تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب خرداد 1393

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

بنام خدا

بازخوانی روایات و بیاناتی از اندیشه های امام خمینی-ره- در قالب های امروزی


هرسال درآستانه سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره) ؛هر گوشه از میهن عزیزمان ایران کانون عطف و توجه به آن بزرگمرد قرن میشود (که با بینش عمیق و صلابت نستوه انقلابی خود تحولی بزرگ را در تاریخ معاصر جهان رقم زد) و درطی این مدت تمام گروه ها،احزاب  رسانه ها و مؤسسات و ... با برگزاری مراسم و استفاده از بیانات ایشان بیعتی دوباره با نام و یاد آن امام بزرگوار و آرمانهای متعالی اش می بندند و دراین میان از بیانات  خاطرات ایشان نیز استفاده و فیض میبرند ؛ اما دراین میان سهم تاثیرپذیری نسل جوان – با قالبهای بیانی و ذهنی جدیدش – ازاین قرابت تقریباً محدو د و این تاسف آورست که تریبون ها و رسانه های مهم ما همچون رسانه ملی و موسسات فرهنگی و تبلیغی و... جز مواردی معدود کماکان بر همان متــــــد و شیوه های رایج سابق ماهیتی و شکلی در ارائه این بیانات ارزشمند و روایات ازسیره زندگی آن بزرگوار به نسل جوان میپردازند حال آنکه وقتی سراغ این مجموعه حکت آمیز برویم درمی یابیم که سخنان و خاطرات ایشان با چه قابلیت شگفت انگیزی میتواند در قالبهای امروزی استفاده شود موارد زیر نمونه هایی از امروزی سازی این مجموعه پندآموز و ارزشمندست که با توجه به نیازهای امروز جامعه ما انتخاب و ایرادگردیده :

                                                      



ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: ایــــام و مناســبات
برچسب‌ها: امام خمینی/ بیانات / خاطرات
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 14 خرداد 1393 ) ( 02:34 ق.ظ )

                                                         بنام خدا
چند روزیه که یک روزنامه سراسری( که از قضا نشریه محبوب و شدیداً مورد علاقه بنده ست ) در مهم ترین بخشهای تحلیلی خود رفته سراغ "موضوعی که چهل سال پیش روی داده" و با آب و تاب در باب صحت و سقم این واقعه کلی تحقیق و پژوهش شفاهی و کتبی انجام داده ! خب شاید بگین که اثبات صحت و سقم یک واقعه اونهم با تحقیق و بررسی که چیز بدی نیست؛ خب ناچار برای اینکه شما هم پی به اصل قضیه ببرین موضوع رو به تفصیل در این پست مطلب درج میکنم تا بعداً بدونم چه نظری دراینخصوص دارین :

#########################################

هفته پیش مسعودکیمیایی کارگردان شناخته شده کشورمان در مصاحبه با روزنامه شرق مدعی شده است: " ازآنجائیکه غساله زن درزمان کفن ودفن فروغ فرخزاد نبود، او و یکی از دوستانش باخواندن صیغه برادری جنازه فروغ را غسل داده است"  اما بعد "پوران فرخزاد خواهر بزرگ فروغ "این ادعای کیمیایی را تکذیب کرده و ضمن اظهار تعجب از روایت مسعود کیمیایی از این واقعه گفت: با کمال احترامی که برای آقای کیمیایی قائلم، گفته‌هایشان را تکذیب می‌کنم و متاسفانه تمام اینها که گفته‌اند، داستان است. ایشان هیچ نقشی در غسل فروغ نداشت و من یادم نمی‌آید اصلاً ایشان را دیده باشم !!


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: رسانه/ مسعودکیمیایی/ فروغ فرخزاد
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 12 خرداد 1393 ) ( 09:27 ب.ظ )

                                                                       بنام خدا

[بروکلین بکهام که در یک خانواده بسیار ثروتمند متولد شده است برای آنکه در تمام ابعاد جامعه بتواند زندگی کند، آخر هفته‌ها در کسوت خدمتکار ظاهر می‌شود]

چند روز پیش این خبر را شنیدم که "دیوید بکهام ستاره مشهور و محبوب فوتبال انگلیس" شرایطی را ترتیب داده تا پسر بزرگش«بروکلین» در رستورانی در لندن مشغول بکار شود و این نوجوان با وجود محبوبیت بسیار دربین مردم انگلیس و ثروت والدینش؛کارش را دریک کافه آغازکرده و برای دستمزد هم با کارفرمایش به توافـــــــق رسیده تا ساعتی 3یورو دستمزد بگیرد [که رقم این مبلغ در مقایسه با ثروت 600ملیونی دیوید بکهام در حدیک شوخی ست] اما ظاهراً تصمیم بروکلین برای مستقل شدن از پدر همین حالا هم کاملاً جدیست !! (البته گفتنی ست که پسر بکام جدیداً این کار را از سرگرفته و پیشتر به عنوان مانکن کارش را دردنیای حرفه ای شروع کرده و درچند "برنامه مُد "هم شرکت کرده بود)

       

با انتشار این خبر دیوید بکام در گفت وگویی با « هافینگتون پست » ضمن تایید این موضوع دلیل اشتغال بروکلین را اینگونه بیان کرد:"میخواستیم فرزندمان پی به  اهمیت و ارزش کار و اشتغال ببرد چرا که برای من و همسرم القای این واقعیت که آدم چیزی را به راحتی بدست نمی آورد درتربیت فرزندانمان بسیار مهمست"

یکی از کـــــارکنان این کافه گفت و گویی را با «دیلی میلی » انجام داده و رفتار بروکلین را تحسین برانگیز برشمرده و گفته "که او کارش را درست انجام میدهد و رفتار بسیار خوبی با مشتریان و همکارانش دارد"؛البته طبق قانون کار «بروکلین 15 ساله» نمیتواند بیش از 7 ساعت در روز مشغول بکار باشد و به عبارتی یک روز کاری برای او فقط 21 یورو دستمزد دارد ؛ جالب اینکه پسر بکام روزهــــای تعطیل و آخر هفته را برای درآوردن پـــول توجیبی به کار در این رستوران مشغول و درکنار آن به موضوعات دیگری چون ادامه تحصیل و دوره های آموزشی و ... نیز رسیدگی میکند!!

********** #### **********

حال این موضوع رو با تامل در اوضاع و احوال جامعه ما مقایسه کنین :

 آیا بنظر شما در جامعه ما فردی مثل دیوید بکام معروف به "آقای تبلیغات" که بخاطر چندر غاز پو ند؛لخت و عریون میاد جلوی دوربین و تو چشم خلق الله و... تبلیغ shert میکنه و خیلی کارهای دیگه ... و زنش هم کــــــه سالها خواننده گروه مبتذل Spice Girls)) بوده اصلاً صلاحیت تحسین و تمجید و نیز الگوبرداری از کارهاشون رو دارن ؟؟ مستحضـــر هستین که اینگونه اشخاص از دیدگاه بعضیا چیزی جز فاحشه و ... نیستن و زندگیشون هم لابد غرق در ابتذال و ... پس انتظار نداشته باشین واسه این ادا و اطوارها به به و چه چه راه انداخت و تاسف خورد که چرا درجامعه ما از این احساس مسئولیت ها نیست و چرا بعضی آقازاده های مشهور و سوپراستارها ... خودشون را تافته جدا بافته از دیگران میدو نن و نحوه زندگی و تعاملاتشون طوریه که خودشون رو فراقانون میدونن طوریکه انگار همه چیز باید به میل و اراده آنها باشه !!! شنیدن این خبر برای بسیاری از بچه های ما بیش از اونکه مایه تامل یا تاسف باشه بیشتر به یک جوک و ... شبیه !! از دیدگاه بچه با مایه های جامعه ما فلسفه پولدارشدن پدر اینه که اولاد و نوادگان تا سالها از خوان ثروت و مکنت بابی جانش استفاده کنند و هیچ بچه پولدار عاقلی آخر هفته سفر شمال و لب دریا و پارتی و تفریحات سالم رو ... به خودش حروم نمیکنه که وقتش را به کار پست و ناچیز تو کافه هدر بده ؟؟ اصلاً کدوم عقل سلیمی قبول میکنه که دیوید بکهام با اون ثروت افسانه ای و سبک سلطـــانی زندگی؛بچه اش رو بفرسته فعلگیِ چای دم کردن و چاق کردن قلــــیون و خلاصه گارسنی کنه برای هفته ای 21 یورو ؟؟... عجیب تر اینه که رسانه های کشور استعمارگری چون انگلیس اینقدر شلغم وار و ببوگلابی تشریف دارن که این ماجرا رو همینطور اتوکشیده و ساده در اخبارشون اعلام میکنن !!... درکشوری که طبق آخرین گزارشات و اطلاعات "جناب ... خبرنگار واحدمرکزی خبردر لندن " بالاترین نرخ بیکاری و تورم و خف گیری و بحران های اقتصادی و ... مواجهه نمیتونم قبول کنم که این کار بکام از روی نگرانی تربیت اخلاقی و آینده بچه هاش باشه – هیچ بعید نیست که این یک برنامه از پیش طراحی شده چند ضلعی بین دیوید بکام ،رستوران مفعول و با سوء استفاده از غفلت رسانه های اونجا صورت گرفته –مطمئن باشین اگه کمی دقت نظر و کیاست رسانه های ما رو داشتن تا آلان با پیش کشیدن یکصد انگیزهِ و رو کردن تمام حاشیه ها و لبه ها و پشت و روی این موضوع به اصل قضیه پی میبردن و ثابت میکردن که چه توطئه و هدف پلیدی در پشت پرده این عمل ریاکارانه و مرموز قرارداره ؟؟ اصلاً تصور کنین همین فردا چهره مشهور و ستاره بازیگری یا فوتبال یا ... بچه دردانه اش رو هفته ای دو روز میفرستاد رستورانی تالاری کارگاهی جایی کار یاد بگیره ...باور کنین رسانه های کشورما ازاین موضوع یک "بحران اجتماعی کلان "میساختن و لا غیـــــــــر!!

خلاصــــــــه یه چیزی هست که اونجا رو میگن انگلیس و کشوری اروپایی و اینجا به قول علی دایی : ایــــــــــــرانه !!!           یاحق




موضوعات مرتبط: هنر و رسانه
برچسب‌ها: دیوید بکام / بروکلین/ فوتبال
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 11 خرداد 1393 ) ( 01:38 ق.ظ )

                                                            بنام خدا
             

                        جاده دلتنگی ( ... اگه بشود اسمش راگذاشت شعر)

درآستانه فصل دلتنگی -

درپیچ و خم جاده ای سوت و کور

اینجا منم -

سردرگم و غریب :

"در ابتدای جاده ای بنام دلتنگی"

بی تابلو؛

بی خط و نقطه چین ؛

"اینجا منم فقط و ازدحام دلتنگی "

آن دورترها -

یک قهوه خانه متروکِ بین راه ،

یعنی در امتداد جاده -

"نفسی چاق کنم از مرام دلتنگی" !!

کسی چشم براهم نیست ؛ میدانم 

دراستانه فصل گمنامی

اینجا منم ؛با خیال رسیدن به تو

که نبض ثانیه ها را -
در مشت من مچاله میکند !!

"تنها دلخوشی ام از تمام دلتنگی"

 ... ایوای ناگهان ... "طوفان زندگی "
پرت میشوم به کناری آنسوی جاده !!

اینجا منم افتاده از پا -

"درجاده ناتمام دلتنگی"

با چشمهای بی فروغ ،

با سایبانی از پلکهای خسته ام

در روشنای خط سفید منقطع 
تن پوش جاده چه خیس  چه مه آلودست !؟؟

اینجا منم کنار جاده ای -

که در هجوم اشک -
دیگراثری از آن بجا نمانده ست !

"کدام جاده کدام دلتنگی ؟ "

اینجا منم

درآستانه فصل گریستن !!   والسلام / بهار 93




موضوعات مرتبط:
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 7 خرداد 1393 ) ( 02:31 ق.ظ )

                                                      ازنــــور تــــــا نــــور

26/08/1377* بزرگ‌ترین و عزیزترین روز تاریخ

روز مبعث، بى‏شک بزرگترین روز تاریخ بشر است، زیرا هم آن کسى که طرف خطاب خداوند قرار گرفت و مأموریت بر دوش او گذاشته شد، یعنى وجود مکرّم نبىّ بزرگوار اسلام - صلّى الله علیه و آله و سلّم - بزرگترین انسان تاریخ و عظیمترین پدیده عالم وجود و مظهر اسم اعظمِ ذات اقدس الهى است یا به تعبیرى، خودِ اسم اعظم الهى، وجود مبارک او است و هم از این جهت که آن مأموریتى که بر دوش این انسانِ بزرگ گذاشته شد، یعنى هدایت مردم به سوى نور، برداشتن بارهاى سنگین از روى دوش بشر و تمهید یک دنیاى مناسبِ وجود انسان و بقیه وظایف لایتناهى بعثت انبیا، وظیفه بسیار بزرگى بود، یعنى هم مخاطب بزرگترین است، هم وظیفه بزرگترین است. پس این روز بزرگترین و عزیزترین روز تاریخ است.

                                   

23/07/1380* عید تاریخ انسانیت‏

عید شریف مبعث، در حقیقت عید تاریخ انسانیّت است، مبعث در حقیقت روز برافراشته‏شدن پرچم رسالتى است که خصوصیات آن براى بشریّت، ممتاز و بى‏نظیر است. مبعث در حقیقت پرچم علم و معرفت را برافراشت، همچنان که بعثت، پرچم‏دارى و برافراشته‏شدن پرچم عدل است، همچنان که رسالت، برافراشتن پرچم اخلاق والاى انسانى است؛ «بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق».

19/11/1369* ریشه سعادت بشر

امروز بشر به این معارف محتاج است. ما مسلمانها تقصیر داریم و باید به تقصیر خودمان اقرار کنیم. ما مسلمانها تقصیر داریم؛ اوّلًا در ارائه معارف حقیقى اسلام در سطح جهان؛ ثانیاً در نشان‏دادن الگوهاى درست از اسلام در سطح عالم. اگر مسلمانها عمل و رفتارهاى اجتماعى و فردى و الگوهاى حکومتى و سیاسى خود را بر طبق این معارف تنظیم کنند، بزرگترین تبلیغ اسلام است
مبعث، ریشه سعادت بشر و تاریخ و سرچشمه خیرات تا ابدالآباد است. بزرگداشت مبعث، فقط تکلیف مسلمانان نیست، بلکه بشریت مظلوم باید از فرامین پیامبر اسلام(ص) که سرآغاز آن، روز مبعث بود، احترام و تجلیل و قدرشناسى کند؛ چون نجات انسان در این تعالیم است.




نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 5 خرداد 1393 ) ( 08:06 ب.ظ )

مثل قهرمان فیلمهای کیمیایی
بنام خدا

او گزینه خوبی برای بازی در نقش اول فیلمفارسی های روزگارش بود این را میشد از چهره جذاب و قد وبالای خیره کننده اش خواند !! ... اما «ریشه های فکری و باورهای ریشه داریش»روایت دیگری داشت[او ازجنس قهرمانان سینمای مسعود کیمیایی بود ] کاراکتر عاصی و خسته با قلبی زلال که پشت نگاه پرمز و رازِ و عصیان زده اش پنهان مانده بود !اما او تاآخر عمـر آری تا آخر عمر بازیگر نشد!! و هیچ پیشنهادی برای بازیگری حتی برای لحظاتی کوتاه را نپذیرفت


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: شعر و ادب ایــــام و مناســبات نوستالژی جامــــــعه
برچسب‌ها: استقلال/ ناصرحجازی/ اسطوره/ مسعود کیمیایی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 1 خرداد 1393 ) ( 04:00 ق.ظ )

بنام خدا



وقتی نباشی ...

دلتنگ و ویران، در خیابان های ِ بی تو

می گریم امشب زیر ِ باران های ِ بی تو


وقتی نباشی، دهلی و تهران و لندن

فرقی ندارد نام ِ زندان های ِ بی تو


نه عشق، نه دیدار و دوری، نه همین شعر

بیهوده بود و یاوه ، درمان های ِ بی تو


چون جاده ها در پیچ و تابی تلخ گم شد

ای ناگهانِ کهنه!  پایان های ِ بی تو


من امتداد ِ زوزه ی گرگی غریب ام

در برده جان ، از آن زمستان های ِ بی تو


با زخم هایم مهربان تر باش ای مرگ !

امشب که در راه است توفان های ِ بی تو ... !!


شبی گـــــرفته و دلتنگ ؛ دائم دراضطراب و دلشوره ... خیره بر این صفحه ها دلت میخواهد که چیزی بگویی اما حسش در وجودت نیست ... ذهنت را برای نوشتن جولانگاه هرچه واژه و جمله و عبارت میکنی و زور میدهی ... بی فایده ست ...دل میسپاری به کوچه های سرد وبگردی !!

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط:
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 1 خرداد 1393 ) ( 01:24 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :