تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب نقد/ تحلیل

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

  (نقدی بربرخوردهای محازی ما ایرانیان با فاجعه منا)                                                 

در گذر این زمانه، برخی وقایع ناگهانی و غیر معمول احساس روزمرگی ما ایرانیان "معروف به آدمهای عاطفی" را به هم میریزد

آنگونه که با بلندپروازی آسمانخراشهای والیبالیست تیم ملی ،با جاروجنجال های فوتبال ، و یا توافق هسته ای و برجام و ...با همه اینها احساساتی میشویم و  افکارمان را به طناب هیاهو گره زده و با جوزدگی تمام سلایق و نظریات خود را در صفحات اجتماعی و گپ های مجازی و ... ابراز میکنیم 

اما حکایت بعضی وقایع برایمان فرق میکند  با شنیدن اخبارشان یک تکان اساسی میخوریم ، انگار احساسمان را دستکاری کرده باشند قلبمان تندتر میطپد و خونمان به خروش درمیاید مثل فاجعه صحرای منا در موسم حج امسال که عرصه دشواری برای آزمودن ایمان فردی واحساس مسئولیت اجتماعی در این وادی بی سروسامان نظرات و عقاید مختلف شده است

                    


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین نقد/ تحلیل گاهنوشت
برچسب‌ها: حج/ فاجعه منا/ شبکه های اجتماعی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 7 مهر 1394 ) ( 01:45 ب.ظ )

              نگاهی به تاثیر جناح بندی سیاسی در آرای انتخابی امیر ژوله و امین حیایی

   جالب است که ما اخیرا به قدرت عجیبی دست یافته ایم قدرتی که برافکار و باورها تاثیر میگذارد ، رنگ سلیقه ها و عقیده ها را تغییر میدهد ... هرموضوع و پدیده ای را بنا به سلایق شخصی و گعده ای به نگاهی سطحی تنزیل میدهد ، قدرتی که میتواند از دل هر قاب و مدیومی همچون سیاست ورزش هنر فرهنگ و ... در جامعه جریانی جنجالی و دوقطبی و ...براه اندازد

دو چهره طنز سینما و سیمای ایران در یک برنامه بعنوان خنداننده رقابت میکنند - امیـــرژوله و امیـــن حیایی - انتخاب چهره برتر با نظرخواهی از مردم بدست میاید ...جریانی در شبکه ها و صفحات اجتماعی در حمایت از هرکدام له راه می افتد ... و  اما ناگهان جامعه دوقطـــــبی میشود ... پدیده هایی وارد عرصه این رقابت میشوند که اصلاً هیچ ارتباطی با موضوع این نظرخواهی ندارند ... دو خط فکری در مقابل هم قرار میگیرند ، دو سلیقه ، دو جناح سیاسی - اجتماعی کشور ، روزنامه نگارِ طرفدار یک جناح خاص خوانندگان را ترغیب میکند آرای خود را به ژوله بدهند ... آنهم با چه استنادی ؟؟ فقط بخاطر اینکه طرف مقابل (امین حیایی) در فیلم قلاده های طلا نقش آفرینی کرده ...



برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: خندوانه / امیرژوله/ امین حیایی/ جناح بندی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 4 مهر 1394 ) ( 03:26 ق.ظ )



این موجود که نام خود را انسان نهاده آنهم ازنوع ژورنالیستش (که وظیفه رساندن صدای درد و رنج انسانها را دارند ) مدل اروپایی یک داعشی است که از سیل مهاجرت امثال خود به سرزمینهای تحت اشغال داعش جامانده و حالا نقش حیوانی خود در همان سرزمین اروپایی و به سبک رفتارهای قرون وسطایی ایفا میکند ... نمیدانم شاید لابد او اینها را مزاحمینی میداند که آمده اند وبال خود و هموطنانش شوند اما خوب است که اگر این موجود ذهن متحجرش را کمی به کار بیندازد و بداند چه کسانی مسبب و مرتکب اصلی این فجایعند ... کمی به عقبتر بازگردد و بیادش بیاید همین دولتمردان و سیاستمداران ممالک خود و قاره اش در اتحادیه اروپا بودند که با پروبال دادن به موجوداتی عقده ای و وحشی و برگزاری جلسات و برنامه هایی برای سازماندهی آنها در "گروه هایی به اصطلاح معترض " پایه گذار تاسیس گروه داعش و ارتکاب جنایات غیر انسانی شان شدند  ...


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 21 شهریور 1394 ) ( 11:19 ب.ظ )


 

روی ساحل دراز كشیده و به طنین صدای موج‌ روی شن‌ها گوش سپرده. نه دنبال گوش‌ماهی‌ها و صدفها می‌دود و نه با دستانش ماسه های ساحل را برای ساختن یک قلعه شنی کوچک میکاود و نه پاهای برهنه اش توان سرخوشانه دویدن و ذوق كردن را دارد
... دراز به دراز در آغوش ساحل خوابیده ...شبیه همه بچه‌هایی که در دنیای بیرحم امروز باتوهم خوشبختی شب‌ها با صدای آرام لالایی مادر و قصه‌ها و افسانه شاه و پری می‌خوابند و صبحگاهان با نغمه گنجشکها برشاخه های کاج برای روزی پرجست وخیز کنان چشم به جهان میگشایند 

شبیه بچه‌هایی كه نمی‌دانند جنگ چیست با قلبهای معصومی که نفرت را نمیداند ...با چشمهایی که رنگ سیاه را بر پرچمهای خشم و کینه نمی بیند ... شبیه یك كودك خوشبخت که میخواهد فقط وفقط کودکی کند بازی کند و شادی اش را با خواهرو مادرش تقسیم کند ...بی آنکه بداند طعم زهرآگین تقسیم قدرت چه بلایی بر سر خانه کودکی اش آورده ... !! 

و حالا کابوس پلید قدرت و نفرت بزرگ‌تر از آغوش كوچك و خیالهای رنگی معصومانه اش دربستر ساحل برایش نه لالایی که سمفونی مرگ را چنین تلخ و بیرحمانه سروده است !!

  با قایقی برای فرار از جنگ و هراس و درد در رویای پشت دریاها اما ساحلی از شن‌های خیس آغوشش را برای هراس و مرگ او باز ‌كرده است.

و او حالا آرام در ساحل خوابیده ...با دست‌های کوچکی که درتن كودكانه‌اش فرو رفته تا به تمام جهانیان بگوید من از دنیای شما هیچ نمیخواستم جز لحظه ای برای کودکی کردن ... 

 با چشمهایی که آنقدر زندگی را طلب کرد تا بی فروغ و آرام بر هم غنود ... مرگ معصومانه اش میدان بازی پر از خشونت و درد دنیا را بهم زد تا  آنها که درساحل نشسته شاد و خندانند با چشم خود هراس و تنهایی كودك وحشت‌زده از ویرانی و جنگ و آوار ونفرت را ببینند !  ببینند یک نفر در آب دارد میسپارد جان !!

حالا فقط مرگ؛ آرام در دنیای ساده كودكی‌اش رخنه کرده مثل یك خواب بلند از رویای ماهی‌ها و صدف‌ها، در آغوش كودك رها شده تا جهان برای چند روزی هم که شده از فراموشی خودش در اندوه و غم فرو رود. جهانی كه قرار بود برای صلح برای امنیت و رفاه انسانها پدید آمده باشد برای زندگی !!... و حالا، تنها پناهنگاه امنش ساحل دریایی است كه پری‌وار كودك هراسیده‌ از جنگ و ظلمت را سفت و سخت در آغوش ‌گرفته ... و مرگ دوست خوبی برایش شده ؛ نه آنقدر بی‌وفا كه هراس‌های او را نبیند و نه آنقدر فراموشكار كه چشم روی تمام نفرت ها ببندد !!

حالا مرگ دوست خوبی است، آنقدر كه می‌داند در جهانی خالی از صلح، در جهانی با فراموش‌كاری و بی‌تفاوتی آدم بزرگ‌ها، در جهانی كه باید مدام و مدام از مرزهایش به سوی ساحلی امن فرار كرد، تنها او دوست بی‌ریای كودكی است كه هرروز صبح  چشم‌هایش را با ترس باز می‌كرد و هرشب با نوای لالایی هراسان مادر زیر غرش تفنگ و بمب می‌خوابید

 آری انگار مرگ دوست خوبی برای کودکان بی پناه و آدمهای هراسیده از جنگ است، ببنید چقدر آرام سر بر ساحل آرامشش گذاشته و دیگر نه می‌ترسد و نه فرار می‌كند...کودک آرام به خواب فرو رفته و ما که سهممان فقط هیچ است و نگاه و نگاه کردن ، بگذاریم آرام بخوابد ... شاید وجدان خفته جهان بیدار شود !!

( یا حق - ناصرهلالی ) 

با احترام و استیذان از بانو مهتاب کرامتی



موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل گاهنوشت
برچسب‌ها: کودک/ دریا/ پناهجو/ سوریه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 21 شهریور 1394 ) ( 11:18 ب.ظ )

                                        سال 93 از متن تا حاشیه

به سنت واپسین روزهای سال  مرور وقایع و رویدادهای آن سال، همواره یکی از مطالب ثابت رسانه ها ،نشریات و ویژه نامه های نوروزی است که از آنچه در طی آن سال بوقوع پیوسته روایت میکنند: سال 93را اما باید یکــــی از پرفراز و فرو دترین دوره های تاریخ معاصر دانست سالــــی عجیب و  پراز و قــــایع تلخ و شیرین و بیادماندنی آنگونه که حتی ده سال دیگر هم میتوانیم به وضوح وقایع و ماجراهایش را بیاد آوریم: [سال حسرت ها و حیرت ها ، سال بهت و دغدغه ها سال آرزوهای محال و یا سال گره گشودن و حل کردن مجهولات]

سالی که واژه ها و عبارت جدیدی در قاموس رفتارهای اجتماعی ما وارد شد واژه هایی چون دلواپسی ،شلوارک کوبانی و عباراتی چون خاک نوشته ها (که تعریف هرکدام در ظرف خودش ادا خواهد شد )سال 93 اما در یک کلام سال سلطه بی چون و چرای صفحات شبکه های اجتماعی بر رفتارهای اجتماعی و فردی ما بود که هرروز برگ جدیدی از پتانسیل های نهفته خود را رو میکرد صفحاتی که از حاشیه زندگی فردی و اجتماعی ما به متن آمده و جریان ساز شد !! و حالا در واقع جامعه امروزمان را میتوان جامعه ای دانست وابسته به وایبر و واتساب که حرف اول و آخر بسیاری از مناسبات و مراسماتش را میتوان به مثابه منبعی برای اطلاع از بازخورد و نظرات اعضای جامعه نسبت به وقایع و رویداها دانست: باهم مهمترین وقایع و رودادهای این سال را مرور میکنیم :


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 28 اسفند 1393 ) ( 03:48 ق.ظ )

                        حاجــــی فیـروزی که گدا شده؟

                   یا گدایی که حاجی فیروز شده؟

طنین تارو تنبک با یک صدای خش دار چند رگه به هم می پیچد و آدمی با صورتی سیاه و خنده ­ آور  بالباسهای رنگی اشعار هجوآلود و خنده ­آوری را با لهجه عجیبی ادا میکند و میرقصد ، ترکیبی جالب برای خنده برلب نشاندن مردم و بدیهه سرایی هایی با لحن و لهجه­ ای شیرین و مضحک که پشت بند این ترانه می آید :«ارباب خودم سامبولی بلیکم... ارباب خودم لطفی به ما کن»             

او اززیر پنجره خانه یا ازجلوی ماشین یا کنارپیاده رو رد میشد و فرارسیدن بهار را بیادت می آورد...اما نه دلقک بود و نه عروسک و نه چیز دیگری ؛ هنرمندی بود که با همین اداو اطوارهایش ایفاگر نقش حاجی فیروز بود درتاریخ ایران از دوران باستان تا به امروز تا درکشاکش سختی های خانه تکانی و خرج و برج شب عید با ادا و اطوار دلقک وار لبخند را برلب ها مینشاند و بی سبب نبود که او عزیز مردم بود و همه دوستش داشتند . این جماعت همیشه شور و نشاط زندگی را بیاد می آورد و نزد مردم ارج و قربت خاصی داشتند برای پول این کار را نمی کردند چون شغل و در آمد مشخص خود را داشتند کشاورز بودند یا صنعتگر و کارگر ... 

                             


ادامه مطلب را اینجا بخوانید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل گاهنوشت ایــــام و مناســبات نوستالژی
برچسب‌ها: نوروز شادی حاجی فیروز
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 23 اسفند 1393 ) ( 03:16 ب.ظ )

                                                         بنام خدا
چند روزیه که یک روزنامه سراسری( که از قضا نشریه محبوب و شدیداً مورد علاقه بنده ست ) در مهم ترین بخشهای تحلیلی خود رفته سراغ "موضوعی که چهل سال پیش روی داده" و با آب و تاب در باب صحت و سقم این واقعه کلی تحقیق و پژوهش شفاهی و کتبی انجام داده ! خب شاید بگین که اثبات صحت و سقم یک واقعه اونهم با تحقیق و بررسی که چیز بدی نیست؛ خب ناچار برای اینکه شما هم پی به اصل قضیه ببرین موضوع رو به تفصیل در این پست مطلب درج میکنم تا بعداً بدونم چه نظری دراینخصوص دارین :

#########################################

هفته پیش مسعودکیمیایی کارگردان شناخته شده کشورمان در مصاحبه با روزنامه شرق مدعی شده است: " ازآنجائیکه غساله زن درزمان کفن ودفن فروغ فرخزاد نبود، او و یکی از دوستانش باخواندن صیغه برادری جنازه فروغ را غسل داده است"  اما بعد "پوران فرخزاد خواهر بزرگ فروغ "این ادعای کیمیایی را تکذیب کرده و ضمن اظهار تعجب از روایت مسعود کیمیایی از این واقعه گفت: با کمال احترامی که برای آقای کیمیایی قائلم، گفته‌هایشان را تکذیب می‌کنم و متاسفانه تمام اینها که گفته‌اند، داستان است. ایشان هیچ نقشی در غسل فروغ نداشت و من یادم نمی‌آید اصلاً ایشان را دیده باشم !!


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: رسانه/ مسعودکیمیایی/ فروغ فرخزاد
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 12 خرداد 1393 ) ( 09:27 ب.ظ )



اینروزها حسن روحانی برای پایبندی به وعده های تبلیغاتی اش درتوزیع غیرنقدی یارانه (بصورت کالا) هزینه های سنگینی را میپردازد و فکرش را هم نمیکرد که سرفصل برنامه های عدالت محورش با چنین نمره ضعیفی درکارنامه سال اول وی  ثبت شود؛ اما واقعیت این بود که تصاویر صفهای طولانی و کیلومتری  مردم -ایستاده درسوز و سرما و زیر بارش برف -و.. که برخروجی خبرگزاریها نقش بست هیچ تناسبی با شعار "تدبیر واعتدال"نداشت و دور ازبرنامه محوری و پاسداری از شان و کرامت مردم بود

           


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 23 بهمن 1392 ) ( 03:08 ب.ظ )

... و رسیدیم به قصه آن پیامک جنجالی

غروب جمعه ششم دیماه سالجاری؛ تب و تاب انتخابات اولین دوره کانون سردفتران البرز ؛با اعلام نتیجه نهایی اسامی حائزین اکثریت آرا فروکش کرده و پرونده این رقابت صنفی با برگزاری انتخاباتی آبرومندانه و شکوهمند که مایه مباهات قشر فرهیخته سران دفاتر و دفتریاران البرز بود "بدون هیچ ان قُلت و حرف و حدیثی" میرفت که مختومه شود؛ ...اما وقوع یک اتفاق درست در لحظاتی پس از اعلام اسامی نامزدهای حائزین اکثریت آرا؛ بنوعی محاسبات را بهم ریخت و تا مدتی سرفصل گپ و گعده های بعدازانتخاباتی رابخود اختصاص داد


ارسال یک پیامک که ضمن تشکر ازرای دهندگان؛ این تضمین را به آنان داده بود که درطول دوه انتخابات و تبلیغات از اقدام به برخی مبادی غیراخلاقی جهت جذب آرا ازقبیل برگزاری جلسات و میتینگ های خاص و ایداء هرگونه وعده و و عید ؛تمسک به مسایل مذهبی و اسامی معصومین و ... خودداری نموده و همین متن کافی بود که حرف و حدیث هایی را درلابلای محاورات و گفت و شنیدهای همکاران ایجاد نماید؛ در این بین معدودی که انگار از هروله کردن آتش این واقعه نفعی میبردند تاب و توان خویش را بر استعمال معانی خاصی نهادند تا این قضیه به سمت و سوی اختلاف و رویارویی سوق داده شود و البته بعض همکاران که ازسابقه و کسوت دراین وادی برخوردار و ازتاثیرات ناگواربروز اختلاف صنفی بخوبی آگاه بودند صرفاً به اظهار تاسف و "تکان دادن سر" بسنده کرده و سعی بر فرونشاندن شراره های اختلاف و تحذیر از تراکم حرف و حدیث دربین همکاران داشتند ... بطور کلی این موضوع و جهات پیرامون آن بهانه ای شد که روند انتخابات این دوره را دراستان مورد بررسی و کنکاش قراردهیم :


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: انتخابات کانون سردفتران البرز/ پیامک
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 13 دی 1392 ) ( 02:34 ق.ظ )

(پیرامون انتخابات اولین هیئت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران البرز)

درآستانه فرارسیدن روز تکریم سردفتر ششم دی - - برگ دیگری نیز از تقویم تاریخ صنف عزتمند وشریف سردفتران ورق خواهد  خورد ، روزی سرنوشت ساز درحیات امور ثبتی واسناد رسمی استان البرز با برگزاری انتخابات اولین هیئت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران البرز و تشریک مساعی و همیاری متولیان ومسئولین ثبت که باید از ذوق و خلاقیت تصمیم گیرندگان و عوامل اجرایی ، تقدیری وافرنمودکه با تحقق این امر مهم درتقارن با روز سردفتر ؛ ششم دی سال 1392را برای همیشه درتاریخ معاصر، جلوه ای از شکوه و منزلت ثبت اسنادرسمی بیادگار نهادند

تا ساعاتی دیگر و با طلوع اولین طلیعه های خورشید آدینه - ششم دی – نمایشی از بینش بصیر و فهیم سردفتران استان اکران خواهد شد که نقش آفرینانش چه نوپا و جوان و چه با کسوت و سبق محترم ؛ هوشمندانه وآگاه از شرایط و اوضاع و احوال در جایگاهی رفیع و باعزت با حضور در پای صندوق های آرای صنفی خود صحنه گردانی میکنند ...

تاسیس کانون سردفتران ... بعنوان مرکزثقل  وپایگاهی نخبه درکنارکانون های وکلا، نظام مهندسی و... نه تنها در اوضاع و احوال صنفی که بی شک عنصر مهمی در- بازتعریف هویت شهرستان کرج –  و ازارکان ساختاری این منطقه خواهد بود و گزینه ای شاخص در فهرست عوامل توسعه شهر !

دفاتراسناد رسمی كه از جمله قدیمی ترین نهادهای حقوقی و مصداق موفق خصوصی سازی درکشورند دربازتعریف هویت وتبیین ساختار اجتماعی و ماهوی جامعه در کنار دیگر کانون ها و نظام های قشرنخبگان (همچون نظام مهندسی ،پزشکی و کانون وکلاو... آینده بالنده این شهر را رقم خواهد زد

بی شک حیات و دوام جامعه با صلابت ثبت اسناد کشور هرگزدر چنین برهه زمانی حساس و مهمی قرارنداشته و درشرایطی که تلاطم امواج بی مهری و تخطئه و ...  هوای رخوت و نومیدی را در فضای حرفه ای این صنف پراکنده ،  تنها با همدلی و حضور گرم همکاران عزیزمان در صحنه انتخابات کانون میسر میباشد رخوت و بی اعتنایی زیبنده این قشر فرهیخته نیست

دراین مجال اندک واگویه کردن مشکلا ت و مسایلی که جامعه سردفتران را مبتلا نموده میسر نیست وبی شک تمام دوستان و همکاران ا ز آنچه که حادث گردیه واقف و مطلعند ، قدر مسلم اینکه دردهای مشترک و همگونی که براین  پیکره وارد و شرایط را ناگوار نموده یقین که بابرگزاری یک انتخابات باشکوه و مظعم میتواند فریاد ترجمان حقی شود ازبرای اعتلای جایگاه و منزلت همکاران!!

عرصه حضور مضیق است و فرصت جبران دریغ و حسرت هماره بی ثمر ، دیده را به اغماض، بی اعتنایی ورخوت و...گشودن قدم هایمان را از حرکت و حضور در صحنه ای «که دراین شرایط اهمیتی دوصد چندان یافته » باز می ستاند لیکن اگردر این تلاطم  هوشیارانه قدم برداریم و مدبرانه انتخاب کنیم تلاشی است در جهت احقاق حقوق خود ... و بدین سان خدای را هم به مدد ونظارت خوانده ایم

 همیاری اندیشه های نوین( که درخویش ظرفیت و خدمت به جامعه سردفتری رامی بینند) درکنار نیروهای مجرب وآشنا به اهرم های قانونی( در جهت دفاع از کیان عزتمند این صنف نخبه ) که با رای و صلاحدید همکاران بصیر و آگاه براین مسند مهم توفق بیابند در شرایط حساس و خطیر این ایام ،راهبرد موثری است درجهت هدایت این کشتی درگرداب و تلاطم امواج !! وتکلیف برما ، حضوری فراگیر است وانسجام بر تحقق  اهداف و خواسته های خود، همکاران پیشکسوت و اساتید این خانواده!!

ما درمقابل آنان که تاب و توان خویش را مصروف آن نموده تاپیکره شریف سردفتری را ازگرندتیغ ها و تیرهای عناد و هجمه های جهل و بغض همچنان راست قامت و سرافزانده نگاه داشته وتحویلمان داده اند مسئولیم !! مشعل تلاش سالهای گذشته اینک نیمه سوز، روشن است و درمعرض باد پاییز، همت برافروختن روشنای چشمگیر آن درگرو صلابت و عزم منسجم ما در مشارکتی وسیع و فراگیر و این نه برسبیل شعار که التهابی از بیم و امیدهایی است که دراینروزها بر جامعه سردفتری تلنبار میشود !!

ما وارث رنج و مرارت ها و خون دل خوردن صاحب کسوتان و پیران معزز این حرفه ایم که از رقص قلمهایشان ساز اطمینان جامعه کوک میشد و خلق درسلامت و امنیت روزگار میگذرانید مردانی سلیم النفس که سلامت انسانها ، حدیث روزگارشان بود ... و حال اینک که در مسیر هجمه ها و تلاطم آشفته و ازهرسو آماج تخطئه و تفاسیر عجیب و تبصره های غریب  قرار گرفته و حتی دوام و قوام خویش را درمعرض تهدید و تضعیف میبینیم مبادا چنان شود که ضعف و سستی مان در این مصاف مهم و نقش آفرین گزندی بر یک عمر صلابت  و حضور در روایت تاریخی مان باشد این انتخابات بی شک صحنه ای از نمایش اراده و خواست همکاران ما در جایگاه واقع و منزلت رافع آنان است و فردای روشنی را نوید خواهدبخشید اگر طلیعه پرتوان خورشید با گامهای پرصلابت ما دروعده گاه انتخابات اولین هئیت مدیره کانون استان البرز آذین شود ؛ انشاء الله




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 26 آذر 1392 ) ( 04:56 ق.ظ )
تعداد صفحات :6 1 2 3 4 5 6
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :