گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

فصل اول :روایت زمانه بهزاد

زمانه روایت تقابل هاست ، تقابل عـــقــــل با احساس ،تقابل نسل ها ،آدمها وروایت دردها وخوشی ها زمانه ای که ما بازیگران اصلی آن هستیم،صحنه نمایشی که سناریو آنرا خودمان مینویسم ، قلم دردست ماست تا نمایش زمانه تراژدی باشد یا با حوادث وبلا ودریک کلام اکشن ، غمگین یا طنز با دستهای ما ساخته و اجرا میشود استمرار میابد و لیکن کات کردن آن دیگر دردست ما نیست وخیلی بایست حواسمان باشد که درامتداد زمانه ما نیز درست حرکت کنیم با درک صحیح اززمانه وشرایط وتعلقات آن ،چه،زمانه نمایشی است که فقط اجرا ی زنده دارد وهرگز قابل برداشت مجـــدد نیست

انسان های این نسل در همین نقطه زمانه مشکل دارند ، آنها آنقدر در خیالات و تعریف های نادرست اززنانه خویش غرقند که برداشت درستی از شرایط ووقایع نداشته وبرهمین مبنا همواره با مشکلات سروکله میزنند سریال زمانه حدیث نفس انسانهایی است که بین دنیای درونی خویش ودنیای واقع گیرافتاده اند ، بین استنباط عقلی وادراک قلبی وتصویری از فراز ونشیب هرکدام !! وبه زیبایی وبیان رسا تصویری از فرجام ها ونافرجام ها یی که درتبعیت محض ازآنها حادث شده است

حکایت روزگار جوانانی که مهره های اصلی بازی این زمانه اند ،موجوداتی با تعلقات دوست داشتنی که آروزهای شیرین وخوبی دارند اما نمیتوانند خوب عمل کنند ،به شدت توقع  حرمت واحترام دیگران را دارند اما خود حرمت نمیگذارند وگوش به حرف کسی نمیدهند درحالیکه انتظاردارند همه به حرفش گوش بسپارند

 بطور کلی نسل این زمانه فقط ازدیگران مطالبه دارد ، توقعاتی دارد ، همچون بهزاد که دراین مجموعه نمادی ازآنان است همواره مدعی حق خواهی اند اما خود حق دیگران را میخورند ، بهزادی که تا دیروز مدعی حرمت خون پدرش بود و مرگ پدررا دستاویزی قرارداده تا بزرگی اش را ثابت کند، با ادعای حق خواهی پشت به تمام خوبی ها ومهرورزی های عمویش میکند که در تمام سالهای زندگیش او خانواده ا ش را در پناه خود حفظ کرده و هرگز اجازه نداد کمبودی حس کنند ، اما او گله مند است که حقایق را مخفی نگهداشته ودرحالیکه در قاموس او جایی برای بخشش وملاحظه پنهان کاری دیگران نیست خود بسیاری حقایق را ازنزدیکترین کسانش مخفی میکنداما با مخفی کاری دیگران با شدت وبیرحمی برخورد میکند وبرعلیه آن عصیان میکند او اصولاً عصیانگر خوبی است ، بی آنکه تحقیق کافی کند بی گدار به آب میزند وادعای بزرگی را چون خون خواهی پدرش را به استناد اظهارات افرادی ضعیف النفس ممطرح میکند آدمهایی که نیاز وبی ثبات هستند چه ، بسیارهستند انسانهایی که علیرغم فقر ونیاز سلیم النفس بوده وحاضر به هرکاری نیستند اما شاهدان بهزاد غرق در آسیب ها وناهنجاری های اجتماعی اند واین یعنی نفس خود را بیش ازاین فروخته اند ولی بهزاد وامثال او بازی رنگها را تا کنون تجربه نکرده است،که چگونه ودر مقابل چه چیزهای می بازند ؟چون بی گدار به آب زده ورودروی زمانه اش قرار گرفته وچون درک درستی ندارد به زمین میخورد به زندان می افتد ،بیکار میشود ملزم به تادیه دین طلبکارکه عمویش است و عجیب اینکه در این گیرودار عاشق هم میشود وودل به کسی میبازد که با او فرسنگ ها فاصله دارد اما اون این فاصله ها را حریف دلش نمی شود ودر گیرورداری که هنوز تکلیف خودش مشخص نیست وهنوز نقش خود را درصحنه نمایش این زمانه در جایگاه درست آن نیافته کس دیگری را با خود همراه میکند طنازی با کلمات و بیان جملات شیرین وحکیمانه که از شاخصه های نسل امروز است آنها که قشنگ حرف میزنند والبته حرفهای قشنگ هم برزبان اما درعمل ذره ای ازآنها را عمل نمیکنند عشق کورکورانه اش را شاخ وبرگ میدهد ودختری با اصل ونسب اما فقیر وشکننده دل درمهراو میبندد که هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست در واقع طوق بی تکلیفی اش را نیز برگردن عشق خود نیز می اندازد وهمردیف میکند حال اینکه خود بی قافیه ووزن معلق درزمین وزمین است دیگری را نیز با خود معلق میدارد

این بزرگترین اشتباه آدمهای این نسل است ، در سخت ترین شرایط ولغزان ترین جاده ها دل به انجام کارهای بزرگ میبندند که هزینه های آن هم بزرگ است وبا چشم های بسته ادعای توانایی میکند وخیلی چیزها را هم نمیبیند او اختلاف فرهنگی – ونه طبقاتی که درزمانه امروز اصولاً کاربرد ندارد – وزندگی خانواده عشق خود را نمیبیند ، خانواده خود را نمی بیند سرنوشت آنها برا ی او مهم نیست او عشق کور خودرافقط با یک گل سرخ(برخلاف دکتر داودی که یک دسته گل تقدیم ارغوان میکند)  آغاز میکند بیش از هرچیز شور وحرارت آتش عشق انها رادربرگرفته اما دراصل او از همراهی عشق جا میماند او پابه پای زمانه نمیتواند درمقابل همان طوفان ها وگرداب هایی که ازآن دم میزد  شنا کند وپیش آید عشق برای او در حد حرفهای عاشقنه وجملات عاطفی است ، شنا کردن دربرابر طوفان ها وگرداب وتسلیم نشدن فقط چند جمله عاطفی هستند برای برانگیختن احساسات طرف مقابلش و تصویری از خود بعنوان یک پشتوانه پوشالی که با کوچکترین گردباری فقط میخواهد خودش را ازاین منجلاب خود ساخته بیرون آورد و آن عشق شورانگیز در دنیا به اندازه دیدگاه خودش جا دارد بر همین مبنا او دنیای معشوق را نمیبیند خانواده مقابلش را نمیبیند وضربان قلب معشوق را نمیشنود

او البته ازابتدا براین مدار حرکت و قسمت های اولیه سریال بیانگر ذات  وطینت پاک اوست که حاضر نیست برای سود بیشتر ازاصول انسانی اش دست بکشد و حتی حاضر به واگذاری مدیریت شرکت وسهام خود میشود لیکن با حرکت درجاده زندگی شرایطی برایش پیش میاید که بجای تعقل و درک وعمل درست ، احساسی عمل میکند وهمین نقطه پاشنه اشیل اودر رویارویی با زمانه است که اورا ازانسانی معتقد و موجه به هیولایی نابودگر تبدیل میکند که آدمهای اطرافش فقط وفقط به خاطر اشتباهات آنها یک به یک در زیر خاک آرام میگیرند تا جایی که دیگرازدیدن خویش هم در ائینه وحشت دارد او یک بازنده به تمام معنی است ، سریال زمانه روایتی از شرایط دنیای امروزی است که دیگر مثل گذشته ها ساده وتک بعدی نیست شرایط  و اوضاع پیچیده ای که تبعات  هرتصمیم وعملی تنها متوجه خود شخص نیست و زمانه به خوبی روایتگر این واقعیت است که رفتار بهزاد چگونه به اطرافیا نش ضربه میزند، او که همواره مدعی حریم وحرمت خانوادگی است حالا درازبین بردن حرمت خانوده خود وعمویش تخته گاز گرفته وبی ترمز میتازد

او که در هموار کردن شرایط و یافتن شغل و موقعیت ناتوان بوده وعلت آنرا درازدواج نامناسب خود با ارغوان میدانست حالا حتی توان حفظ و نگهداری ازکارخانه ای را که عمویش باچنگ ودندان نگهداشته بود ندارد تا عدم لیاقت او ثابت شود و احتمالا اشتباهی دیگر ودست یازیدن به مال الارث عمویش برای بیرون رفت ازاین شرایط ، ودر اصل باید منتظر فاجعه ای دیگر بود او در مقایبله با زمانه کم آورده چون فرزند زمانه خویش نیست ودر نقطه مقابل او ارغوان حضور دارد او نیز دختر امروزی است تحصیلکرده است ، عشق را دوست دارد وعاشقی را ، او نیز عشق را کورکورانه میپذیرداما اصرار برمداومت اشتباه ندارد ، اشتباه را با اشتباه جواب نمیدهد شکننده است چون برای عشقش حاضراست رییسش ر ا دور بزند ودرغ بگوید ... در فصل عد روایت زمانه ارغوان را بررسی خواهیم کرد/ یاحق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سریال زمانه بهزادزمانه حمید گودرزی نقدسریال زمانه نقدحمیدگودرزی پرینازایزدیار تحلیل سریال زمانه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 19 بهمن 1391 ) ( 11:15 ق.ظ )

پیشگفتار :

صحبت اززمانه است ، صحبت ازیک مجموعه تلوزیونی که نه روایت، بلکه خود زندگی است ،ازجنس همین زندگی هایی که میشناسیم ودوروبرمان دیده ایم وزمانه حدیث دردهای روزگارماست ،روزگاری که عشق را در گیرودار احساس وعقل نشان میدهد ، صحبت از سریالی است که پخش آن دراین روزها باعث شده تا بعد از مدتها اعضای خانواده ای را دورهم به تماشای تلوزیون بنشاند ،خیلی وقت است که تلوزیون دیگر فقط برای خانوم ها سرگرم کننده است آنهم با چند سریال ترکی که پشت بند آن چیزی جزخیانت وبد گمانی نیست واینبار از معدود دفعاتی است که خانمهای خانه  را ازدیدن سریال های ترکی دور میکند ،مسلماً شاهکار نیست اما حرف های بسیاری برای گفتن دارد، سریالی که برای اولین بار بسیاری ازخط قرمزهای سیما را رد کرده و حالا تابوهایی  که تصاویر آن را بیش ازاین فقط با خواندن رمان های نسرین ثامنی وفهیمه رحیمی  میشد تصور کرد به نمایش درآورده ، صحنه معشوقه ای که ازدواج مجدد عشق خود را آنسوی کاروان عروسی با چشمهای گریان بدرقه میکند ونیز نمایش عاشقانی که با اختلاف سن زیاد یکی در میان سالی ودیگری درعنفوان جوانی زندگی را عاشقانه روایت میکنند صحنه هایی است که تا کنون از سیمای کشور پخش نشده بود واینبار به همت حسن فتحی و با روایتی از علیرضا کاظمی پور وسعید تشکری پخش وبسرعت به یکی از پر بیننده ترین سریال های تلوزیونی این چند ساله تبدیل شد ؛اکثر مخاطبین وبلاگ حقیر میدانند  که من درمطالب خود اگر پدیده یا اثر هنری را مورد تحسین وستایش قرار دهم مبنا را بردلایل مستند قرار داده   هیچ وقت بنا را بر مجیز گویی ننهاده ام ، وحتی دراوایل سریال مقاله ای را در اعتراض شدید به هتک حرمت وکلا وتصویری که ازآنها دراین سریال ارایه شده درج نموده وکما کان بابت این موضوع معترضم که تنها بدمن قصه را یک وکیل کارکشته وباسابقه کانون وکلا- که در چندین مرتبه تکراروتاکید میگردد- لیکن آنچه که مسلم است حسن فتحی باردیگر برگی از فصول فیلمسازی غنی خود را دراین فصل خزان ورخوت رو کرد مجموعه ای که میتوان آن را همپای دیگر سریال های قوی وجریان ساز فتحی هم چون شب دهم – پهلوانان نمیمیرند – مدارصفردرجه برشمرد که از امتیازات فنی وروایی بسیاری برخوردار است ، آنچه که سریال زمانه را پربیننده  و جذاب برای مخاطبین ساخته در درجه اول کارگردانی جناب قتحی  ودر واقع کاربلدی اوست که با تسلط کامل بر کادر تصویر ، فضای سریال های سیما ،ذائقه مخاطب و حساسیت هایی است که در زمان تولید تا پایان کار، ریتم ساخت سریال را ثابت و در جای اصولی خود نگه میدارد

                                 

 قصه سریال از روایت ساده وجذابی برخورداراست که قابل پذیر بوده وهنگامیکه بدین مهارت وقدرت فنی ساخته میشودبرای بیننده همذات پنداری بوجود میاورد ، زمانه روایت درد انسانهایی است که انگارخیلی وقت است میشناسیمشان ، آدمهایی که در اطراف ما حضور دارند ... وحتی  در جمع های خانوادگی مان از آنها شنیده ایم وحسن فتحی با  تسلط عالی بر دوربین وتصویر تار وپود زندگی آنها را جلوی چشممان آورده و چنان نزدیک که انگار حتی نفسهایشان را میشنویم

تعلیق و خلق موضوعات این سریال که از ریتم تندی برخورداربوده تا کنون بی نظیربوده و برای اولین بار در مجموعه های ایرانی شاهد تعدد وسرعت وقایع میباشیم

عوامل دیگری نیز موثر در جذابیت سریال میبوده ازجمله تعدد لوکیشن ، بازی خوب بازیگران وترکیب آنها ،برخورداری از صحنه آرایی عالی و... با توجه به اینکه تم کلی سریال مبتنی بر روایت زمانه ازآدمهایش ونقش آفرینی متفاوت آنها دراین زمانه ست ما نیز نقد خود را بر چند قسمت تقسیم وپرونده ای را برای نقد وتحلیل زمانه با لحاظ روایت  آدمها در چندین فصل  نقد مینمایم با هم این روایت ها را مرور نموده وامیدوارم که برمن منت نهاده وازنظرات وپیشنهدات خود دربخش نظرات وپیام ها دریغ نفرمایید / یا حق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سریال زمانه سریال های سیمای ایران زمانه امروز آخرین ساخته حسن فتحی حمیدگودرزی پرینازایزدیار اسماعیل عفیفه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 18 بهمن 1391 ) ( 11:48 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات