تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب مهر 1394

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

اینروزها و بنا به اقتضائات زندگی در این عصر ، احساس پریشانی، اضطراب ،دلهره ترس و نومیدی از حالات رایج در اکثر مردم است ... این پست بنا به تصریح آیات خدای متعال که فرمودند : «الا بالذکـــــــر الله تطمئن القلوب » با ذکر ادعیه و فرمایشاتی از اهل بیت اطهار و بزرگان دین برای حصول آرامش و دفع پریشانی و نگرانی به شما عزیزان تقدیم میگردد:

 

یادم هست در جایی خوندم که از مرحوم آقای بهجت نقل کرده بودند ایشون ذکری را برای رفع هم و غم توصیه نمودند.

دست به کار شدم، برای پیدا کردن اون ذکر و منتشر کردنش در اینجا.

بعد از کلی جستجو با کلید واژه‌ی «همّ -> الهمّ -> من الهمّ»، در نرم افزار جامع الاحادیث 3.5، به یک روایت بسیار زیبا رسیدم. در این روایت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، به امیرالمومنین علیه السلام توصیه‌هایی نموده‌اند. بخشی از این روایت در مورد ذکری است برای در امان بودن از همّ و غمّ در گرفتاری‌ها و سختی‌ها.


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین گاهنوشت
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 21 مهر 1394 ) ( 04:11 ق.ظ )


                          بنــــام خــــدا



درد دارد که آدم های زندگیت همیشه یا خیلی دیر رسیده باشند یا آنقدر زود رفته اند که لذت بودن با آنها را یا فراموش کرده ای یا اصلا فرصت نشد تجربه اش کنی - مثل چای داغ که اگر سرد شود حتما از دهان افتاده و نوشیدنش طعم تلخی دارد- آنهم دیگر فقط برایت طعم تلخ مرور خاطراتت را خواهد داشت در گذرزمان ...

گاهی یک آدم آنقدر دیر تو را میخواهد که دیگر خواستن و نخواستــــنش برایت تفاوتی ایجاد نمی کند ... و گـــــاهی آنقدر زود که دلت را میزند !! 

-گاهی هم به کسی میرسی که رنگ و بوی خواسته های دوست داشتنی ات را میدهد فکر میکنی نیمه گمشده ات رو پیدا کرده ای ؛ از هرطرف حساب میکنی اندازه طول و عــــرض مساحت تنهایی ات رو پرمیکنه ، درست اندازه حجم دلتنگی هایت ... اما عجیب اینکه بجای سرمست شدن ازاین احساس پاک عاشقی در نقطه اوج حیرانی و آشفتگی  دست وپا میزنی ... میدانی چرا ؟؟

به جرم اینکه کمی دیررسیده ای پیچ و لولای زمان دیــــــگر در احساس تو خوب چفت و بست نمیشود ... میشوی مثل کسی که دیوانه وار از زیبایی تابلویی لذت می بره که توی یک قاب شیشه ای قرار گرفته وسهم تو فقط ورانــــداز کردن عاشقانه آن است

¤ گاهی هم سالها باکسی همراه شده ای در یک مسیر ناهموار ، افتان و خیزان ... بارها و بارها افتادی پاهات شکسته و  اما هربار لنگ لنگان بلند شدی و دست دردستان او براهت ادامه داده ای ... بی آنکه حتی بدانی چه حسی به او داری ؟ عاشــــقش هستی؟ عــــــادت کردی؟ محــــتاج بودنش شده ای یا چیز دیگه ... فقط میدونی که برات غیر ممکنه از راه اومدن باهاش جــــــابزنی، چون تو بستر زمان اونقدر با هم غلت خوردین که نفساتون تو همدیگه چفت وبست شده و دیگه سخته واشدن از هم ...  

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

در ایجاد تمام این حالات زمان حرف اصلی رو میزنه با فرم و چارچوب مشخصی که اگه بخوای بهمش بزنی آوار میشه و فرو میریزه روی سرت !!

بنطر من همینکه آدم بداند یک نفر را با تمام وجودش میخواهد نباید بگذارد زمان از دستش بیرون برود ، همین که بداند ناگهان چقدر زود دیر میشود ، اونوقت کافیست تا احساساتش درست ابراز بشود- به اندازه طول وعرض زمان- تا دیگر نه کسی دیر برسد و نه کسی زود برود ، بلکه تو هر نقطه از مسیر زندگیش قرار گرفته باشه مهم اینه که با چفت و بست شدن درست در زمــــــان کامروا شود ... همین / یا حق – ناصرهلالی  




موضوعات مرتبط: گاهنوشت
برچسب‌ها: زمان/ زندگی؟ احساس
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 13 مهر 1394 ) ( 02:30 ق.ظ )

میدانی ... ؟؟

بتی پرستیدنی هم که باشی 

کافیست آنها که درمقابلت تعظیم کرده اند -

و تا کمر خـــم شده اند 

زیر چشمی ببــینند ... 

گوشه ات ترک خورده -

امانت نمـــیدهند ... 

 هرکس پتک و لگدی نثارت میکند ؛

مدام تکه تکه میشوی  

و فرو میریزی 

                                        

  عاقبت نگهبانت هم حوصله اش سر میرود

 او میداند کــجایت لگد بزند

 که خیال همه راحت شود !

درست همانجا که باید، ضربه اش را کاری میزند ؛ !!

 

آهای " بـت بی بتــه " !!

من دارم میروم

تو هم که هنوز زبان در دهان داری 

بگو یکی بیاید اینجا را جارو بکشد !!

  یـــــــــــــــــــا حق / ناصرهلالی/ خرداد 94





موضوعات مرتبط: شعر و ادب
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 10 مهر 1394 ) ( 03:45 ق.ظ )

  (نقدی بربرخوردهای محازی ما ایرانیان با فاجعه منا)                                                 

در گذر این زمانه، برخی وقایع ناگهانی و غیر معمول احساس روزمرگی ما ایرانیان "معروف به آدمهای عاطفی" را به هم میریزد

آنگونه که با بلندپروازی آسمانخراشهای والیبالیست تیم ملی ،با جاروجنجال های فوتبال ، و یا توافق هسته ای و برجام و ...با همه اینها احساساتی میشویم و  افکارمان را به طناب هیاهو گره زده و با جوزدگی تمام سلایق و نظریات خود را در صفحات اجتماعی و گپ های مجازی و ... ابراز میکنیم 

اما حکایت بعضی وقایع برایمان فرق میکند  با شنیدن اخبارشان یک تکان اساسی میخوریم ، انگار احساسمان را دستکاری کرده باشند قلبمان تندتر میطپد و خونمان به خروش درمیاید مثل فاجعه صحرای منا در موسم حج امسال که عرصه دشواری برای آزمودن ایمان فردی واحساس مسئولیت اجتماعی در این وادی بی سروسامان نظرات و عقاید مختلف شده است

                    


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین نقد/ تحلیل گاهنوشت
برچسب‌ها: حج/ فاجعه منا/ شبکه های اجتماعی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 7 مهر 1394 ) ( 12:45 ب.ظ )

جنایات ضدانسانی سراسر کره زمین را درهم نوردیده و اینجا بغل گوش ما در خاورمیانه از بن لادن تا ابوبکر بغدادی و ملک سلیمان دکان دین گشوده و خانه شرف و اعتماد و امانت را دربسته اند کودکان را ظرف پنج ماه دریمن و پنج سال در سوریه مثله کرده اند 

طرفهای درگیر با نام دین و دیانت به جان خم افتاده و نمایش بی دینی را درپیش چشم جهانیان اکران میکنند 

و عجیب اینکه کسی که در عربستان به سوی شیطان سنگ میندازد کشته میشود عجیب است ..نمیدانم .. 

شاید هم این آغاز بهار خونینی است که بادهای پرتلاطمش از حجاز میوزد ... همان سرزمینی که قلمها را میشکنند آزادیخواهان را شلاق میزنند و سر می برند  

آزادی بیان و رعایت حقوق بشر جرمی عظیم است و آنکه خردورزی میکند تبعید میشود 

سرزمینی که درآن هیچ بویی از هنر و اندیشه و شعر و ... به مشام نمی آید 

اما حالا زنگ سقوط آل ها به صدا درآمده و در سرتاسر نجو و حجاز پیچیده ... از عرفات تا معشر از منا تا میقات ... 

منا امسال خون به دیده آورد و دم برنیاورد و دید چگونه یکی یکی عاشقان و زائرانش به خاک افتادند به سبب بی تدبیری به سبب آنچه سیاست کثیف کشور میزبان می نامندش به سبب آنچه جز وحشی گری و قساوت نامی دگرنتوان نهاد !

منا امسال شاهد عروج آسمانی زوارِخانه عشق بود منی امسال چه اشک خونی ریخت از جور آنانکه مدعی حراستش را دارند ... ماه منا امسال غروب کرد و خون مردم در خیابانهای بی موذن تا به زانو رسیده است !!


                            




موضوعات مرتبط: دیـــن و آئـین شعر و ادب
برچسب‌ها: خاورمیانه / موسم حج/ منا/
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 7 مهر 1394 ) ( 04:19 ق.ظ )

              نگاهی به تاثیر جناح بندی سیاسی در آرای انتخابی امیر ژوله و امین حیایی

   جالب است که ما اخیرا به قدرت عجیبی دست یافته ایم قدرتی که برافکار و باورها تاثیر میگذارد ، رنگ سلیقه ها و عقیده ها را تغییر میدهد ... هرموضوع و پدیده ای را بنا به سلایق شخصی و گعده ای به نگاهی سطحی تنزیل میدهد ، قدرتی که میتواند از دل هر قاب و مدیومی همچون سیاست ورزش هنر فرهنگ و ... در جامعه جریانی جنجالی و دوقطبی و ...براه اندازد

دو چهره طنز سینما و سیمای ایران در یک برنامه بعنوان خنداننده رقابت میکنند - امیـــرژوله و امیـــن حیایی - انتخاب چهره برتر با نظرخواهی از مردم بدست میاید ...جریانی در شبکه ها و صفحات اجتماعی در حمایت از هرکدام له راه می افتد ... و  اما ناگهان جامعه دوقطـــــبی میشود ... پدیده هایی وارد عرصه این رقابت میشوند که اصلاً هیچ ارتباطی با موضوع این نظرخواهی ندارند ... دو خط فکری در مقابل هم قرار میگیرند ، دو سلیقه ، دو جناح سیاسی - اجتماعی کشور ، روزنامه نگارِ طرفدار یک جناح خاص خوانندگان را ترغیب میکند آرای خود را به ژوله بدهند ... آنهم با چه استنادی ؟؟ فقط بخاطر اینکه طرف مقابل (امین حیایی) در فیلم قلاده های طلا نقش آفرینی کرده ...



برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک نمایید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: خندوانه / امیرژوله/ امین حیایی/ جناح بندی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 4 مهر 1394 ) ( 02:26 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :