تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب مهر 1392

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

 عیدقربان،جشن رهیدگی ازاسارت نفس و شکوفایی ایمان ویقین

   بر همه ابراهیمیان مبارک باد




موضوعات مرتبط: ایــــام و مناســبات دیـــن و آئـین
برچسب‌ها: عید عیدقربان مناسک حج
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 23 مهر 1392 ) ( 03:38 ب.ظ )

                                            بنام خدا

هرچه میخوایم ازحرفهای سیاسی دوری کنیم و سرمون توی لاک خودمون باشه نمیذارن ، مثلا:بعضی ها که لقب پرزیدنت و رییس دولت کشوررو حمل میکنند- البته کشوری که وجود نداره و توی یه مملکت دیگه اعلام وجودکرده – بعدازاینکه کلی توی مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد و نقاشی بمب کشید و 22سال هشدارداد که ایران ظرف شش ماه به سلاح هسته ای دست پیدامیکنه و ازاین جور... اخیراً با بنگاه – ببخشید شبکه – بی بی سی مصاحبه ای کرده و با استفاده ازبرخی عبارات فارسی مدعی شده که مردم ایران آزاد نیستند دلیلش هم اینه (که بدنیست عیناً بخونیم )

... این اسمش دموکراسی نیست من فکرمیکنم اگرمردم ایران آزادبودند شلوارجین میپوشیدند ، موسیقی غربی گوش میدادند و انتخاباتی آزادداشتند !!!

آدم می مونه اینجور وقتا چی بگه ،یکی نیست به این بگه " اگه جوونای ایران بخوان شلوارای جین شون رابفروشن باپولش میتونن اسرائیل رو هم بخرن "

                              




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: دموکراسی اسراییل شلوارجین نتانیاهو
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 17 مهر 1392 ) ( 03:06 ق.ظ )

                                                                         سلام دوستان

چندوقتی نبودم و آخرین پست مطلب وبلاگ یه ماهی بود که روی صحفه ثابت مونده و خبری از پست مطلب جدیدی نبود و این وضعیت برای وبلاگی که درهفته دوسه باربروز میشد کمی عجیب بود ، بعضی ها احتمال میدادند که درسفر باشم – هرچند به لطف امکانات پیشرفته امروز نوشتن وبلاگ درمسافرت هم خیلی سخت نیست– اما وقتی ایام غیبت به درازا کشید و از هفته و ماه بیشتر شد بعضی از دوستان مگولی و باحال حقیر پرسان و جویاان شدن و بعضی دیگه هم ازدوستان خیلی دیگه باحال هم نگران شدن که چراخبری ازناصرهلالی نیست و نکنه خدای ناکرده اتفاقی ... یااینکه بی خیال نوشتن و اینجور اداو اصول هاشدم ؟؟

اولاً:ازاین احساسات دوست داشتنی و قابل پرستش شما باید تشکرکنم که من حقیر رو قابل احوال پرسی و جویای احوال شدین و ثانیاً : علت این غیبت چندوقته مصداق چندمثل معروف ازجمله « کلاغ اومد راه رفتن کبک ...» یا « بایک دست دو هندوانه ...» و ... شده راستش ما که این وبلاگ رو مینوشتیم ،چشممون که به تعدادبازدیدکننده ها می افتاد کمی غره شدیم که « ...نه بابا انگار تواناییهای ما بیشترازاین حرفهاست » وازشماچه پنهان  همین انگیزه ای شد که جوگیر شدیم و وبلاگ دیگه ای رادر حوزه تخصصی راه بندازیم که یه چندمدتی اوضاع بروفق امور بود و چندمطلبی رو نوشتیم اما پس ازیه مدت زورآزمایی و درهم پیچیدن اوضاع معشیتی و شغلی و نویسندگی  شدیم ازاینجامونده و ازاونجارونده ... و آخرش هردو وبلاگ منفعل و بیحال رهاشد !! این وسط فقط کلی سوژه های ناب و باحال رو تواین مدت ازدست دادیم ،هرچند شهریورامسال به نسبت سالهای قبل زیادخبرسازو پرهیاهو نبود و اگرچه کماکان سفرهای نیویورکی به قوت خودش باقی بود اما به درهم برهمی سالهای قبل نبود و مردم دل و جیگرشون نمی سوخت ازاینکه مرگ برآمریکا بگیم و بعد ازکیسه بیت المال شاهد سیاحت و گلگشت یه کاروان صدوبیست نفره از خاله ها و عموزاده ها و ....درنیویورک و تگزاس و ... باشیم که اونطرف برای دلار و سقوط امپراطوری عموسام خط ونشون بکشن و اینطرف اینجا خلق الله برای چندتادلار ناقابل ازصبح تاشب سگ دو بزنن(باعرض پوزش ازاین عبارت)

خلاصه تواین وانفسا چندشب پیش دوباره ناخودآگاه اومدم سراغ وبلاگ و چشمم خورد به نظرات پرمهرخصوصی و عمومی شمادوستان و هوس دوره کردن مطالب و ...خلاصه هم کلی از عنایت شما عزیزان کیفورشدیم و هم دلمون سوخت که خداییش حیفه دل ازنوشتن و ... تواین وبلاگ بکنیم ... سخن کوتاه اینکه دوباره برآن شدیم که سلامی خدمت عزیزان بهترازجان عرض کنیم و کلامی و... !!



نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 16 مهر 1392 ) ( 03:17 ب.ظ )

                        بنام خدا

 آنچه که دراین پست مطلب درج گردیده،نوشتاری است در راستای معرفی اوضاع و احوالات واقعی سردفتران محترم به اکثریت توده مردم جامعه که شناخت جامع و واقعی ازاین قشر محترم نداشته و اطلاعات آنان کمابیش با واقعیت امر توفیر دارد ، این مجموعه ، انعکاس زوایای نادیدنی از وضع معیشتی و شخصیتی این بزرگواران با بیانی طنزگونه و کنایی ست که سعی گردیده به هیچ شخص ، مقام ،گروه و یا کمسیون "خاص"اشاره مستقیمی صورت نگرفته و بیان مطالب بنحو کلی و عام و تماماً حاصل  تصوّرات و برداشتهای ذهنی شخصی است که هیچ قصد و غرضی در پشت آن وجود نداشته و ندارد !!

پیشاپیش اگر در منطوق و یا فحوای کلام عبارت و اصطلاحی درج شده که مورد رنجش عزیزی واقع گردد- بویژه بزرگان و پیشکسوتان محترم این رشته که حق والایی برجامعه حقوقی و عمومی کشوردارند- درهمین بدو امر عذرخواهی و پوزش خودرا صمیمانه ابراز میکنم

 

بخش دوم :

خـصـوصــیات شخـــصی و شغلی :

*ازضریب هوشی بسیار بالایی برخورداراست !! قدرت حافظه اش عالی و دارای چشم تیزبینی است که با آن هم ظاهر مشتری را ورانداز میکند و با نگرشی دیگر باطن درونی اش را و با نگاهی دیگر اسناد و مدارک را برای تشخیص جعل از اصل =این پروسه که تماماً در چند ثانیه اتفاق می فتد احراز هویت نامیده میشود = که مهم ترین مسئولیت سردفتران است و جالب اینکه کمتر پیش می آید آنرا شخصاً انجام دهند مگر درموارد معدودی که مراجعه کننده بطور خفن مشکوک باشد


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: حقـوقــــی جامــــــعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 16 مهر 1392 ) ( 02:24 ق.ظ )

                                   بنام خدا

 آنچه که دراین پست مطلب درج گردیده،نوشتاری است در راستای معرفی اوضاع و احوالات واقعی سردفتران محترم به اکثریت توده مردم جامعه که شناخت جامع و واقعی ازاین قشر محترم نداشته و اطلاعات آنان کمابیش با واقعیت امر توفیر دارد ، این مجموعه ، انعکاس زوایای نادیدنی از وضع معیشتی و شخصیتی این بزرگواران با بیانی طنزگونه و کنایی ست که سعی گردیده به هیچ شخص ، مقام ،گروه و یا کمسیون "خاص"اشاره مستقیمی صورت نگرفته و بیان مطالب بنحو کلی و عام و تماماً حاصل  تصوّرات و برداشتهای ذهنی شخصی است که هیچ قصد و غرضی در پشت آن وجود نداشته و ندارد !!

پیشاپیش اگر در منطوق و یا فحوای کلام عبارت و اصطلاحی درج شده که مورد رنجش عزیزی واقع گردد- بویژه بزرگان و پیشکسوتان محترم این رشته که حق والایی برجامعه حقوقی و عمومی کشوردارند- درهمین بدو امر عذرخواهی و پوزش خودرا صمیمانه ابراز میکنم

                               بخش اول : شناخت طالع سردفتر و روابط وی


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 15 مهر 1392 ) ( 01:29 ق.ظ )

                                  بنام خدا 

«سیستم بالانمی آید » این عبارت را درطی این چندروز به کرات شنیده ایم ،بی شک تمام کسانی چون بنگاه داران و یانمایشگاهی و متصدیان خودرو و ...  که روزانه بطورمداوم با دفاتراسنادرسمی سروکاردارند ،دیگر به شنیدن این جملات عادت کرده اند ،دفترخانه ها که زمانی بهترین نماد خدمت رسانی موسسات خصوصی بوده اند حالا به یمن «پروژه ثبت آنی » که قراربود به تحولی چشمگیردر «عرصه امور ثبت اسناد» کشورتبدیل شود، دراوضاع آشفته ای بسر می برند که تاکنون درتاریخ امورثبتی و اسنادکشور بی سابقه است ،

آنها حتی ازانجام بدیهی ترین امور و وظایف خویش هم بازمانده اند ! چهره دفترخانه های امروزی با روزهای قبل از اجرای این پروژه ؛ توفیر بسیاری دارد دیگرخبری ازپویایی و و کارراه اندازی منظنم و یکپارچه نیست " اپراتورها مدام با صفحات رایانه و دکمه های کیبورد ورمیروند که شایدفرجی حاصل شود و بتوان از«خوان کم عرض بانداینترنتی تنظیم اسناد »بهره مند شد و سندی را ثبت کرد ؛ ثبات ها که روزگاری از شدت مشغله و سختی تحریر بسیارگله میکردند و برای چند لحظه فراغت – که بعضاً نفسی را به دود سیگار چاق کنن و گلویی به نوشیدن چای – حالا آنقدر وقت آزاد دارن که حتی مجله هم حل کنن (چندروزقبل احدی از اعضای محترم این قشر پیشنهاد راه اندازی یک دوره مسابقات حل جدول را به حقیرداده بود که دروبلاگم درج کنم ) بعضاً هم که دیگر میز و دفتر و دستک را رها کرده و درکنج آشپزخانه سکنی گزیده و دیگر دغدغه ای برای نشویدن چای و دم سیگار ندارند و با هرپک سیگار تلنگری به ماشین حساب ذهن خود میزنند که با این وضعیت بازپرداخت اقساط ماهیانه فلان بانک و بهمان صندوق را چه کنن و با پک سیگار بعدی هم که اجاره های معوقه و محاسبه مانده یارانه و .. را حساب و کتاب میکنند و با چشمهایی بی فروغ حاصلِ سالهاریز نگاری درتجری واژه ها به رقص ذرات دود درفضا نگاه میکنند و با حسرت ازآنروزها ... یاد میکنند !!

دفتریاران محترم هم که گوشی بدست مرتب ازاین میز بدان میز قدم زنان با همقطاران خود اوضاع را رصدمیکنند و ازهمدیگر آماراسنادتنظیمی خود را می پرسند و آخرین شــــایعات و گفته ها و ناگفته ها را در توارد مکالمات خود به اشتراک می گذارند سردفتران هم که اینروزهاخارج ازدسترس شده اند ،نگران ازآینده و سرنوشت وضعیت دفاتر،کارمندان،هزینه ها و خلاصه هزارویک مشکل و ... مانده اند که این چه بلایی بود از... نازل شد و آیا میشود که این اوضاع درهم آمیخته ،بازهم انسجام و پویایی سابق خودرا بدست آورد !!

اگر تا چندهفته پیش سازمان ثبت خودراآماده میکرد همایش ها و مراسم وزینی را به افتخار تحقق اجرای این طرح ترتیب داده و پیش نویس متون سخنرانی ها،چندین بارمرور و اصطلاحات و عبارات مرقومه ،ازغربال ویراستاری بالا و پایین میرفت ... امــــّـا ترشرویی سیستمی که برای اجرای این طرح درنظرگرفته شده بود چالشی راپدیدآورد که ریشه درضعف ساختاری و نارساییهای معمول داشت یعنی همان چیزی که سردفتران و آگاهان امورارابتدا بر بروز چنین وضعیتی اشراف داشتند و آن اصل و قاعده کلی دربسیاری ازطرح هاو پروژه هایی اجرایی کشوراست یعنی [عدم کارسناسی در تطبیق و برآورد امکانات و شرایط با توجه به واقعیت هاونیز عدم توجه به زیرساخت ها ]که تنها برای نمونه میتوان به وضعیت مکاتبات و استعلامات اینترنتی اشاه کرد که برای یک استعلام ساده آن لاین – که قاعدتاً باید در یکی دوساعت صورت گیرد- اقلاً25-20روززمان میبرد ؛دیگر تنظیم سند باتمام جوانب ومتعلقات آن که دیگر معلوم است چه وضعی خواهدداشت ،

با رسانه ای شدن موضوع، اظهارنظرهای بسیاری دررسانه های عمومی و تخصصی کشور ایراد گردید و درقریب به اتفاق مواردانگشت اتهام بسوی سردفترانی اشاره رفت که خودبیش از همه ازاین طرح متضرر شدند !! ...ازصداوسیماگرفته تابرخی جرایدو نشریات تخصصی و غیرتخصصی ...مثلاً دریک روزنامه « علت تمام اعتراضات سران دفاتررا تنها نگرانی آنهاازکاهش درآمدخود اعلام کرده بود» و جریده ای دیگر ازکارشکنی این قشر محترم باهدف عدم اجراوتحقق طرح و رویارویی با سازمان متولی - ثبت – سخن به میان آورده بود

البته این بندگان خدا راحرجی نیست چون در بطن قضیه و تبعات این نابسامانی ها نیستندو بامردم سرگردان اسناد ومدارک بدست مواجه نیستندکه هرروز ازاین دفترخانه به آن دفترخانه درپی سامان دادن به معاملات خویش و تنظیم سندی محکم و رسمی حال با این آشفتگی مواجه شده و نگران امنیت حقوقی و ساماندهی تعاملات و مالکیت خویش سردرگم شده اند که مسلماً تبعات تمام این مسایل آخرالامر بردفاتراسنادخواهدبود که درمواجه مستقیم با متعاملین و مشتریانند

 البته اینکه سردفتران عزیز نگران سرنوشت مبهم وضعیت مالی و درآمددفاتر ند پربیراه هم نیست ! سردفتری که برای اجاره دفتر و منزل و حقوق کارمند و هزینه های لوازم و مصارف آب و برق و گاز و تلفن و هزینه های منزل و اهل عیال و خلاصه چندین قید و بند پرازگره و کلاف درهم  و... [که حداقل درماه  به تناوب درحدود دو تا پنج ملیون کنداکتور می اندازد]

دررسانه ملی هم وضع ازاین بهتر نبود چرا که بنا به قاعده همیشگی «عدم دسترسی به دانه درشت ها » که دراین قضیه مسئول پیشامد موجود بوده و ازصلاحیت قانونی و فنی و رسمی و خلاصه همه جوره برای چاره جویی و تعیین تکلیف این وضعیت برخوردارند، ساده ترین مبنارابرای یک گزارش پوپولیستی انتخاب میکنند و دوربین به دست به دفاتراسنادمیروند و از هیاهوی مردم سردرگم گزارش تهیه میکنند و بعد میکروفن به دست ازسردفترمیپرسد که :این وضع قراراست کی درست شود... و این سوال درمواجه با سردفتری که خودش هم به دنبال پاسخ آن است چندین بار تکرارمیکند ... و لابد آنراهم یک گزارش جنجالی مردمی میخواند که البته فقط سردفتر را مسئول این پیشامدمعرفی کرده است !!

مع الوصف ازقرارمعلوم، حالا درظاهر کمی از جنجال و هیاهوی رسانه ای روزهای آغازین این طرح کاسته شده و درعرصه فضای ثبت و تنظیم اسنادکشورسکوت وآرامشی احساس میشود که ازآن به روند بهبود اوضاع و رفع کاستی ها اطلاق میکنند درحالیکه ازدیدگاه حقیر آنچه ازاوضاع و احوال برمی آید سکوت و بهبودوضعیت نیست بلکه در عمل همراهی و کنارآمدن دفاتر با طرح «ثبت آنی» آنهم به شکلی نگران کنننده و کجدارومریز است !!

امروزه درهردفترخانه با حجم زیادی از پرونده هاوپوشه هایی ازمدارک مردم مواجه هستیم که مدارک خودرا به دفاتر سپرده و چون سیستم در زمان مراجعه مشتری بالانمی آمده تنظیم  سند موکول به آینده شده و حالا کی قراراست که این حجم بالا از اسناد تنظیم گردد خدا میداند ؟؟  ازقرارمعلوم  ،مردم اسناد و مدارک به دست ازاین دفتر به آن دفتر درپی تنظیم سندمعامله ای پرسان و جویان ... کماکان باید این عبارت را بشنوند: " سیستم بالا نمی آید "




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 7 مهر 1392 ) ( 06:26 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :