در بورس این روزهای هنر هفتم قرار نداشته وبا این مطالب به اصطلاح افشاکننده خود را بنحو عجیب در تیررس هیاهوی جامعه قرار داد !!... بله صحبت از سرکارخانم پرستوصالحی است ، ایشان قصه کوتاهی را روایت کرده که از قرار معلوم طبع احساسشان را کمی آزرده است{ والبته قهرمان قصه هم خودشان هستند} 

طی چندروز توسط سایت ها ورسانه هایی که با فرهنگ سازی حیرت آور (که حتی رسانه هایی هالیوودی در مقابلشان کم آورده اند) مردم مارا تشنه شنیدن اینجور قصه ها کرده اند بارها وبارها بازگو شده وهر بار با اظهار نظری کارشناسانه موضوع چنین مهم وحیاتی را مورد بررسی قرار دادند

 با این سوژه جدید د وباره بازار از هر دری سخنی با انواع واقسام حرف وحدیث ها براه افتاد که البته به روال این چندساله خالی از تهمت وافترا وآبروریزی نبود، طبق معمول راویان شیرین شکر وطوطیان خوش سخن و... هر یک خاطر ه ای از خلوتی در مناسبات سینمایی وپشت پرده ها ودست های آلوده و... گفتند از دید ه ها وشنید ه ها ی گهر بارواز چشمها وگوش های تیز وبینا ی خود ،سودا گران بازار شایعات دوباره بساط خویش را پشت در لوکشین ها وسینما ها و...پهن کرده وحرمت وآبروی مردم را به ثمن بخس حراج کردند ، دوباره انگشتان اتهام به سوی بد من هایی {اینبار از تهیه کنندگان سینما وتلوزیون } اشاره رفته وهر کس با استنباط از داستان نخ نما شده این خانم وهمقطارانشان ، فردی را معرفی {و البته با دلایلی بس قوی، که جای هیچ گونه رفع وشبهه ای بجا نمیگذارد بدون استناد نیز سخن نمیرانند } یکی خواهد گفت {:این فلانی ..است همین جوری حرف میزند!!!} دیگری نامی را برزبان می آوردبا استدلا لی قاطع ..{میشناسمش ...وقتی سر خوش است همین جوری صحبت میکند ...خودم میدادم بچه ها براش می آورند!!! } دیگری هم پارا فراتر نهاده چند نفر ی را معرفی میکند که سر بساط چنین حرفایی میزنند ودیگری هم که کلی دانش ورزی کرده با قاطعیت اعلام میکندکه هر که هست از تهیه کنندگان زن نیست !!!... =البته اگر کسی موضوع همجن....را مطرح نکند {که فقط همین درآشفته بازار هنر هفتم کم داشتیم } و بدین ترتیب تهیه کنندگان سینما که سئیات نوشدن وکشیدن وخراشیدن را مثل نقل ونبات یدک میکشند اینک مثل آب خوردن هم متهم به آزردن خاطر همکاران عوامل وبازیگر و...میشوند بازار مکاره ای براه می افتد و هر که از راه میرس بساطی پهن میکند و هرچه بگویی یافت میشود از همکاری که باصراحت و جرات تایید میکند واز دیگری که مدعی است چشمهایش از دود چراغ ضعیف شده اما هیچ تخلفی ندیده ،آن یکی هم که گویی سالها عقده ای در خود تلنبار کرده که {چرا قبلاً به ما گیر میدادند و الان از اون خبرا نیست!!...اصلاً همه اش تقصیر این چشم آبی هاست }وآن دیگری هم که بادی درغبغب می اندازد وصدایی رسا میکند وفریاد میکشد:{{ بارها گفته ام وبار دگر میگویم ... سینما ی ایران فاسد است... فاسد... فاسد .... وپر از افراد گناهکار ونادرست....آنجلینا جولی هم باید بیاید اینجا لنگ بیندازد ...}} اینکه خود ایشان در این سینمای منحرف وفاسد چه میکنند ؟ جالب است که ادعای بار سنگین تعهد وتکلیف را بردوش میکشند البته دوستان کمی هم تخفیف میدهند و چند نفری را هم پاک میدانند ولابد به هرکسی هم که میرسند تورودر وایسی گیر میکنند که منظورم شما نبودی شما که پاکی!!.. شریفی!!.. منظورم سینما است که ناپاک وفاسد است

آری دوستان سینمای ما مدتی است که بدجوری به انحراف رفته وحسابی اعصاب آقایان را به هم ریخته .... هر کاری هم میکنند آدم بشونیست ..مثل میله ای که کج شده باشد ..دیگر صاف بشو نیست ...فیلم ها را توقیف میکنند،فایده ندارد ...فیلم های بدتری ساخته میشود .بعدش هم مجبور میشوند که با کلی سلام وصلوات فیلم را از محاق توقیف در آورند ...آنهم فیلمی که دیگر به رنگ کبود شده و دیگر نه برای کارگردانش نانی دارد ونه برای بازیگرش شهرت و پله .... بازیگررا ممنوع التصویر میکنند ..دردی دوا نمیشود....یک تیش مامانی دیگر ازراه میرسد و حکم بازیگر نقش اول را پیدا میکند و دوروز دیگر هم دستمزدهای نجومی و.... فیلمی را که از مرجع رسمی وقانونی کشور اسلامی مجوز گرفته از سینما برمیدارند وبنرش را از سردرب ...پایین میکشند ...ولی بلافاصله درنوبت بعدی فیلم دیگری اکران میشود با درجه ابتذال ((ج))...ودیگر کلاً خانه سینما را تعطیل میکنند...لیکن دیری نمیپاید که جای دیگری راه می افتد ....براستی چه باید کرد ؟؟!!...چرا کسی دلش برای این جامعه نمیسوزد؟؟... آیا نمی بینید که چقدر دامنگیر شده است وسلامت اجتماع را تهدید میکند،، حال که تمام اصناف از فساد وانحراف پاک شده اند ودیگر هیچ نجار ومهندس ودکتر ووکیل و... فاسد وناپاکی در جامعه نیست چرا باید اجازه دهیم این صنف در فساد وفحشا دست وپا بزند وغوطه ور شود ...آیا دلتان برای فرزندان معصوم عوامل سینما نمیسوزد... آخر گناه آنها چیست که باید از شغل شرم آور پدر یا مادر وگاه هردو آنها خجالت بکشند ...اگر یک وقت خدای ناکرده دوستان وهمسالانشان به آنها حرف نامربوط بگویند میکنند تکلیف چیست ؟؟

 

بیایید تا دیر نشده درب این لانه فحشا را گل بگیرید وخودتان را بیش از این زجر ندهید... !.... آقایان دلسوز عزیز .. سینما را تعطیل کنید وخلاص !!  

                                                  بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: سینما تعطیلی سینما فساد درسینما
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ) ( 02:44 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات