تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب حقـوقــــی

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

معروفترین قوانین عجیب جهان

«قانون » بنا به تعریف ذاتی و مصطلح عبارت از باید‌ها و نباید‌ها یی است که توسط یک مرجع صلاحیتدار وضع و برای حفظ نظم و انضباط در سطح خانواده و جامعه لازم است ، این بایسته ها جامعه را از وقوع ناهنجاری و آشفتگی حفظ میکند لیکن بد نیست بدانید که گاهی در سطح جهان با قوانینی برخورد می‌کنیم که بسیار عجیب و در عین حال خنده دار بوده و از سوی برخی ممالک - بعضاً پیشرفته وضع و جداً بر اجرای آن تاکید میشود در این مطلب با بعضی از این قوانین آشنا می‌شوید که اگرچه برای ما عجیب و خنده دارند ... ولی برای مردم آن کشورها رعایت و محترم شمرده میشوند ( بقیه را با کلیک ادامه مطلب بخوانید)                 

 ممنوعیت مُردن در پارلمان انگلیس
کشور انگلستان در میان سایر ملل اروپایی به داشتن بیشترین قوانین احمقانه معروف است. اما شاید در میان این قوانین و مقررات احمقانه این یکی از بقیه معروف‌تر است مردن در پارلمان انگلستان ممنوع! بدین معنا که اگر در پارلمان این کشور حال شخصی بد شود ابتدا با هرشرایطی وی را به بیرون پارلمان منتقل کرده - تا ازمرگ طرف در داخل جلوگیری شود - و سپس کمکهای اولیه را می‌رسانند. سالهاست که بسیاری از نمایندگان پارلمان انگلستان در تلاش هستند تا این قانون را عوض کنند اما قدیمی ها را که اجل مهلت نداده است و جدیدها هم کلی گرفتار عراق و افغانستان و .... هستند پس حالا حالاها اگر بعنوان توریست از پارلمان دیدن کردید حواستان به آمار شمارش نبضتان باشد که اگه نامنظم شد تُندی از اونجا بیرون بزنین !!!
قانون تک فرزندی در چین :
این قانون شاید یکی از شناخته شده‌ترین قوانین عجیب در دنیا باشد. در کشور چین و از سال ۱۹۸۷ به این سو قانونی به تصویب رسید که زوج‌های جوانی که می‌خواهند بیش از یک فرزند داشته باشند بایستی مالیات سنگینی بپردازند.
این قانون به منظور کنترل جمعیت رو به افزایش کشور چین به تصویب رسید و مسئولین این کشور منظور خود از تصویب این قانون را مقابله افزایش جمعیت در این کشور اعلام کرده‌اند اما مخالفان این قانون اعلام می‌کنند که این قانون باعث شده است که آمار سقط جنین در چین بالا برود. خانواده‌هایی که فرزند پسر می‌خواهند در صورتی که متوجه شوند فرزند آن‌ها دختر است جنین را سقط می‌کنند و بالعکس.
ممنوعیت بازی‌های رایانه ‌ای در یونان
این قانون اولین بار در سپتامبر سال ۲۰۰۲ در کشور یونان به اجرا درآمد. قانون گزاران یونانی در توجیه این قانون اعلام کردند که این قانون فقط مخصوص گیم نت‌ها بوده و هدف آن مقابله با قمار و شرط بندی است. اما در دسامبر سال ۲۰۰۳ میلادی این قانون به صورت کلی در تمام یونان اعمال شد و دولت اعلام کرد که نمی‌تواند بین بازی‌های مضر که می‌توان با آن‌ها قمار کرد و بازی‌های بی‌ضرر تفکیک کند پس کلاً بی خیال شدند و اگر هوس سیاحت کشور فلاسفه به سرتان زد یه وقت هوس بازی Mystery of Cleopatra-JAGUAR و بردن آنها به سرتان نزند

_ هیچ خوکی را نمی‌توان ناپلئون نام نهاد
ناپلئون بناپارت امپراتور مشهور
فرانسوی که نزدیک به کل اروپا را فتح کرد اما شانس با وی یار نبود و در ‌‌نهایت در تبعید جان سپرد. وی همچنان هم در کشور فرانسه برای بسیاری از مردم به عنوان سنبل و نمادی از روزهای اوج اقتدار و عظمت امپراتوری این کشور شناخته می‌شود. در سالهای گذشته و به منظور احترام به او، قانونی تصویب شد که بر اساس آن هیچ خوکی را نمی‌توان ناپلئون صدا زد. البته بسیاری در فرانسه امروزه این قانون را یک جوک تلقی کرده و بسیاری نیز از وجود آن بی‌اطلاع هستند.
_ بالش یک سلاح غیر فعال
در کشور آلمان قانونی وجود دارد که بر اساس آن اگر شما با بالش به کسی حمله کنید به مانند این است که با چاقو به این شخص حمله کنید. در هر حال در کشور آلمان بالش به عنوان یک سلاح غیر فعال رده بندی شده است.
_ حیوانات جفت نمی‌توانند در انظار ظاهر شوند
بر اساس این قانون عجیب و به نوعی احمقانه حیوانات جفت نمی‌توانند با هم در شعاع کمتر از
۴۵۰ متری از مدارس، کلیسا‌ها و یا رستوران‌ها ظاهر شوند.
-
روزهای مشخص برای تردد ماشین‌ها در فیلیپین
در کشور فلیپین قوانین خاصی وجود دارد که بر اساس آن خودروهایی که شماره پلاک آن‌ها به دو عدد
۱ و۲ ختم می‌شود دوشنبه‌ها، ۳و ۴ در سه شنبه، ۵ و ۶ در چهارشنبه، ۷ و ۸ در پنج شنبه و ۹ و ۰ نیز در روز جمعه اجازه تردد ندارند.

اینکه پلیس فلیپین چطور می‌تواند در این مورد به اعمال قانون بپردازد رو کار نداریم ، اینکه واسه زوج و فرد کردن ماشین ها اینهمه غرمیزنیم رو با یه رفتن به فیلیپین میشه حل کرد
_ اجباری بودن واژه «استالین»
بسیاری از مردم دنیا، استالین را به عنوان یکی از بی‌رحم‌ترین دیکتاتورهای قرن بیستم می‌شناسند. وی روسیه را به یک انقلاب صنعتی وادار کرده و چهره این کشور را به کلی دگرگون ساخت اما در این میان مسئول کشتار میلیون‌ها انسان بی‌گناه نیز بود.
با این وجود در بخش‌هایی از این کشور هنوز وی به عنوان رهبری بزرگ شناخته می‌شود. در بخش‌هایی از روسیه هنوز قانونی وجود دارد که در میان اسم پسران حتما بایستی واژه استالین به کار رود




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی طنــــزِ تا قسمتی جدی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 10 شهریور 1394 ) ( 08:38 ب.ظ )

                                                    بنام خدا

                                        بررسی روابط حقوق و جامعه شناسی

علم حقوق که محور مباحث خود را حقوق و نظامهای حقوقی قرار می دهد،(1) سابقه ای طولانی دارد و سالها پیش از پیدایش جامعه شناسی وجود داشته است. حتی برخی معتــــقـدند که ریشه های جامعه شناسی را باید در مباحث این علم جستجو کرد.

مسلماً برای شناخت جامعه ای همچون مسلمانها ، یکی از مولفه های لازم آگاهی از احکام و موازین شرعی درکـــنار مقررات موضوعه آنهاست چه،علم حقوق برای ساماندهی به زندگی جمعی انسانهاست
البته مدتها ، حقوق
«به منزله یک هنر یا یک فن» تلقی می شد و با اینکه در دو قرن گذشته تلاشـــها یی انجام گرفته تا حقوق به صورت یک علم در آید، هنوز بسیاری از نویسندگان متون عــلمی و علوم تجربی ، از برخی از حقوقدانان شک دارند که حقوق را به عنوان موضوع تحقیق علمی، نظیر سایر پدیده های اجتماعی، مثلاً زبان تلقی کنند.... منشأ این تردید، ماهیت قواعد حقوقی و خصیصه هنجاربخشی آنهاست. چارچوب علم حقوق را نمیتوان درقالب «چیزی که هست» ساخت بلکه منطبق است با«چیزی که باید باشد» (2)
پس از آنکه جامعه شناسی به عنوان یک علم مطرح شد، صف آرایی تقریباً خصمانه ای بین دو گروه از عالمان حقوق و جامعه شناسان پدید آمد: از یک سو،
ادعای امپریالیستی جامعه شناسی، جمعی از حقوقدانان و فلاسفه حقوق را بر آن داشت که با هرگونه رابطه جامعه شناسی با حقوق مخالفت کنند و معتقد به انفکاک کامل علم حقوق از جامعه شناسی شوند.(3)

از سوی دیگر جامعه شناسان نیز به علت ترس از ورود مفاهیم ارزشی در بررسی واقعیت اجتماعی ، تا حدی از پرداختن به مناسبات جامعه شناسی با حقوق خودداری می کردند. اما مدتی است که پیوند و ارتباط تنگاتنگ حقوق و جامعه شناسی مورد توجه قرار گرفته و از سوی جامعه شناسان و حقوقدانان و نیز از سوی کسانی که جامعه شناس و حقوقدان بوده اند، آن جدایی آشتی ناپـــذیر به همکاری و همیاری مبدل شده است. این همکاری پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و چندی است که دست کم در کشور فرانسه اختلافات بین جامعه شناسان و علمای حقوق رفع شده است. در خارج از فرانسه نیز بیش از هفتاد سال است که جامعه شناسی حقوقی از طرف جامعه شناسان و حقوقدانان در مقیاسی وسیع مطالعه می شود.(4)
البته این امر به معنی عدم وجود مرز مشخص و معین برای هر یک از این دو علم نیست، بلکه با توجه به این واقعیت که حقوق با یک سلسله از امور ارزشی و دستوری سرو کار دارد و جامعه شناسی در صدد بررسی و شناخت قوانین زندگی اجتماعی و پدیده های اجتماعی و تحول آنهاست، از تداخلشان جلوگیری خواهد شد.
به هر حال، اگر
سخن ژرژ گورویچ و موریس هوریو که می گفتند:« بخش اندکی از جامعه شناسی از خطه حقوق دوری می گزیند، اما بخش بزرگی از آن به سراپرده حقوق روی می آورد... و قسمت نا چیزی از حقوق نیز از جامعه شناسی دور می شود و قسمت معـــتــنابهی از آن به جامعه شناسی رو می نماید»(5)، بیانگر تمام حقیقت نباشد، دست کم مبین بخش عظیمی از آن است.با در نظر گرفتن دو تعریف یاد شده از حقوق(6) و جامعه شناسی و با نگاهی کوتاه با مباحث و مسائل این دو علم، همکاری، بهره گیری و بهره دهی این دو علم به یکدیگر روشن می شود. جامعه شناسی، نهاد و نظامهای حقوقی را به عنوان پدیده های اجتماعی در نظر می گیرد و به بررسی عوامل پیدایش آنها، کارکرد آنها و نیز مناسبات آنها با سایر نهادها و پدیده های اجتماعی می پردازد و برای دستیابی به قوانین اجتماعی سیر تحولی این پدیده اجتماعی را مطالعه می کند و نظامهای مختلف حقوقی را- که حقوقدانان بزرگ پایه گذار آنها بوده اند- بررسی می کند. مثلاً وقتی جامعه شناس به این مسأله دست می یابد که نوعی خاص از قواعد حقوقی موجب آشفتگی و از هم گسیختگی یا انسجام جامعه می شود، در حقیقت برای کشف قوانین پدیده های اجتماعی، به بررسی نمونه های متفاوت نظامهای حقوقی در جوامع مختلف نیز پرداخته است. یا آنگاه که از عوامل تحول نظامهای حقوقی سخن می گوید، دیدگاههایی را که ارائه می دهد، فرایندی از بررسی و تحقیق نظامهای مختلف حقوقی است. از سوی دیگر، تأثیر جامعه شناسی در علم حقوق به حدی است که گاه نظریات جدیدی را به وجود می آورد. مثلاً این نظریه که مجرم یک بیمار اجتماعی است و باید با او مانند یک بیمار رفتار کرد، نه آنکه او را سخت مجازات کرد، خود از یک نوع بینش جامعه شناختی در مبحث اجتماعی شدن- که به وسیله برخی از جامعه شناسان مطرح شد، برخاسته است؛ به این معنی که منشأ بزهکاری مجرم در زندگی اجتماعی او نهفته است و از آنجا که این فرد در جامعه یا گروهی می زیسته که دچار انحراف بوده یا زمینه ها و عوامل اجتماعی پیدایش آن جرم در آن جمع وجود داشته است، بنابراین نسبت به آن ضد ارزشها، اجتماعی شده و صدور چنین جرمی از او امری طبیعی و مولود اجتماعی شدن اوست.(7)
بهره گیری حقوق از جامعه شناسی در حقوق جزا نیز قابل توجه است، زیرا
هدف اساسی حقوق جزا، کنترل رفتار افراد و واداشتن آنها به رعایت و حفظ ارزشهای اجتماعی است و حقوق جزا بدون بهره گیری از جامعه شناسی در این زمینه، کارایی محدودی دارد؛ اما اگر حقوقدان با توجه به عوامل و علل اجتماعی بزهکاری و اجتماعی شدن فرد در گروه، این مسأله را مورد عنایت قرار دهد، به دیدی وسیعتر و صحیح تر در زمینه علل بزهکاری از یک سو و تأثیر مجازاتها از سوی دیگر دست خواهد یافت. حقوقدانان نیز با توجه به زمینه ها و اوضاع اجتماعی، موقعیت یک نظام حقوقی، عوامل مقاومت مردم و حدود مقاومت آنها در برابر قوانین جدید (که در جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد)، نظام حقوقی مطلوب برای هر جامعه یا یک جامعه معین را مشخص می کنند و قوانین حقوقی مناسب را با توجه به دستاوردهای جامعه شناسی وضع می کنند. در مکتبهای حقوقی نیز نقش جامعه شناسی بخوبی نمایان است، چه آنکه از جمله مکتبهای مورد توجه در علم حقوق مکتب جامعه شناسی است.
با توجه به مطالب فوق، رابطه متقابل جامعه شناسی با حقوق (اعم از فن حقوق، علم حقوق و فلسفه حقوق) روشن می شود. از این رو،
برخی از دانشمندان تصریح کرده اند که یک حقوقدان باید تا حدی جامعه شناس باشد.(8)


پی نوشت ها :

1-مطالعات حقوق و نظامهای حقوقی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
الف) علم به قواعد و قوانین حقوقی یک جامعه که معمولاً از آن با واژه «علم حقوق» یاد می کنند. ب) علم به مبانی و ریشه های قوانین و تحلیل قوانین حقوقی از جهت چگونگی پیدایش و تحولات آن که واژه «جامعه شناسی حقوقی» در مورد آن به کار می رود.
ج)مطالعه درباره نتایج مترتب بر اعمال و اجرای قوانین که بسته به آنکه چه نوع آثاری در نظر باشد، بررسیهای جامعه شناختی، روانشناختی، اقتصادی و... را به خود اختصاص می دهد. )فلسفه حقوق که همانند فلسفه علوم دیگر، علم حقوق (علم به قوانین) را محور بررسی قرار می دهد.
مطالعات یاد شده غیر فن حقوق و شیوه دادرسی و نیز قانونگذاری است.
(ر.ک: دفتر همکاری حوزه و دانشگاه؛ در آمدی بر حقوق اسلامی؛ فصل سوم).

2-لوی برول، هانری؛ جامعه شناس حقوق؛ ص 58-57. بر این اساس، واژه علم در مورد جامعه شناسی و حقوق به یک معنی به کار نمی رود. در حقوق مقصود از علم، منظومه ای معرفتی نظیر تاریخ و جغرافیاست؛ ولی در جامعه شناسی علم به معنی کشف روابط علت و معلولی است.
3-علمای حقوق در آغاز حتی وجود علم مستقلی به نام جامعه شناسی را زیر سوال بردند و معتقد بودند که با وجود علم حقوق زمینه ای برای جامعه شناسی باقی نخواهد ماند؛ ولی کم کم ناگزیر به پذیرش چنین علمی شدند. آنان از پیوند و برقراری ارتباط بین این دو علم وحشت داشتند؛زیرا گمان می کردند که پذیرش چنین امری به معنی علم حقوق است و دست کم سرانجام منجر به نفی کامل علم حقوق و هضم آن در جامعه شناسی خواهد شد. پیدایش جامعه شناسی حقوق معلول کل این جریان و تحول و رشد این دو علم است.

4-ر.ک: جامعه شناسی حقوق؛ ص 14.

5-گورویچ،ژرژ؛ درآمدی بر جامعه شناسی حقوقی؛ ص 3.
6-مقصود ما از «حقوق» مفهومی است که در برگیرنده فلسفه حقوق، علم حقوق و فن حقوق است و به تعبیر دیگر آن چیزی است که حول این محور دور می زند.
7-اسلام و به طور کلی ادیان الهی معتقدند که گر چه ساخت یک جامعه یا سلامت و بیماری آن در وقوع و عدم وقوع جرم مؤثر است، ولی جز در موارد استثنایی، بدانگونه نیست که برای فرد راه چاره باقی نمی گذارد. ادیان الهی ضمن پذیرش تأثیر عوامل مختلف فردی و اجتماعی، برای اختیار و اراده آزاد انسان نقش اساسی در سرنوشت انسان و اعمالی که از وی سر می زند قائل است و این امری است که هر انسانی بر اساس فطرت پاک خویش می یابد. چه آنکه با نفی اختیار انسان، جایی برای ستایش و نکوهش، پاداش و کیفر طبق هیچ نظام حقوقی باقی نخواهد ماند و هرگونه مجازاتی ظالمانه و غیر معقول است. به علاوه هیچ توجیه صحیحی از چگونگی و علل رفتار انسانهایی که برخلاف مقتضای جریان جامعه خویش عمل می کنند، یافت نمی شود.
8-گورویچ در مورد اهمیتی که دورکیم در جامعه شناسی به حقوق داده می گوید:« وی می تواند بر سردر عمارتی که ساخته است بنویسد: هر کس حقوقدان نیست، بدینجا وارد نشود (در آمدی بر جامعه شناسی حقوقی؛ ص 20). 




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: حقوق/ جامعه/ جامعه شناسی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 10 تیر 1394 ) ( 08:42 ب.ظ )

این تصویری از اشکهای زینب است   در وداعی تلخ و پردریغ با پدر شهیدش "ستوان جواد مرادی" از مامورین محترم پلیس آگاهی کرج که روز یکشنبه در حال انجام وظیفه در محدوده مشکین دشت کرج با تیراندازی سارقان یکدستگاه پراید به شهادت رسید

براستی امنیت گوهر گرانبهایی است که بهای آن با جان مامورین نیروی انتظامی و پاسداران امنیت مرزها و معابر مملکت عزیزمان ایران مبادله میشود همانان که جانشان را در سرما و گرما در جاده های ناهموار در ایام تعطیل ومناسبات دور از خانواده و فرزندان دلبندشان سپر آتش خشونتها و ناهنجاریها و نامردمی ها میکنند تا من وشما درکنار فرزندان وعزیزانمان لحظه ها را به شادی وسرخوشی بگذرانیم 

چون همین عزیز ازدست رفته جوان برومند وارزنده پلیس آگاهی ناجای کرج

  روحش شاد ، یادش گرامی و راهش مستدام





موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: پلیس آگاهی کرج/ شهید ستوان مرادی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ) ( 05:15 ق.ظ )

                                               به احترام آنان که برگه را سندکردند

در روزگاری نه چندان دور که خبری ازاتوماسیون اداری وثبت آنی و سیستمهای آنلاین نبود  دسترسی دفاتراسناد به یک بخشنامه یااخذ استعلام و یا پاسخ یک سوال... گویی پیمودن مسیر کوه قاف بود و جستن موی زال ؛ وبرای جستن نامی در فهرست ممنوع المعامله ها چنان رنج و مشقتی میابد که امروز حتی درخیال هم تصور نمی شاید پروسه ای طولانی بود از زمان صدور حکم قاضی و تایید آن تا ارجاع به واحد تکثیر-که درکنار بخشنامه های دیگر به تعداد دفاتر تکثیر و برایشان ارسال شود- و یاللعجب که گاه همان زمان طولانی موجبات بروز خطایی میشد که حسب الامر جز برگرده سردفتر کسی مسئول شمرده نمیشد 

 امروزه آن مسیرپر پیچ و خم درکلیک چند واژه و زمان پیمودنش درکسری از ثانیه خلاصه شده است !!

این مقاله درآستانه ششم دی «روزتکریم سردفتر» ادای احترامی است به تمام بزرگان و اساتید پیشکسوت که نهادی بنام دفاتراسنادرسمی رادرجامعه تاسیس و ازجان و روان خویش "لوح مرده و کاهی" را بنام کاغذ را (اعتباری جاودانه بخشیدند بنام    سند )


   در برهه ای ازتاریخ معاصر، به اقتضای توسیع معاملات و کثرت مایملکات لاجرم تحریر سیاهه ای بر ثبوت صحت معاملات و انتساب مایملکات خلق ضرورت افتاد که امری بس خطیر بود از آنرو که سوء انتفاع شخصی از آن ممکن الیسر و با دخل و تصرفات شاطرانه نظارت حاکمان را بلااثر می نمود پس لاجرم تولیت آنرا صاحب منصبی میبایست از خواص ملت که درامانت و عدالت بین خلق نکونام ، و معتمد خاص و عام باشد آنچنانکه شرافت و مناعت طبع خویش را میزان هر تعامل و تقابلی نهد

امروز اگر سردفترانِ درهرکوی و برزن از معتمدین محلند و اسرار مگوی مردمان رامحرم و اموال غریب و آشنا را اهلند( آنچنانکه خلق اموال هنگفتشان رافارغ البال به امانت دفترخانه ها سپارند و برحکمیت ایشان سر فرو می آرند) ثمره همان جهد صافی و عهد وافی در امانت داری ست که آن بزرگان در سودای حلال و ثبت اموال نگاهداشته  و  بار گران این مسئولیت را در انحنای مصائب روزگار با هررنج و مرارتی بردوش کشیده ؛ از آزمون انصاف و عدالت راست قامت بیرون آمدند 

و از درستکاری ایشان بنیان و اساس منصب تحریر، همطراز بر ریسمان وثوق و اعتماد خلق آنچنان مستحکم بنا نهاده شد که درگذر از توالی دورانها و زمانها همچنان دفاتر اسناد رسمی ، امروزه به اتکاء ستون های مستحکمش -که نام نیک و شأن آبرومندانه اسلاف خویش است- مصداق اعتماد و اعتبار جامعه اند

امروز اگر اموری بس خطیر و مهم چون احراز هویت و تشخیص اصالت و انتساب امضاء به مدد فناوری و ترقی درپلک زدنی پیش چشمانمان نمودارست میراث جهد و ایثار راست قامتانی است که نور و جوهره دیدگانشان در تشخیص اصالت امضاها و احراز هویتها کم فروغ گردید تاچراغ این سرای اعتبار و عدالت روشن بماند

اینکه امروز باافتخار از شغل خویش یاد می کنیم نه ازحیث بلاغت تحصیلات عالیه و نه از تمکن صلاحیت غالیه ؛ بلکه از بابت عزتی است که اسلاف دیرین ما آفریدند و این منصب را در طبقه معلای جامعه مستقر نمودند

 و این سرا ازانفُس همانانی وام گرفته که گرد و غبار بایگانی را درحلق و سینه خود فرو برده و ذهن و اندیشه را به ویرایش بیان و پیرایش عیان آذین نموده ...در غلظت جوهر و تیزی قلم صیقل یافتند و عهد خود را درتاروپود اطمینان خلق بافتند

همانان که دستهایشان نه تنها بردفتر که برپهنه اجتماعی بزرگ گسترده و رفاه و امنیت را درکالبد اجتماع دمیده و افکارشان بزرگتر ازاندیشه های کوچک انسانی را درنوردیده تا خود مصادق بزرگی یافتند ، وقتی از آن بزرگواران  یادمیکنم شرمم میاد ازاینکه خود را دراین زمانه مترقی از تجهیزات فناوری و امکانات سهل الوصول رایانه ای ، سردفتر بنامم شرمم میاید

و باید که قلم درخلوت خویش سرخم فرو آرد بر نام آنانکه اعتباری دوباره به او بخشیدند و درروزگار انکار وحی و زوال منزلت و خرید و فروش قلمها و واژه ها ، بر سبیل انبیا مداومت نموده و در جامعه ای غبارآلود ؛قلم را با ذره ذره وجود خویش چونان ستون سلامت برافراشته اند !!

جان کلام :[ همچنانکه اسکناس پشتوانه ای دارد که همان طلا و ذخائرملی ... است ، سند را نیز باید پشتوانه ای گران برشمرد از جنس ده ها سال اعتبار و اعتمادی است که اسلاف این پیشه بر آن آفریدند]

و امادر هیاهوی جامعه امروز که هرکس چون قد و بالای خویش را بر می اندازد و منصبی میابد زبان را جز به هجو دیگری نمی آلاید گویی هرکس تنها مترصد خطا و غفلت دیگران میپاید و تمجید ستودن دیگری به شان و کفومان نمیاید ... و دولت ها به اعتبار امانتداری کاتبان بالعدل آسوده خاطر از حریم امن اموال مردمان ازبرای خود ادعا و افتخار اشتغالزایی و تامین معشیت و حسن امنیت را دربوق و سرنا میکنند ... تقدیری ساده حتی ازجنس واژه ها هم از آنان دریغ میشود.. حال آنکه باید به احترام این امانت داران بی ادعا ، برای آنانکه کاغذ ی ازجنس کاه را سند کردند و منزلتی دادند که جوهره سلامت وامنیت اجتماع انسانهاست قامت برافراشته و با احترام کلاه ازسربرداریم

یادشان همواره گرامی » یاحق /ناصرهلالی


پی نوشت : دکتر علی شریعتی اوصاف مردم را درسه د سته شرح داده ، اگر مروری بروصف دسته سوم بیاندازیم شاید حق مطلب را نسیت یه آنها که موسسین این پیشه بوده اند اداشود:

دسته سوم :آنهایی كه وقتی هستند، هستند وقتی كه نیستند هم هستند «آدم‌های معتبر و باشخصیت»، كسانی كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند كسانی كه همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه حضورشان را درنمیابیم اما وقتی كه از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك می‌كنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سكوت می‌كنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی كه می‌روند یادمان می‌آید كه چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 6 دی 1393 ) ( 11:36 ب.ظ )

"استاد ناصرکاتوزیان درگذشت " مولف کتب جامع حقوقی، استاد فرزانه حقوق دانشگاه تهران، از اعضای تدوین قاون اساسی ایران و به بیان جامع "پدر علم حقوق ایران " به دیار باقی سفرکرد و از عالم واقع رخت بربست ، اما بی تردید اندیشه ها، باورها، آموزه ها و درس های فراگرفته از مکتب استاد و میراث بی بدیل علمی، فرهنگی و حقوقی به جا مانده از ایشان و هزاران حقوقدان، قاضی و وکیل تربیت شده در محضر ایشان و شاگردانشان را نمیتوان بسان سفر ابدی ایشان، سفر کرده دانست




برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: شعر و ادب حقـوقــــی
برچسب‌ها: دکترکاتوزیان/ حقوق/ دانشکده حقوق
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 15 شهریور 1393 ) ( 01:15 ق.ظ )

[   تـــــــراژدی یک ذره بیــــــن ]

دوشنبه شب پنجم اسفند؛خبر 20 و 30 و پخشِ برنامه ای(موسوم به زیرذره بین) با موضوع وقوع تخلف در دفاتر اسناد رسمی و احساس رخوتی غریبانه ازاینکه درچنین روزگار بی مایه ای؛ حرمت آدمی را در پیش چشمان افکار عمومی فقط و فقط برای فرونشاندن بغض و کین شخصی عریان میکنند؛از اینکه یک کژرفتاری صنفی (که فقط گروهی ازمردم ازآن متضرر شده اند) به قیمت نقص حریم آحادجامعه؛وسیله جذب مخاطب کرده اند تا ازاین آبشخور نصیبی برای ارتقاء خود بدست آرند !! نمیدانم در قاب غبار اندود این فضا؛ معیار و ملاک حراج حرمت انسانها راچگونه تخمین و محاسبه میکنند و کدامین ذائقه ریزه خواری اکران این تراژدی تلخ به حلاوت خورند/... الله اعلم

 

نمیدانم به کجا باید شکایت ببریم از این رسانه که بنام روشنگری وبه کام "پرده دری " هراقدامی را برخود مشروع کرده و به صرف حلال ؛ کام دیگران را نامطبوع کرده و خاطرشان را پرملال !! آخر بر چه مبنایی اجزا این دستگاه عریض و طویل از تهیه کننده و کارگردان و گزارشگر و مجری و ... هرجامجال یافته هر کس را که در این جامعه نامش به حرمت برند و مقامش به صولت نشانند بنام واقع نمایی و روشنگری ؛ سیبل وار آماج حب و بغض های خود میکنند که اگر هم نقدی و عتابی" ولو کم رمق و ازبرای حفظ ظاهر" برآید ... چنان نعره وامظلوما ؛ و اغربتا سرمیدهند و ازتنگنای عرصه روشنگری در تاریکخانه رسانه خود در بوق و کرنا کنند که دیگر تاب نقد و عریضه ای [ ازبیم آنکه کوته بینش نخوانند و به توجیه تخلف متهمش سازند] نمی ماند .../ بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی هنر و رسانه
برچسب‌ها: رسانه ملی خبر شبکه دو جنجال سردفتران
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 7 اسفند 1392 ) ( 01:00 ق.ظ )

... و رسیدیم به قصه آن پیامک جنجالی

غروب جمعه ششم دیماه سالجاری؛ تب و تاب انتخابات اولین دوره کانون سردفتران البرز ؛با اعلام نتیجه نهایی اسامی حائزین اکثریت آرا فروکش کرده و پرونده این رقابت صنفی با برگزاری انتخاباتی آبرومندانه و شکوهمند که مایه مباهات قشر فرهیخته سران دفاتر و دفتریاران البرز بود "بدون هیچ ان قُلت و حرف و حدیثی" میرفت که مختومه شود؛ ...اما وقوع یک اتفاق درست در لحظاتی پس از اعلام اسامی نامزدهای حائزین اکثریت آرا؛ بنوعی محاسبات را بهم ریخت و تا مدتی سرفصل گپ و گعده های بعدازانتخاباتی رابخود اختصاص داد


ارسال یک پیامک که ضمن تشکر ازرای دهندگان؛ این تضمین را به آنان داده بود که درطول دوه انتخابات و تبلیغات از اقدام به برخی مبادی غیراخلاقی جهت جذب آرا ازقبیل برگزاری جلسات و میتینگ های خاص و ایداء هرگونه وعده و و عید ؛تمسک به مسایل مذهبی و اسامی معصومین و ... خودداری نموده و همین متن کافی بود که حرف و حدیث هایی را درلابلای محاورات و گفت و شنیدهای همکاران ایجاد نماید؛ در این بین معدودی که انگار از هروله کردن آتش این واقعه نفعی میبردند تاب و توان خویش را بر استعمال معانی خاصی نهادند تا این قضیه به سمت و سوی اختلاف و رویارویی سوق داده شود و البته بعض همکاران که ازسابقه و کسوت دراین وادی برخوردار و ازتاثیرات ناگواربروز اختلاف صنفی بخوبی آگاه بودند صرفاً به اظهار تاسف و "تکان دادن سر" بسنده کرده و سعی بر فرونشاندن شراره های اختلاف و تحذیر از تراکم حرف و حدیث دربین همکاران داشتند ... بطور کلی این موضوع و جهات پیرامون آن بهانه ای شد که روند انتخابات این دوره را دراستان مورد بررسی و کنکاش قراردهیم :


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: انتخابات کانون سردفتران البرز/ پیامک
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 13 دی 1392 ) ( 01:34 ق.ظ )

(پیرامون انتخابات اولین هیئت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران البرز)

درآستانه فرارسیدن روز تکریم سردفتر ششم دی - - برگ دیگری نیز از تقویم تاریخ صنف عزتمند وشریف سردفتران ورق خواهد  خورد ، روزی سرنوشت ساز درحیات امور ثبتی واسناد رسمی استان البرز با برگزاری انتخابات اولین هیئت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران البرز و تشریک مساعی و همیاری متولیان ومسئولین ثبت که باید از ذوق و خلاقیت تصمیم گیرندگان و عوامل اجرایی ، تقدیری وافرنمودکه با تحقق این امر مهم درتقارن با روز سردفتر ؛ ششم دی سال 1392را برای همیشه درتاریخ معاصر، جلوه ای از شکوه و منزلت ثبت اسنادرسمی بیادگار نهادند

تا ساعاتی دیگر و با طلوع اولین طلیعه های خورشید آدینه - ششم دی – نمایشی از بینش بصیر و فهیم سردفتران استان اکران خواهد شد که نقش آفرینانش چه نوپا و جوان و چه با کسوت و سبق محترم ؛ هوشمندانه وآگاه از شرایط و اوضاع و احوال در جایگاهی رفیع و باعزت با حضور در پای صندوق های آرای صنفی خود صحنه گردانی میکنند ...

تاسیس کانون سردفتران ... بعنوان مرکزثقل  وپایگاهی نخبه درکنارکانون های وکلا، نظام مهندسی و... نه تنها در اوضاع و احوال صنفی که بی شک عنصر مهمی در- بازتعریف هویت شهرستان کرج –  و ازارکان ساختاری این منطقه خواهد بود و گزینه ای شاخص در فهرست عوامل توسعه شهر !

دفاتراسناد رسمی كه از جمله قدیمی ترین نهادهای حقوقی و مصداق موفق خصوصی سازی درکشورند دربازتعریف هویت وتبیین ساختار اجتماعی و ماهوی جامعه در کنار دیگر کانون ها و نظام های قشرنخبگان (همچون نظام مهندسی ،پزشکی و کانون وکلاو... آینده بالنده این شهر را رقم خواهد زد

بی شک حیات و دوام جامعه با صلابت ثبت اسناد کشور هرگزدر چنین برهه زمانی حساس و مهمی قرارنداشته و درشرایطی که تلاطم امواج بی مهری و تخطئه و ...  هوای رخوت و نومیدی را در فضای حرفه ای این صنف پراکنده ،  تنها با همدلی و حضور گرم همکاران عزیزمان در صحنه انتخابات کانون میسر میباشد رخوت و بی اعتنایی زیبنده این قشر فرهیخته نیست

دراین مجال اندک واگویه کردن مشکلا ت و مسایلی که جامعه سردفتران را مبتلا نموده میسر نیست وبی شک تمام دوستان و همکاران ا ز آنچه که حادث گردیه واقف و مطلعند ، قدر مسلم اینکه دردهای مشترک و همگونی که براین  پیکره وارد و شرایط را ناگوار نموده یقین که بابرگزاری یک انتخابات باشکوه و مظعم میتواند فریاد ترجمان حقی شود ازبرای اعتلای جایگاه و منزلت همکاران!!

عرصه حضور مضیق است و فرصت جبران دریغ و حسرت هماره بی ثمر ، دیده را به اغماض، بی اعتنایی ورخوت و...گشودن قدم هایمان را از حرکت و حضور در صحنه ای «که دراین شرایط اهمیتی دوصد چندان یافته » باز می ستاند لیکن اگردر این تلاطم  هوشیارانه قدم برداریم و مدبرانه انتخاب کنیم تلاشی است در جهت احقاق حقوق خود ... و بدین سان خدای را هم به مدد ونظارت خوانده ایم

 همیاری اندیشه های نوین( که درخویش ظرفیت و خدمت به جامعه سردفتری رامی بینند) درکنار نیروهای مجرب وآشنا به اهرم های قانونی( در جهت دفاع از کیان عزتمند این صنف نخبه ) که با رای و صلاحدید همکاران بصیر و آگاه براین مسند مهم توفق بیابند در شرایط حساس و خطیر این ایام ،راهبرد موثری است درجهت هدایت این کشتی درگرداب و تلاطم امواج !! وتکلیف برما ، حضوری فراگیر است وانسجام بر تحقق  اهداف و خواسته های خود، همکاران پیشکسوت و اساتید این خانواده!!

ما درمقابل آنان که تاب و توان خویش را مصروف آن نموده تاپیکره شریف سردفتری را ازگرندتیغ ها و تیرهای عناد و هجمه های جهل و بغض همچنان راست قامت و سرافزانده نگاه داشته وتحویلمان داده اند مسئولیم !! مشعل تلاش سالهای گذشته اینک نیمه سوز، روشن است و درمعرض باد پاییز، همت برافروختن روشنای چشمگیر آن درگرو صلابت و عزم منسجم ما در مشارکتی وسیع و فراگیر و این نه برسبیل شعار که التهابی از بیم و امیدهایی است که دراینروزها بر جامعه سردفتری تلنبار میشود !!

ما وارث رنج و مرارت ها و خون دل خوردن صاحب کسوتان و پیران معزز این حرفه ایم که از رقص قلمهایشان ساز اطمینان جامعه کوک میشد و خلق درسلامت و امنیت روزگار میگذرانید مردانی سلیم النفس که سلامت انسانها ، حدیث روزگارشان بود ... و حال اینک که در مسیر هجمه ها و تلاطم آشفته و ازهرسو آماج تخطئه و تفاسیر عجیب و تبصره های غریب  قرار گرفته و حتی دوام و قوام خویش را درمعرض تهدید و تضعیف میبینیم مبادا چنان شود که ضعف و سستی مان در این مصاف مهم و نقش آفرین گزندی بر یک عمر صلابت  و حضور در روایت تاریخی مان باشد این انتخابات بی شک صحنه ای از نمایش اراده و خواست همکاران ما در جایگاه واقع و منزلت رافع آنان است و فردای روشنی را نوید خواهدبخشید اگر طلیعه پرتوان خورشید با گامهای پرصلابت ما دروعده گاه انتخابات اولین هئیت مدیره کانون استان البرز آذین شود ؛ انشاء الله




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 26 آذر 1392 ) ( 03:56 ق.ظ )


"وکالت درجامعه ما درحال نهادینه شدن است" نمیدانم  شما هم این عبارت راشنیده اید ؟ اصطلاحی که برای انتخاب تیتر نشریات حقوقی و یا گنجاندن در سخنرانی یک مسئول یاسخنگو و..بکار می آید و منظور "توانمندی آحادجامعه ست برای دسترسی به وکیل و بهره مندی ازآن دراستیفای حقوق خود" که کارشناسان علوم اجتماعی و حقوقی اذعان دارند که برای تحقق آن،باید همه طرفهای دخیل دراین مقوله اعم از وکیل و موکل و سیتسم قضایی متفقاً شرایط اجرا و سازوکار قانونی آنرا فراهم آورند!! حال بنظرشماآیا چنین وضعیتی یا حداقل علایم آن در جامعه ما در عمل و واقعیت وجو دارد؟

 دراین مقال سعی کردم واقعیات موجود در حاشیه و متن هر یک از عوامل و طرفهای موثر در مقوله "وکالت " رابا بیانی ساده و دور از لفافه های کلامی و پچیدگی الفاظ ومعانی  بررسی و پاسخ این پرسش رابدست بیاورم( مطالب پیش روی شما دراین پست حاصل همین تحلیل و بررسی است که امیدوارم  مفیدفایده واقع شود ،‌حال اگر موضوعی از قلم افتاده و یا قرین واقع نیست و یا هرمورددیگر که موجب رنجش این قشرفرهیخته و بزرگوار شده است حقیر را به بزرگواری خود ببخشید و ازنقطه نظرات و راهنماییهای خود دریغ نفرمایید .    


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 12 آبان 1392 ) ( 01:18 ق.ظ )

                        بنام خدا

 آنچه که دراین پست مطلب درج گردیده،نوشتاری است در راستای معرفی اوضاع و احوالات واقعی سردفتران محترم به اکثریت توده مردم جامعه که شناخت جامع و واقعی ازاین قشر محترم نداشته و اطلاعات آنان کمابیش با واقعیت امر توفیر دارد ، این مجموعه ، انعکاس زوایای نادیدنی از وضع معیشتی و شخصیتی این بزرگواران با بیانی طنزگونه و کنایی ست که سعی گردیده به هیچ شخص ، مقام ،گروه و یا کمسیون "خاص"اشاره مستقیمی صورت نگرفته و بیان مطالب بنحو کلی و عام و تماماً حاصل  تصوّرات و برداشتهای ذهنی شخصی است که هیچ قصد و غرضی در پشت آن وجود نداشته و ندارد !!

پیشاپیش اگر در منطوق و یا فحوای کلام عبارت و اصطلاحی درج شده که مورد رنجش عزیزی واقع گردد- بویژه بزرگان و پیشکسوتان محترم این رشته که حق والایی برجامعه حقوقی و عمومی کشوردارند- درهمین بدو امر عذرخواهی و پوزش خودرا صمیمانه ابراز میکنم

 

بخش دوم :

خـصـوصــیات شخـــصی و شغلی :

*ازضریب هوشی بسیار بالایی برخورداراست !! قدرت حافظه اش عالی و دارای چشم تیزبینی است که با آن هم ظاهر مشتری را ورانداز میکند و با نگرشی دیگر باطن درونی اش را و با نگاهی دیگر اسناد و مدارک را برای تشخیص جعل از اصل =این پروسه که تماماً در چند ثانیه اتفاق می فتد احراز هویت نامیده میشود = که مهم ترین مسئولیت سردفتران است و جالب اینکه کمتر پیش می آید آنرا شخصاً انجام دهند مگر درموارد معدودی که مراجعه کننده بطور خفن مشکوک باشد


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: حقـوقــــی جامــــــعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 16 مهر 1392 ) ( 02:24 ق.ظ )
تعداد صفحات :3 1 2 3
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :