گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب


"وکالت درجامعه ما درحال نهادینه شدن است" نمیدانم  شما هم این عبارت راشنیده اید ؟ اصطلاحی که برای انتخاب تیتر نشریات حقوقی و یا گنجاندن در سخنرانی یک مسئول یاسخنگو و..بکار می آید و منظور "توانمندی آحادجامعه ست برای دسترسی به وکیل و بهره مندی ازآن دراستیفای حقوق خود" که کارشناسان علوم اجتماعی و حقوقی اذعان دارند که برای تحقق آن،باید همه طرفهای دخیل دراین مقوله اعم از وکیل و موکل و سیتسم قضایی متفقاً شرایط اجرا و سازوکار قانونی آنرا فراهم آورند!! حال بنظرشماآیا چنین وضعیتی یا حداقل علایم آن در جامعه ما در عمل و واقعیت وجو دارد؟

 دراین مقال سعی کردم واقعیات موجود در حاشیه و متن هر یک از عوامل و طرفهای موثر در مقوله "وکالت " رابا بیانی ساده و دور از لفافه های کلامی و پچیدگی الفاظ ومعانی  بررسی و پاسخ این پرسش رابدست بیاورم( مطالب پیش روی شما دراین پست حاصل همین تحلیل و بررسی است که امیدوارم  مفیدفایده واقع شود ،‌حال اگر موضوعی از قلم افتاده و یا قرین واقع نیست و یا هرمورددیگر که موجب رنجش این قشرفرهیخته و بزرگوار شده است حقیر را به بزرگواری خود ببخشید و ازنقطه نظرات و راهنماییهای خود دریغ نفرمایید .    


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 12 آبان 1392 ) ( 01:18 ق.ظ )

                                  بنام خدا 

«سیستم بالانمی آید » این عبارت را درطی این چندروز به کرات شنیده ایم ،بی شک تمام کسانی چون بنگاه داران و یانمایشگاهی و متصدیان خودرو و ...  که روزانه بطورمداوم با دفاتراسنادرسمی سروکاردارند ،دیگر به شنیدن این جملات عادت کرده اند ،دفترخانه ها که زمانی بهترین نماد خدمت رسانی موسسات خصوصی بوده اند حالا به یمن «پروژه ثبت آنی » که قراربود به تحولی چشمگیردر «عرصه امور ثبت اسناد» کشورتبدیل شود، دراوضاع آشفته ای بسر می برند که تاکنون درتاریخ امورثبتی و اسنادکشور بی سابقه است ،

آنها حتی ازانجام بدیهی ترین امور و وظایف خویش هم بازمانده اند ! چهره دفترخانه های امروزی با روزهای قبل از اجرای این پروژه ؛ توفیر بسیاری دارد دیگرخبری ازپویایی و و کارراه اندازی منظنم و یکپارچه نیست " اپراتورها مدام با صفحات رایانه و دکمه های کیبورد ورمیروند که شایدفرجی حاصل شود و بتوان از«خوان کم عرض بانداینترنتی تنظیم اسناد »بهره مند شد و سندی را ثبت کرد ؛ ثبات ها که روزگاری از شدت مشغله و سختی تحریر بسیارگله میکردند و برای چند لحظه فراغت – که بعضاً نفسی را به دود سیگار چاق کنن و گلویی به نوشیدن چای – حالا آنقدر وقت آزاد دارن که حتی مجله هم حل کنن (چندروزقبل احدی از اعضای محترم این قشر پیشنهاد راه اندازی یک دوره مسابقات حل جدول را به حقیرداده بود که دروبلاگم درج کنم ) بعضاً هم که دیگر میز و دفتر و دستک را رها کرده و درکنج آشپزخانه سکنی گزیده و دیگر دغدغه ای برای نشویدن چای و دم سیگار ندارند و با هرپک سیگار تلنگری به ماشین حساب ذهن خود میزنند که با این وضعیت بازپرداخت اقساط ماهیانه فلان بانک و بهمان صندوق را چه کنن و با پک سیگار بعدی هم که اجاره های معوقه و محاسبه مانده یارانه و .. را حساب و کتاب میکنند و با چشمهایی بی فروغ حاصلِ سالهاریز نگاری درتجری واژه ها به رقص ذرات دود درفضا نگاه میکنند و با حسرت ازآنروزها ... یاد میکنند !!

دفتریاران محترم هم که گوشی بدست مرتب ازاین میز بدان میز قدم زنان با همقطاران خود اوضاع را رصدمیکنند و ازهمدیگر آماراسنادتنظیمی خود را می پرسند و آخرین شــــایعات و گفته ها و ناگفته ها را در توارد مکالمات خود به اشتراک می گذارند سردفتران هم که اینروزهاخارج ازدسترس شده اند ،نگران ازآینده و سرنوشت وضعیت دفاتر،کارمندان،هزینه ها و خلاصه هزارویک مشکل و ... مانده اند که این چه بلایی بود از... نازل شد و آیا میشود که این اوضاع درهم آمیخته ،بازهم انسجام و پویایی سابق خودرا بدست آورد !!

اگر تا چندهفته پیش سازمان ثبت خودراآماده میکرد همایش ها و مراسم وزینی را به افتخار تحقق اجرای این طرح ترتیب داده و پیش نویس متون سخنرانی ها،چندین بارمرور و اصطلاحات و عبارات مرقومه ،ازغربال ویراستاری بالا و پایین میرفت ... امــــّـا ترشرویی سیستمی که برای اجرای این طرح درنظرگرفته شده بود چالشی راپدیدآورد که ریشه درضعف ساختاری و نارساییهای معمول داشت یعنی همان چیزی که سردفتران و آگاهان امورارابتدا بر بروز چنین وضعیتی اشراف داشتند و آن اصل و قاعده کلی دربسیاری ازطرح هاو پروژه هایی اجرایی کشوراست یعنی [عدم کارسناسی در تطبیق و برآورد امکانات و شرایط با توجه به واقعیت هاونیز عدم توجه به زیرساخت ها ]که تنها برای نمونه میتوان به وضعیت مکاتبات و استعلامات اینترنتی اشاه کرد که برای یک استعلام ساده آن لاین – که قاعدتاً باید در یکی دوساعت صورت گیرد- اقلاً25-20روززمان میبرد ؛دیگر تنظیم سند باتمام جوانب ومتعلقات آن که دیگر معلوم است چه وضعی خواهدداشت ،

با رسانه ای شدن موضوع، اظهارنظرهای بسیاری دررسانه های عمومی و تخصصی کشور ایراد گردید و درقریب به اتفاق مواردانگشت اتهام بسوی سردفترانی اشاره رفت که خودبیش از همه ازاین طرح متضرر شدند !! ...ازصداوسیماگرفته تابرخی جرایدو نشریات تخصصی و غیرتخصصی ...مثلاً دریک روزنامه « علت تمام اعتراضات سران دفاتررا تنها نگرانی آنهاازکاهش درآمدخود اعلام کرده بود» و جریده ای دیگر ازکارشکنی این قشر محترم باهدف عدم اجراوتحقق طرح و رویارویی با سازمان متولی - ثبت – سخن به میان آورده بود

البته این بندگان خدا راحرجی نیست چون در بطن قضیه و تبعات این نابسامانی ها نیستندو بامردم سرگردان اسناد ومدارک بدست مواجه نیستندکه هرروز ازاین دفترخانه به آن دفترخانه درپی سامان دادن به معاملات خویش و تنظیم سندی محکم و رسمی حال با این آشفتگی مواجه شده و نگران امنیت حقوقی و ساماندهی تعاملات و مالکیت خویش سردرگم شده اند که مسلماً تبعات تمام این مسایل آخرالامر بردفاتراسنادخواهدبود که درمواجه مستقیم با متعاملین و مشتریانند

 البته اینکه سردفتران عزیز نگران سرنوشت مبهم وضعیت مالی و درآمددفاتر ند پربیراه هم نیست ! سردفتری که برای اجاره دفتر و منزل و حقوق کارمند و هزینه های لوازم و مصارف آب و برق و گاز و تلفن و هزینه های منزل و اهل عیال و خلاصه چندین قید و بند پرازگره و کلاف درهم  و... [که حداقل درماه  به تناوب درحدود دو تا پنج ملیون کنداکتور می اندازد]

دررسانه ملی هم وضع ازاین بهتر نبود چرا که بنا به قاعده همیشگی «عدم دسترسی به دانه درشت ها » که دراین قضیه مسئول پیشامد موجود بوده و ازصلاحیت قانونی و فنی و رسمی و خلاصه همه جوره برای چاره جویی و تعیین تکلیف این وضعیت برخوردارند، ساده ترین مبنارابرای یک گزارش پوپولیستی انتخاب میکنند و دوربین به دست به دفاتراسنادمیروند و از هیاهوی مردم سردرگم گزارش تهیه میکنند و بعد میکروفن به دست ازسردفترمیپرسد که :این وضع قراراست کی درست شود... و این سوال درمواجه با سردفتری که خودش هم به دنبال پاسخ آن است چندین بار تکرارمیکند ... و لابد آنراهم یک گزارش جنجالی مردمی میخواند که البته فقط سردفتر را مسئول این پیشامدمعرفی کرده است !!

مع الوصف ازقرارمعلوم، حالا درظاهر کمی از جنجال و هیاهوی رسانه ای روزهای آغازین این طرح کاسته شده و درعرصه فضای ثبت و تنظیم اسنادکشورسکوت وآرامشی احساس میشود که ازآن به روند بهبود اوضاع و رفع کاستی ها اطلاق میکنند درحالیکه ازدیدگاه حقیر آنچه ازاوضاع و احوال برمی آید سکوت و بهبودوضعیت نیست بلکه در عمل همراهی و کنارآمدن دفاتر با طرح «ثبت آنی» آنهم به شکلی نگران کنننده و کجدارومریز است !!

امروزه درهردفترخانه با حجم زیادی از پرونده هاوپوشه هایی ازمدارک مردم مواجه هستیم که مدارک خودرا به دفاتر سپرده و چون سیستم در زمان مراجعه مشتری بالانمی آمده تنظیم  سند موکول به آینده شده و حالا کی قراراست که این حجم بالا از اسناد تنظیم گردد خدا میداند ؟؟  ازقرارمعلوم  ،مردم اسناد و مدارک به دست ازاین دفتر به آن دفتر درپی تنظیم سندمعامله ای پرسان و جویان ... کماکان باید این عبارت را بشنوند: " سیستم بالا نمی آید "




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 7 مهر 1392 ) ( 06:26 ب.ظ )

چندسال قبل که در موسسه حقوقی مشغول بودم روزی مراجعه کننده ای حکم دادگاه را آورده بود و...موضوع دعوی شکایت بیمه ایران برعلیه وی بود مبنی براینکه خسارت بیمه را دوبار دریافت  کرده و با ارائه مدارکی از جمله دوفقره چک خسارت ... دادگاه را متقاعد به محکومیت او نموده و حالا با دردست داشتن حکم میخواست که لایحه اعتراضش را تنظیم کنیم اما او جز قسم خداو پیغمبر هیچ دلیل دیگری درتاییید اظهاراتش نداشت ؛ بنده خدا معلوم بود بدجوری بهم ریخته ... احساس صداقت را درطرزرفتار و گفتارش می فهمیدیم ... خیلی دلش پربود ! حالت شخصی که مرتکب کاری نشده و به او منتسب کرده باشن نسبت به شخصی که پنهان کاری میکنه مشخصه بقول معروف عامیانه "بدجوری زورش اومده بود " بنده خدا چندبار بین حرفهاش میگفت " اینجورش رو دیگه ندیده بودیم " و بعد حیران و درمانده از من پرسید ؟" یعنی همین چندرغاز پولی که نصف خسارت واقعی ماشینم شده رو باید برگردونم ؟ " سعی کردم راهی بیابم و دلداری اش بدم ،مثلاً روی اشتباه مامور بیمه و یا قصور و کوتاهی آنها مانور بدم ... اما مثل اینکه فکر همه جا رو کرده بودن ... اونها خودشون به اشتباه مامور خود اشاره کرده اما مدعی بودن که خوانده با علم به اینکه قبلاً یکبار خسارت رو دریافت کرده مجدداً مبلغ رو گرفته ...عملاً راهی برای اثبات حقانیت این بنده خدا نبود و بعدش با خودم فکرکردم ازکجا معلوم ؟؟ شاید این آقا واقعاً خسارت رو دوباره گرفته ... بهرحال شرکت بیمه ... برند معتبری در جامعه ماست و چرا باید چنین موضوعی رو مطرح بکنه که بخواد غیر واقع به کسی تهمت بزنه ؟
ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 31 مرداد 1392 ) ( 04:29 ق.ظ )

                                               بنام خدا

(این مطلب ادامه دار میباشد و برای مطالعه کامل آن واژه ادامه مطلب کلیک کیند)


 کار کار دستهای پشت پرده است 


آنچه در دیدار های آغاز لیگ از سکوها بگوش میرسید زنگ خطری برای لیگ فوتبال ما بود ،اهانت جمعیِ تماشاگران درآزادی ،انزلی و یا شهرهای دیگر به داور ؛ آنهم درهفته های ابتدایی لیگ ؛ موضوعی نیست که قابل اغماض باشد ،بلکه هشداری است به معنای  "کمرنگ شدن اعتماد به داوری و بلکه به کل فوتبال لیگ برتر " که اگرتا حدودی ناشی ازعملکرد خود داوران هم باشد ، اما بخش عمده ای ازآنرا باید در ذهنیت سازی عوامل رسانه ای از فوتبال ما دانست:

مطالب حاشیه ای ، مصاحبه های جنجالی ، افشاگری ها ، شائبه سازی نسبت به اتفاقات فوتبال و رویکرد اخیر گزارشگران سیما (به عنوان چهره های معتمد و محبوب مردم )با طعنه ها و جملات نیشدار  که در صحنه های حساس و در محدوده 50-50 تمام تلاش خود رابرای خدشه درحس اعتماد تماشاگران ایجاد میکنند !! برنامه های ورزشی سیمابا پخش موضوعات جنجالی پوپولیستی...  جملگی توان ظرفیت سازی و سوق دهی فضای ذهنی علاقمندان به فوتبال را را تشکیل میدهند .

 

                           

 

با آغاز لیگ برتر بنظر می آید  جریان گزارش بازیها شکل و فرم  جدیدی یافته : توجیهات منحصربفرد فردوسی پور دربازی پرسپولیس و تراکتور که خشم تماشاگران تبریزی را دامن زد و تحلیل و ارزیابی داوری درگزارش مزدک میرزایی( استقلال و سپاهان) نمونه هایی ازاین جریان است ،جریانی که از سالهای قبل آغاز و بسیاری از ارکان و لوازم فوتبال ما را در اذهان شبهه ناک کرده و حالا به ایستگاه داوری رسیده ؛ بطوریکه گزارشگر شیرین زبان اصفهانی !! با جسارت تمام قضاوت داور را بنفع پرسپولیس ارزیابی میکند و گزارشگر شیرازی دیدار حافظیه ؛با هرطعنه و تیکه و عبارتی ... میخواهد به تماشاگران بفهماند که گل سوم استقلال مشکوک ( آفساید ) بوده است !


برای ادامه مطلب اینجا راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: فوتبال لیگ برتر رسانه ملی برنامه نود زدوبنددرفوتبال
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 22 مرداد 1392 ) ( 01:58 ق.ظ )

                              بنام خدا

وقتی هواداران استقلال دردیدار باسپاهان به داور بازی – فغانی – توهین میکردند، آندرانیک تیموریان و محمد فنایی به نشانه تاسف سری تکان داده و احتمالاً سعی میکردند آدمهای خوب قصه باشند ،ازتیپ همان ها که درهفته گذشته از معصومیت داوران گفتند و بارها این جمله کلیشه ای را تکرارکردند که " اشتباه داوری جزئی از بازیه " و " داور هم انسانه و حق اشتباه داره " این  موضع گیری ها را بارها ازآقای فنایی و دوستان همفکرشان دیده و شنیده ایم  (مثل یک روی سکه ) و انگار نمیخواهیم که آنروی سکه را ببینیم ،که اگر حریم داوری درلیگ فوتبال مابدینگونه مورد  هتک حرمت و فحاشی قرار میگیره مقصر کیست؟


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: فوتبال لیگ برتر داوری اشتباهات داوری تماشاگران
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 20 مرداد 1392 ) ( 07:59 ب.ظ )

                                                      بنام خدا

1- پرده اول :  اصغر فرهادی قبل از اکران فیلم گذشته

من علاقه ای به فیلمهای اصغر فرهادی ندارم ،اینکه یکی پیدابشه هر ازگاهی ، تصاویری ازاین دنیای پرازدروغ ،ریا ،خیانت ،جرم و جنایت با آدمهای شرورو نامتعا دل رو در کمال ظرافت و خلاقیت جلوی چشمام بیاره و ذهنم رو با تبعات اون درگیر بکنه بهم میریزم ،ازاینکه کارهای ناصوابم رو بیادم بیاره ویا برای یکبارهم که شده یک سرعت گیر جلوی من نصب و روش تابلویی بذاره که " این تاخت که میتازی به پرتگاه است" و دست آخر ناامیدی ،بی انگیزگی ،افسردگی و ...  توی ذهنم تلنبار شده  ... (که  این نه از ضعف اصغر فرهادی که از توان بالای اوست)

اما اصغر فرهادی ،ازاین بابت که نام کشور عزیزم ، ایران را در دنیا با افتخار مطرح کرد برایم قابل احترام است که در همون زمان هم تقدیری دروبلاگ نوشتم ( توضیحاً بی علاقه بودن به آثارفیلمسازی اصغرفرهادی بدین معنانیست که با وی پدرکشتگی دارم ) اما ازدست بعضی ها چه باید گفت که یکسال تمام روزگار سینمای ما رو با نقد و تحلیل (ببخشید تخریب و تسویه حساب ) فیلم جدایی نادر... و الصاق برچسب های سیاه و خاکی و طوسی و ... به اصغر فرهادی نذاشتن  "سینمای ایران درآخرین ساعات احتضار کمی به جایزه اسکار " رویای صدساله اش " دلخوش کنه !!

سال قبل وقتی عبارت " جدایی نادر ازسیمین "به عنوان آخرین فیلم اصغر فرهادی در سالن کداک تئاتر طنین انداخت حس عجیبی داشتم ، نمیدانستم باید شاد باشم و یا از دست برگزیدگان این مراسم عصبی ... و همزمان با بالارفتن فرهادی از پله های سالن دوز احسا س من هم بالا و پایین میشد ، تا حالا چنین حالتی رو تجربه نکرده بودم... همیشه و درهرجای دنیا هر افتخاری بنام کشور عزیزم ،برام احساس غرور و افتخارداشت  ، مثل وقتی که رضازاده وزنه ها رو یکی بعد ازدیگری روی هم میذاشت یا لحظه ای که حمید استیلی ناغافل توپ رو انداخت گوشه دروازه آمریکا ،... یه حس افتخار ناخوداگاه و غیرارادی  که هیچ وقت هم تفکیک پذیر نمیشد (برای به موضوع لازم و یه جا نه )...اما حالا بلطف برخی آقایون مسئول... کشور عزیزم ایران تنها چند ثانیه با فتح مهمترین قله افتخار هنری – سینمایی جهان فاصله داشت و من هنوز درگیربودم که چه احساسی باید داشته باشم ، خلاصه تا برای احساسات درونی ام فرم و قالبی پیدا کنم فرهادی جایزه اسکار رو گرفت و سلامی هم به مردم سرزمین ما که با افتخار ازاونا یادمیکرد گفته و رفته بود ...

خلاصـــــــــــــــه :آقایون یکسال تمام رو مخ ما راه رفتن که "فیلم جدایی نادر... "تم سیاسی داره مخالفه واینو میگه و  اونو میگه و خود فرهادی اینجوریه و ...اصلاً  ازهمون قبل اکران ، فیلم و سازنده هاش رو به فلک تهمت و نقدهای من درآوری و ...بستن و هزار تا دلیل و برهان آوردند که یه آب خوش ازگلوی ما پایین نره ... و بعدبا همزمانی اکران این فیلم و اخراجی های 3در روزهای عید نوروز فضایی شد برای تقابل و بحث و جنجال و دیگه و یه جورایـــــــی به بحــــــــــث خودی و غیر خودی ها کشید و در این میان تنها کسانی سود بردن که رگ خواب مردم رو برای پول خرج کردن در سینما فهمیده بودن و با جوک های پیامکی  اکبر عبدی با هرصدای قهقهه مردم در سالن سینما اعداد آمار فروش و ... بالاتر میرفت

 ا ونروزا تو هرسایت و نشریه ای چنان  افاضات و تفاسیر عجیب و غریبی میخوندیم که دست آخر میرسید به خائــــن بودن فرهادی واینکه و طن فروشه و ... ودر راستای اهداف و برنامه های فلان سازمان جاسوسی و فلان پروژه با هدف استحاله فرهنگی و ... اقدام به عمل ننگین ساخت "جدایی نادر...گ ازسیمین نموده !! تریپون ها، مقالات، تفاسیر سخنرانی ها ، کامنت ها و ... شده بود محکومیت این عمل ضد فرهنگی و یا درخواست برای پرونده سازی ، توقیف  و... و کسی در مقابل اون همه هجمه حتی نمی تونست مثلاً از حیث توان فنی و ساختاری  فیلم بحث و دفاع بکنه ..که دراینصورت  بعید نبود خودش هم  به همون مصادیق مجرمانه متهم بشه ... و دراین گیرودار اعلام نامزدی "جدایی نادر از سیمین " برای جایزه اسکار 2012 بشکه نفتی بود برانبار باروت ... اول از همه از از خجالت ارشاد دراومدن و سپس نوک اتهامات و هجمه ها بطرف آکادمی اسکار رفت  که با سیاسی بازی و حزب و دسته بندی های سیاسی برگزیده هاش رو تعیین میکنه و سپس این جایزه معتبر سینمای جهانی رو بی ارزش و سخیف  شمردن که  بنده خدایی هم این وسط جوگیرشد و اسکار رو برابر با [  جشنواره گچساران ] اعلام نمود!!! به شخصه برای اولین بار  در یک رقابت بین المللی " حال با هرتم و موضوعی" میدیدم نماینده ای از کشورمان به دور نهایی راه یافته و در آستانه کسب مقام اول آن ، نه تنها حمایت نمیشه بلکه مورد مذمت قرار میگیره و انواع هجمه ها و نقدهای مخالف برعلیه اون مطرح میشه !!...  اوج این روند در اهدای اسکار بهترین فیلم و سپس خوش و بش فرهادی با کیت بکینسل – که اندکی غیر معمول و از مرحله کلامی به مرحله دستگیری رسیدن – بود که قطعه آخر این پازل ضد جدایی نادر ازسیمین رو تکمیل کرد و سندی گردیدبر خیانت و نفوذی بودن فرهادی!! وچنان مستند و مستدل اسکار یک فیلم ایرانی  کوفتمون شد که آخرش نفهمیدم که مگر در مذمت دروغگویی اثری ساختن چه بار گناهی دارد ؟؟ و چرا یک فیلم سینمایی میشود یک نسخه عقیدتی –ایدئولوژی و سینماگر یک مبلغ ایدئولوگ و سیاسی ؟؟ خلاصه فضای پیرامون "جدایی نادر ازسیمین "یکسال تمام روی روح و روان سینمای ایران سوهانی شده بود پرچالش و پرازتناقص ...این سوهان اما تاج مرصعی بر سر سینمای جهان شده بود که لذتش رو درخارج میبردن و با نقدهای منصفانه در رسانه ها مطرح میکردن، از بحثهای روایی قصه و شخصیت ها تا موارد فنی و المان ها و... ما اما از اسکاری که یک عمر آرزوی فتح اون داشتیم  شدیم  جون به لب – دلزده و متنفر ... اسکاری که همه اش میخواد به ما ضد حال بزنه ... ویعد یهو فهمیدیدم که ای دل غافل ... اسکار گرفتن "جدایی نادر..." یه جورایی زیر سر متولیان فرهنگی ما بوده که از قرارمعلوم با لابی کردن به این فیلم داده شده ... انگاری ما یکسال سرکار رفته بودیم یا ظرفیتمون رو امتحان میکردن نمیدونم ...  بالاخره از دهنشون دراومد که خودشون با اسکار لابی کرده بودن ولی ... متاسفانه دیگه وقتی از این کار بزرگ و ستودنی سردرآوردیم که  که از این اسکار ضد خودی متنفرشده بودیم ...  بنظر شما دیگه فرقی میکرد که حالا لابی شده و یا...


                         

             پرده دوم : اصغر فرهادی بعد از اکران گذشته

حالا خیلی مایلم که نقد و نظر آقایان رو نسبت به فیلم جدید فرهادی بدونم ، آیا اونها که فرها دی رو به سیاه نمایی و تبلیغ منفی علیه ایران متهم کرده بودن ..  تاحالا تصویری زشت تر و سیاه تر و منزجر کننده تر ازاین پاریس (فرانسه ) در هیچ اثر سینمایی دیده بودن ؟؟ این همان پاریس زیبایی رویایی و شاعرانه و ... اروپاست و آیا میشود ارتباطی بین این شهر ابری تیره و غمگین از فقر و جنایت و دروغ و پرازدرد و خیانت با آن شهرملقب به عروس شهرهای اروپا یافت ؟ چه کسی میتوانست تصاویری اینگونه منزجرکننده ازپاریس دربیاره که در تلاطم آلودگی های روابط انسانها ست ،آیا خداوکیلی تهران " جدایی نادر از..." در مقابل پاریس "گذشته " به مثابه بهشت نیست ؟؟ اگر متر و معیار را نقدها و تفاسیراین آقایون بذاریم  که با این تصویرسازی فرهادی ازجامعه فرانسه ، باید او را بعنوان خائن و جاسوس و ...مجازات کنند نه اینکه در معتبرترین جشنواره کشورشان به نمایش نهاده و تحسین نمایند؛ این فیلم هیچ جای افتخاری برای روابط انسانی و اجتماعی مردم به اصطلاح متمدن فرانسه و اروپا ننهاده و هیچ خصلت حسنه ای از آنها ارائه نکرده است و در مقابل ؛ کاراکتر " احمد – بانقش آفرینی علی مصفا -  ایرانی مهاجری است که در محیط پرازسوء ظن و دروغ و جرم فرانسوی ها تنها منادی صداقت ، ایمان و امید آن هم ازنوع مهربانی است ؟؟ این بار چه تحلیلی دارید ؟ فرهادی درفرانسه محصول مشترکی ساخته و پاریس را به نماد خفقان آور است که سرشار از آدمهای درگیر و نامتعادل با انواع صفات رذیله اخلاقی و .... و دراین میان تنها " احمد "(ایرانی ) نشانه تعقل و منطق است آیا این موثرترین شیوه برای تبلیغ فرهنگ ایرانی و اعتدال وی نیست ؟

خب حالا نظرتان چیست ... آن تصویر که ازایرانی در"جدایی ..." ارائه شد نکو هیده و مستوجب تهمت و .. بود و حالا بنظرشما این تصویر ازایرانی چیست ؟ مسلماً پیرو آنگونه تحلیل و تفسیر حالا هم با توجه به قصه فیلم و ارتباط احمد( مهاجرایرانی )و لوسی (به بازیگری پائولین بورلت ) که دختر نوجوان است که تنها به احمد ایرانی اعتماد و تکیه داشته و واقعیت را فقط ازوی می پذیرد !! یعنی در جهان پراز منازعات و کشمش های اخلاقی و سیاسی تنها کشور ماست که برمبنای صداقت عمل کرده و قابل اعتماداست و ایا این نگرش کاملاً برخلاف سیاستهای کشور فرانسه  نیست ؟؟ پس چرا هیچ اقدامی درتقابل و محکومیت این فیلم ازسوی آنها دیده نشد؟

من همانگونه که گفتم بی علاقه به سینمای فرهادی و روایتهایش از جوامع انسانی ام اما نمیتوانم درمقابل تلاش وی که با شجاعت و شهامت همراه است بی تفاوت باشم ؛ ارائه واقعیتهای موجود درجامعه انسانی بیش ازهمه نیاز به یک ذهن نترس و تحریک ناپذیر ازدیگران دارد ، برخی آقان درچند سال اخیر هرحوزه ای را (اقتصاد، اجتماع ، فرهنگ ، ورزش سینما و ادبیات و معماری و ..) با طرح موضوعات و نقد و تفاسیر عجیب به چالش کشانده و موارد نامربوطی را به هم مرتبط کردند و برای روابط اجتماعی هزینه ساز ...و کاش حالا با دیدن این فیلم کمی منصفانه و ازروی وجدان اظهار فضل کنند !!  والسلام / هلالی




موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: نقد فیلم اصغر فرهادی جدایی نادر ازسیمین فیلم گذشته جایزه اسکار
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 6 تیر 1392 ) ( 04:03 ق.ظ )

                                                                       بنام خدا

             تحلیل مناظره نامزدهای ریاست جمهوری درسیمای ملی

اولین مناظره انتخاباتی در روز جعه 10خرداد انتقـــــادات بسیاری را در سطح جامعه و سیاسیون برانگیــــخت ، از شکل و فرم برنامه تا متن سوالات و نظرخواهی ها موضوع نقــــد و بحث رسانه ها ، کارشناسان و اهل فن شده بود ... و در این بین اتهام رسانه ملی این بود که از دید عامه مردم نتوانسته انتظارها را برآورد و برنامه مناظره را درخور عـــــــــنوان و محـــــــتوی اصولی آن طرح و اجرا نما ید.!

چندی پیش ریاست سازمان «  ضرغـــــــامی» در جلسه هـــیات دولت از شکــل جدید برنامه «  مناظره انتخابــاتی » که برای کاندیدهای این دوره از انتخابات ریاست جمهوری در دست طرح و تهیه بود خبرداد "در صورتی که تعداد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بیشتر از پنج نفر باشد، ساختار مناظره‌ها تغییر می کند". گویا دیگرقرارنیست سیما فقط نظاره گر و شنو نده باشد ،بلکه این بار مجری هم با طرح سوالات و دیدگاه هایی وارد بحث شده و برهمین مبنا به کاندیداها توصیه  نمود :"حتماً با برنامه وارد مناظره شوند " چون قرار است مجری ازآنها سوالات راهبردی کند اما درعمل برنامه مناظره ای روی آنتن رفت که درآن مجری نتوانست  آنگونه که مّدنــظربود درمباحث ورود کند و ازطرف دیگر نا مزدها یی که با برنامه آمده بودند عملاً بکارشان نیامد و آنچنان که باید و شاید با آنها که حرفی برای گفتن نداشتند تفـــاوتی احساس نشد  نه کاندیدا توانست آنچه را که اشعار دارد بیان کند و نه مخاطب چیزی فهمید و درآن زما نهای «به اصطلاح فشرده »  تنها چند عبارت و اصطلاح ثابت مثل "ساز و کار ، تعامل ،ظرفیت سازی  ... " ردوبدل و بنظر میرسد فقط سیما از این مناظره راضی شد و روند برنامه ها به گونه ای بود که کمترین زمان به ارائه برنامه های راهبردی نامزدها اختصاص میگرفت و در بخشهای دیگر هم « مناظره » به معنای مصطلح آن اجرانشد بلکه نوعی نظرخواهی از کاندیداها درمورد موضوعات و مباحثی بود که پاسخ آن مشخص و  اغلب هم با آرا و دیدگاه های شعارگونه و پیام های گل درشت نامزدها همراه بود البته بخش سوم مناظره هم از آن دست شاهکارهایی بود که توسط صدا و سیما طرح و اجرا گردید و بیشتر یادآور تست هوش بود (ازکاندیداها خواسته می شد تا درباره تصاویر به نمایش درآمده روی نمایشگر نظرخود را اعلام کنند) ازقرار معلوم این اقدام رسانه ملی با نظرخواهی از اساتیدی بود که  تاکتیک هایی را درجهت آزمون توانش ذهنی و «هوش هیجانی و تصویری » ارائه داده بودند تا چه بسا ناتواناییهای ذهنی  - مثلاً  تشخیص قطعنامه از کاغذ پاره  - محرز گردد و مجری صدا و سیما که قسم یاد می‌کرد موضوعات بحث از بین 2000 سوال انتخاب شده و تنها او و چند نفر دیگر از آنها باخبرند، عملا مسائلی را مطرح کرد که درحد آزمون اطلاعات عمومی نوجوانان بود

                             

 

 آنچه دراین برنامه اتفاق افتاد برای عامه مردم قابل قبول نبود که به  عضو باسابقه شورای عالی امنیت ملی ،شهردارتهران و سردار سالهای دفاع مقدس ...تصویرساعتی را نشان داد و ازوی خواست تا نظرش را درمورد این عکس بگوید، و همین روند نسبت به دیگر نامزدها که همگی کمابیش از مسئولین و دولتمردان نظام بوده اند اجرا شود و دیدیم که جامعه ایرانی این استخفاف دربرخورد با شخصیت های سیاسی خود را به بهانه آزمایش توانش ذهنی و هوش و ... نوعی اهانت برشمرده و انتقاد و اعتراضــــا ت وسیعی را در سایر رسانه ها و مطبوعات و... بروز داد ،در واقع  صدا و سیما انتظارات و توقعات مخاطب را درطراحی فرم برنامه درنظرنیاورد چرا که اگر قضاوت و تصمیم گیری مخاطب ملاک باشد باید درنظرداشت که قضاوت مخاطب ارتباط مستقیم با پیش زمینه ذهنی و درک مخاطب عام از ارکان و عناصر تشکیل دهنده مناظـــــــره دارد، جان کلام اینکه جامعه مخاطب سیما  انتظار یک مناظره را میکشید که پس از شرح و بیان رئوس برنامه یک کاندیدا نوبت به  نقدو بنوعی به چالش کشیدن آن ازسوی دیگری باشد که این مهم در « برنامه ای بنام مناظره رسانه ملی »  اتفاق نیفتاد

بطورکلی از رفتار سازمان دراین برنامه چنین میتوان برداشت کرد که محتملاً درخصوص درک جایــــــگاه و موقـــــعیت خود درجامــــعه تصور میکند از چنان جایگاهی برخوردار است که با صلاحدید خود هرگونه خواست با نامزدهای ریاست جمهوری برخورد کند شاید مثل آزمون استخدام یک فارغ تالتحصیل جویای شغل !!و عملا سطح مناظره انتخاباتی راتنزل داد

در حالی که مجری صدا و سیما مدعی بود که این روند توسط عــــده‌ای از کارشناسان و اساتید دانشگاه تدوین شده اما کاملا مشخص بود سطح طراحان این پروسه ناشــــــیانه، پایین‌تر از حدانتظارها بوده است، چه آنکه کودک دبستانی هم می‌فهمد نباید با کسانی که هر یک برای ملت ما یک سرمایه محسوب می‌شوند چنین برخورد کرد و نباید عرصه مناظره را به آوردگاه قهقه‌های بینندگان و عرصه طنز پردازی و پیامک و.... بدل کرد. کاملا مشخص است که دیدگاه طراحان، مبتنی بر آزمون و خطا بوده است و نه روش‌های آزموده شده و مجرب. و انگار نه، آنکه درمقابل مجری مورد سوال قرار گرفته و با تحکم به وی گفته میشود : فقط فلان دقیقه وقت داری ،شخصیت دوم مملکت و بالاترین قدرت اجرایی کشور خواهد شد و قرار است تا چندی دیگر درمجامع بین المللی و محاکم از حقوق و حقانیت کشور بزرگ ایران دفاع و بایداز اقتدار لا زم برخوردارباشد شاید لپ کلام را محسن رضایی - در لزوم رعایت شان نامزدهایی که مورد تایید نظام قرار گرفته اند - گفت "صدا و سیما باید هر یک از کاندیدها را «رییس جمهور» در نظر بگیرد "

ازسوی دیگر نباید یکطرفه به قاضی رفت و مسایل دیگری را دخیل دانست ازجمله : تعداد زوج و بالای کاندیداها که امکان یک مناظره رودررو را سلب کرده بود و نیز شرایط خاص رسانه ملی را نیز باید در نظرداشت و اینکه مطمئناً کارشناسان امر در رسانه ملی این شکل برنامه را ازبین چندین طرح انتخاب نموده و ... و مطلوب بوداگر مناظره توسط یک نهاد دیگر برگزار و سیمای ملی تنها بازگوکننده و بازتاب دهنده این رویداد باشد نه متولی برگزاری آن ! تا درصورتیکه برنامه مناظره را به هرشکل و فرمی طرح و اجرا نمود حرجی برآن نباشد و ازبروز هرگونه شائبه و حرف و حدیثی جلوگیری شود !

 اگرچه همواره محتوی یک مناظره ، رویارویی دو دیدگاه و دو برداشت است (حال چه دیدگاه شخصی و چه حزبی –گروهی )لیکن درمملکت ما معلوم نیست که زمینه حضور کاندیداها بطور فردی و شخصی است یا حزبی ،و معلوم نیست در بین هشت کاندیدا ی حاضر کدام دیدگاه درمقابل کدام یک موضع گیری میکند؟؟ سه تن از آنها از یک گروه [با یک دیدگاه] حضور یافته اند که جای تعجب است  درقابت انتخاباتی که فقط یک نفر انتخاب میگردد ائتلاف سه نفره چه معنی میدهد ؟؟ دو تن ازآنان نیز، ازدید جامعه نماینده  اصلاح طلبانند اما انگار هنوز تکلیفشان با خودشان روشن نیست ، یک تن دیگر خود را نه اصولگرا میداند و نه اصلاح طلب ! و دوتن دیگر خود را مستقل دانسته اما عملاً یکی ازآنها ازنماینده های اصلاح طلب هم جلوتر است و دیگری 16سالی هست که درهیچ زمینه ای اظهار نظرنکرده جز درمورد مسکن ... و یک تن هم که اصولگراست اما با دولتی ها حشرو نشر و معاشرت میکند ، حال با این وضعیت و ملغمه ای از دیدگاه ها و نگرش ها رسانه ملی چگونه میتواند مناظره ای بی طرف برگزار کند و باید چه کسی را مقابل چه کسی بنشاند که برنامه مناظره عملاً و واقعاً تحقق یابد؟




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: مناظره انتخابات ریاست جمهوری 92 صداوسیما رسانه ملی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 19 خرداد 1392 ) ( 10:55 ب.ظ )

                                                               بنام خدا

چند سال قبل در گوشه ای دور ازاین دنی و در نیمکره جـنوبی عده ای معد نچی درحین کار گرفتار آوار ریزش معدن شدند و درکسری ازثانیه خود رادرزیر لایه های عمیق زمین محبوس دیدند..اما انگاربخت یارشان بود که اتاقکی آنها را درخود جای داد،و با مویابل دیگران را درجریان ماوقع نهادند و بلافاصله این ماجرا سر از رسانه ها درآورد و آنها هم بیکار ننشسته و عالم رابه هم ریختند اما نه با جنجال و حاشیه سازی ... با هم متن و جوانب این واقعه را بررسی میکنیم !

                                             ****************

با گرفتارشدن  معدنچیان شیلی در زیر اعماق زمین  با همت رسانه های کشور خبر این واقعه  از کیلومترها پایین ترمرزها را درنوردید وانگیزه های همـــدردی و یاری را نه تنها درملت آنها که در تمام عالم برانگیخت و سیلابی از احساسات جمعی جهانیان راه براه انداخت ! در « شیلی » و بعضی ممالک همجوار مردم از هرسو آماده کمک و ازسراسر دنیا پیـــام های امید بخش برای کارگران و خانواده هایشان ارسال شد، صحنه های اسارت آنان دراتاقکی زیر اعماق زمین به تمام آنتن ها وماهواره ها مخابره و حالا مردم جهان به مدد پیشرفت فناوری و ...لحـــظه ها ی اسارت آنان را همچون فیلم زنده مستند مشاهده میکردند معلوم بود که خودشان ازاین وضع ناراضی اند و با گذشت چند روزی در دراتاقکی که فقط به اندازه نفس کشیدن جا داشت ناخوش احوالی بسراغشان آمده بود !

 


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: وقایع ناگوار رسالت حرفه ای رسانه ها سایت زباله شیراز
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 11 خرداد 1392 ) ( 03:14 ق.ظ )

                                               بنام خدا

                 پرده اول : بازهم پرسپولیس و سپاهان در یک فینال

بازهم فینال یک جام وبازهم پرسپولیس و سپاهان و البته اینبار خداحــــافظی یک بازیگن بزرگ  ... !!  یک جام حذفی پرحرف و حدیث با تمام جوانب و متعلقاتش ... جامی که بود و نبودش به چهار تا جمله و در خواست و ...و ابسته است !! جامی که اصل وجودی آن از همان ابتدا مورد تردید بود و بالاخره با کلی حرف و حدیث در زمان شروع ، نحوه برگزاری مسابقات ،زمان و مکان آنها و کلی مسایل دیگر ..آغاز و به انتها رسید و بسیاری از فوتبال‌دوستان منتظر بودند تا ببینند آیا پرسپولیس به عدد 6 در قهرمانی‌هایش در جام حذفی می‌رسد یا سپاهانی‌ها برای چهارمین مرتبه این جام را بالای سر می‌برند؟؟  قهرمانی در این جام برای پرسپولیسی‌ها از نان شب هم واجب‌ترست  برای مهدوی‌کیا که با بالابردن این جام با افتخار به دوران بازیگری‌اش در فوتبال پایان می ده و ازسوی دیگر برای گل محمدی که با حضور دراواسط فصل و با وجود مشکلات بسیار این جام را به مثابه اسطوره شدن میدونه  و نیز رویانیان که منتظر ه تااین جام سندی برای ادعای تحقق برنامه هاش در فوتبال ایران باشه و درکنار اینها یک انفاق بزرگ و آن آسیایی شدن سرخپوشان تهرانیه که چند سال هست  درکورس رقابت با پسران آبی کم آورده اند و با فتح قله جام حذفی به دو سال ناکامی خود در مسابقات داخلی پایان می دهند

خب پس همه چیز مهیای برگزاری یک بازی عالی بود حتی هوای صاف و دل انگیز ، و اینکه بعد ازمدتها صحنه های زیبایی در سکوهای استادیوم آزادی بودیم: حضور یکصد هزار تماشاگر پرشورو علاقمند که بعید میدانیم در جای دیگری از دنیا بدینگونه چند ساعت مانده به بازی - بدانگونه که امروز در ورزشگاه آزادی اتفاق افتاد تماشاگران ظرفیت استادیوم را در بازی وسط هفته پرکرده و چنین پرشور و حرارت برای تجلیل از تیم محبوب خود و با امیدبه برگزاری جشن قهرمانی حضور یابند ، ،پس حتماً پرسپولیس برای فتح این جام حسابی برنامه داره ، خصوصاً حالا که دیگه علی کریمی هم هست ...یحیی گل محمدی هم بعد ازاین همه مدت صددرصد به یک هماهنگی با بچه ها رسیده و سردار هم که حق و حقوق همه رو داده ، پس دیگه هیچ بهونه ای برای باختن نیست 

 

                  

 

 بازی به ضیافت پنالتی هاکشیده شده وهادی نوروزی پشت توپ قرار گرفته ،صد هزار تماشاگر انگار مطمئن از گل زدن وی  و رزشگاه آزادی  رابرای انفجار هیجان خود آماده میکنن ....کاپ قهرمانی در چند قدمی به آنها چشمک میزنه و همه چیز مهیای برگزاری جشن قهرمانی قرمز پوشان است ... اما فقط یک حماقت از سوی فرد نادانی که مدام با نــــور لیزر چشمان شهاب گردان (دروازه بان سپاهان )را آزار میداد کافی بود تا همه محاسبات را برضد لشکر قرمز به هم زند ،و آن فرد سرمست ازاینکه می دید چگونه اردوی سپاهان را به هم ریخته همچنان بر عمل اشتباه خود پافشاری میکرد تا همین امر  در پایان باخت ناباورانه پرسپولیس و قهرمانی زرد پوشان اصفهانی را رقم زد

با پرتاب نور لیزر به چهره گردان داور اجازه ضربه پنالتی را به نوروزی نمیداد تا اینکه گردان ازوی خواست اجازه دهد بزند اما بعد از آن نوبت اعتراض مربی با تجربه صرب به هجوم عکاسان در پشت دروازه بود و بطورکلی برای دقایقی روند پنالتی متوقف وازاین فرصت برای برهم ریختن تمرکززننده پنالتی ( نوروزی ) و دیگران استفاده کند و بر همین طور هم شد نوروزی که دوسه مرتبه ای از زدن ضربه منع شده بود کاملاً  سرد شده و تمرکزش هم بهم ریخته بود ، جالب اینک هیچ کس هم از هم تیمی هایش برای تشجیع روحیه و آماده کردن ذهنش نیامدند و این درحالی بود که گردان ازاین فرصت برای مانور دادن و ...استفاده کرد ( خداشاهده قبل ازضربه نوروزی به  اطرافیانم گوشزد کردم که گل نمیزنه) و او هم درحالیکه چار چوب فکری اش کاملاً به هم ریخته بود از نشاندن توپ درچهارچوب دروازه عاجز و به اوت زد و همین ضربه کافی بود تا  روحیه مردان قرمزپوش متلاشی شود حقیقی هم به آسمان زد و تــــــمام /سپاهان درمقابل چشمان دههــــا هزار تماشاگر قرمز قهرمانی لیگ حذفی را ازآن خود کرد و حالا چه بایدگفت : آیا باز هم پرسپولیس قدر تماشاگرا رو ندونست یا از تماشاگری که نور لیزر رو میزد ضربه خورد؟؟

پی نوشت : آیامسئولین فنی و مدیران پرسپولیس تمام برنامه ها و تدارکات خودرا برای قهرمانی محاسبه ... اما انگار تاثیر نور لیزررا پیش بینی نکرده بودند ...قضاوت با شما ؟؟؟




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: فوتبال حام حذفی فینال جام حذفی پرسپولیس
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ) ( 03:45 ق.ظ )

                                  رویانیان، ماندگارترین چهره پرسپولیس

شنبه شب در فضای کدر فوتبال ما اتفاق جالبی افتاد و به بهانه تمجید و تقدیر ازیک عمرتلفیق هنر و ورزش و شورآفرینی بزرگان فوتبال این سرزمین در تیم پرسپولیس، صحنه های زیبایی ازباهم بودن بزرگان و اهالی این ورزش ثبت شدو طی این همایش از 12 پیشکسوت این تیم در دهه 40 و 50بعنوان چهره‌های ماندگار باشگاه پرسپولیس وبا اهداء تندیس طلایی که چهره آنها بر آن نقش بسته بود تجلیل شد [در حالیکه قبل از این کمتر شاهد بها دادن به پیشکسوتان خصوصاً نسل اولی‌های فوتبال ایران بودیم] درعوض اغلب رسانه ها و سایت ها با تشریفاتی و بی فایده دانستن این مراسم رویه انتقاد را درپیش گرفته و یا باهجو و طنز بدان پرداخته و بعضی دیگر آنرا تاکتیک رویانیان در تحریف افکار هواداران ناراضی از نتایج و مدیریت سردار برشمردند!!

از نظراینجانب: برگزاری این مراسم صرف نظر از تاثیر مطلوب در فضای فعلی فوتبال ما [ که سر تا پا یمان در مرداب کدورت و قهر و تهمت بستن به همدیگر غرق است ] بیانگر نوعی کیاست مدیریتی سرداررویانیان و فتح باب جدیدی در سیاست حرفه ای وی است!! البته اینجانب شخصاً منتقد مدیریت باشگاه در این فصل ( و سالهای قبل) میبوده و معتقدبودم که رویانیان اهدافش را فقط وفقط برجلب رضایت هواداران و بازی با نامها و مهره ها نهاد که در عمل توفیقی برای پرسپولیس نداشته و هزینه های بسیاری را بر تیم متحمل کرد!! و این موضوع ، عاملی شد تا قریب به اتفاق رسانه ها و سایت های ورزشی او را عامل رواج ریخت و پاش و هزینه های نامعقول در لیگ برتر بدانند ودر واقع سردار بعلت ناآگاهی از اوضاع و احوال فضای فوتبال و نقد و رسانه های ورزشی ،در وادی غریبی پا نهاد که مصداق «فیل دیدن در تاریکی » بود ه و برداشت ها و تعاریفی که در چنان وضع و حالی بدست می آید !! در کنارآن ها ،حجم سنگین پروژه های مختلفی که در باشگاه پرسپولیس مد نظر داشته و مدعی انجامشان بود و نیز بروز اختلاف و ناهماهنگی ها بین بازیکنان و مجوعه مربیگری و ... تمرکز وی را بهم ریخته و مدیریت خود را بابرخی تصمیمات شتابزده ، برخوردهای تند و عصبی با ایجادچالش ،تنش و جنجال بر تیم پرطرفدار پایتخت آغاز کرد !! ذهنیت وی در تلقی توطئه آمیز بودن انتــــقادات و اظهار نظرات و سوالات خبرنگاران ، عملاً او را رودر روی بسیاری از اهالی فوتبال و رسانه قرار داد، ادبیات وی درآن روزها تند وتهاجمی بودو در مواجه با شخصیت های حقیقی و حقوقی همچون مدیران سایر تیم ها ، فدراسیون فوتبال ، کمیته داوران و ... با بروز هرگونه مشکلی مدام : تهدید به افشاگری ، بر ملاکردن توطئه و دستهای پشت پرده و ... می نمود و این موارد ناشی از همان فیل دیدن در تاریکی وی و مشاورانش بود که با گذشت مدتی عملاً تیم را به حاشیه و با دلایل دیگر تیم را ازقهرمانی دورکرد

 

                    

اما با گذشت زمان سردارروی دیگری از وجهه مدیریتی شخصیت خودرا به نحو بارزی عیان کرد و نشان داد که برای رسیدن به اهداف مطلوب و موفقیت تا چه حد در نحوه عمل و رویکرد خود تغییر پذیر ست و همین امرچه بسا دلیلی بر دلسوزی و تمایل قلبی وی برای موفقیت این تیم مردمی میرساند ، اگر چه سردار رویانیان در ابتدای مسئولیت خود اطلاعی بسیاری مسائل این رشته همچون فرق پست های دفاع و هافبک را نمیدانست و اگر در دومین روز پذیرش سمت خود ،چنان از دعوت برنامه نود فردوسی پور،هیجان زده و جوگیر شده بود که نام محصص «کارشناس داوری کشور» را به اشتباه حاج رضایی خطاب کرد.!! واگر درابتدا هیچ اطلاعی از اسم و رسم و سوابق پیشکسوت ها و بزرگان تیم نداشت و اگر چه بارها شاهد بودیم که با چه لحن جوزده ای از فضای حاکم بر فوتبال کشور میگفت و مشخص بود که هرگز چنین وضعیتی را پیش بینی نکرده بود ؛ و در حالیکه اغلب کارشناسان استمرار اورا در این حال و هوا هرگز محتمل نمیدانستند ولی او ماند و این شهامت را داشت که صراحتا ً به این واقعیت اعتراف کند که [ خودرا غریبه ای در سرایی ناآشنا میداند" ] و البته تمام سعی و تلاشش را برای جبران آن نواقص بکار برد ،آشنایی با فوتبال ، انتخاب مشاوران دلسوز و آگاه و ... وجهه دیگری را از رویانیان به نمایش گذاشت ،رویانیانی که اگرچه بارها و بارها به غیرفوتبالی بودن متهم شد اما اقدامات مثمر ثمر او در:- تشکیل تیم‌های مختلف برای تبدیل کردن تیم به باشگاه، ،-تشکیل شرکت پیشکسوتان و هواداران، - ساخت و تاسیس آکادمی پرسپولیس، فراهم آوردن مقدمات ساخت ورزشگاه اختصاصی، -مذاکره با باشگاه‌های بزرگ جهان برای مراودات مالی و فنی با این باشگاه‌ها و پیگیری مراحل سخت خصوصی‌سازی پرسپولیس تا رسیدن به نتیجه قانونی که در چند روز اخیر و با ثبت برند پرسپولیس حاصل شد ... تا به حال کمتر در باشگاه‌های دیگر ما انجام شده است. همو که اگر چه ابتدای فصل در ادامه سیاست بازی با نامها و جلب رضایت هواداران از مربیان نام آشنایی درسطوح بالا نام برد حال با بررسی کارشناسانه ، مربی جوان اما جویای نامی را به خدمت گرفت و نیز خریدهای کم هزینه اما مفیدی در نیم فصل دوم از او چهره محبوبی در بین هوادارن ساخته که با وجود ضعف پرسپولیس و محرومیت از قهرمانی هوادارانش همچنان وقلباً خواهان ادامه حضور ش هستند. چرا که بخوبی می‌دانند در نتایج این فصل :رویانیان در جایگاه مدیرعامل کمترین قصور را داشته و از تمام توان خود برای موفقیت تیم بهره برده است.

سردار رویانیان که در این فضای غریب و به زعم وی پر رمز و راز ماند بجای اینکه همچون اغلب همقطاران خود برادامه سیاست ناکار آمد خود اصرارو با فرافکنی، ضعف و کاستی ها را به گردن این و آن بندازد، بنا را بر کسب آگاهی و آموزشهای لازم و تجزیه و تحلیل فرمولهای نه چندان ساده باشگاهداری در لیگ نهاد و پس از مدتی تقریباً به بسیاری از قوانین نانوشته ، بایدها و نبایدهای لیگ دست یافته وحال با رویکردی جدید سعی بر گشودن باب تفاهم و ایجاد روابطی برپایه حرمت و تعامل با اشخاص و پدیده هایی است که پیرامون ورزش فوتبال حضوردارند ،و اتفاقاً یکی از نقاط شاخص مدیریت فعلی اش همین برنامه ای است که تحت عنوان همایش چهره های ماندگار برای تیم خود ایجاد کرده است و برای اثبات حسن نیت خود کسانی را که درطول لیگ مشکلاتی با وی داشته ازجمله ؛ مایلی کهن ، فتح الله زاده و ... به حضور درهمایش دعوت و با ارتباط صمیمی و مهرآمیز خود صحنه های زیبایی را بوجود آورند !!

نقش و جایگاه پیشگسوتان این تیم و نوع تعامل مدیران و متولیان باشگاه با آنهایکی از موضوعاتی ست که همواره در باشگاه پرسپولیس مطرح و  اغلب مدیران گذشته این تیم روابط مطلوبی با این مجموعه نداشته وبدلایلی مختلف از جمله اینکه از تغییر حتمی خود مطلع میبودند لذا مجالی را برای اینگونه اعمال مهیا ندانسته و همچنان رابطه کجدارو مریزی را سپری میکردند  که البته در برخی موراد همین عامل بروز تنش و حواشی تیم میشد که سرآمد آن دورانی بودکه علی پروین درزمان مدیریت غمخوار با سیاست رندانه وی از تیم پرسپولیس کنار گذاشته ولی درعمل تبدیل به آلترناتیو وینگو بگویچ  و سایه وی برسرتیم سنگینی میکرد (و امروز میبینیم کسی را که غمخوار برای مربیگری یک تیم سی ملیونی بر پروین ترجیح داد در دستیار ی گل محمدی ایفای نقش نماید)                                           

                            

اما سرداررویانیان با برگزاری مراسمی دیدنی و آبرومند نام خود را بعنوان تنها مدیر تیم پرسپولیس در تاریخ این باشگاه ثبت کردکه تا بحال بطور رسمی و موجه شان و جایگاهی شایسته برای بزرگان و چهره های محبوب سابق این تیم ایجاد کرد ه است !! و حالا از ظرفیت پشتوانه مهمی بنام پیشکسوتان باشگاه برخوردار است که وی را دررسیدن به اهداف موفقیت آمیز خود یاری میرسانند ، آنان از نقش حمایتی در تیم برخوردار بوده و به مثابه گروهی مشاوردلسوز و امین برای وی بحساب می آیند که در موقعیت های مختلف ( انتخاب اعضای فنی همچون مربی ، بازیکن و ...) در تصمیم گیری های فنی توشه ای از تجربه و راهبری را دراختیار وی مینهند !! و نیز در موقعیت های جنجالی و حواشی بهانه جویی هاو ... بر علیه تیم و مدیریت، با تمام توان و حتی اعتبارخویش از مجموعه دفاع و به رفع بحران و کنترل حاشیه پرداخته که این امرالبته بنفع مدیریتی خواهد بودکه با وجود چنین نیروهایی دیگر نیازی به صرف انرژی و هدر دادن وقت نبوده فارغ البال و آسوده خاطر به وظیفه مدیریتی خود میپردازد و درنتیجه هر نفع و توفیقی متوجه تیم خواهد بود

جنس انتخاب این افراد نشان میدهد که کارشناسی دقیق و اصولی نسبت به این امر صورت گرفته و بی هیچ شک و شبهه ای از صلاحیت اطلاق این عنوان برخوردار ند و الصاق عنوان پرمحتوی چهره ماندگار آنان را دلسوز و یاور حقیقی تیمی میکنند که نامشان درآن برای همیشه تاریخ ماندگار ست و البته علاوه براین این همایش ،در صورت استمرار این برنامه انگیزه ای برای دیگر پیشکسوتان جوان اتر و بازیکنان فعلی نیز خواهد بود بنابراین از دیدگاه اینجانب آنچه که شنبه شب در سالن همایش های برج میلاد روی داد اتفاق فرخنده ای بود و فتح بابی جدید در تیم پرسپولیس و چه بسا درفوتبال کشور است که برخلاف بسیاری از تحلیل های یکسویه و غرض دار تبعات مثبت و مفیدی هم برای پیشکسوتان و هم برای سردار رویانیان دارد که با این اقدام از یک ظرف حمایتی و پشتوانه فنی برخوردار میگردد و با وجود این شرایط میتوانیم به جرات بگوییم حالا تیم پرسپولیس تبدیل به یک باشگاه با شاخص های استاندارد شده که از تمام شرایط لازم برخوردار و این امر در آینده موفقیت های بسیاری را نصیب تیم خواهد نمود که بیش از هرچیز این تحولات مثبت را باید بنام سرداری ثبت کرد که برای نیل پرسپولیس به تفکرات و برنامه‌هایی که ترسیم کرده« قهرمانی پرسپولیس در آسیا و حضور این تیم در رقابت‌های باشگا‌ه‌های جهان » نیاز به زمان دارد نیاز به فرصتی 5 ساله دارد، و در واقع او باید این تحول را نسبت به تیم ورشکسته ای اعمال کند که حاصل سالها مدیریت گذرا ، بی برنامه و ناهنجاری های موجود است و آیا بنظر شما کارنامه او در طی همین مدت کوتاه اثبات نمی‌کند که ادعایش را به عمل تبدیل خواهد کرد؟ نظر بنده بر تایید این ادعاست و همین همایش شنبه شب گذشته اگر با نگاهی جامع و غیر مغرضانه تحلیل گردد واقعیات بسیاری را عیان مینماید و مهم ترازهمه اینکه "سردار رویانیان با تجلیل از بزرگان لشکر قرمز و اطلاق عنوان : چهره های ماندگار به ایشان در واقع خود را چهره ای ماندگار در تاریخ پرسپولیس و در باور همگان معرفی نمود / والسلام

  [سپاسگذارم اگرهرگونه نظر و نقد یا پیشنهاد خودرا با کلیک کلمه نظرات در ذیل اعلام نمایید ]




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: تیم پرسپولیس پیشکسوتان پرسپولیس سرداررویانیان چهره های ماندگار پرسپولیس علی پروین
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ) ( 04:53 ب.ظ )
تعداد صفحات :6 1 2 3 4 5 6
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات