تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب دی 1393

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

درفضای اقتصاد بیمارو پر از دمل های چرکین  که تورمش  با سرعت نور سیر تصاعدی دارد و چرخ دنده هایش ستون فقراتت را شکسته باشد ،با تعرفه ی چهار سال پیش مشغول کار باشی ... سردرد بگیری ...مریض شوی ... بیمه ات نه تنها هراس هایت را پوشش ندهد  بلکه بر آن بیافزاید ... تکالیف تحمیلی دولت و اختلال در سیستم ثبت آنی  و اینترنت و برآورده نشدن انتظار ات خودت و مراجعین به دفتر خانه بر اثر بی نظمی های الکترونیکی اعصابت را درگیر کرده باشد ، هزینه های جاری واحد صنفی که مشخص نیست کارگاه اقتصادی است یا موسسه خدماتی عمومی برست آوار شده باشد وهمه اش با دلهره انتظار شنیدن یک خبر بد مثل یک شکایت یا احضاریه و ... سرکنی ... امیدی هم به شنیدن درد دلهایت نداشته باشی و در نومید از هزارتوی قوانین کهنه و بی اهمیتی که نتوانند تغییر ی ایجاد کنند و ووو....با این خیال سرمیکنی که محترمت میشمارند، اما زخم دلت را که مرهم ننهند هیچی نمک پاش دل زخمت هم بشوند و از همه کشنده تر مجریانی که اتوکشیده در مقابل دوربین ها و چراغهای رنگارنگ  و گل و بلبل تلویزیون  به نحو رمانتیک و با شعر خوانی و لفظ قلم سخن گفتنشان ،گمان میکنند مشغول انجام تآثیررسالت خویشند اما ناگهان در ورطه ی بی خیالی و باری به هر جهت گویی می افتند و در آنتراکتها و پایان برنامه باز هم گمان میکنند ،روشنگری کرده اند غافل از آنکه جهل بر جهل تنیده اند و بالمآل هزینه های چندین برابر  بر گرده ی مملکت و مردم   تحمیل کرده اند ...رصد کردن انبوه اطلاعات تولیدی رسانه ها امروز کار دشواری است بخصوص بازشناسی سره از ناسره! در چنین وضعیتی  هر همکاری به تناسب وقت و زمان و دسترسی وی به رسانه ها بخصوص رادیو و تلویزیون دستبند آگاهی بر دستان چنین مجریانی میزنند که امیدواریم  مایه ی عبرت شود برای چنین مجریانی که با کلاغ چهل کلاغ بازی تبلیغاتی شان تسطیح این راه پر صخره و سنگلاخ را برما دشوارتر میکنند .

همکار خوبمان جناب اقای مهدی سجادی سردفتر محترم 49ارومیه پای تلویزیون نشسته بود و غیرتمندانه اشتباهات مجری وقت آن برنامه را قلمی کرده است که در ذیل میبینید


ادامه مطلب

نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 19 دی 1393 ) ( 03:00 ق.ظ )

                                               به احترام آنان که برگه را سندکردند

در روزگاری نه چندان دور که خبری ازاتوماسیون اداری وثبت آنی و سیستمهای آنلاین نبود  دسترسی دفاتراسناد به یک بخشنامه یااخذ استعلام و یا پاسخ یک سوال... گویی پیمودن مسیر کوه قاف بود و جستن موی زال ؛ وبرای جستن نامی در فهرست ممنوع المعامله ها چنان رنج و مشقتی میابد که امروز حتی درخیال هم تصور نمی شاید پروسه ای طولانی بود از زمان صدور حکم قاضی و تایید آن تا ارجاع به واحد تکثیر-که درکنار بخشنامه های دیگر به تعداد دفاتر تکثیر و برایشان ارسال شود- و یاللعجب که گاه همان زمان طولانی موجبات بروز خطایی میشد که حسب الامر جز برگرده سردفتر کسی مسئول شمرده نمیشد 

 امروزه آن مسیرپر پیچ و خم درکلیک چند واژه و زمان پیمودنش درکسری از ثانیه خلاصه شده است !!

این مقاله درآستانه ششم دی «روزتکریم سردفتر» ادای احترامی است به تمام بزرگان و اساتید پیشکسوت که نهادی بنام دفاتراسنادرسمی رادرجامعه تاسیس و ازجان و روان خویش "لوح مرده و کاهی" را بنام کاغذ را (اعتباری جاودانه بخشیدند بنام    سند )


   در برهه ای ازتاریخ معاصر، به اقتضای توسیع معاملات و کثرت مایملکات لاجرم تحریر سیاهه ای بر ثبوت صحت معاملات و انتساب مایملکات خلق ضرورت افتاد که امری بس خطیر بود از آنرو که سوء انتفاع شخصی از آن ممکن الیسر و با دخل و تصرفات شاطرانه نظارت حاکمان را بلااثر می نمود پس لاجرم تولیت آنرا صاحب منصبی میبایست از خواص ملت که درامانت و عدالت بین خلق نکونام ، و معتمد خاص و عام باشد آنچنانکه شرافت و مناعت طبع خویش را میزان هر تعامل و تقابلی نهد

امروز اگر سردفترانِ درهرکوی و برزن از معتمدین محلند و اسرار مگوی مردمان رامحرم و اموال غریب و آشنا را اهلند( آنچنانکه خلق اموال هنگفتشان رافارغ البال به امانت دفترخانه ها سپارند و برحکمیت ایشان سر فرو می آرند) ثمره همان جهد صافی و عهد وافی در امانت داری ست که آن بزرگان در سودای حلال و ثبت اموال نگاهداشته  و  بار گران این مسئولیت را در انحنای مصائب روزگار با هررنج و مرارتی بردوش کشیده ؛ از آزمون انصاف و عدالت راست قامت بیرون آمدند 

و از درستکاری ایشان بنیان و اساس منصب تحریر، همطراز بر ریسمان وثوق و اعتماد خلق آنچنان مستحکم بنا نهاده شد که درگذر از توالی دورانها و زمانها همچنان دفاتر اسناد رسمی ، امروزه به اتکاء ستون های مستحکمش -که نام نیک و شأن آبرومندانه اسلاف خویش است- مصداق اعتماد و اعتبار جامعه اند

امروز اگر اموری بس خطیر و مهم چون احراز هویت و تشخیص اصالت و انتساب امضاء به مدد فناوری و ترقی درپلک زدنی پیش چشمانمان نمودارست میراث جهد و ایثار راست قامتانی است که نور و جوهره دیدگانشان در تشخیص اصالت امضاها و احراز هویتها کم فروغ گردید تاچراغ این سرای اعتبار و عدالت روشن بماند

اینکه امروز باافتخار از شغل خویش یاد می کنیم نه ازحیث بلاغت تحصیلات عالیه و نه از تمکن صلاحیت غالیه ؛ بلکه از بابت عزتی است که اسلاف دیرین ما آفریدند و این منصب را در طبقه معلای جامعه مستقر نمودند

 و این سرا ازانفُس همانانی وام گرفته که گرد و غبار بایگانی را درحلق و سینه خود فرو برده و ذهن و اندیشه را به ویرایش بیان و پیرایش عیان آذین نموده ...در غلظت جوهر و تیزی قلم صیقل یافتند و عهد خود را درتاروپود اطمینان خلق بافتند

همانان که دستهایشان نه تنها بردفتر که برپهنه اجتماعی بزرگ گسترده و رفاه و امنیت را درکالبد اجتماع دمیده و افکارشان بزرگتر ازاندیشه های کوچک انسانی را درنوردیده تا خود مصادق بزرگی یافتند ، وقتی از آن بزرگواران  یادمیکنم شرمم میاد ازاینکه خود را دراین زمانه مترقی از تجهیزات فناوری و امکانات سهل الوصول رایانه ای ، سردفتر بنامم شرمم میاید

و باید که قلم درخلوت خویش سرخم فرو آرد بر نام آنانکه اعتباری دوباره به او بخشیدند و درروزگار انکار وحی و زوال منزلت و خرید و فروش قلمها و واژه ها ، بر سبیل انبیا مداومت نموده و در جامعه ای غبارآلود ؛قلم را با ذره ذره وجود خویش چونان ستون سلامت برافراشته اند !!

جان کلام :[ همچنانکه اسکناس پشتوانه ای دارد که همان طلا و ذخائرملی ... است ، سند را نیز باید پشتوانه ای گران برشمرد از جنس ده ها سال اعتبار و اعتمادی است که اسلاف این پیشه بر آن آفریدند]

و امادر هیاهوی جامعه امروز که هرکس چون قد و بالای خویش را بر می اندازد و منصبی میابد زبان را جز به هجو دیگری نمی آلاید گویی هرکس تنها مترصد خطا و غفلت دیگران میپاید و تمجید ستودن دیگری به شان و کفومان نمیاید ... و دولت ها به اعتبار امانتداری کاتبان بالعدل آسوده خاطر از حریم امن اموال مردمان ازبرای خود ادعا و افتخار اشتغالزایی و تامین معشیت و حسن امنیت را دربوق و سرنا میکنند ... تقدیری ساده حتی ازجنس واژه ها هم از آنان دریغ میشود.. حال آنکه باید به احترام این امانت داران بی ادعا ، برای آنانکه کاغذ ی ازجنس کاه را سند کردند و منزلتی دادند که جوهره سلامت وامنیت اجتماع انسانهاست قامت برافراشته و با احترام کلاه ازسربرداریم

یادشان همواره گرامی » یاحق /ناصرهلالی


پی نوشت : دکتر علی شریعتی اوصاف مردم را درسه د سته شرح داده ، اگر مروری بروصف دسته سوم بیاندازیم شاید حق مطلب را نسیت یه آنها که موسسین این پیشه بوده اند اداشود:

دسته سوم :آنهایی كه وقتی هستند، هستند وقتی كه نیستند هم هستند «آدم‌های معتبر و باشخصیت»، كسانی كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند كسانی كه همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم.در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه حضورشان را درنمیابیم اما وقتی كه از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك می‌كنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سكوت می‌كنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی كه می‌روند یادمان می‌آید كه چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 6 دی 1393 ) ( 11:36 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :