گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

بنام خدا

نمیدونم اسم بعضی جملات رو چی باید بذارم ؛ جملات قصار، کاریکلماتور ؛ پیامکی و ... همون جمله هایی رو میگم که احساسی خاصی درآدم بوجود میاره و نمیشه بی تفاوت ازکنارشون ردشد!! ، منظور احساس اندوه نیست ،یا احساس شادی... من اسم اون رو " حس همدردی " میذارم ! چون با خوندن اونها میفهمم که مشکلات، ناراحتی، غم و غصه و ...فقط برای ما نیست و لااقل کسی تو این دنیا هست که هم درد ماست – حتی اگر همون نویسنده اون جمله یا رنجنامه باشه – رسیدن به این احساس مشترک تسلی بخشه و میتونه ازبار سنگین رنج و درد آدم انگیزه ای بسازه برای حرکت ، برای امید و رها شدن ازقید و بندهای خمودگی [ هرچند که خیلی ازما کاملاً برعکس این قضیه عمل میکنیم و بااطلاع ازدردها و غصه های مشترک ، بیشترغمبرک می گیریم ]بهرحال تعدادی ازاین جملات رو مرور میکنیم:

                                      ==================================

- بگذار سکوت "قانون زندگی ات" باشد ، وقتی واژه ها " درد " را نمیفهمند !

- چه رابطه ای است بین نبودنت با رنگها ؟ دلتنگ که میشوم روزگارم سیاه میشود !

- گفتم حقیقت را بگو تا روشن شوم ؛ ؛ وقتی حقیقت را گفت : کلاً خاموش شدم .

- گاهی که اززندگی خسته شده ام دلم میخواهد ساعتم را روی"هیچوقت"کوک کنم !!

- جلوی بعضی از خاطره هاباید نوشت:آهسته یادآوری شوید "خطرریزش اشک "

- دلم پر از زخمهایی ست که قراراست هروقت بزرگ شدم ، ازیاد ببرم !

                                 

- دراین" روزهای دلتنگی " چه سخت پرداخت میکنم با تنهاییم ...تاوان با تو بدون را

- اشتباه ازمن بود ،بعضی ها رو پررنگ نوشتم ... حالا به سختی پاک میشوند !

- تقریباً همه رو متقاعد کردم که دوستش نداشتم حالا نوبت خودم است!!

-روزهایم گذشت،روزگار ازمن ولی نگذشت ،من امااز روزهاگذشتم واز روزگار،

بگذرید از من!

- من پلی بودم برای عبورت ؛فکر تخریبم نباش ؛رسیدی دست تکان بده ،خودم فرو میریزم !
                                  

- آهسته گفت خدانگهدارت ورفت آدمها چه راحت مسئولیت خودرا گردن خدا می اندازند

- دردنیای من گرگ ها هم افسردگی گرفته اند ،دیگر گوسفندان رانمیدرند دل به نی چوپان میسپارند و گریه میکنند

بلندترین شاخه درخت واژه دردناکی راباتمام وجود می فهمدو آن هم" تنهایی"است

-من واسه کسی شاخ نشدم اما شاخ درآوردم از شاخ شدن خیلی ها


پی نوشت: استقبال شما عزیزان ازاین جملات عاطفی که ازدید ما _ دردهای مشترک - نام دارند موجب شد که تعداددیگری ازاین عبارات را اضافه کنم ::

* وقتی کارها خوب پیش میرود شک میکنم ...[یک جای کار می لنگد].

* برای انسانها باید همان قدر باشی که برای توهستن ، بیشتر که شوی سوءتفاهم ایجاد میشود

* به بعضی ها باید گفت : "عزیزم من پین کد نیستم که سه باربهت فرصت بدم "

*ازبزرگی پرسیدن :خوش میگذره؟ گفت :خوش میگذره که مال قدیم بود "الآن فقط خوشیم ،که میگذره"

*زخمهایت را پیش همه بازگو نکن اینروزها همه "بانمک "شده اند

تنهایی می آید با کوله باری از خاطره ها ،طاقت تحمل تنهایی را دارم ؛ با کوله بارش چه کنم؟

مرد زندانی می خندید ! شاید به زندانی بودن خویش ...و شاید به آزادی من ؛راستی زندان کدا م سوی میله هاست؟

هرکس به سهم خود چیزی ازدنیا برمیدارد ؛ میدانی من چه برداشته ام ؟من ازدنیا ...دست برداشته ام




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی
برچسب‌ها: احساسات پیامک جملات همدردی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 4 مرداد 1392 ) ( 06:34 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic