تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب تیر 1392

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

بنام خدا


شاید دیگر تمام توصیف ها و تعارف معمول در شغل وکالت که معرف شرایط و کیفیت این پیشه خاص باشه رو باید فراموش کرد قدیما مثلاً در توصیف وکیل میگفتن : وکیل حرف ... زیاد میزنه ولی مفت حرف نمیزنه و ازاین جور حرفها حالا ولی شرایط فعالیت دراین شغل متفاوت ازقبل شده و شاید مواردی رو که دراین مطلب – هرچند بازبان طنز – ارائه کرده ایم تا حدودی بیانگر وضعیت خاص وکلای دادگستری درجامعه ماست [مطالب این پست بدون هیچ قصد و غرض و انگیزه خاصی درج و چنانچه موجب تکدر خاطر وکلای محترم شده ،صمیمانه پوزش می طلبم ]


    فقط یک وکیل ایرانی ...
1- فقط یک وکیل ایرانی ، ازسوی موکلش متهم به عدم مراجعه به محاکم و انجام مورد وکالت میشه و ازسوی دادگاه هم بلحاظ مراجعه زیاد و دخالت بیش از حد در پرونده مورد مواخذه قرارمیگیره

ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 22 تیر 1392 ) ( 06:30 ب.ظ )

                                                                               بنام خدا

تا چند لحظه دیگه ،اولین سحرگاه ماه رمضان امسال ازراه میرسد وباز دعای معروف : اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِیٌّ ]

 

خانه ها بوی خدا میگیرد و نردبانی تا آسمان برافراشته میشود ،چندسالی ست که مشکلات اقتصادی ، گرانی و تورم و ... موجب  چند شغله شدن افراد خانواده گردیده و شاید دیگر مثل قبل سفره های دورهمی در خانه ها پهن نشود ... اما بهرحال رمضان که ازراه میرسد با آن سفره های زلالی که از عنایت لایزالی پررونق است باردیگر خانواده ها را دور هم جمع میکند [یادش بخیر نون سنگک و پنیر خرما،ریحون نعناع ، آش و شله زرد استکان های چای و زولبیا و بامیه ... چهره های زرد و لب های سفید ...لجبازی عقربه های ساعت دیواری ،پارچ خاکشیر و قاچ های هندوانه .. غش  ضعفه رفتن ها و... پس کی اذان می گوید؟؟]

 آوای صداهایی که طنین دل انگیزش هنوزدرگوش ماست  "همه ازخداییم و به سوی ..." و نوای مناجات "اسماء الله " کم کم به لحظات افطار نزدیک میشویم دعای معروف استادشجریان "ربنــــــــا لاتزغ قلوبنــــــا..."و قطعه معروف " گرتواین انبان زنان خالی کنی ..."

پهن کردن سفره افطار در حیاط خانه‌ها ؛ آب و جاروی حیاط  ساعتی قبل ازاذان و آب دادن باغچه و گلدان‌ها ، روشن کردن سماور !! ماه رمضان برای ما مردم خاطره باز لحظه لحظه اش در ترنم خاطراتی میگذرد که بر مدار دعا و خدا در چرخش است !!یادآوردن هر کدام ازآنها ذهنمان را به چالش میکشد  کاش عکسی بودیم درآلبوم ... عکسی ازآنروزها، آنروزها که هنوز اینقدر از خدا دورنشده بودیم !

عکسی از آدمهای دور سفره افطار و اتفاق دل انگیزی که شاید تکرارآن دیگر محال است ..لحظه های بعد ازافطاری:یه عکس فوتبالی از چندتا پسربچه با تیردروازه هایی بردوش توپ دو لایه لاکی در دست ...با کتونی چینی و های هوی زندگی در کوچه های قدیمی

یا همین چند سال پیش که  دراز به دراز میشدیم وسط سالن روبروی تلوزیون و با پلک های سنگین زل میزدیم به طنازی حمید لولایی و رضا عطاران درخانه به دوش و یا سیروس گرجستانی در متهم گریخت [نمیدانم چرا این نوستالژی این قدر قوی است که وقتی صدای آهنگ "پی خوشبختی همه اش صبح تا شب دویدم من ..."را میشنویم بی اختیار دلمان میگیرد ] یا اینکه احساس میکنیم که زیباترین شبهای خود را با صاحبدلان و اغما و... گذراندیم


کاش عکسی بودیم از وقت سحر ... وقتی مادر غذا رو گرم میکرد و ما گیج و منگ نشستیم دور سفره ...سفره سحری که همه چی توش  بود ...هول و ولای لحظه های آخر،سرکشیدن چای و قرقره کردن دهان و .... دعای معروف سحر 

 کاش عکسی بودیم از کلاسهای سنگین رمضان پشت نیمکت های سه نفره [ همه کسل ،همه خمیازه ..یه تخته سیاه پراز مسئله و خطوط و خطاطی و یه معلم که وقتی داره حرف میزنه همه گوش به زنگ خونه اند ] و 10دقیقه زودتر تعطیل شدن انگار بزرگترین آرزوی زندگی مون بود

 عکسی از دم دمای غروب با یه کاسه آش دردست که هی میذاشتیم زمین خنک بشه ...نصفش توی راه میریخت ...چیدن زولبیا و بامیه ...ناخنک زدن و ... شبایی که با زهم مهمون داشتیم ...شبهای رمضوان شبای مهمونی بود ... اصلاً اون شبا کسی توخونه اش بند نمیشد شبهایی که ما هم آزاد بودیم هرجا دلمون خواست برسم و هرساعت که شد برگردیم خونه !!عکسی از دم دمای غروب با یه کاسه آش دردست که هی میذاشتیم زمین خنک بشه ...نصفش توی راه میریخت ...چیدن زولبیا و بامیه ...ناخنک زدن و ... شبایی که با زهم مهمون داشتیم ...شبهای رمضوان شبای مهمونی بود ... اصلاً اون شبا کسی توخونه اش بند نمیشد ... شبهایی که ما هم آزادبودیم هرجا دلمون خواست برسم و هرساعت که شد برگردیم خونه

کاش عکسی بودیم عصرها بغل دست خربزه فروش که داد میزد "آب قندخربزه ... ضدطلسمه خربزه ... " وقتایی که هی تُندو تُند به ساعتمون نگاه میکردیم که چرا عقربه هاش تکون نمیخوره ...عکسی از شبای پشت بوم و شمردن ستاره ها تا خواب بیاد...سحر بیاد...دعا بیاد...

 ای کاش عکسی بودیم بی کنایه و بی ادعا که توش کسی به فکر انداختن و دودره کردن هیچکه نباشه ... عکس آدمایی که جز قضاوت کردن دیگران کار دیگه ای هم بلد باشن [یه عکس از آدمای ساده ... بی تهمت و بی حرف و حدیث ]عکس غروب بایه تخت چوبی گوشه حیاط ... یه عده دورش نشستن و غصه فردا رو نمیخورن ... فردای چک و قسط و هزار بدبختی و بیچارگی ... عکسی از شبهای قدر و قرآن به سر و مثلاً ما ساکت و باادب نشستیم و توجه می کنیم ...زور زدن به حدقه چشم و ... نیومدن اشک...شایدگریه زودبود واسه ما و شاید سوژه ای برای گریه نداشتیم [ نه مثل حالا که اشکهامون پشت پنجره چشمهامون منتظره ]اصلاً کاش عکسی بودیم که گوشه اش نورخورده یا تصویرش سایه داره ... هرچی باشه فقط یه جورایی  پشت زمینه اش اونروزها رو یادمون بیاره که خدایی میشدیم!!! آره فقط یه عکس که بوی اونروزها رو بده ...عکسی ازغروب ها ش،سحرهاش و ... از اونروزایی که ساده و معمولی  بود اما انگار حالا میفهمیم که روزهای خدایی مون رفت /یاحق




موضوعات مرتبط: شعر و ادب دیـــن و آئـین ایــــام و مناســبات
برچسب‌ها: رمضان روزه افطار رمضان قدیم
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 19 تیر 1392 ) ( 03:13 ق.ظ )

                                                    بنام خدا           

                     حاشـــــیه های برکنــــــاری رویانـــــیان

 

*       بعضی حرفهای درگوشی حکایت از نارضایتی مدیران عالی اجرایی کشور  از مدیریت پرسپولیس دارد بواسطه عدم دراختیار نهادن امکانات باشگاه برای حمایت از کاندید ای مورد نظر ایشان  که چند ماه قبل از انتخابات مطرح گردید و با اعلام حمایت رسمی باشگاه و عوامل آن از نامزد مقابل – رییس جمهور منتخب – این نارضایتی به حد خود رسید !!

         ************      **********     *********                            

*     تصاویر طرفداران سردار در فرودگاه امام با نمایش پلاکاردهایی «حاوی عکس رئیس جمهور منتخب و محمد رویانیان کنار هم» که از دولت جدید میخواستند جلوی تغییر مدیریت در پرسپولیس را بگیرد درست دو ساعت پس از تاکید "ساور معاون وزیر ورزش "بر عزل رویانیان صورت گرفت ! حرکتی که ازسوی رسانه ها و کارشناسان نوعی مانور سیاسی برای دخالت دولت جدید بود تا این تصمیم را برگرداند. تصمیمی که گفته می شود شخص رئیس جمهوری پشت آن ایستاده است !!

       ************ ********** *********                                

*     جنس برکناری رویانیان ازآنرو که مشابه عزل و برکناری ها دردولتی است که او ریاستش را برعهده داشته همگی از سیاسی بودن این پروژه حکایت میکرد و قطعاً استمرار این وضعیت که حرف و حدیث بسیاری را براه انداخته در واپسین روزهای دولت دهم اصلاً برای دولتمردان – که باتمام وجود سعی در استحالیــــــزه کردن مدت زمامداری خود درقوه اجرایی اند – مطلوب و مناسب نیست

 

                     

 * یکی از عوامل ابقای رویانیان درپست مدیریت پرسپولیس مخالفت صریح علی دایی و تهدید غیرمستقیم به تجدیدنظر در مربیگری این تیم  - درصورت نبودن رویانیان - بود اما ازقرار معلوم سهم عمده ای ازاین مخالفت به حضور کامبوزیا در پرسپولیس برمیگشت و چه بسا اگرنام دیگری همچون حمید سجادی برای مدیر عاملی مطرح میشد نه تنها مخالفتی نداشت بلکه در پشت پرده حمایت نیز میکرد

                                  ************ ********** *********

* یکی از عوامل ابقای رویانیان در پست خود حمایت همه جانبه ای ازسوی هواداران ، تماشاگران ، و... وی بود  که با تمام توان به صحنه آمدند و میتوان آنها را بطورکلی دو دسته دانست :

 

دسته اول: آنها كه در این 20 ماه شیفته اخلاق ،مرام و رك گویی سردارو البته اقدامات بی سابقه و خلاقانه اش بودند

 

دسته دوم:  آنها كه تغییرات پی در پی و فقدان ثبات در راس باشگاه را تکرار اشتباهات سال های گذشته میدانستند که ضرر جبران ناپذیری به پیكره این تیم محبوب وارد می كند ، و حداقل تیم پرسپولیس را در آستانه لیگ سیزدهم و شروع كارش با علی دایی دچار مشكلات و چالش های جدی می كند

 

این دسته بندی هم درمیان مردم و تماشاگران ،هم در پیشکسوتان و کارشناسان ، هم در بین مطبوعات و رسانه ها جریان داشت

رسانه های هواد ار و برخی پیشكسوتان نزدیك به باشگاه در زمره گروه اول و بسیاری از رسانه ها به عنوان ناظران بیرونی و منتقد بودند كه شرایط حال را با گذشته می سنجند ، و البته برخی از پیشكسوتانی كه به خاطر نزدیكی به تیم در سال های اخیر و چشیدن طعم سرگشتگی و بلاتكلیفی این شرایط را تجربه كرده اند - و همواره دلسوزانه به این جور قضایا نگاه می كنند-در زمره دسته دوم قرار می گیرند اما بهرروی حاصل کار آن بود که همه برای ماندن رویانیان به شكل عجیبی متحد و همسو شدند ( مشابه آنچه در همسویی اهالی فوتبال منتقد و کارشناس و... برای ابقا ریاست کفاشیان بر فدراسیون دیدیم ) و همین اتحاد حداقل برای مدتی كوتاه باعث عقب نشینی عاملان تغییر وهیات مدیره شد و طرح برکناری را عملاً از دور خارج کردند

                                   ************ ********** *********

 **حالا همه چیز طبق آنچه دلسوزان و هواداران پرسپولیس می خواستند پیش رفت و رویانیان در پست خود ماندنی شد بدین ترتیب فاز جدیدی از دوره مدیریتی او در این باشگاه آغازشد.اما اگر این اتفاق رخ داد رویانیان باید بازگشت به  صندلی اش و پیگیری کارهای روی زمین مانده را مدیون این اتحاد و حمایت همه جانبه ای بداند که درتاریخ مدیریت باشگاه پرسپولیس (حتی درزمان کنار رفتن مهندس عابدینی موفق ترین مدیر عامل باشگاه پرسپولیس بعد از انقلاب) بی سابقه بوده است

بی شک نمی توان خود جوش بودن این اتحاد همه جانبه را زیرسوال برد که حتی در آنصورت هم چیزی از ارزش های این اقدام قابل تقدیر نمیکاهد ، موجی که درحمایت از رویانیان براه افتاد درواقع ابراز احترامی بود ازسوی تمام عوامل داخل و خارج از مستطیل سبز که درحیطه یک تیم باشگاهی از مدیر خود بعمل آوردهو بی شک برای شخص رویانیان نیز این حمایت همه جانبه ؛ دوست داشتنی ترین و خاطره انگیزترین تقدیر و تشکری است که در طول عمر خود دیده است نوعی رفراندم حرفه ای که پاسخ آن تایید و حمایت از مجموعه اقدامات مدیریتی باشگاه و لزوم ادامه مسیر فعلی با بالابرین ضریب موفقیت تا حصول نتیجه است

دوماه قبل( هشتم اردیبهشت ) درهمین وبلاگ درباره مدیریت رویانیان به تقصیل مطالبی را درج نموده و به صراحت از ماندگار ی وی درتاریخ تیم قرمز یادنمودم و امروز هم براین نظر م که سردار درصورت ادامه این مسیر و دوری از حاشیه ها و اظهارات جنجالی - بعضاً نسبت به برخی افراد و ستاره های تیم - و نوع برخورد تندی که درابتدا با اهالی رسانه و خبرنگاران داشته و امروز این موضع بنحو عالی تعدیل گردیده ، بی شک این تیم را که بیش از هرچیز از ضعف سازماندهی مطلوب درسالهای اخیر رنج می برده به جایگاه رفیع خود میرساند ، بنده در جایگاهی نیستم که سردار رویانیان و یا دیگر عوامل مدیریتی پرسپولیس را به چه و چگونه و ... دلالت دهم و اوضاع و احوالیکه درطی این مدت برای مدیریت تیم و پیرامون آن حادث شد بیانگر انتخاب مسیر صحیح و موفقیت آمیز این مجموعه است و فقط بعنوان عضوی کوچک از هواداران قرمز امیدوارم زیباییهای فوتبال و تحولات تیم پرسپولیس موجب شادی و سرور طرفداران جوان و درنتیجه نشاط و پویایی جامعه گردد !!/ انشاءالله




موضوعات مرتبط: جامــــــعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 15 تیر 1392 ) ( 09:13 ب.ظ )

                                                      بنام خدا    

 

                                                           قطار رفت و برگشت رویانیان

رویانیان برکنار شد ، پرسپولیسی ها درنیمه شعبان با این غافلگیری مواجه شدند :وزارت ورزش مقدمات برکناری رویانیان را که برای انجام ماموریت باشگاه  در سفرخارجه یود  فراهم کرد – دقیقاً مشابه آنچه که برای متکی اتفاق افتاد – با یک تفاوت عمده  و آن پس گرفتن صندلی تصدی توسط رویانیان بود که متکی به انجام آن موفق نشد اما سردار رویانیان اقدام به تلاشهای ویژه و شبانه روزی برای پس گرفتن صندلی اش نمود که بی ثمر نبود !اینکه چگونه موفق شد و یا چرا وزیر ورزش درآخرین روزهای زمامداری اش تصمیم به برکناری رویانیان گرفت و چگونه از اجرای این تصمیم منصرف شد موضوع بحث این مقال است که به حرکت رفت و برگشت قطار تمثیل شده است


 

                            ایستگاه اول : حرکت (صدای سوت قطار تا روسیه بگوش رسید)

رویانیان وقتی پا برپله های هواپیما میگذاشت ، درذهن خود هنوز به پروژه ها و برنامه های دراز مدت خود می اندیشید به اپراتور تلفنی ، به هواپیمای خصوصی  ... به جذب و خرید بازیکنانی که بکار تیم آیندو... و با خود کلنجار میرفت که ازتکرار اشتباهات گذشته بپرهیزد اما ساعتی بعد در کشور روسیه ناباورانه  از برکناری خود مطلع شد

حالا او موضوع جدید و بی سابقه ای را  برای کلنجار رفتن درذهنش داشت «دلیل برکناری اش » و بیادمی آورد که  بارها در مصاحبه هایش با لبخند و به حالت شوخی اعلام كرد  [ هر وقت به او بگویند برو ،می رود !. ]اما هرگز فکرش را هم نمیکرد که فداحسین مالكی رئیس هیات مدیره باشگاه پرسپولیس  شوخی های او را جدی گرفته و از وزیری که وزارتش تا دوماه دیگر و آنهم بصورت تشریفاتی برقراراست ، بخواهد که با یك حركت عجیب تصمیم به تغییر هیات مدیره و متعاقب آن مدیرعامل پرسپولیس بگیرد !! اما حالا این اتفاق افتاده و دلایلی را هم ضمیمه اش کرده که میتواند ازعوامل اقتصادی تا اختلافات سیاسی ، پرخرجی پرسپولیس ، مشکلات مالی شرکت اسپانسر تیم ، رابطه و نزدیکی به بابک زنجانی ( مدیرعامل جدید راه آهن ) و انقعاد قراردادهای جدیدی چون هواپیما و تلوزیون و شبکه اختصاصی پرسپولیس و...را دربرگیرد  !! هر چند که دیگر کشف دلیل خیلی اهمیت نداشت و مهم پروژه ای ست که با عنوان – برکناری رویانیان – استارت خورده است

 

                                             ایستگاه دوم: سوخت رسانی

نوع زمامداری سردار  بر پرسپولیس مشخص کرده بود که او به مانند هیچیک از هم قطاران خود نیست و نمیتوان او را مانند مدیران سابق برکنار و یا عزل کرد ،نوع ساختار و هماهنگی با هیئت مدیره  و... از عواملی بود که نشان میداد ، تحقق پروژه برکناری سردار  به آسانی نیست و باید ترتیبی فراهم شود تا سردار از قوای حمایتی خود خلع سلاح شود : با حکم وزیر ورزش نژادفلاح از ترکیب هیئت مدیره کنارگذاشته میشود و هیئتی جدید مرکب از "خوردبین ، حسین مالکی ، پروین و کامبوزیا تشکیل میشود  که از قرار معلوم اولین ماموریت آنها برکناری رویانیان - درهرشرایطی - ست حتی گفته میشود که پروین و خردبین با وجود نزدیکی زیاد به رویانیان باشرایط ویژه ای حاضر به اعلام رای برکناری اش شده اند 

 اعضای جدید ظاهراً در هماهنگی کامل ، همه چیز را برای تغییر دیگری در لشکر قرمز مهیا کرده و فقط یک اتفاق غیر قابل پیش بینی میتواند مانع حصول نتیجه دلخواه گردد  و آن اتفاق - رای خوردبین - است که برخلاف تصورات به پروین داده شد ،.. بازی به هم خورد و اجرای طرحی که باانگیزه  برکناری رویانیان کلید خورده بود درهاله ای ازابهام قرارگرفت چه ،موفقیت این پروژه زمانی بدست می آمد که مدیریت جدید تعیین و با اعلام رسمی آن موجبات بازگشت رویانیان بطور کامل منتفی میگردید که فعلاً بلحاظ اینکه آراء لازم  برای انتخاب مدیرعامل منصوب وزارت ورزش به حد نصاب نرسیده بود کل پروژه دروضعیت بغرنجی قراگرفت ، حالا" قطار برکناری" نیاز به سوخت لازم برای ادامه مسیر داشت و تهیه سوخت درمقابل کسی که خود سالها در بالاترین مسند سوخت رسانی بود کمی مشکل بنظر می آمد

 

                                          ایستگاه سوم : سنگ اندازی به قطار

رویانیان آدمی نبود که به این سادگی عرصه را ترک کند ، سردار که تک غافلگیرانه ای را دریافت کرده بود متقابلاً  سعی میکرد پاتک همه جانبه ای را بر علیه رقاز مصاحبه و اعتراض پیشکسوتان تا تجمع هوادارن در مقابل باشگاه قرمز پوشان – و البته لیدرها – با حمل پلاکارد و نوشته و مصاحبه بازیکنان پرسپولیس که جسته و گرسخته نارضایتی خود را با تعدید به رفتن ازتیم درصورت نبودن سردار و ... وکه مجموع این عوامل و موارد دیگر تا حدی موجب آشفتگی در سیستم باشگاه و پیرامون آن شد ، ارسال یک اس ام اس تهدید آمیز خوردبین و جمله علی پروین با 180درجه  چرخش از مواضع قبلی خود بااین مضمون که " آقای عباسی ( وزیر ورزش ) شما زودتر رفتنی هستین " روند مسکوت ماندن این حکم برکناری را تسریع بخشید و همه اینها درحالی صورت میگرفت که سردار درایران نبوده و سعی بسیاری داشت نقش خودش را در این اقدامات کمرنگ کند و عاقبت خود آخرین قطعه این پازل را برجایش نهاد وقتی در تاریخ چهارم تیر طی مصاحبه ای با سایت پرسپولیس – ساعت 13- با خونسردی کامل گفت " برای رفتن آمادکی کامل دارم " و  به آنان که موجبات برکناری اش را فراهم آورده  یادآور شد که مسئولیت این تصمیم و اقدام خودرا شخصاً متقبل شوند و بنوعی ترسیم خط و نشانی دربرابرآنها بود ،در این ایستگاه تردید و سرگردانی به اوج رسیده و موجب کندی حرکت قطار شده بود که همین امر سنگ اندازی را ازهر طرف برقطار آسان کزد تا آنجا که قطار ازحرکت بازایستاد

 

                 

 

                                            ایستگاه چهارم : توقف قطار

قطار برکناری سردار در این ایستکاه توقف کرده و  قطار دیگری « که از آمدن مدیرعامل جدید خبر میداد» با سرعت از آن گذشت قطاری که البته امید چندانی به رسیدن تا انتهای ریل نداشت ، شاید فعلاً  به لطف تشتت تصمیم ها و آرا و اظهارات پیرامون میتوانست با سرعت حرکت کند اما نیک  میدانست که درانتهای این خط تنها باید روی یک ریل حرکت کرد و برهمین مبنا مدیر جدید هرطور شده نمیخواست از قافیه عقب بماند و هیچ ایستگاهی را به قطار رقیب وانگذارد !!  او خطر را بیخ گوشش احساس میکرد و مدام پای تلفن بود انگار به این صرافت افتاده بود که با مصاحبه و اظهار نظر توجهات را به خود جلب کند ،ایستگاه مصاحبه ها و آزمون خودشناساندن ، جنگی همه جانبه بین مدیر برکنارشده و مدیر منصوب شده .. اما کفه ترازو بنفع مدیر برکنارشده سنگینی میکرد و آن وجود چهره ها ی شاخص، افرادموثر و ... درکفه ترازوی رویانیان  بود !! تهدید غیرمستقیم دایی به اینکه درصورت رفتن رویانیان در تصمیم خود برای مربیگری لشکر قرمز تجدید نظر خواهد کرد یکی ازهمین موارد به حساب می آمد و ازسوی دیگر ضربات محکمی که پروین به شاکله وزارت ورزش وارد کرده و آنرا سیستمی روبه پایان برمی شمرد که حق تعیین تکلیف برای تیم پرسپولیس ندارد ، او انجام این مهم را دراختیار مردم رییس جمهور منتخب و دولت آینده دانست  به نوعی زمامداران این عرصه را با چالشی سیاسی مواجه میساخت که درصورت ادامه وضع کار بالا میگرفت برای دولتیان در واپسین روزهای زمامداری خود اصلاً خوشایند نبود !! پروین حالا با تمام وجود از قدرت قانونی خود - درجهت احیای مدیری تلاش میکرد که خود اورا بعد ازسالها احیا کرده و درروزهایی که با تنزل اعتبار و حیثیت حرفه ای اش رو به سقوط بود به بالارین سطح افتخار فراملی رسانده – استفاده و تهدید میکرد که همراه با خوردبین درجلسات هیئت مدیره  شرکت نخواهند کرد و این امر نه تنها در تصمیمات هیئت مدیره موثر که  اعتبار خود را درخطر میدید  – بدینگونه  تمام سیستم و موتور قطار ازحرکت بازایستاد و برای مدتی خاموش ماند

                                 ایستگاه پنجم : برگشت قطار

انتشار یک خبر روی خروجی سایت گل نقل قول تهدید آمیزی است از وزیر ورزش مبنی بر " احتمال منحل کردن هئیت مدیره " که مسیر حرکت قطار را با پیچ و خمی دیگر مواجه کرد ، انگار امیدی به  برگرداندن قطار نیست و همه در امتداد ریل با بیم و امید به فرجام  مسیر حرکت قطــــار می اندشیدند آیا ادامه میدهد و یا برمیگردد؟؟

 دراین میان رویانیان بناگاه اظهار داشت فردا برای صرف چای  به دفتر ویر خواهد رفت و شاید با رایزنی با وزیر راهکاری برای برون رفت ازاین وضعیت بیابند ، با شروع جلسه گمانه زنی ها و خبرهااز نتیجه مذاکرات طرفین از استحکام و  اعتبار برخوردارنبود  گروهی از خبرنکاران در مقابل ساختمان وزارت حضور داشتند تا بلکه اخبارمسیقیم را کسب کنند و گروهی هم  در جلسه تمرینی پرسپولیس !!   آنجا هم  حال و روز علی دایی و خطوط عصبی چهره اش – که هرچند دقیقه یکبار با تلفن همراه صحبت میکرد – نشان میداد که اوضاع زیاد هم امیدوارکننده نیست ... اما یک تماس تلفنی در ساعت با محمد پنجعلی اوضاع را بنحو چشمگیری تغییرداد ، دایی پایان تمرینش را با خنده مصادف کرده و حالا خبرنکارن با فاصله ای دور و از کنار زمین چهره شادمان علی دایی را میدیدند که مدام میخندید و عجیب اینکه خنده اش هم بند نمی آمد ...چند ساعت بعد رییس هیئت مدیره درمصاحبه  با خبرنگاری فارس از ابقای قطعی رویانیان خبر داد              [ حالا قــــــطار مدیریت رویانیان به ایستگاه پرسپولیس بازگشت ]




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
برچسب‌ها: تیم پرسپولیس برکناری رویانیان بازگشت رویانیان مدیریت پرسپولیس
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 15 تیر 1392 ) ( 01:54 ق.ظ )

                                               بنام خدا

1- فقط در دادگاه های ایران می بینیم که بعضی از وکلای دادگستری (به جای حضور دردفترخود) چند ین ساعت در راهروها ، راه پله ها و سالن ها و... پای درد دل مراجعین میگذراند تا مگر فرجی شده و ازاینراه پرونده ای جور کند

2- // // // که یک آبدارچی سینی چای اش را کناری نهاده و درحالیکه با اوراق وپرونده های مردم ور میرود درحال مشاوره دادن به آنهاست

3- // // // که به محض باز شدن درب اتاق های دفاتر و کارمندان شعبه ،شونصدتا سر و گردن به داخل سرک میکشند و دریک ثانیه کل اتاق را برانداز می کنند

4-// // // ،متهم به قتل های زنجیره ای جلوی میز کارمند خانم برای پاسخ به برخی سوالات ایستاده و با چشمهایی برنگ کاسه خون به خانمی که مشغول صحبت با تلفن و مشورت گرفتن از آنسوی خط برای پوشیدن لباس مهمانی شب و انتخاب نوع سرویس طلاست زل زده است

5- // // // که اگر یکی از مراجعین در راهروی انتظار بنا به دلایلی موضوع پرونده اش را بازگو کند ، طی چند لحظه تمام مراجعین حاضر در آنجا تبدیل به وکلای زبردست و مشاور میشوند که سابقاً همین مشکل را داشته و حال از چنان راه و کار هایی دم میزنن که در سریال های پووآرو و خانم مارپل و..دیده میشود

6- // // // که افرادی در راهروها و سالن ها  تردد و با گفتگو با  مراجعین خود را به دروغ پسرخاله و پسرعمو و دایی و ... قضات محترم شعبات معرفی میکنند ( خدای ناکرده با متصدیان محترم صنف کارچاق کن اشتباه نشود)

7-// // // که اصحاب دعوی حاضرند به افراد فاقد مدرک و مجوز که قول انجام کار بنفع آنها مبدهند ،ملیونها پول زبان بسته را بدون هیچ گونه رسید و تضمینی داده و البته همین افراد برای بستن قرارداد وکالت رسمی با وکلای معتبر دادگستری (که آنهم در صورت موفقیت در خاتمه پرونده حق الوکاله پرداخت کنند) کلی ناز و کرشمه می آیند

8- // // // می بینیم نحوه برحورد با وکلا به گونه ای است که انگار یکی از اصحاب دعوی هستند!!




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی
برچسب‌ها: دادگاه/ وکیل/
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 8 تیر 1392 ) ( 12:17 ق.ظ )

                                                      بنام خدا

1- پرده اول :  اصغر فرهادی قبل از اکران فیلم گذشته

من علاقه ای به فیلمهای اصغر فرهادی ندارم ،اینکه یکی پیدابشه هر ازگاهی ، تصاویری ازاین دنیای پرازدروغ ،ریا ،خیانت ،جرم و جنایت با آدمهای شرورو نامتعا دل رو در کمال ظرافت و خلاقیت جلوی چشمام بیاره و ذهنم رو با تبعات اون درگیر بکنه بهم میریزم ،ازاینکه کارهای ناصوابم رو بیادم بیاره ویا برای یکبارهم که شده یک سرعت گیر جلوی من نصب و روش تابلویی بذاره که " این تاخت که میتازی به پرتگاه است" و دست آخر ناامیدی ،بی انگیزگی ،افسردگی و ...  توی ذهنم تلنبار شده  ... (که  این نه از ضعف اصغر فرهادی که از توان بالای اوست)

اما اصغر فرهادی ،ازاین بابت که نام کشور عزیزم ، ایران را در دنیا با افتخار مطرح کرد برایم قابل احترام است که در همون زمان هم تقدیری دروبلاگ نوشتم ( توضیحاً بی علاقه بودن به آثارفیلمسازی اصغرفرهادی بدین معنانیست که با وی پدرکشتگی دارم ) اما ازدست بعضی ها چه باید گفت که یکسال تمام روزگار سینمای ما رو با نقد و تحلیل (ببخشید تخریب و تسویه حساب ) فیلم جدایی نادر... و الصاق برچسب های سیاه و خاکی و طوسی و ... به اصغر فرهادی نذاشتن  "سینمای ایران درآخرین ساعات احتضار کمی به جایزه اسکار " رویای صدساله اش " دلخوش کنه !!

سال قبل وقتی عبارت " جدایی نادر ازسیمین "به عنوان آخرین فیلم اصغر فرهادی در سالن کداک تئاتر طنین انداخت حس عجیبی داشتم ، نمیدانستم باید شاد باشم و یا از دست برگزیدگان این مراسم عصبی ... و همزمان با بالارفتن فرهادی از پله های سالن دوز احسا س من هم بالا و پایین میشد ، تا حالا چنین حالتی رو تجربه نکرده بودم... همیشه و درهرجای دنیا هر افتخاری بنام کشور عزیزم ،برام احساس غرور و افتخارداشت  ، مثل وقتی که رضازاده وزنه ها رو یکی بعد ازدیگری روی هم میذاشت یا لحظه ای که حمید استیلی ناغافل توپ رو انداخت گوشه دروازه آمریکا ،... یه حس افتخار ناخوداگاه و غیرارادی  که هیچ وقت هم تفکیک پذیر نمیشد (برای به موضوع لازم و یه جا نه )...اما حالا بلطف برخی آقایون مسئول... کشور عزیزم ایران تنها چند ثانیه با فتح مهمترین قله افتخار هنری – سینمایی جهان فاصله داشت و من هنوز درگیربودم که چه احساسی باید داشته باشم ، خلاصه تا برای احساسات درونی ام فرم و قالبی پیدا کنم فرهادی جایزه اسکار رو گرفت و سلامی هم به مردم سرزمین ما که با افتخار ازاونا یادمیکرد گفته و رفته بود ...

خلاصـــــــــــــــه :آقایون یکسال تمام رو مخ ما راه رفتن که "فیلم جدایی نادر... "تم سیاسی داره مخالفه واینو میگه و  اونو میگه و خود فرهادی اینجوریه و ...اصلاً  ازهمون قبل اکران ، فیلم و سازنده هاش رو به فلک تهمت و نقدهای من درآوری و ...بستن و هزار تا دلیل و برهان آوردند که یه آب خوش ازگلوی ما پایین نره ... و بعدبا همزمانی اکران این فیلم و اخراجی های 3در روزهای عید نوروز فضایی شد برای تقابل و بحث و جنجال و دیگه و یه جورایـــــــی به بحــــــــــث خودی و غیر خودی ها کشید و در این میان تنها کسانی سود بردن که رگ خواب مردم رو برای پول خرج کردن در سینما فهمیده بودن و با جوک های پیامکی  اکبر عبدی با هرصدای قهقهه مردم در سالن سینما اعداد آمار فروش و ... بالاتر میرفت

 ا ونروزا تو هرسایت و نشریه ای چنان  افاضات و تفاسیر عجیب و غریبی میخوندیم که دست آخر میرسید به خائــــن بودن فرهادی واینکه و طن فروشه و ... ودر راستای اهداف و برنامه های فلان سازمان جاسوسی و فلان پروژه با هدف استحاله فرهنگی و ... اقدام به عمل ننگین ساخت "جدایی نادر...گ ازسیمین نموده !! تریپون ها، مقالات، تفاسیر سخنرانی ها ، کامنت ها و ... شده بود محکومیت این عمل ضد فرهنگی و یا درخواست برای پرونده سازی ، توقیف  و... و کسی در مقابل اون همه هجمه حتی نمی تونست مثلاً از حیث توان فنی و ساختاری  فیلم بحث و دفاع بکنه ..که دراینصورت  بعید نبود خودش هم  به همون مصادیق مجرمانه متهم بشه ... و دراین گیرودار اعلام نامزدی "جدایی نادر از سیمین " برای جایزه اسکار 2012 بشکه نفتی بود برانبار باروت ... اول از همه از از خجالت ارشاد دراومدن و سپس نوک اتهامات و هجمه ها بطرف آکادمی اسکار رفت  که با سیاسی بازی و حزب و دسته بندی های سیاسی برگزیده هاش رو تعیین میکنه و سپس این جایزه معتبر سینمای جهانی رو بی ارزش و سخیف  شمردن که  بنده خدایی هم این وسط جوگیرشد و اسکار رو برابر با [  جشنواره گچساران ] اعلام نمود!!! به شخصه برای اولین بار  در یک رقابت بین المللی " حال با هرتم و موضوعی" میدیدم نماینده ای از کشورمان به دور نهایی راه یافته و در آستانه کسب مقام اول آن ، نه تنها حمایت نمیشه بلکه مورد مذمت قرار میگیره و انواع هجمه ها و نقدهای مخالف برعلیه اون مطرح میشه !!...  اوج این روند در اهدای اسکار بهترین فیلم و سپس خوش و بش فرهادی با کیت بکینسل – که اندکی غیر معمول و از مرحله کلامی به مرحله دستگیری رسیدن – بود که قطعه آخر این پازل ضد جدایی نادر ازسیمین رو تکمیل کرد و سندی گردیدبر خیانت و نفوذی بودن فرهادی!! وچنان مستند و مستدل اسکار یک فیلم ایرانی  کوفتمون شد که آخرش نفهمیدم که مگر در مذمت دروغگویی اثری ساختن چه بار گناهی دارد ؟؟ و چرا یک فیلم سینمایی میشود یک نسخه عقیدتی –ایدئولوژی و سینماگر یک مبلغ ایدئولوگ و سیاسی ؟؟ خلاصه فضای پیرامون "جدایی نادر ازسیمین "یکسال تمام روی روح و روان سینمای ایران سوهانی شده بود پرچالش و پرازتناقص ...این سوهان اما تاج مرصعی بر سر سینمای جهان شده بود که لذتش رو درخارج میبردن و با نقدهای منصفانه در رسانه ها مطرح میکردن، از بحثهای روایی قصه و شخصیت ها تا موارد فنی و المان ها و... ما اما از اسکاری که یک عمر آرزوی فتح اون داشتیم  شدیم  جون به لب – دلزده و متنفر ... اسکاری که همه اش میخواد به ما ضد حال بزنه ... ویعد یهو فهمیدیدم که ای دل غافل ... اسکار گرفتن "جدایی نادر..." یه جورایی زیر سر متولیان فرهنگی ما بوده که از قرارمعلوم با لابی کردن به این فیلم داده شده ... انگاری ما یکسال سرکار رفته بودیم یا ظرفیتمون رو امتحان میکردن نمیدونم ...  بالاخره از دهنشون دراومد که خودشون با اسکار لابی کرده بودن ولی ... متاسفانه دیگه وقتی از این کار بزرگ و ستودنی سردرآوردیم که  که از این اسکار ضد خودی متنفرشده بودیم ...  بنظر شما دیگه فرقی میکرد که حالا لابی شده و یا...


                         

             پرده دوم : اصغر فرهادی بعد از اکران گذشته

حالا خیلی مایلم که نقد و نظر آقایان رو نسبت به فیلم جدید فرهادی بدونم ، آیا اونها که فرها دی رو به سیاه نمایی و تبلیغ منفی علیه ایران متهم کرده بودن ..  تاحالا تصویری زشت تر و سیاه تر و منزجر کننده تر ازاین پاریس (فرانسه ) در هیچ اثر سینمایی دیده بودن ؟؟ این همان پاریس زیبایی رویایی و شاعرانه و ... اروپاست و آیا میشود ارتباطی بین این شهر ابری تیره و غمگین از فقر و جنایت و دروغ و پرازدرد و خیانت با آن شهرملقب به عروس شهرهای اروپا یافت ؟ چه کسی میتوانست تصاویری اینگونه منزجرکننده ازپاریس دربیاره که در تلاطم آلودگی های روابط انسانها ست ،آیا خداوکیلی تهران " جدایی نادر از..." در مقابل پاریس "گذشته " به مثابه بهشت نیست ؟؟ اگر متر و معیار را نقدها و تفاسیراین آقایون بذاریم  که با این تصویرسازی فرهادی ازجامعه فرانسه ، باید او را بعنوان خائن و جاسوس و ...مجازات کنند نه اینکه در معتبرترین جشنواره کشورشان به نمایش نهاده و تحسین نمایند؛ این فیلم هیچ جای افتخاری برای روابط انسانی و اجتماعی مردم به اصطلاح متمدن فرانسه و اروپا ننهاده و هیچ خصلت حسنه ای از آنها ارائه نکرده است و در مقابل ؛ کاراکتر " احمد – بانقش آفرینی علی مصفا -  ایرانی مهاجری است که در محیط پرازسوء ظن و دروغ و جرم فرانسوی ها تنها منادی صداقت ، ایمان و امید آن هم ازنوع مهربانی است ؟؟ این بار چه تحلیلی دارید ؟ فرهادی درفرانسه محصول مشترکی ساخته و پاریس را به نماد خفقان آور است که سرشار از آدمهای درگیر و نامتعادل با انواع صفات رذیله اخلاقی و .... و دراین میان تنها " احمد "(ایرانی ) نشانه تعقل و منطق است آیا این موثرترین شیوه برای تبلیغ فرهنگ ایرانی و اعتدال وی نیست ؟

خب حالا نظرتان چیست ... آن تصویر که ازایرانی در"جدایی ..." ارائه شد نکو هیده و مستوجب تهمت و .. بود و حالا بنظرشما این تصویر ازایرانی چیست ؟ مسلماً پیرو آنگونه تحلیل و تفسیر حالا هم با توجه به قصه فیلم و ارتباط احمد( مهاجرایرانی )و لوسی (به بازیگری پائولین بورلت ) که دختر نوجوان است که تنها به احمد ایرانی اعتماد و تکیه داشته و واقعیت را فقط ازوی می پذیرد !! یعنی در جهان پراز منازعات و کشمش های اخلاقی و سیاسی تنها کشور ماست که برمبنای صداقت عمل کرده و قابل اعتماداست و ایا این نگرش کاملاً برخلاف سیاستهای کشور فرانسه  نیست ؟؟ پس چرا هیچ اقدامی درتقابل و محکومیت این فیلم ازسوی آنها دیده نشد؟

من همانگونه که گفتم بی علاقه به سینمای فرهادی و روایتهایش از جوامع انسانی ام اما نمیتوانم درمقابل تلاش وی که با شجاعت و شهامت همراه است بی تفاوت باشم ؛ ارائه واقعیتهای موجود درجامعه انسانی بیش ازهمه نیاز به یک ذهن نترس و تحریک ناپذیر ازدیگران دارد ، برخی آقان درچند سال اخیر هرحوزه ای را (اقتصاد، اجتماع ، فرهنگ ، ورزش سینما و ادبیات و معماری و ..) با طرح موضوعات و نقد و تفاسیر عجیب به چالش کشانده و موارد نامربوطی را به هم مرتبط کردند و برای روابط اجتماعی هزینه ساز ...و کاش حالا با دیدن این فیلم کمی منصفانه و ازروی وجدان اظهار فضل کنند !!  والسلام / هلالی




موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: نقد فیلم اصغر فرهادی جدایی نادر ازسیمین فیلم گذشته جایزه اسکار
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 6 تیر 1392 ) ( 04:03 ق.ظ )

                                                                                   بنام خدا

                              شعر : چشمـــــان خیـــــس انتـــــــــظار

این آبریزش چشمها -

نه حساسیّت فصلی است ؛

نه از اندوه تــــنهایی ...

[ تلاقی غــــروب روشن پنجشنبه ای است

ازبرگهای مانده درتقویم انتظار ]

این قطره ها ی اشک -

درصبحگاه مه آلود جمعه های غریب -

وقتی کنار جاده منتظر میمانم

وقتی که"عطر گل نرگس " می افشاند ا زآنسوی باغ

برگونه های زرد پریده ام فرو میچکد

یکریز و بی امان !!

 

و درشوق ندبه ای که بغض مرا -

در شوره زار های گناه بشکند !!

ازبامداد جمعه تمام کوچه را
با اشک چشمم آب پاشی می کنم

 

                     

آقای من چرا ؟؟

بس جمعه ها گذشت ونیامدی ؟

نشنیده ای مگر

ازجمعه ای که بی تو غروب میشود

دلگیر و غمگسار-

از لحظه های بی تو بیقرار

این روزها ی من تاریک و بیصدا

انگار مرده ام .

این زندگی چه سود ؟؟

چون ازعبور توسهمی نبرده ام

برچشمهای خود شک میکنم

این اشکهای انتظار نیست

شک میکنم به مردمک های عقیم خویش –

از حجم خیس بیقرارشان

آخر تا کجا ؟؟ تا کی ؟ و تاکدام

یاری ام کنند؟؟

 

آقا ، مرا ببخش

من درضمیر ضعیف نَفس

در بند این هوا شده ام ،آلوده غبا ر

این روزهای من کال است وبی رمق

بی شمع و بی چراغ

می ترسم آخر-

از این چراغ های زمینی -

که خاموشــــــــــــ میشوند…

با لرزش ابر و با ذره ای وزیدن باد

میترسم از هوای مه آلود پشت پنجره ام

تقویم شنبه های عمر مرا

بی توورق زند

 

آقا ترا قسم -

ای باقی بقای عالم دراین سرا

عاجز نگردم ازاقامتی به قامتت

ای قامتی که تمام سروها نپایدت /  یاحق - هلالی / تیرماه 92




برچسب‌ها: نیمه شعبان حضرت مهدی جمعه های انتظار
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 2 تیر 1392 ) ( 07:28 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :