گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                                                                             بنام خدا

جراید : روزهای  سه شنبه  و چهار شنبه 8 استان كشور لرزید كه مهمترین آن زلزله 7/7 دهم ریشتری سیستان و بلوچستان بوده و بر اساس آخرین اخبار هنوز تلفات و خسارات این حادثه  ها به طور رسمی اعلام نشده است


آهای زمین ... !! معلوم هست تو چت شده اینروزها ؟ چیه بابابند کردی به ما ول کن هم نیستی ؟ ؟ تن و بدن های ما  که همین جوری اش رو ویبره ست  با این قیمتا و هزار و یک  لرزاننده  دیگه!! و دیگه چی میگی این وسط ؟ اگه دل پیچه گرفتی  اتب و لرزت گرفته بگو با یه استامینوفنی چیزی آرومت کنیم ... ضعیف شدی مثل ژله وهی میلرزونی ... حالا خودت هیچی ببین چطوری زارو زندگی مردم رو چپه کردی ؟؟ ول کن هم نیستــــــــی بابا!!  والله عروسی هم اگه باشه یه بارمیان وسط میلزونن ! یه سری که اومدی 6و 8 زدی چند جا رو تکون دادی و رفتی .. انگار خوشت اومده حالا اومدی داری 7 و8 میلرزونی ... ترو خدا یه وقت هوس دی .جی نکنی ؟؟  واله زلزله اینجـــــوری سریش نوبـــره !  دوزار شخصیــــــــت واس خودت نمـــــیذاری !! ...قدیما یه زلزله بهت میگفتن شونصد تا  ذکر و آیه چهار طرفشون فوت میکردن که یه وقت غضب نکنی !! اینقدر آویزون بازی در اوردی حالا خوب شد؟ دیگه کسی ازت حساب نمیبره !! اون از بچه های هلال احمر ،که تو استادیوم مراسم و صفا سیتی راه انداختن ...انگار نه انگار که چهار فرسخ اونطــــرفتر همه چی رو به هم ریختی اصلاً حسابت نکردن ...او ن هم از پیامکهایی که واست ساختن تو دهن مردم افتاده !حالا هی بلرزون و بلرزون ،فکرکردی چی میشه ؟؟ یعنی داری هشدار میدی ؟ خب فکر کردی چی میشه ؟؟ اصلاً بیا بیخ گوشمون همین سه راه سلفچگون هرچی میتونی بلرزون ؛؛عمراً کسی تحــــویلت بگیره !! من که یه بار بهت گفتم اینجــــــــا ... !! خیلی هم جدی بشی  آخرش  ینه  که خلق الله  میریزن سر صندوقای عابربانک !!

آره داداش،چی فکر کردی ؟ما حواسمون به همه چی هست گفتی یهو میای و ناغافل دستمون رو از یارانه کوتاه میکنی، آره ؟  نشنیدی میگن [جـــــونم ازم بگیر یارانه  ام رو قطع نکن ]تازه وقت بیاریم حواسمون به سکه و نیم سکه و مرغ و ... هم هست ! حالا دیدی اگه بیای فقط خودت ضایع میکنی !! ...میای فوقش چهار تا ساختمون خراب بشه و شهر به هم بریزه،چهار نفر هم رو به قبله دراز بشن !مگه این  مثل رو نشنیدی که میگن : اینجا میّت رو زمین نمی مونه !! " بنرهای ترحیم هرکدوم اندازه یک کوچه ، گلایل و داودی هزارهزارشاخه ،حلوا اندازه ده تغار، سیستم صداگذاری پشت وانت و خاکستون ازنوع  آخرین سیستم اصل ژاپن ، سخنرانی هم که روزی سه بار : از مقاوم سازی بافت های فرسوده تا بررسی عوامل گرانی گوجه فرنگی و ...اما دریغ از ذره ای " علاج واقعه قبل از وقوع  " ،تو بگـــــــو هشدار ده ریشتری!!عمراً اگه کسی ککش  هم بگزه و پیشگیری ... مثل اینکه حالیت نیــــست که اینجا ایرانه ...دوروبرت خوب نگاه کن :هر جای دنیا رو اینطور لرزونــــد ه بودی ، تاحالا  با یه جلسه بحران و چهارتا کارشناس  کاری میکردن که  هیچ خرابی و ویرونی نداشته باشی !!

اینجا  شونصدتا کارشناس و دکتر و ژئولویست و ...شصت تا جلسه بحران میگیرن با کلی مانور و  تجهیزات و هلیکوپترو .. چـــــــــی؟  آخرش  یه بیانیه میدن که با تحیلی و بررسی کارشناساشون  مشخص شده که تهران هم روی گسل فعالی قرارگرفته که ازطرف جنابعالی در معرض تهدید قرار داره  و یاید کاری کرد ...و بعد همه میرن دنبال اینکه کاری بکنن ! یکی بنرهای شعار مقاوم سازی و اصول ایمنی میزنه ... کی هم با سرعت ازاون شبکه به این شبکه رسانه ملی رفت و آمد میکنه و آخرین دریافتی ها و تحلیل ها رو با آب وتاب گرارش میده ..یکی هم آخرین مقالاتش رو برای مجلات و نشریات علمی و اکولوژی و... شریات میکنه که درباره «تاثیر زلزله بر دعواهای زن و شوهری»جیغ بنفش یااغرش زلزله کدامیک تاب جیغ ...خانوم را دارد؟ که این آخری پارسال درهمایش اکولوژی جزیره  کوتالا آگولا [ فکر کنم نزدیکیهای ساحل گینه پاسائوه ] شرکت کرده  بابالاترین سطح علمی (احتمالاً در بین مناطق ته استوایی) و مقام اول رو کسب کرده و اخیراً هم مشغول تحقیق روی موضوع بسیار مهمی ست که مشخص میکنه در زمان یک صدم ثانیه  وقوع زلزله اول مردان فرارمیکنند یا زنان ؟

 [خودمونیم زمین جان...اون پایینا خنده ات نمیگیره ؟اصلاً حرصت در نمیاد ؟خداییش خیلی با معرفتی  که یه حال اساسی به ما نمیدی ها ... ولی خب خداوکیلی چی رو میخوای بلرزونی زمین جون ...این ساختمون های دراز بی قواره که همین جوری اش هم  رتو هوا ایستادن و دو روز دیگه ست که تقّــــــشون در بیاد هـــُــوری میریزن پایین !! اون ورزشگاه های نیمه کاره رو ... بابا دستخوش ! نبودی تو ساری و چند شهر دیگه  ببینی ... فی نفسه « هــــــــورتـــــــــــــ »ریختن رو سرمردم !!

 نکنه واسه مترو خواب دیدی ؟ بابا بیخیال اینکه همین جوری اش هم با من بمیرم تو بمیری سرپا ست ، یــــه باد بیاد  همینجوری اش چند تا واگن از ریل در میان (ایستگاه برزخ ) بعضی وقتا هم شب خوابیدی صبح میبینی : یه حفره توش دراومده مثل گودال بحر المیت (ایستگاه جهنم) یه شب تا صبح بارون بیاد میشه کانال  دانوب مشی !! تازه صبحا مردمُ ببینی : همه کیپ هم وایسادن اما هپروت ؛؛ میگی " صد رحمت به زیر آوار" ...

با با یه چیزایی هست که میگم بیخیال شو ... میای اوضاع رو میبینی تو ذوقت میخوره ؛ تو همین زلزله سراوان ... وجدانی دلت کباب نشد وقتی خونه های خشتی و کاهگلی رو دیدی؟؟ یا  اون حصیر و نی و تیرک چوبی ها یی که شده بود سقف خونه مردم ؟؟ حالا باز میخوای چهار تا چیز دیگه ببینی چشمات از حدقه بزنه بیرون ... ما واس خودت میگیم زمین جون : ایندفعه میای تو مدارس ، بخاری نفتی میبینی وکلاس های عهد عتیق ، با پنجره و محافظ و دیواراش  فکر میکنی زندون آلکاتراست ، دوز ریشترت رو بالا میبری !! نکنه تو هم باور کردی همه مدارس پیشرفته و هوشمند شده و دیگه خبری از تخته سیاه و ... نیست ؟ من که میدونم جنابعالی انداخـــــــتی تو دنده رو کم کنی و عزمت جزم کردی یه حالی به ما بدی !! خب .... پس خوش انصاف :لااقل تا آخر فصل نیا ببینیم این پرسپولیس رویانـیان چندم میشه ؟؟ فکر نظر سنجی های عادل فردوسی پور نیستی ، چطوری آمار ملیونی برنامه اش رو به رخ ما بکشه ؟؟ به فکر خاله باجی ما نیستی که یکسال نشسته ببینه آخرش چنار با تبراک  عروسی میکنه یا با یــــشیم ؟؟ طفـــلک خان عموی ما رو بگو که دوسالی دوید تا قرار شد آخر همین برج وام بگیره !! دلت میاد آرزوهاشون بگور کنی ؟؟ دلت میاد ما رو از "خنده بازار" و " نقد هفت "محروم کنی ؟ میدونی چه ظلمی در حق بچه هامیکنی که از عمو پورنگ و خاله و ... محروم میشن ؟؟ اونوقت کی براشون جای این عموفتیله ای رو پرمیکنه ؟

ااصلاً چطوره میخوای بیای یهو یه  ده ریشتری بزن ما رو راحت کن !! جان تو سوسول بازی نلرزون که اصلاً حوصله موندن زیر آوار و قطع نخاع و فلج شدن و .. نداریم کهفته زیر تیر آهن و آجرقفقازی و تیکه های بلوک و ... بیـــــخیال بابا!! من اصلاً از موش دیدن چندشم میشه !!به جان تو یک کـــــدومشون بخوان ازسروکولم رژه برن سکته رو زدم !! تازه اینا هم که نباشه درد بی سیگاری رو چیکار کنیم ؟؟ ما که ازاین شانس ها نداریم مثل بعضیا که بعد ازیکهــفتـــه یه مـــوطلایی از سازمان جهانی صلیب سرخ با چراغ قوه بیاد و با کلاس و اصولی خاکــــها رو بزنه کنار وبگه " some one is here و بعد بذاره رو برانکارد و آب بمون بده و سیگار و ...

اگه شانس بیاریم و از پس لرزه های تو هم سالم بمونیم  آخرش اینه یکی با بیل میاد سراغمون با صدای زمخت "آهــــــــــااااااااای... کســـی اینجاست ؟ بعد هم یه پاش بذاره رو سرمون و یه چشممونِ روکه کـــــور کرد ، دستمون رو همـــچی بکشه که از آرنج جدا بشه (تازه اگه یه پامون زیر آوارنمونه) بعد هم صداکنه گرگعلی و عوضعلی و ...بیان چنان بکشنمون بالا که ردّتیرآهن تا آخر عمر یه خط اتو رو پوستمون یادگاری میزاره و بعــــد بجای برانکارد چنان مچاله شده بغـــلمون میکنه که ...خلاصه اگه دلت میخواد اینطوری بشیم حرفی نیست... / یاحق

 

 




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: زلزله هشدار زلزله دلنوشته ای برای زمین سخنی با زلزله
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ) ( 04:20 ب.ظ )

بنام خدا

                دوستان سلام :

 از قرار معلوم بعضی دوستان و مخاطبان عزیز موضوع مطالب پست قبلی را بی اهمیت برشمرده اند ، بدون رودربایستی و تعارف :نظر دوستان و عزیزان همراه برای اینجانب مهم و موثر و مسلماً نیازی به این گفته نیست که هروبلاگ و نوشته ای بدون همراهی مخاطب وخواننده ، دیناری ارزش ادبی یا .. نخواهد داشت ، اما اینکه موضوع آلودگی فراورده های غذایی و دارویی بعنوان یک موضوع ناچیز و بی اهمیت شمرده شود کمی ساده انگاری است و نه تنها این موارد بلکه هرچیزی که موجب نابودی یا به خطرانداختن جان انسانها گردد نهایت توجه و بررسی را می طلبد آنهم در جهان امروز که تمام امکانات و ظرفیت های فکری و اجرایی در خدمت رفاه انسان و افزایش ضریب اطمینان او تلاش میکنند!!

یک سوال : میدانید چرا اینقدر سن مرگ و میر در کشور ما کاهش یافته و یا چرا شخصی که سالم و سرحال بوده ناگهان به سرطان یا بیماری دیگرهمچون "ام – اس"و یا... مبتلا شده و یا جوانی که ناگهان اعلامیه ترحیمش را به درو دیوار الصاق کرده اند !! این موارد بعضاً ناشی از مصرف موادغذایی و دارویی است که به دلایل مختلفی آلوده به مواد غیر طبیعی است!! هورمون های شیمیایی ، دستکاری در تاریخ های مصرف ، تقلبی بودن و چندین دلیل دیگر !! و با وجود اینکه هرازگا هی هشداررسمی و آماری درخصوص آلودگی گوشت و مرغ و سبزیجات و ... منتشر میشود لیکن بعد ها زیر موج اخبار تازه مدفون شده و ازیاد میروند ، چندی قبل رییس سازمان میادین ...تهران با ارائه گزارش از میزان آلودگی در میوه ها و محصولات پر مصرف هشدار و اعلام نمود "نتایج را نمیگوییم نگرانی ایجاد میشود "! احساس نگرانی وی بعنوان یک مسئول با اطلاع از روند تولید مواد غذایی فاقد کیفیت و داروهای تقلبی و دستکاری ها درفرایند محصولات غذایی غذاهای بسته بندی شده موادافزودنی نگهدارنده و .. است که فرایند آن در معرض دید مردم نیست و جامعه با اعتماد به متولیان این امر آنها را مصرف میکند اما درعمل موجب بروز بیماریهای قلبی و عروقی ، سرطان های روده و کبد و معده میگردد !! و متاسفانه عدم نظارت دقیق و بازرسی های اصولی و تعهد آور ... موجب سوءاستفاده و افزایش روزافزون این موارد گردیده و انکار این واقعیت تنها و تنها توجیهی است برای خود آن مسئول یا متولی !!

دیدن بسته های ران مرغ وکیوم (بسته شده ) شاید درنگاه اول خاطر خریداران را ازحیث تمیزو بهداشتی بودن آن مطمئن نماید اما این چه مرغی بوده که چنین ران هایی ( تقریباً هموزن ران بزغاله ) دارد؟ و این میوه های خوشرنگ و چهره اما بی طعم و بدمزه که تنها برای چیدن روی میز پذیرایی ما ایرانیان (که هماره مهمان نوازی را بنحو احسن و شایانی بجا می آوریم) چشمک میزند! اینها نتیجه تزریق هورمون های شیمیایی است که بعضی به بهانه زمان بر و هزینه داربودن پروسه تو لیدگوشت و مرغ و ...اعمال کرده، چه، نمی توان منتظر رشد طبیعی و طولانی مرغ با وزن مناسب شدو به همین جهت رو به استفاده از مکمل ها و هورمون ها می آورند اما چگونه میتوان از صحت این مواد و داروها آسوده خاطر بود ؟

طبیعتاً در حال حاضربایستی برای رشد یک مرغ و طی شرا یط فراوری که آماده استفاده و طبخ گردد چندین واکسن دارویی و غذایی مورد استفاده قرار گیرد و دراین میان هستند مرغدارانی که با اعمالی همچون تزریق داروهای باقیمانده، استفاده ازمهندس مرغداری بجای دامپزشک و... وبطور کلی برخلاف اصول و ضوابط بهداشتی ، مرغ آلوده و غیر طبیعی را بدست مصرف کننده میرساند و در مقابل مدعی اندکه انجام این کارها به صرفه نمیباشد و ضرر خود را بهانه میکنند! اما آیا براستی جان ما و مردم جامعه اینقدر بی ارزش است که فقط و فقط برای اینکه سرمایه دار یا مرغداری ضرر نکند چنین راحت به خطر افتد و سالها با سرطان ویا بیماری های دیگرخود وخانواده اش به رنج و زحمت بیفتد !

چرا موضوع برنج های وارداتی هندیکه بنا به اظهار برخی از مسئولین و ازجمله سخنگوی موسسه استاندارد :غیر طبیعی و شیمیایی بودن آن ثابت شده و آغشته به ماده سمی سرطان زای« فنول» است و در هیچ کجای دنیا و حتی در خود هند نیز مصرف نمیگردد" تا مطرح میگردد بلافاصله با برخی اظهارات و مسایل دیگر سرپوش نهاده و مسکوت میماند ؟ چرا نباید برنج و مرغ و گوشت که امروزه از ارکان اصلی تغذیه خانواده های ایرانی است و آلودگی آنها عواقب جبران ناپذیری را سبب میگـــــردد در جامعه با اطمینان خاطر مصرف شود ؟؟ و چرادرخصوص موادغذایی بسته بندی شده ، این باور همگانی وجوددارد که تاریخ مصرف آنها دستکاری میگردد؟چرا هیچکس از وضع و حال اغذیه فروشی ها و فست فودها مطمئن نیست و اغلب براین باورندکه غیربهداشتی و با مواد تقلبی ،روغن سوخته و ... تهیه میشود؟؟

داروهای آلوده و غیراستاندارد و تقلبی ( که عمدتاً ساخت چین است) نیز امروزه به وفور در بازار موجود است و آیا میتوان خطر تبعات استفاده ازاین داروها را درجامعه ناچیز و بی اهمیت دانست ؟ بیماری که تحت ساده ترین عمل« آپاندیس » بلحاظ تزریق داروی بیهوشی چینی برای همیشه عمر فلج میگردد و یا کودکی آسیب دیده ای که پلاتین غیر استاندارد در بدن وی منجر به پوکی استخوانها و در نتیجه معلولیت دائمی میگردد آیا موارد کم اهمیت و ناچیزی هستند

آنکه مدعی بی اهمیت بودن این موارد است احتمالاً مرگ را همیشه برای همسایه میداند؟ اینکه نگران سلامت جامعه خود باشیم و اینکه نسبت به سودجویی افراد بی وجدانی که تنها برای اندکی سود و نفع بیشتر جان انسانها را دستمایه قرار داده است هشدار دهیم سخن گزافه ای است ؟ آیا خواسته زیاادی استدر مقابل پولی که میدهیم 

-با این هزینه های روز افزون - موادغذایی سالم استفاده کنیم ؟ یا جان ما اینقدر بی ارزش شده است

در نظر داشته باشید که این موارد درصورت نظارت قانونی محکم و قاطع و بازرسی مکرر از مراکز بهداشتی و تغذیه و ... قابل برخورد و کنترل است که متاسفنه وجود ضعف در مواردی این سوءاستفاده ها را درپی دارد :آنچه که موجب نگرانی است زوال عاطفه و تعهد در افراد جامعه است و امروز در بین ما رحم و دلسوزی برای هم به دلایل مختلفی از جمله ضعف ایمان ،مشکلات اقتصادی ، عقده های شخصی و ... کم رنگ شده ..به گونه ای که هرکس بفکر پرکردن جیب و شکم خود و خانواده اش است حال به هرنحو و تبعاتی !! وانگار برایمان عادی شده هرازگاهی بشنویم در رستوران و کافه ای گوشت خرو قاطر و ...یافت شده یا بیچاره ای بخاطر استفاده داروهای تقلبی برای یک عمر نقص عضو و یا فلج شده است !! آیا واقعاً جان ما انسانها اینقدر بی ارزش شده و تنها شکمهاست که نباید گرسنه بمانند ؟ حتی اگر به آلودگی انباشته شوند ؟....خدا ما را عاقبت به خیر گرد ا ند

 




موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: مواد غذایی آلوده داروهای تقلبی برنج های هندی داروی چینی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 ) ( 05:46 ب.ظ )

از پنی سلین های چینی چه خبر:

خبر اینکه :شنیدم اخیراً نوعی پنی سلین چینی توسط شبکه درمانی کشور در معالجه هموطنانمان مورد استفاده قرار گرفته که از حیث رعایت اصول استاندارد و ضوابط بهداشتی و امنیتی در حد نازل و شایعه مرگ چند بیمار بر اثر تزریق چنین دارویی مردم را دچار تنش كرده است.


نکته اول: یعنی بعد از و رود بی رویه اجناس و کالاهای بنجل چینی که بلای اقتصاد و تولید ملی مان شد و بسیاری از کارخانه ها را ورشکست و بعضی صنف های تولیدی را روانه زندان و خانه نشینی کرد حالا نوبت به تجهیزات پزشكی و داروهای چینی رسیده تا بلا ی جان مردم شده که حتی اعضا ی مستو رمان هم از دست آ نها درامان نباشد.

شاید در وهله اول پذیرفتن وا قعیت این شایعه سخت است که جان مردم برای مشتی یوان ( واحد پول چین) به بازی گرفته و کمی غیر منطقی است اما خب میدونید این چشم بادومی ها که منطق و فلسفه و این حرفا حالیشون نیست ;

 

                                                                      


برای ادامه مطلب اینجا راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: آلودگی دارویی داروهای چینی داروی تقلبی فراورده های غذایی الوده
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 31 فروردین 1392 ) ( 01:52 ق.ظ )

                                            بنام خدا

                      تحلیل خودمونی انفجارهای اخیر آمریکا

این روزها سرت را که میچرخانی یک گوشه از آمریکا به هوا رفته ، احتمالاً در جریان هستین دو سه روزیه که ینگه دنیا روی خط انفجار قرار گرفته شهرهای مهم بوستون و تگزاس چند بمب قوی منفجر و تلفات انسانی و مالی زیادی داشته ،البته یه وقت فکرنکنین  ما ازشادی بشکن میزنیم، خداییش ما هم ازاینکه تو این قضیه ها چندتا انسان بیگناه کشته شده ناراحتیم ....اما خب چون این بمبها تو امریکا بوده ،اونها هم یه جورایی روی مخ مردم دنیان اینه که نه ما و نه ما و نه باقی ملت های عالم موندیم حیرون ... شادی کنیم میگن حقوق بشر نقص کرده و بنی آدم رو  اعضای یکدیگر نمیدونه و از این حرفا ...ناراحت بشیم که ... چی بگم ... یه جورایی هم بد نشد ..اینجوری اونایی که فرت و فرت بمب و موشک رو سرمردم بیچاره افغانستان و عراق و ... ریختن و آدمای بی گناهِ کشتن حالا خودشون طعم بمب و انفجار بودنن ، بهرحال شاعر یه چیزایی میدونسته که گفته

                                  عمو سام که بمب میزدی درهمه عمر

                            دیــدی که چــگونه بمب ،عـــمـــو را زد

                                 

 

یه زمانی شنیدن خبر انفجار و بمب و .. تو آمریکا تعجب داشت ...


برای مطالعه ادامه مطلب کلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل حقـوقــــی
برچسب‌ها: آمریکا انفجار بوستون انفجار تگزاس فیلم انفجار های آمریکا
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 30 فروردین 1392 ) ( 04:18 ق.ظ )

بنام خدا    
« اینجا ماست سفید نیست»       

در روزهای اخیر زمین لرزه ای استان بوشهر را تکان داد و خسارات مالی و جانی زیادی بر هموطنان وارد نموده و بسیاری هم داغدیده و بی خانمان شدند  اما در این اوضاع ناگوار، خیلی ها طبق معمول کارشناس و دانشمند و ..میشن و ذهن و فکرشون میره پی شایعه پراکنی و توهم توطئه و باز هم اظهار فضل های بی پایه !! این مقال نگاهی دارد به منشا این شایعات و نظرات و در کل اثبات بی پایه بودن آنها !! شاید درشراطیکه هموطنان داغدیده جنوبی در این اوضاع ناگوار،با مصایب و مشکلات بسیاری مواجه اند ، بیان مطالب به این شیوه کمی دور ازادب و شان همدردی است اما هدف بیان ساده و قابل عطفی است برای اثبات بی پایه بودن این شایعات که در قالبهای نظر و خبرو فرضیه بسادگی تحت تاثیر  قرار نگیریم

موثرترین اظهار نظراتی که در این حادثه درجامعه رواج یافت را میتوان در موارد زیر احصا نمود:


برای ادامه مطلب اینجا راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: شایعه سازی در جامعه بی اعتمادی زلزله بوشهر انفجارهسته ای
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 25 فروردین 1392 ) ( 01:15 ب.ظ )

                                               بنام خدا

با سلام و سپاس بیکران از لطف و محبت شما عزیزان که در ایام تعطیل و در حالی که این سرا خاموش و راکد مانده بود باز هم سر میزدید و کورسوی چراغش را روشن نگه میداشتید ، با دیدن آمار با زدید کــنند گا ن در طی این ایام «که بروز نبــودم » یکه خوردم و شرمنده آنهمه مهرو محبت !!و این شوروشعف از احساسات مهروزانه شما تاثیر مهمی در من داشت

راستش اواخر سال و پس از تنظیم پست « ای دریغ از ما ... » تحت تا ثیر برخی دلایل دیگر تصمیم به وبلاگ نویسی نداشتم ، شاید نوعی بی انگیزگی ؛رخوت و بی روحیه بودن در این تصمیم نقش داشت ، در واقع نوشتن بیش از نیاز به دستور نگارش و ادب و ...،دلیل و بهانه میخواهد و انگیزه ای که احساس و عواطف خود را در قالب حرف و کلمات در بیاوری و اگر جنس احساس از درد باشد و مصنوع کارگاه سینه ای سوزان ، آنگاه ممکن است بجای احساس همدردی ناچار به تحمل اوضاع دردناکی شوی وقتی مرتب از درد بگویی و دل بسوزانی اما بی هیچ شراره ای !به تماشای انجماد قلب ها و یخ بستن عاطفه ها بنشینی


با عرض پوزش برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 21 فروردین 1392 ) ( 01:34 ق.ظ )

 بنام خدا// واپسین برگهای دفتر تقویم سال 1391در حال ورق خوردن است و زمستانی که هوایش آنقدرها هم سرد نبود ولی سنگین و پرماجرا به آخرین ایستگاه خود رسیده است ، سالی که ننه سرما هم برای ما ناز میکرد وآسمانش یا آنقدر آبی بود و بی تلاطم یا خاکستری و پرهیاهو که نه باریدنش معلوم بود و نه آفتابش !! و درعوض ما آدمها جور تمام روزهای بی برفی و باران را کشیدیم زمستان در دل‏ها ی ما رسوخ کرد ودرفصل انجماد قلب ها عاطفه ها به به خواب رفت واحساسمان یخ زد !! کودکی را سر چهاررا ه یا کنار دیوار که پناه گرفته از سوز سرما و گرمابخش او فقط هـــا کردن هایی در میان انگشتان نحیفش بود تنها با چشم دیدیم و با احساسی که زیر برفهای بی اعتنایی یخزده از کنارش گذشتیم و او هنوز به اندازه یک وعده غذای گرم به ما چشم دوخته بود ،!! برای اندکی سود بیشتر هزار رنگ شدیم و چهره در نقاب تزویر فرو برده و آنکه دلگرم اعتماد نزد مان آمده بود را فریفتیم و آنقدر که در جاده های سرد بیراهه رفتیم که راه را مستور از یخ ... وصراط را دیگر نیافتیم ، بر مرکب قدرت و شوکت که حیلت غریب دنیاست و حقه مافیها، تازیانه های اتهام و افترا را سهل و ممکن برگرده دیگری فرود آوردیم و..تخریب کردیم ، فاحشه نامیدیم و عاقبت درپوشش الفاظ به واژه ها رنگ و لعابی دادیم از هراس مجازات دنیوی نا مبادا به سزا و کیفر مبتلا شویم ... لیک دیگری را محکوم کردیم به رسوایی !! بی هیچ محکمه ای ، و بی آنکه ذره ای به آبرویش بیندیشیم وبه چشمهای متحیر فرزندش که دایم از خویش میپرسید این همه رسوایی تاوان چیست؟ مگر نه خدای سبحان تکلیف هیچ کس را بر دیگری نمیداند ، مگر نه گناهکار را در محکمه حکم دار میدهند تا همسایه برفرزندش نگاه شماتت بار بیندازد ، پس چگونه خویش را قانع کردیم که مجاز در بی آبرو کردن دیگرانیم ؟؟ ...نقطه انجماد دلهایمان به کدام درجه رسید که توانست دل دیگری را بشکند ؟


با عرض پوزش برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 27 اسفند 1391 ) ( 02:06 ب.ظ )

ظهرپنجشنبه که  میرسه حس وحال عجیبی دارم برای یک وعده قرار دل انگیزو شوق یک همشری جوان دیگه ،مثل سالهای جوانی هنوزهم در من هست ، بله.. صحبت ازهمشهری جوانه که احتمالاً بسیاری از وب گردها میشناسنش !! یک هفته نامه ... یا نه یک نهاد فرهنگی ،اجتماعی ، یک مرجع وپاتوق ، یک تحول گرا و یا تحول گر! بهرحال هرچی که هست من که به اون اردات عجیبی دارم ،راستش اولین جرقه‌های نوشتن در خیلی ها با خواندن همشهری جوان زده شد ومن هم اگرچه خیلی قبل تر از ظهور این نشریه به نوشتن و خواندن – حرفه ای – روی آورده بودم اما نمیتونم کتمان کنم که چقدر تحت تاثیر سبک بیان وکتابت ه. ج قرار گرفتم ،حالا هم نه از اعضای تحریریه و نه ازیادداشت نویسان افتخاری و اصلاً تا حالا هیچگونه پیام یا پیامک ونوشته ای برای این مجله ندادم وتنها وتنها یک خواننده معمولی اما عاشقم که اگرچه اغلب نشریات اجتماعی مثل نسیم بیداری ،پنجره ، امیدجوان ویکشنبه و... ... مطالعه کرده و میکنم اما – ه ج – همیشه برای من یک مونس و همدم ارزشمند بوده وهمیشه دلم می‌خواست اگر موقعیتی پیدا شد، جایی از همشهری جوان بنویسم.این مقال احساس دینی است به این پدیده بدیع و فاخر

                                                                

                                               چهارصد

روی آخرین شماره – ه.ج -  عدد400درج شده بودکه  یعنی هشت سال حضور مداوم و[ البته مفید وموثر] در جامعه فرهنگ ومطبوعات کشور  وشاید برای یک خواننده معمولی و ...اینجور نوشتن از - ه .ج - و چاپ ویژه نامه و ... بزرگ نمایی بیش از حد است ،شاید یک توی بوق وکرنا کردن!! ولی فقط یک اهل شماره و تیراژ میدونه شماره 400در این فضای پرتنش و هیاهو و با این مخاطبین سیاست زده که برای هرعبارت از یک شماره  ... چندین برچسب آماده الصاق است ،هرستون از هر شماره یعنی چندین قدم راه رفتن روی لبه پرتگاه (شاید وبلاگ نویسایی که موضوعات روز و تحلیلی مینویسن بتونن این قضیه رو درک کنن)... 


برای ادامه مطلب اینجا راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: مجله همشهری جوان مطبوعات جوان پسند ویژه نامه همشهری جوان ما وهمشهری جوان ابداع سبک همشهری جوان درمطبوعات
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 14 اسفند 1391 ) ( 01:06 ق.ظ )

احتمالاً تا ساعاتی دیگر مراسم اسکار برگزار و با انتخاب فیلم ها وعوامل آنها در رشته های مختلف به کار خود پایان خواهد داد و دراین میان فیلم « آرگو» به کارگردانی بن افلک نیز حداقل دریک یا دو رشته برگزیده و جایزه اش را خواهد گرفت ، چون اوضاع و احوالی که در طی این مدت  پیرامون فیلم بوده آنرا به سمت وسویی میبرد که آکادمی اسکار ناگزیر از دادن جایزه به آن است اما آرگو چگونه فیلمی است : 

فیلم آرگو: روایت موضوع فیلم فراربرخی اعضای سفارت آمریکا از ایران در سال ۱۹۷۹ توسط سیا و به روایت هالیوودی است است که در حال حاضر نامزد در گزینه های  بهترین فیلم، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای آلن ارکین، فیلمنامه اقتباسی، ادیت، موسیقی اوریجینال و بهترین صدابرداری و میکس صدا است                     

این فیلم از نظر اسلوب و ساختا رفیلم ماندگاری نیست  ونمیتوان آنرا درحد تایتانیک و دیگر دارندگان اسکار ویا آواتار و.. برشمرد وبدین جهت درصورت اخذ جایزه اسکار امسال ضربه ای است به  اعتبار و حیثیت اسکار  که با گزیدن این اثر مهر تایید بر شائبه سیاسی بودن انتخاب های آکادمی در سالهای اخیر خواهد زد ...


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: فیلم آرگو مراسم اسکار سیاستهای سینمایی اسکار قواعد هالیوود نقد فیلم آرگو نقد سیاستهای هالیوودی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 7 اسفند 1391 ) ( 12:49 ق.ظ )

                            روزی روزگاری ، برانکو

روزی روزگاری نه چندان دور تیم ملی ما یک مربی خارجی داشت که تیم رودر بازیهای آسیایی پوسان ا ول کرد اما کسی اون رو  جدی نگرفت مثل بازیهای غرب آسیا  که تیم ملی با وجو او قهرمان شد و منتقدین گفتند : تیم مطرحی دراین رقابتها نبود ،به جام ملت های آسیا ی 2007 که رفتیم دقیقاً یادم هست برانکو از پله های هواپیما بالا میرفت در حالیکه روزنامه ای دردست داشت و درآن از قول کارشناسان فوتبال نوشته شده بود: هنوز هم تا دیرنشده میگوییم : برانکو برای این رقابت ها در حد نام ایران نیست و تیم در همان مقدماتی حذف میشود

                                                               


برای مطالعه کامل این مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل ایــــام و مناســبات نوستالژی جامــــــعه
برچسب‌ها: تیم ملی جام جهانی فدراسیون فوتبال برانکو ایوانکویچ سرگذشت برانکو درایران
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 5 اسفند 1391 ) ( 02:59 ق.ظ )
تعداد صفحات :6 1 2 3 4 5 6
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic