تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب جامــــــعه

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب


                                                   برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

سلام به شما "عمـــــوهای فتیله ای" که سالهای طولانی خنده را بر لبان ما و بچه هایمان نشاندید اما هیچ بیانیه ای برای تقدیر از شما صادر نکرد  شما که سالهای بسیار برای دلخوشی بچه هایمان خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید ، شما که به کودکان سرزمینمان، در قالب آیتمهای شاد و متنوع، همواره یاد از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن کردید ، و بخاطر لبخند معصومشان هرگونه لباس نوزاد و پیرزن و ... به تن کردید و جسارتا" همچون گاو و الاغ و مرغ شُدید و خروس و سگ و گربه و ...  و با ادای انواع و اقسام "صداهای هنجــــار و ناهنـــــجار" حنجره هایتان خراشیده شد اما زبانی به تحسین تان گشاده نشد

 راهی سفرهای دور و دراز و "جاده های صعب العبور" شدید تتها ازبرای دلخوشی و دست نوازش کشیدن برسر کودکانی مُستـــعد اما مستمن


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه هنر و رسانه
برچسب‌ها: عموهای فتیله ای/
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 21 آبان 1394 ) ( 02:19 ق.ظ )

                             بخش اول

    باز هم نوای شورانگیز و حزین سنج و دمام جوانان حسینیه هــجرت گلشهر کرج (خوزستانیهیای مقیم کرج ) در فضای این حسینیه  و مناطق اطراف که طنــــین انداز شد مُنادی برگزاری مراسم شورانگیز دیگری از عزاداری به سبک خوزستانی (خرمشهری) در این      حسینیه بود که امسال با،شور و شوق جوانان هیِئــــت ،مداحان اهل بیت و همیاری دیگر خادمان سوگوار قافله عشق حسینی همچون سالهای قبل  برگزار شداین مراسم در دهه اول محرم امسال با مدیریت مهــــران افـــشار و همباری متــــولیان و پیرغلامان پیشکسوتِ خیمه ابا عبدالله (جناب آقایان صمد و حسین  کیفی ، عطایی ،فرید عبود زاده، حسین ارجمند ؛کورش جلیلیان مسعود کرمی...) و نیز با حضور و مشارکت فعالانه جوانان گروه سنج و دمام حسینیه ( برادران کمال کیفی ، مهدی محسینی ؛مجید ارجمند، اشکان قبادی ؛محمد و علیرضا مکوندی ، علی کیفی برادران موسوی –عادل علی و عقیل – سعید و ...) و نوحه خوانی مداح اهلبیت "برادر محسن صنــــگوری" درکنار ( آقایان محمد طــــوفانی ، ناصرهـــلالی ؛ رضا آبادانی و ...) و دیگر عزادران دلسوخته حسینی از شب اول محــــّرم امسال به نحو احسن برگزار شد                           

از جمله نکات قابل امعان در برگزاری مراسم عزاداری این حسینـــیه" ابداع سبـــک نوینی" ازتلفیق مراسم سنج و دمام با نوای حزین شروه خوانی ( سبک دشتی) با اجرای برادر عزیزمان " حمید عباسیان " بود که به نحو احسن اجرا و مورد استقبال واقع گردید


حضور خیلی عظیمی از دلسوختگان و عاشقان اباعبدالله الحسین – اعم از اهالی خوزستانی مقیم و نیز جمع کثیری از ساکنیـــن کرج که از اقصی نقاط دور و نزدیک برای کسب فیض سوگ معنوی به این حسینیه آمده بودند درمراسم امسال چشمگیر  بود 

و حضور سرزده فرماندهی نیروی محترم انتظامی کرج بزرگ که با شرفیابی خود موجبات دلگرمی و فخر عزاداران و بویژه جوانان هیئت شدند جلوه دبگری به این حضور مشتاقانه و مراسم داد

این مراسم در هریک از شبهای محرم با اختصاص بنام شهیدی بزرگوار ازشهدای گرانقدر واقعه کربلا برگزار گردید که در شبهای نهم و دهم – تاسوعا و عاشورای حسینی – شور حماسی آن به اوج خود رسید... و نیزلازم بذکر است از شب پنجم عزداران و سوگـــواران حسینی با صرف شام مورد پذیرایی قرار گرفتند

از موضوعات قابل عطف این مراسم برقراری نظم و امنیت عمومی مراسم با توجه به کثرت ازدحام بیش از معمول عزاداران و سوگواران بود که توسط عزیزان زحمتکش "پایگاه بسیج حسینیه هجرت" به نحو احسن تا آخرین لحظه های برگزاری این مراسم نمود چشمگیری داشت که در اینجا باید مراتب سپاس و قدردانی را از زحمات جناب آقای وحید سلیمان زاده ( فرماندهی پایگاه بسیج هجرت) بجا آورد

در پست های بعدی گزارش تصویری مفصلی را تقدیم شما خواهیم کرد ... منتظر روایت تصویری ما ازاین مراسم پرشور و معنوی باشید / یاحق




موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین جامــــــعه هنر و رسانه
برچسب‌ها: محرم / سینه زنی/ خوزستانیهای کرج/ حسینیه هجرت سنج و دمام
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 12 آبان 1394 ) ( 03:06 ق.ظ )

              نگاهی به تاثیر جناح بندی سیاسی در آرای انتخابی امیر ژوله و امین حیایی

   جالب است که ما اخیرا به قدرت عجیبی دست یافته ایم قدرتی که برافکار و باورها تاثیر میگذارد ، رنگ سلیقه ها و عقیده ها را تغییر میدهد ... هرموضوع و پدیده ای را بنا به سلایق شخصی و گعده ای به نگاهی سطحی تنزیل میدهد ، قدرتی که میتواند از دل هر قاب و مدیومی همچون سیاست ورزش هنر فرهنگ و ... در جامعه جریانی جنجالی و دوقطبی و ...براه اندازد

دو چهره طنز سینما و سیمای ایران در یک برنامه بعنوان خنداننده رقابت میکنند - امیـــرژوله و امیـــن حیایی - انتخاب چهره برتر با نظرخواهی از مردم بدست میاید ...جریانی در شبکه ها و صفحات اجتماعی در حمایت از هرکدام له راه می افتد ... و  اما ناگهان جامعه دوقطـــــبی میشود ... پدیده هایی وارد عرصه این رقابت میشوند که اصلاً هیچ ارتباطی با موضوع این نظرخواهی ندارند ... دو خط فکری در مقابل هم قرار میگیرند ، دو سلیقه ، دو جناح سیاسی - اجتماعی کشور ، روزنامه نگارِ طرفدار یک جناح خاص خوانندگان را ترغیب میکند آرای خود را به ژوله بدهند ... آنهم با چه استنادی ؟؟ فقط بخاطر اینکه طرف مقابل (امین حیایی) در فیلم قلاده های طلا نقش آفرینی کرده ...



برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: خندوانه / امیرژوله/ امین حیایی/ جناح بندی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 4 مهر 1394 ) ( 03:26 ق.ظ )



این موجود که نام خود را انسان نهاده آنهم ازنوع ژورنالیستش (که وظیفه رساندن صدای درد و رنج انسانها را دارند ) مدل اروپایی یک داعشی است که از سیل مهاجرت امثال خود به سرزمینهای تحت اشغال داعش جامانده و حالا نقش حیوانی خود در همان سرزمین اروپایی و به سبک رفتارهای قرون وسطایی ایفا میکند ... نمیدانم شاید لابد او اینها را مزاحمینی میداند که آمده اند وبال خود و هموطنانش شوند اما خوب است که اگر این موجود ذهن متحجرش را کمی به کار بیندازد و بداند چه کسانی مسبب و مرتکب اصلی این فجایعند ... کمی به عقبتر بازگردد و بیادش بیاید همین دولتمردان و سیاستمداران ممالک خود و قاره اش در اتحادیه اروپا بودند که با پروبال دادن به موجوداتی عقده ای و وحشی و برگزاری جلسات و برنامه هایی برای سازماندهی آنها در "گروه هایی به اصطلاح معترض " پایه گذار تاسیس گروه داعش و ارتکاب جنایات غیر انسانی شان شدند  ...


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 21 شهریور 1394 ) ( 11:19 ب.ظ )


 

روی ساحل دراز كشیده و به طنین صدای موج‌ روی شن‌ها گوش سپرده. نه دنبال گوش‌ماهی‌ها و صدفها می‌دود و نه با دستانش ماسه های ساحل را برای ساختن یک قلعه شنی کوچک میکاود و نه پاهای برهنه اش توان سرخوشانه دویدن و ذوق كردن را دارد
... دراز به دراز در آغوش ساحل خوابیده ...شبیه همه بچه‌هایی که در دنیای بیرحم امروز باتوهم خوشبختی شب‌ها با صدای آرام لالایی مادر و قصه‌ها و افسانه شاه و پری می‌خوابند و صبحگاهان با نغمه گنجشکها برشاخه های کاج برای روزی پرجست وخیز کنان چشم به جهان میگشایند 

شبیه بچه‌هایی كه نمی‌دانند جنگ چیست با قلبهای معصومی که نفرت را نمیداند ...با چشمهایی که رنگ سیاه را بر پرچمهای خشم و کینه نمی بیند ... شبیه یك كودك خوشبخت که میخواهد فقط وفقط کودکی کند بازی کند و شادی اش را با خواهرو مادرش تقسیم کند ...بی آنکه بداند طعم زهرآگین تقسیم قدرت چه بلایی بر سر خانه کودکی اش آورده ... !! 

و حالا کابوس پلید قدرت و نفرت بزرگ‌تر از آغوش كوچك و خیالهای رنگی معصومانه اش دربستر ساحل برایش نه لالایی که سمفونی مرگ را چنین تلخ و بیرحمانه سروده است !!

  با قایقی برای فرار از جنگ و هراس و درد در رویای پشت دریاها اما ساحلی از شن‌های خیس آغوشش را برای هراس و مرگ او باز ‌كرده است.

و او حالا آرام در ساحل خوابیده ...با دست‌های کوچکی که درتن كودكانه‌اش فرو رفته تا به تمام جهانیان بگوید من از دنیای شما هیچ نمیخواستم جز لحظه ای برای کودکی کردن ... 

 با چشمهایی که آنقدر زندگی را طلب کرد تا بی فروغ و آرام بر هم غنود ... مرگ معصومانه اش میدان بازی پر از خشونت و درد دنیا را بهم زد تا  آنها که درساحل نشسته شاد و خندانند با چشم خود هراس و تنهایی كودك وحشت‌زده از ویرانی و جنگ و آوار ونفرت را ببینند !  ببینند یک نفر در آب دارد میسپارد جان !!

حالا فقط مرگ؛ آرام در دنیای ساده كودكی‌اش رخنه کرده مثل یك خواب بلند از رویای ماهی‌ها و صدف‌ها، در آغوش كودك رها شده تا جهان برای چند روزی هم که شده از فراموشی خودش در اندوه و غم فرو رود. جهانی كه قرار بود برای صلح برای امنیت و رفاه انسانها پدید آمده باشد برای زندگی !!... و حالا، تنها پناهنگاه امنش ساحل دریایی است كه پری‌وار كودك هراسیده‌ از جنگ و ظلمت را سفت و سخت در آغوش ‌گرفته ... و مرگ دوست خوبی برایش شده ؛ نه آنقدر بی‌وفا كه هراس‌های او را نبیند و نه آنقدر فراموشكار كه چشم روی تمام نفرت ها ببندد !!

حالا مرگ دوست خوبی است، آنقدر كه می‌داند در جهانی خالی از صلح، در جهانی با فراموش‌كاری و بی‌تفاوتی آدم بزرگ‌ها، در جهانی كه باید مدام و مدام از مرزهایش به سوی ساحلی امن فرار كرد، تنها او دوست بی‌ریای كودكی است كه هرروز صبح  چشم‌هایش را با ترس باز می‌كرد و هرشب با نوای لالایی هراسان مادر زیر غرش تفنگ و بمب می‌خوابید

 آری انگار مرگ دوست خوبی برای کودکان بی پناه و آدمهای هراسیده از جنگ است، ببنید چقدر آرام سر بر ساحل آرامشش گذاشته و دیگر نه می‌ترسد و نه فرار می‌كند...کودک آرام به خواب فرو رفته و ما که سهممان فقط هیچ است و نگاه و نگاه کردن ، بگذاریم آرام بخوابد ... شاید وجدان خفته جهان بیدار شود !!

( یا حق - ناصرهلالی ) 

با احترام و استیذان از بانو مهتاب کرامتی



موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل گاهنوشت
برچسب‌ها: کودک/ دریا/ پناهجو/ سوریه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 21 شهریور 1394 ) ( 11:18 ب.ظ )

                                                    بنام خدا

                                        بررسی روابط حقوق و جامعه شناسی

علم حقوق که محور مباحث خود را حقوق و نظامهای حقوقی قرار می دهد،(1) سابقه ای طولانی دارد و سالها پیش از پیدایش جامعه شناسی وجود داشته است. حتی برخی معتــــقـدند که ریشه های جامعه شناسی را باید در مباحث این علم جستجو کرد.

مسلماً برای شناخت جامعه ای همچون مسلمانها ، یکی از مولفه های لازم آگاهی از احکام و موازین شرعی درکـــنار مقررات موضوعه آنهاست چه،علم حقوق برای ساماندهی به زندگی جمعی انسانهاست
البته مدتها ، حقوق
«به منزله یک هنر یا یک فن» تلقی می شد و با اینکه در دو قرن گذشته تلاشـــها یی انجام گرفته تا حقوق به صورت یک علم در آید، هنوز بسیاری از نویسندگان متون عــلمی و علوم تجربی ، از برخی از حقوقدانان شک دارند که حقوق را به عنوان موضوع تحقیق علمی، نظیر سایر پدیده های اجتماعی، مثلاً زبان تلقی کنند.... منشأ این تردید، ماهیت قواعد حقوقی و خصیصه هنجاربخشی آنهاست. چارچوب علم حقوق را نمیتوان درقالب «چیزی که هست» ساخت بلکه منطبق است با«چیزی که باید باشد» (2)
پس از آنکه جامعه شناسی به عنوان یک علم مطرح شد، صف آرایی تقریباً خصمانه ای بین دو گروه از عالمان حقوق و جامعه شناسان پدید آمد: از یک سو،
ادعای امپریالیستی جامعه شناسی، جمعی از حقوقدانان و فلاسفه حقوق را بر آن داشت که با هرگونه رابطه جامعه شناسی با حقوق مخالفت کنند و معتقد به انفکاک کامل علم حقوق از جامعه شناسی شوند.(3)

از سوی دیگر جامعه شناسان نیز به علت ترس از ورود مفاهیم ارزشی در بررسی واقعیت اجتماعی ، تا حدی از پرداختن به مناسبات جامعه شناسی با حقوق خودداری می کردند. اما مدتی است که پیوند و ارتباط تنگاتنگ حقوق و جامعه شناسی مورد توجه قرار گرفته و از سوی جامعه شناسان و حقوقدانان و نیز از سوی کسانی که جامعه شناس و حقوقدان بوده اند، آن جدایی آشتی ناپـــذیر به همکاری و همیاری مبدل شده است. این همکاری پس از جنگ جهانی دوم آغاز شد و چندی است که دست کم در کشور فرانسه اختلافات بین جامعه شناسان و علمای حقوق رفع شده است. در خارج از فرانسه نیز بیش از هفتاد سال است که جامعه شناسی حقوقی از طرف جامعه شناسان و حقوقدانان در مقیاسی وسیع مطالعه می شود.(4)
البته این امر به معنی عدم وجود مرز مشخص و معین برای هر یک از این دو علم نیست، بلکه با توجه به این واقعیت که حقوق با یک سلسله از امور ارزشی و دستوری سرو کار دارد و جامعه شناسی در صدد بررسی و شناخت قوانین زندگی اجتماعی و پدیده های اجتماعی و تحول آنهاست، از تداخلشان جلوگیری خواهد شد.
به هر حال، اگر
سخن ژرژ گورویچ و موریس هوریو که می گفتند:« بخش اندکی از جامعه شناسی از خطه حقوق دوری می گزیند، اما بخش بزرگی از آن به سراپرده حقوق روی می آورد... و قسمت نا چیزی از حقوق نیز از جامعه شناسی دور می شود و قسمت معـــتــنابهی از آن به جامعه شناسی رو می نماید»(5)، بیانگر تمام حقیقت نباشد، دست کم مبین بخش عظیمی از آن است.با در نظر گرفتن دو تعریف یاد شده از حقوق(6) و جامعه شناسی و با نگاهی کوتاه با مباحث و مسائل این دو علم، همکاری، بهره گیری و بهره دهی این دو علم به یکدیگر روشن می شود. جامعه شناسی، نهاد و نظامهای حقوقی را به عنوان پدیده های اجتماعی در نظر می گیرد و به بررسی عوامل پیدایش آنها، کارکرد آنها و نیز مناسبات آنها با سایر نهادها و پدیده های اجتماعی می پردازد و برای دستیابی به قوانین اجتماعی سیر تحولی این پدیده اجتماعی را مطالعه می کند و نظامهای مختلف حقوقی را- که حقوقدانان بزرگ پایه گذار آنها بوده اند- بررسی می کند. مثلاً وقتی جامعه شناس به این مسأله دست می یابد که نوعی خاص از قواعد حقوقی موجب آشفتگی و از هم گسیختگی یا انسجام جامعه می شود، در حقیقت برای کشف قوانین پدیده های اجتماعی، به بررسی نمونه های متفاوت نظامهای حقوقی در جوامع مختلف نیز پرداخته است. یا آنگاه که از عوامل تحول نظامهای حقوقی سخن می گوید، دیدگاههایی را که ارائه می دهد، فرایندی از بررسی و تحقیق نظامهای مختلف حقوقی است. از سوی دیگر، تأثیر جامعه شناسی در علم حقوق به حدی است که گاه نظریات جدیدی را به وجود می آورد. مثلاً این نظریه که مجرم یک بیمار اجتماعی است و باید با او مانند یک بیمار رفتار کرد، نه آنکه او را سخت مجازات کرد، خود از یک نوع بینش جامعه شناختی در مبحث اجتماعی شدن- که به وسیله برخی از جامعه شناسان مطرح شد، برخاسته است؛ به این معنی که منشأ بزهکاری مجرم در زندگی اجتماعی او نهفته است و از آنجا که این فرد در جامعه یا گروهی می زیسته که دچار انحراف بوده یا زمینه ها و عوامل اجتماعی پیدایش آن جرم در آن جمع وجود داشته است، بنابراین نسبت به آن ضد ارزشها، اجتماعی شده و صدور چنین جرمی از او امری طبیعی و مولود اجتماعی شدن اوست.(7)
بهره گیری حقوق از جامعه شناسی در حقوق جزا نیز قابل توجه است، زیرا
هدف اساسی حقوق جزا، کنترل رفتار افراد و واداشتن آنها به رعایت و حفظ ارزشهای اجتماعی است و حقوق جزا بدون بهره گیری از جامعه شناسی در این زمینه، کارایی محدودی دارد؛ اما اگر حقوقدان با توجه به عوامل و علل اجتماعی بزهکاری و اجتماعی شدن فرد در گروه، این مسأله را مورد عنایت قرار دهد، به دیدی وسیعتر و صحیح تر در زمینه علل بزهکاری از یک سو و تأثیر مجازاتها از سوی دیگر دست خواهد یافت. حقوقدانان نیز با توجه به زمینه ها و اوضاع اجتماعی، موقعیت یک نظام حقوقی، عوامل مقاومت مردم و حدود مقاومت آنها در برابر قوانین جدید (که در جامعه شناسی مورد بررسی قرار می گیرد)، نظام حقوقی مطلوب برای هر جامعه یا یک جامعه معین را مشخص می کنند و قوانین حقوقی مناسب را با توجه به دستاوردهای جامعه شناسی وضع می کنند. در مکتبهای حقوقی نیز نقش جامعه شناسی بخوبی نمایان است، چه آنکه از جمله مکتبهای مورد توجه در علم حقوق مکتب جامعه شناسی است.
با توجه به مطالب فوق، رابطه متقابل جامعه شناسی با حقوق (اعم از فن حقوق، علم حقوق و فلسفه حقوق) روشن می شود. از این رو،
برخی از دانشمندان تصریح کرده اند که یک حقوقدان باید تا حدی جامعه شناس باشد.(8)


پی نوشت ها :

1-مطالعات حقوق و نظامهای حقوقی را می توان به چهار دسته تقسیم کرد:
الف) علم به قواعد و قوانین حقوقی یک جامعه که معمولاً از آن با واژه «علم حقوق» یاد می کنند. ب) علم به مبانی و ریشه های قوانین و تحلیل قوانین حقوقی از جهت چگونگی پیدایش و تحولات آن که واژه «جامعه شناسی حقوقی» در مورد آن به کار می رود.
ج)مطالعه درباره نتایج مترتب بر اعمال و اجرای قوانین که بسته به آنکه چه نوع آثاری در نظر باشد، بررسیهای جامعه شناختی، روانشناختی، اقتصادی و... را به خود اختصاص می دهد. )فلسفه حقوق که همانند فلسفه علوم دیگر، علم حقوق (علم به قوانین) را محور بررسی قرار می دهد.
مطالعات یاد شده غیر فن حقوق و شیوه دادرسی و نیز قانونگذاری است.
(ر.ک: دفتر همکاری حوزه و دانشگاه؛ در آمدی بر حقوق اسلامی؛ فصل سوم).

2-لوی برول، هانری؛ جامعه شناس حقوق؛ ص 58-57. بر این اساس، واژه علم در مورد جامعه شناسی و حقوق به یک معنی به کار نمی رود. در حقوق مقصود از علم، منظومه ای معرفتی نظیر تاریخ و جغرافیاست؛ ولی در جامعه شناسی علم به معنی کشف روابط علت و معلولی است.
3-علمای حقوق در آغاز حتی وجود علم مستقلی به نام جامعه شناسی را زیر سوال بردند و معتقد بودند که با وجود علم حقوق زمینه ای برای جامعه شناسی باقی نخواهد ماند؛ ولی کم کم ناگزیر به پذیرش چنین علمی شدند. آنان از پیوند و برقراری ارتباط بین این دو علم وحشت داشتند؛زیرا گمان می کردند که پذیرش چنین امری به معنی علم حقوق است و دست کم سرانجام منجر به نفی کامل علم حقوق و هضم آن در جامعه شناسی خواهد شد. پیدایش جامعه شناسی حقوق معلول کل این جریان و تحول و رشد این دو علم است.

4-ر.ک: جامعه شناسی حقوق؛ ص 14.

5-گورویچ،ژرژ؛ درآمدی بر جامعه شناسی حقوقی؛ ص 3.
6-مقصود ما از «حقوق» مفهومی است که در برگیرنده فلسفه حقوق، علم حقوق و فن حقوق است و به تعبیر دیگر آن چیزی است که حول این محور دور می زند.
7-اسلام و به طور کلی ادیان الهی معتقدند که گر چه ساخت یک جامعه یا سلامت و بیماری آن در وقوع و عدم وقوع جرم مؤثر است، ولی جز در موارد استثنایی، بدانگونه نیست که برای فرد راه چاره باقی نمی گذارد. ادیان الهی ضمن پذیرش تأثیر عوامل مختلف فردی و اجتماعی، برای اختیار و اراده آزاد انسان نقش اساسی در سرنوشت انسان و اعمالی که از وی سر می زند قائل است و این امری است که هر انسانی بر اساس فطرت پاک خویش می یابد. چه آنکه با نفی اختیار انسان، جایی برای ستایش و نکوهش، پاداش و کیفر طبق هیچ نظام حقوقی باقی نخواهد ماند و هرگونه مجازاتی ظالمانه و غیر معقول است. به علاوه هیچ توجیه صحیحی از چگونگی و علل رفتار انسانهایی که برخلاف مقتضای جریان جامعه خویش عمل می کنند، یافت نمی شود.
8-گورویچ در مورد اهمیتی که دورکیم در جامعه شناسی به حقوق داده می گوید:« وی می تواند بر سردر عمارتی که ساخته است بنویسد: هر کس حقوقدان نیست، بدینجا وارد نشود (در آمدی بر جامعه شناسی حقوقی؛ ص 20). 




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: حقوق/ جامعه/ جامعه شناسی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 10 تیر 1394 ) ( 08:42 ب.ظ )

وقتی سه شنبه شب عقیل هشت ساله را دربرنامه ماه عسل دیدم یاد جودی ابوت افتادم (شخصیت اصلی رمان بابا لنگ دراز) دختر سخت کوش و باهوشی که دوست نداشت اعضای هیئت امنای نوانخانه جان گریر دست محبت برسرش بکشند ... نیازش چیزی بیش از ترحک و کمک بود او میخواست زندگی کند


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه
برچسب‌ها: برنامه ماه عسل؟ احسان علیخانی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 4 تیر 1394 ) ( 05:51 ب.ظ )

این تصویری از اشکهای زینب است   در وداعی تلخ و پردریغ با پدر شهیدش "ستوان جواد مرادی" از مامورین محترم پلیس آگاهی کرج که روز یکشنبه در حال انجام وظیفه در محدوده مشکین دشت کرج با تیراندازی سارقان یکدستگاه پراید به شهادت رسید

براستی امنیت گوهر گرانبهایی است که بهای آن با جان مامورین نیروی انتظامی و پاسداران امنیت مرزها و معابر مملکت عزیزمان ایران مبادله میشود همانان که جانشان را در سرما و گرما در جاده های ناهموار در ایام تعطیل ومناسبات دور از خانواده و فرزندان دلبندشان سپر آتش خشونتها و ناهنجاریها و نامردمی ها میکنند تا من وشما درکنار فرزندان وعزیزانمان لحظه ها را به شادی وسرخوشی بگذرانیم 

چون همین عزیز ازدست رفته جوان برومند وارزنده پلیس آگاهی ناجای کرج

  روحش شاد ، یادش گرامی و راهش مستدام





موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: پلیس آگاهی کرج/ شهید ستوان مرادی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ) ( 05:15 ق.ظ )

این دیگر کدام روی پنهان ومرموز ماست که صفحات اجتماعی چنین تلخ و به چرک ترین حالت به رویمان میاورد 

 این حجم ومحتوای کامنتها وپستهایی که بعضی ازکاربران درقالب نکیر ومنکر به خوداجازه میدهندکارنامه اعمال یک متوفی را باشخم زدن پروفایل یا صفحه شخصی اش نه فقط پیش روی او که جلوی جشم همگان قرار بدهند را درکدام طبقه ناهنجاری میتوان تعریف کرد؟

موضوع به صفحه شخصی اینستاگرامی دختری بنام پریوش.الف مربوطه (که بامداد دوشنبه سوار برپورشه زرد مدل بالای خود دراتوبان شریعتی  با تصادفی وحشتناک درگذشت) و درطی ساعاتی که از مرگش میگذرد  صفحه اش با افزایش 13هزاردنبال کننده مصداق و آیینه تمام نمای پرده دری وقیحانه و نقطه اوج سیرسقوط اخلاقی جامعه است که معلوم نیست در انتها ما را به کدام پرتگاهی میکشاند ... وحالا موج دیگری ازاین آفت ضدانسانی براه افتاده که دیگر حتی به مرده ها و رفتگان هم رحم نمیکند 

اما اینجا که دیگر نه خبری از"لیما" مجری برزیلی ست و نه ناحقی داور صرب؛اینجا فقط صفحه شخصی دختریست که شاید سبک زندگیش تفاوت زیادی با عرف جامعه داشته اما هنوز چندساعت ازمرگش نگذشته کدام مجوز رگباری از مطالب سخیف و زشت ترین لحن والفاظ را به آن مرحومه میدهد؟ .. آیا فقط بخاطر اینکه مدل ونحوه زندگی اش لابد برای ما دست نیافتنی وحسرتبارست؟ 

 انگار قبح حرمت ابا کردن از حرف زدن پشت سر مرده ها و درگذشتگان ازبین رفته و دیگر برایمان اهمیتی ندارد که به خانواده یا دوستانش دیدن و خواندن این مطالب چه حس وحالی دست میدهد؟

 لحن بعضی کامنتهاچنان پرده درانه ست که حتی صدای دوستان و بستگانش راهم درآورده.. برای مثال این   کامنت یکی ازدوستانش ست

(لال شید بی انصافا ...پری دیگه نیس بینمون وشما به جای دعا فقط حرفای بیهوده میزنین)

و دیگری بنام لیلی - س : ( آخه امشب اول قبرشه .. تروخدابجای اینحرفا براش فاتحه بخونین ...جگرم آتیش گرفته قسمتون میدم امشب پیچشو ریپورت کنین تا خانواده اش بیشترازاین عذاب نکشن)

اما متاسفانه بعضی ها چنان بی حیا شده اند که زیر همین کامنت درباره دختری با چنین سرنوشت تلخی مینویسد: (این ... اگه خانواده داشت که ساعت چهار نسف شب تو اتوبان دوردور چیکا میکرد؟؟؟) و بعد اهمین میشه سوژه بحث و نظر صدوسه تا کامنت !! واقعا احساس میکنم درپس اینهمه تنفر و قبح شکنی بی دلیل فاجعه بزرگی جامعه ما راتهدید میکند ... قضاوت کردن واظهارنظر درباره دیگران حتی اگر بااهانت ووقاحت هم باشد اینروزها رایج ترین رفتار ماشده و دیگر حتی جنازه رفتگان هم ازاین چرک رفتاری مصون نمیماند 

این پست را به اشتراک بگذارید با عنوان(قربانیان پورشه زرد را رها کنید) شاید موثر واقع شود وروح آن بندگان خدا بخاطر این رفتارهای عقده آمیز و هیت بعضی ها بیش ازاین درقبر نلرزد 

                                                                                                   •••••••○○•••••••○○••••••

گاهی غبطه میخورم به مردم دورانی که چنان سادگی صفای باطن داشته اند که سهراب چنین ساده بهشان میگوید:

           یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بربخورد

            نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد

           خطی ننویسم كه آزاردهدكسی را   یا حق - ناصرهلالی

                     •••••••○○••••••••••○○○•••••••••                                

آخرین پست پریوش در صفحه اش این بود:پی نوشت

سلامتی اونایی که این روزاشون به تظاهر می گذره . . .

تظاهر به بی تفاوتی . . .

تظاهر به بی خیالی . . .

به شادی . . .

به این که دیگه چیزی مهم نیست . . .

ولی فقط خودشون می دونن چقدر سخت می گذره!




موضوعات مرتبط: جامــــــعه شعر و ادب
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 ) ( 06:48 ب.ظ )

                                        "ریزعلی از افسانه تا واقعیت"

ریزعلی در دنیای کودکی ما فقط یک صحفه از کتاب درسمان بود با یک نقاشی تبره و تار که البته پراز سوتی بود و ما چون ازنسلی بودیم که هرچه به ما میگفتن و نشون میدادن سرمون را مثل بچه آدم مینداختیم پایین و قبول میکردیم وجیکمون در نمی آمد و مثل بچه های امروزی( که جرات نمیکنی جلوشون تپق بزنی) اهل کشف سوتی و گیردادن نبودیم ...

                             

حالااین درس روایت قصه دهقان فداکاری بود که ما گمان میکردیم از افسانه ها آمده ...طوریکه حتی در سفرهامون با قطار هم در تخیلاتمون جان میگرفت  و بعضی وقتا هم که قصه ای رو توی خیالاتمون میبافتیم  خودمان میشدیم ریز علی و اسطوره نجات مردم

اما سالها بعد در سنین بالاتر همچنان که در زیر فشار زمانه مچاله میشدیم فهمیدیم پیرمردی بنام "ریزعلی " در گوشه ای از همین حوالی شهرمان کرج زندگی میکنه و اهل و فامیـــــــلا و کسایی که میشناسنش میگن سالها قبل با جمعیت مردم مسافرای یک قطار رو با نوری که از سوزوندن لباسهاش تو اون زمستون سرد ایجاد کرده بود نجات داده ... خودش هم برای مردم تعریف کرده بود : [آن شب سرما خوردم و تمام بدنم عفونت کرد و 15 روز در یکی از درمانگاه‌های میانه تحت درمان بودم و بعد از آن بود که برای ادامه درمان به تبریز رفتم، اما هزینه درمانم آنقدر بالا بود که حتی گوسفندانم را فروختم و خلاصه در آن دو سه ماه درمان، تمام دارایی‌ام را خرج کردم]

اگرچه فقط یک سال پس از حادثه، داستان آن شب وارد کتاب‌های درسی بچه‌ها شد ما اما بعد از ده ها سال تازه فهمیدیم که این مرد همون دهقان حماسه ساز درس فارسی دبستان ماست که سالهای سال چون اسطوره های دست نیافتنی در کتابها بیتوته کرده بود مثل خیلی دیگر از اسطوره ها و قهرمان های دنیای کودکی ما که همه تو کتابها بودن و هنوز هم از کتابها و قصه ها بیرون نیومدن ...




موضوعات مرتبط: جامــــــعه گاهنوشت نوستالژی
برچسب‌ها: دهه شصت / درس فارسی/ دهقان فداکار
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 ) ( 11:21 ب.ظ )
تعداد صفحات :10 1 2 3 4 5 6 7 ...
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :