تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب بهمن 1391

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

 

بسمه تعالی

 

در آستانه آخرین روزهای سال و فرارسیدن ایام سال نو و نیز آغاز جشن‌های شکوهمند سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی که مردم خود را برای جشنهای پیروزی انقلاب و نیز حلول سال نو آماده میکنند ، بازار خرید و فروش اتومبیل نیز هرساله درهمین ایام رونق و جهش چشمگیری به خود میگیرد که یکی از دلایل آن استفاده از تعطیلات و مسافرت کردن است

درسال جاری صرف نظر از تاثیرات منفی موضوعاتی چون تورم وگرانی و کاهش ارزش پولی که موجب کاهش قدرت خرید مردم شده و افت شدید این بازار گردیده ؛ موضوع اختلاف کانون محترم سردفتران وراهنمایی رانندگی نیروی محترم انتظامی در صدور اسناد قطعی خودرو نیز تا حدودی موجب سرگردانی متعاملین شده است که این امر ناشی از اختلاف در اجرا و اعمال «ماده 29ـ لایحه رسیدگی به ... است

نگاهی ساده و اجمالی به ماده تصویبی مجلس محترم شورای اسلامی، نشان‌می‌دهد که قانونگذار محترم دارندگان وسایل نقلیه را «مُکلّف» نموده تا «قبل از هرگونه نقل و انتقال وسایل مذکوردر دفاتر اسناد رسمی» «برای بررسی اصالت وسیله نقلیه، هویت مالک، پرداخت جریمه‌ها و دیون معوق و تعویض پلاک به نام مالک جدید» به «ادارات راهنمایی و رانندگی یا مراکز تعیین‌شده از سوی راهنمایی و رانندگی» مراجعه نمایند.

از آنطرف راهنمایی و رانندگی ناجا با استناد به این ماده ، سند شناسنامه خودرو را ( معروف به برگ سبز تعویض پلاک ) چندی است با نام سند مالکیت صادر و همانرا از لحاظ قانونی کافی میداند که با وجود آن دیگر نیازی به مراجعه متعاملین به دفاتر اسناد رسمی و تنظیم سند قطعی نیست ! والبته توجیهاتی را نیز دراینراستا بکـــار میــبرد

در مقابل ، کانون سردفتران و.... کماکان اصل و مبنای مالکیت قطعی را تنظیم سند در دفترخــــانه میداند و از این نقطه نظر صرف برخوردار بودن از برگ سبز را – حال به هرعنوان و شکلی – واجد صفت مالکانه نمیداند این اختلاف اگر تا کنون جنبه نظری و تئوریک داشته حال عملاً و عیناً در مقام اجرا موجب بروز مشکلات و گرفتاری هایی برای مردم شده و رسانه ای شدن آن نیز نه تنها فایده ای نداشته که با ورود اضلاعی دیگر ، موضوع را ازبرخی جهات پیچیده تر نموده است

مع الوصف دراین مقال فارغ از مباحث تخصصی حقوقی  آنچه را که در تعاملات و روابط عمومی جامعه عینیت داشته و نکاتی که کمتر مورد توجه و اشاره قرارگرفته را به امید عنایت لازم مورد بررسی قرار میدهیم :

¤¤¤¤¤¤   ¤¤¤¤¤¤¤     ¤¤¤¤¤¤¤

*اشاره به اختیاری بودن موضوع تنظیم سند یکی از موارد استنادی نیروی محترم انتظامی است ،اما تصریح منطوق این ماده قانونی بر اینکه مردم مخیربه مراجعه به دفاتر اسناد رسمی و صدور سند قطعی اند متفاوتست با آنچه که درعمل، از سوی این نیروی محترم با نوعی پافشاری و دلالت اجباری دیده میشود

وقتی ازسوی نیروی محترم انتظامی چنین از عدم ضرورت مراجعه به دفترخانه در ذهن عموم القا و دایم براین گزینه که - سند شناسنامه خودرو درمقام سند مالکیت است و سند قطعی دفترخانه ضرورت قانونی ندارد – پافشاری میشود پس یعنی در عمل اصل بر اختیاری بودن قرار داده نشده است !

2-استناد پلیس به افکارعمومی و نظرسنجی : که براین مبنا اظهار میگردد درصد بالایی از مردم تمایل به تنظیم سند رسمی دردفاتر اسناد ندارند و این امر نیز ازدوحیث قابل بررسی است

اولا: مسلم است که به فرض عدم تمایل مردم به تنظیم سند قطعی دردفاتر صرفا بخاطر هزینه بربودن آن است و قطع به یقین درصورتیکه این هزینه کمتربوده یا اصلاً وجود نداشته باشد محال است کسی از سند قطعی دفترخانه ها چشم پوشی کند

اما در این بین البته که موضوعات دیگری نیز برای مردم هزینه بر است که درآن موارد به این شکل اعمال نمیشود ازجمله هزینه های کمیسون بنگاه های املاک برای دریافت تنظیم قولنامه : درشرایطی که دفاتراسنادرسمی معاملات ملکی مردم را که دارای سوابق رسمی و ثبتی است با رعایت ضوابط کامل قانونی همچون اخذاستعلام و تشخیص صلاحیت ملک و متعاملین برای انجام معامله ازحیث عدم مانعیت قانونی و ...و دربرگرفتن کلیه امورجانبی آن اقدام به تنظیم اسنادرسمی معامله میکند دیگرچه نیازی است که با پرداخت هزینه های گزاف و گاه تا چندین برابرهزینه سند رسمی قولنامه هایی دربنگاه ها توسط بعضی افراد بدون صلاحیت قانونی و شخصی تنظیم شود که دراین مورد هم گرچه قانون ارجاع به دفاتراسنادرا لازم دانسته اما درعمل هیچ اقدام اجرایی صورت نگرفته و هنوز کماکان مردم برای تنظیم وقوع یک معامله ، ملزم به پرداخت هزینه های چندین برابر هستند که در واقع ضرورتی برای آن نیست حال با مقایسه این دو موضوع کدامیک برای مردم هزینه بیشتری را دربردارد

ثانیاً : درنظر قاطبه مردم شاید بسیاری از اقدامات و انجام امور اداری و بروکراسی و پرداخت هزینه ها زاید و غیر لازم تشخیص داده شود اما قانون با الزام براین امر نظردیگری دارد

3- نیروی انتظامی با اشاره به تعریف سند رسمی در قانون که یکی ازشرایط آن تنظیم در نزد مامور رسمی است مامورین محترم اجرایی نیروی انتظامی  که برگه سبز تعویض پلاک صادرمیکنند را نیز مامور رسمی ذیصلاح قانونی میداند

تعریفی که درمنطوق ماده به آن اشاره شده با برخورداری از شرایط و لوازمی محقق میشود که هم در نص صریح قانونی احصا شده و بعضاً از لوازم عرفی استنباط میشود برای مثال احراز صلاحیت یک سردفتراسنادرسمی نه بصرف برخورداری از مدرک تخصصی و تحصیلی که نیاز به جمع شرایط خاصی از جمله : صلاحییت شخصی اخلاقی (سلیم النفس بودن ، عدم اشتهار به رفتارهای ناروا و...) گذراندن دوره های تخصصی و تجربی ، اختبــــارهای شفاهی و عملی و ...است و البته پس از احراز صلاحیت و صدور مجوزهم درهرزمان با تخطی از این شرایط صلاحیت وی لغو میگردد هرچند برای اینکه بخواهیم مقامی رامصداق بعریف قانونی بدانیم یا خیر نمیتوان درضمن یک مقال به آن پرداخت و نتیجه لازم را کسب کرد !!

بحث کردن درمورد احراز صلاحیت مامورین نیروی انتظامی یعنی اینکه این نیرو را برای چنین موضوعاتی درمعرض قضاوت دیگران قرار دادن و این واقعاً ظلم و جفای آشکاری به ارزش عمل این نیرو وجامعه ماست ... درشرایط فعلی همه شاهد زحمات و جانفشانی های نیروی انتظامی هستیم که الحق و الانصاف برای برقراری امنیت و رفاه روانی و جسمی مردم چه زحمات و ازخود گذشتیگی هایی را متقبل میشوند ، مبارزه با اشرار و زورگیران و اینکه درآشفته بازراری بنام شهرتهران با ده ملیون جمعیت اقسام قومیت ها درظرف 48ساعت چند زورگیر که فقط با دوربین های عیر واضح شناسایی و دستگیر شوند و دربابر دیدگان مردم به سزای مجازات برسند با عملیات پیچیده و زحمات شبانه روزی میسر شده ... و حالا اینکه بخواهیم دررسانه ها و سایت های مختلف صلاحیت یک مامورانتظامی بحث و در شرح و تفسیر آن ازاین دلیل و آن اماره وام گیریم مطمئناً برداشت های ناصوابی را در اذهان عمومی خواهد داشت و موجب تسری آن به دیگر موضوعات و مسایل خواهد داشت که هیچ عقل سلیم و دلسوز جامعه بروز اینگونه شبهات را به مصلحت جامعه و امنیت آن نمیداند

بنده نیز از پرداخت به این موضوع پرهیز نموده ... امـــــا تنها به ذکر این نکته اشاره میکنم که چنانچه بخواهیم نسبت به مصادیق یک ماموررسمی استنباطهای مختلفی کنیم چه بسا مقامات دیگری نیزشامل مصداق مامور رسمی گردد که قانونا و الزاما صحیح نیست ازجمله: متصدیانی که با واگذاری زمین های شهری و روستایی قراردادهای واگذاری تنظیم میکنند و ازاین حیث آنها را نیز شامل مجموعه مامورین رسمی دانست و بالطبع قراردادهای تنظیمی انان را درزمره اسنادرسمی !!

علاوه برآنها اگر افراد دیگری نیز دراین حیطه وارد شوند دراین صورت اعتباراسنادرسمی هم از حیث مرجع صدور و هم از حیث شکلی و هم مندرجات ماهوی مخدوش و تضعیف خواهد شد و این امر درامنیت حقوقی جامعه تبعات بسیار ناگواری خواهد داشت

                                           ¤¤¤¤¤¤   ¤¤¤¤¤¤¤     ¤¤¤¤¤¤¤

شرط دیگر شناخته شدن یک سند رسمی توجه به موضوع صفات و شرایط قانونی آن سند است که دراینجا ما دو نکته ازآن رامورد بحث قرارمیدهیم :

اول اینکه سند باید ازشرط لازم الاجرا بودن برخوردارباشد که درصورت بروز مشکل ، اختلاف و یا دعوی و.. قابل اجرا در مراجع قانونی مربوطه ( دوایر اجرای ثبت ) باشد ،یعنی چنانچه احدی از متعانلین از انجام تعهدی که درسند تصریح شده [ از جمله پرداخت ثمن یا تحویل مبیع ] خودداری کرد طرف دیگر، الزام به تعهد یا اجرای هر موضوع مندرج در سند را از ادارات اچرایی ثبت بخواهد که دراینراستا سند صادره درمرجع محترم راهنمایی رانندگی ازاین خصیصه برخوردارنیست

دوم اینکه : درصورت فوت مالک خودرو ، چنانچه سند مالکیت وی درزمره اسنادرسمی – تنظیمی در دفاتر اسناد یا همان بنجاق – باشد قابل درج دراظهارنامه مالیات برارث بعنوان ماترک مالک متوفی است و درغیر اینصورت از درج دراظهارنامه منع و هرگونه اقدام برروی آن اعم از تقسیم بین وراث ، فروش و ... تابع اوضاع و احوال اسنادعادی است و چه بسا موجب اختلاف و سرگردانی حقوق وراث

4- بطور کلی اختلاف کانون محترم سردفتران ... و راهنمایی رانندگی ... در این موضوع درواقع تقابل دو ارگان مهم و حساس در نظام است که هردو حافظ امنیت جامعه اند : امنیت حقوقی ، فکری ، روانی، جان و مال عموم و .... و از حیث واقعیت میبایست همواره بین آنها نوعی ارتباط و تعامل تنگاتنگ برقراربوده و درصورتیکه هرگونه خلا در بین آنها ایجادشود مسلم بدانیم که جامعه با تهدید و آشفتگی مواجه خواهد شد ، جالب اینکه طرح این موضوع برای هیچکدام از این ارگانه ها بار مالی به همراه نداشته و بدین معنی نیست که در صورت مبنا قرارگرفتن هریک ، منفعت مالی بهمراه داشته و برای دیگری تضرراست

امروزه طرح و پیگیری این بحث ازسوی کانون فقط و فقط جنبه اعتباری داشته و چه بسا تنظیم اسناد خودرو دردفاتر اسناد دارای مشکلات و مسایلی است که یک مورد آن به تبعاتی است که برای سردفتران و تخلفاتی که درموضوع تنظیم اسناد سفید خودرو پیش می آید

آنچه درعمل میبینیم این است که عمده منافع مالی تنظیم سند خودرو برای دارایی و موسسات دیگر ازجمله شهرداری و ... است متاسفانه دراین وضعیت دارایی و دیگر ان تنها نظاره گر بوده و اقدامی برای حل و فصل قضیه نمی نمایند و کانون سردفتران درحال حاضر از حقوق و اعتبار خود و منافع مالی دارایی و دیگر ادارات دفاع و استناد میکند که درصورت عملی و فراگیر شدن این روند معلوم نیست که هزینه های دارایی و مالیات انتقال و ...و یا اعتبار سند قطعی چه وضعی پیدامیکند ؟؟ و یا درآینده آن چگونه خواهد بود؟ وزارت اقتصاد و دارایی نیز بعنوان متولی اخذ مالیات خودرو که بحکم قانون ناظر آن و دفاتر اسناد رسمی ضابط آنند تا قبل از آنکه نوشدارو برای سهراب شود سوگیری و واکنش در خور و شایسته ای از خود بروز دهد

با نگرش منصنفانه به این امر میتوان به حقانیت و علت پافشاری کانون برحقوق مسلم خود پی برد : اولاً : مخیر نمودن مردم در مراجعات و انجام امور رسمی و قانونی در عمل نوعی واردکردن خدشه و کاستن ازارزش و وجاهت آنهاست ، وقتی درضرورت و عمومیت انجام یک عمل رسمی و قانونی تردید وارد شود این تردید به مراجع نیز قابل تسری است و دیر زمانی نخواهد بود که دیگر موارد نیز شمول این بحث شود ، چه بسا پس ازمدتی بانکها و شرکت های بیمه و به همین ترتیب دیگر ارگان ها و نهادها مستفاد ازآیین نامه ها ف بخشنامه ها و لوایح و ...مردم را با معاذیری چون هزینه و ....از انجام اموردر دفاتر اسناد رسمی برحذر دارند و آنگاه خود تبعات ناگوار این امر را تصور کنید که چه فاجعه ای در امنیت حقوقی جامعه وارد خواهد کرد ؟؟ ازسویی دو ارگان قانونی و موثر در سلامت حقوقی جامعه درموضعی دچار اختلاف شده که تنها و تنها موجب سرگردانی مردم در معاملات خود خواهد شد و قطعاً به سوءاستفاده هایی از طرف افراد ناهل منجر خواهد شد: وقتی فروشنده یک خودرو که با اعتماد به اینکه عدم تنظیم سند رسمی ضرورت قانونی داشته و تعویض پلاک کافی است برایفروش خورد و اقادام کند با خریدارانی که با دستاویز قرار دادن این موضوع درپی کاستن ازارزش خودرو هستند و آنرا با بهایی ناچیز و نه به قدر و قیمت خریدارای و سپس با مراجعه به دفاتر در پی تخلف و تنظیم سند قطعی بطور نادرست هستند و تکرار چنین موضوعاتی موجب خدشه دارشدن اعتماد و امنیت مردمی که متضرر شده اند جامعه را به سوی بی اعتمادی و آشفتگی در روابط اجتماعی پیش خواهد برد

حال بطور کلی : آنچه که مد نظر نیروی محترم انتظامی در لزوم مراجعه متعاملین به مراکز تعویض پلاک و انجام عملیات مربوطه با حضور متعاملین که بسیاری تخلفات و عیوب فنی و سندی خودرورا مانع میشود کاملاً بجا و مشخصاً از عزم و اراده این مرجع محترم برای ساماندهی به سیستم معاملات و پیشگیری از امکان وقوع هر خلاف و جرمی با خودرویی که پلاک آن بنام دیگری است حکایت دارد و شایسته تقدیر است اما وقوع تخلف ازسوی یک شخص یا متخلف دلالت بر ناصواب بودن یک واقعه حقوقی نیست و اگر افرادی درهرمنصبی اعم از متصدی نمایشگاه یا حتی سردفتری اقدام به تخلفی مینماید مبین آن نیست که واقعه حقوقی - تنظیم وکالت قبل از سند قطعی – یک رابطه حقوقی ناپایدار و مشکل سازست و براین مبنا اصل وکالت دادن را دراین امور زیر سوال برد بلکه همانگونه که این وکالت دادن ها تبعات منفی دارد ، مواردی را هم باید درنظر داشت ( ازجمله فروشندگانی که قصد سفرضروری یا اعزام به خارج ازکشورداشته ، بیمارانی که مقرراست بستری و تحت عمل جراحی قرارگیرد ، وراث متوفی و بسیاری موارد دیگر) که الزامشان به حضور درمراکز تعویض پلاک مشکلاتبساری را بهمراه خواهداشت و اصلاً یکی از دلایل تنظیم سند وکالت در همین موارد است

 رویه ای که دلالت برعدم لزوم وکالت در معاملات خودرو داشته باشد درواقع نوعی پاک کردن صورت مسئله بجای پاسخ مسئله است و اینکه برای بهبود وضعیتی بخواهیم وضع دیگری را بهم بریزیم نمیتواند مفیدفایده باشد اما بنظر میتوان راه حلی را انتخاب کرد که هم مفید به حفظ اعتبار اسنادرسمی و هم مانع سوء اسنفاده های مدنظر نیروی محترم انتظامی گردد/

        والسلام - ناصرهلالی


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: کانون سردفتران اسنادرسمی شرایط قانونی سند رسمی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 30 بهمن 1391 ) ( 04:06 ب.ظ )

این فیلم ها رو کی میخواد ببینه؟ (تحلیل شخصی از فیلمهای جشنواره فجر)

به سلامتی جشنواره فیلم فجر هم بااعطا جوایز برگزیدگانش در مراسم اختتامیه به کار خود پایان داد و الحمدالله آنکه به صلاحدید هیئت داوری (با ترکیب حرفه ای ومنسجم امسال ) لیاقت داشت سیمرغ را به خانه برد، مقاله ذیل تحلیلی است شخصی از فیلمهایی که در جشنواره امسال حضور داشته و بعضی پرداخت های جانبی :

با دیدن فیلمها ی این دوره تقریباً مطمئنم که سال 1392 سینما با بحران مخاطب مواجه میشود نه اینکه فیلمها از آن دسته فیلمای جشنواره ای باشند که چند سالی مد شده بود و نه اینکه ضعیف ساخته شده که اتفاقاً از نظر بنده وبرخی کارشناسان دیگر فیلمهای استاندارد و قابل دیدنی بودند اما مسلم است زمانی که تهیه کننده با سرمایه ی حمایتی فیلم میسازد دیگر نگران فروش و بازگشت سرمایه نیست وبا چنین ذهنیتی میره سراغ قصه هایی که هیچ کنش وواکنشی در پی نداشته باشه ،جنجالی و جریان ساز نشه و به طور کلی بوی دردسرنده (و اصلاً چه معنی داره که فیلم بخواد پیام رسان باشه) ونتیجه اش میشه فیلمهای ضعیفی که خنثی ترین آثار سال لقب میگیرند که چه بسا ازنظر فنی خوش ساخت هم باشند لیکن میدانیم که مخاطب سینما هیچ فیلمی را با سنجش عیار کیفی وفنی برنمی گزیند، برای مخاطب سینما ،همواره قصه فیلم از عوامل اصلی جذابیت است حتی اگر از بازیگران خوبی بهر مند نباشد که دراین سالها کم نبود آثاری که از ضعف فنی رنج می برده صرفاً بلحاظ برخورداری از یک قصه مورد پسند اجتماعی از فیلم های پرفروش تاریخ سینمای ما شده است (که بسیاری ازعلاقمندان سینما با نمونه های آن دراین چند ساله آشنا می بوده و نیازی به نام بردن نیست)

                                         

 کسی نیست که نداند سینما با مخاطب زنده است و اگر مخاطب به تماشای فیلم نرود حیات سینما به خطر می افتد. در جشنواره ی فیلم فجر امسال شاهد حضور آثار فراوانی از این قبیل بودیم. حتی فیلم هایی با سرمایه ی بخش خصوصی دیده شد که بی شک در اکران عمومی اقبالی ندارند و شکست در انتظارشان است. یعنی چه با حمایت دولتی وچه خصوصی بگونه ای نیستند  که کسی زحمت رفتن به سینما رو به خودش بده ، هرچند فیلمهای این دوره به مدد قصه هایی که حکایت میکند برای خا نواده هایی که دست در دست هم  بخواهند آخرهفته ای را با یک تفریح سالم بگذرونن و ذهنشون در گیر مسایل ومشکلات روز نباشه بد نیست ، فیلمهای این دوره درگیر پیچیدگی ها ومشکلات جاری جامعه رو نداره و تصویری از آشفتگی وپاشیدن خانواده ها در آن نیست ، روایت فضاهای سپید وروشنی که اگر دختر جوانی دچار مشکلات مالی وبحران  بشه ، راهی برای نجات بی دردسر وی هست که دیگه در چنبره گرگ های گرسنه وعقرب سیاه و خرچنگ و... گرفتار نشه !

بهرحال آنچه که ما درجشنواره دیدیم  پیش بینی سا ل سینمایی آینده را البته سالی بی بحران و جنجا ل است انشاء الله  واحتمالاً دیگه شاهد اردو کشی های خیابانی واختلاف صنفی عوامل و.. نخواهیم بود یالااقل با سینمایی سیاه نما مواجه نیستیم  که ذهنیت ما را درهم وآشفته میکرد چون  در فیلمهای سال جاری چیزی جز بد گمانی وتردید بدست نمی آوردیم ،مثل سعادت آباد که انگار کارگردان دوربینش را روی میز پذیرایی گذاشته ودروغ ،بدگمانی وبی اعتمادی مثل خوره اعصاب وروح مون رومیخورد !!

اما از طرف دیگه اگر مبنا برانفعال و ملایمت اینجوری باشه بحدیکه تلخ ترین و تیزترین فیلمهای امسال هم نگاه انتقادی نداشته وازآسیب های اجتماعی روایت نکند، مخاطب واقعی را ازدست داده و پیش بینی میکنم که سال دیگر بیشترین قشر بیننده های سینما از دانش آموزانی باشند که بعنوان اردو یا ... پای نمایش فیلمها نشانده میشوند واین زنگ خطر است برای سینما ،سینمایی که با بحران مخاطب ورشکسته خواهد شد وتاثیرات ناگوار آن بر رفتار اجتماعی ، امنیت روانی جانعه ، و البته بر قشر بسیاری از عوامل و مشاغل مرتبط با سینما !

کاش قدر سینما را بدانیم سینما یی که پرمحتوی ترین رسانه میباید ، سینمایی که پاک باشد وسینما میتواند پاک وروشن باشد و درعین حال منفعل وبی رونق هم نباشد مثل رنگ خدا ، مثل بادکنک سفید ، بچه های آسمان ، بوی پیراهن یوسف ، بلمی به سوی ساحل ، و... چه کسی میگفت :که با سینما نمیتوان به بهشت رفت ؟؟؟.... / یاحق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سینما جشنواره فیلم فجر اکران فیلمها بحران مخاطب تماشاگران فیلمها
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 24 بهمن 1391 ) ( 02:51 ق.ظ )

                                    تاملی در ساختار داستانی سریال زمانه

سریال زمانه روایت بازتاب هاست واین واقعیت که روزگار آیینه کردار ماست «مَنْ عَمِلَ صَالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَسَاءَ فَعَلَیهَا» هر کس کار شایسته‌ای به جا آورد، برای خود به جا آورده است و کسی که کار بد کند، به زیان خود اوست؛

                               ایـن جهــــــان آیـیـنـه کـــــــردار مــاسـت           

                               خـوب یـا بـد هـر چـه هـست آثـار مـا ست

سریال زمانه هم روایت چرخ وفلکی است  که میچرخد ودر پیچ وتاب انسانها  قصه هایش را روایت میکند آنکه میداند کجای این گردونه ایستاده ومستحکم ، هیچ دغدغه ای از تکان ها ندارد که تنها کمی اورا میلرزاند وآنکه دل به  ستون ها ولولا های نامطمئن بسته آنقدر دراین چرخش گردونه می لرزد و از جایگاه خویش دور ودورتر ، که هرآینه با کوچکترین تکان ، سقوط تقدیر ناگریزش خواهد بود و این پیچ وتاب ها همان بازی است که از روزگار به تصویر میکشد که در سریال زمانه به زیبایی به تصویر کشیده شده است ، سرنوشت هایی که همچون قطعات پازل مکمل یکدیگرند و بر همدیگر منطبق میشوند، گویی هرآنکه برای خود قطعه ای ساخته دیگری را نیز رزرو کرده است

1- حسام فروزانفر متمولی است بی نیاز واز احوال او چنین برمی آید: که سهم برادرش رااز املاک ارثی بطور قانونی خریده ودیگر دیناری مدیون ، اما این فقط برمبنای اوراق واسناد ی است که برمبنای آن حسابرسی میکنیم و حساب زمانه  فرق میکند شاید اگر آن شب حسام کمی نسبت به تنها برادرش که مدعی بود در این معامله مغبون شده ویا در اضطرار قرارداشته رافت ازخود نشان می آورد  وبرای حفظ حرمت خانودگی اندکی دلش را نرم میکرد   دیگرناچار نمیشد با خشم وغضب پشت فرمان خودرو بنشیند و ناخواسته برادرش را که وبا چماق به قصد تهاجم آمده بود بکوبد ومسبب قتل وی شود که گرچه غیر عمد محسوب وبا گذشت وراث برادرش پیگرد جزایی دردادگاه نشد اما زمانه به روش خود اورا مجازات خواهد کرد  ویا للعجب که پسر همان برادر که حال دامادش شده مسبب قتل وی شد پشت فرمان برادرش را به آن جهان فرستاد وپشت همان فرمان ناخواسته به سبب پسر برادرش راهی آن دیار شد

2- وصلت ارغوان با بهزاد اورا دلخوش به عروج خود وخواهر وبرادرش به سطح بالای زندگی کرده اما بال های پریدنش از همان ابتدا شکست و سقف زندگی را برسرش آوار کرد؛ اما  روزگار برایش چینشی دیگر در نظر داشت:اگر روزی سوارشدن بر خودروی دکتر داودی نهایت ذوق وشوق جوانی اش بود حالا (صرف نظر ازاینکه اوفقط وفقط عاشق دکتر بود ) صاحب ثروت و مکنت فراوانی شده که از وی بجامانده واگر زمانی به جهت فقر ونــداری خانوادگی اش ، مورد سخره کسانی قرار گرفت که چه بسا در ادامه قصه دست روزگار آنها را متضاد و متقابل هم به  بنشاند ( معذوریت مرا در ادامه دادن قصه  بپذیرید) بحث مبنایی بر بازیهایی است که زمانه وروزگارما به زیبایی تمام آنها را تفسیر وترسیم میکند / ادامه دارد




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: نقد سریال زمانه بازی های روزگار ارغوان درزمانه سریال حسن فتحی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 23 بهمن 1391 ) ( 09:39 ق.ظ )

مثل غنچه بود آن روز

غنچه ای که روییده

در هوای بهمن ماه

بر درخت خشکیده

مثل آب بود آن روز

آب چشمه ای شیرین

چشمه ای که می بیند

مرد تشنه ای غمگین

گرچه در زمستان بود

چون بهار بود آن روز

سرزمین ما ایران

لاله زار بود آن روز

روز خنده ما بود

روز گریه دشمن

روز خوب پیروزی

بیست و دوم بهمن

با درج این شعر که یکی از نوستالژی های نسل ماست فرارسیدن 22 بهمن (روزپیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی «ره» ) را به تمام هم میهنان ودوستان عزیز تبریک عرض مینمایم / یا حق هلالی



نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 22 بهمن 1391 ) ( 12:04 ب.ظ )

فصل اول :روایت زمانه بهزاد

زمانه روایت تقابل هاست ، تقابل عـــقــــل با احساس ،تقابل نسل ها ،آدمها وروایت دردها وخوشی ها زمانه ای که ما بازیگران اصلی آن هستیم،صحنه نمایشی که سناریو آنرا خودمان مینویسم ، قلم دردست ماست تا نمایش زمانه تراژدی باشد یا با حوادث وبلا ودریک کلام اکشن ، غمگین یا طنز با دستهای ما ساخته و اجرا میشود استمرار میابد و لیکن کات کردن آن دیگر دردست ما نیست وخیلی بایست حواسمان باشد که درامتداد زمانه ما نیز درست حرکت کنیم با درک صحیح اززمانه وشرایط وتعلقات آن ،چه،زمانه نمایشی است که فقط اجرا ی زنده دارد وهرگز قابل برداشت مجـــدد نیست

انسان های این نسل در همین نقطه زمانه مشکل دارند ، آنها آنقدر در خیالات و تعریف های نادرست اززنانه خویش غرقند که برداشت درستی از شرایط ووقایع نداشته وبرهمین مبنا همواره با مشکلات سروکله میزنند سریال زمانه حدیث نفس انسانهایی است که بین دنیای درونی خویش ودنیای واقع گیرافتاده اند ، بین استنباط عقلی وادراک قلبی وتصویری از فراز ونشیب هرکدام !! وبه زیبایی وبیان رسا تصویری از فرجام ها ونافرجام ها یی که درتبعیت محض ازآنها حادث شده است

حکایت روزگار جوانانی که مهره های اصلی بازی این زمانه اند ،موجوداتی با تعلقات دوست داشتنی که آروزهای شیرین وخوبی دارند اما نمیتوانند خوب عمل کنند ،به شدت توقع  حرمت واحترام دیگران را دارند اما خود حرمت نمیگذارند وگوش به حرف کسی نمیدهند درحالیکه انتظاردارند همه به حرفش گوش بسپارند

 بطور کلی نسل این زمانه فقط ازدیگران مطالبه دارد ، توقعاتی دارد ، همچون بهزاد که دراین مجموعه نمادی ازآنان است همواره مدعی حق خواهی اند اما خود حق دیگران را میخورند ، بهزادی که تا دیروز مدعی حرمت خون پدرش بود و مرگ پدررا دستاویزی قرارداده تا بزرگی اش را ثابت کند، با ادعای حق خواهی پشت به تمام خوبی ها ومهرورزی های عمویش میکند که در تمام سالهای زندگیش او خانواده ا ش را در پناه خود حفظ کرده و هرگز اجازه نداد کمبودی حس کنند ، اما او گله مند است که حقایق را مخفی نگهداشته ودرحالیکه در قاموس او جایی برای بخشش وملاحظه پنهان کاری دیگران نیست خود بسیاری حقایق را ازنزدیکترین کسانش مخفی میکنداما با مخفی کاری دیگران با شدت وبیرحمی برخورد میکند وبرعلیه آن عصیان میکند او اصولاً عصیانگر خوبی است ، بی آنکه تحقیق کافی کند بی گدار به آب میزند وادعای بزرگی را چون خون خواهی پدرش را به استناد اظهارات افرادی ضعیف النفس ممطرح میکند آدمهایی که نیاز وبی ثبات هستند چه ، بسیارهستند انسانهایی که علیرغم فقر ونیاز سلیم النفس بوده وحاضر به هرکاری نیستند اما شاهدان بهزاد غرق در آسیب ها وناهنجاری های اجتماعی اند واین یعنی نفس خود را بیش ازاین فروخته اند ولی بهزاد وامثال او بازی رنگها را تا کنون تجربه نکرده است،که چگونه ودر مقابل چه چیزهای می بازند ؟چون بی گدار به آب زده ورودروی زمانه اش قرار گرفته وچون درک درستی ندارد به زمین میخورد به زندان می افتد ،بیکار میشود ملزم به تادیه دین طلبکارکه عمویش است و عجیب اینکه در این گیرودار عاشق هم میشود وودل به کسی میبازد که با او فرسنگ ها فاصله دارد اما اون این فاصله ها را حریف دلش نمی شود ودر گیرورداری که هنوز تکلیف خودش مشخص نیست وهنوز نقش خود را درصحنه نمایش این زمانه در جایگاه درست آن نیافته کس دیگری را با خود همراه میکند طنازی با کلمات و بیان جملات شیرین وحکیمانه که از شاخصه های نسل امروز است آنها که قشنگ حرف میزنند والبته حرفهای قشنگ هم برزبان اما درعمل ذره ای ازآنها را عمل نمیکنند عشق کورکورانه اش را شاخ وبرگ میدهد ودختری با اصل ونسب اما فقیر وشکننده دل درمهراو میبندد که هنوز تکلیفش با خودش روشن نیست در واقع طوق بی تکلیفی اش را نیز برگردن عشق خود نیز می اندازد وهمردیف میکند حال اینکه خود بی قافیه ووزن معلق درزمین وزمین است دیگری را نیز با خود معلق میدارد

این بزرگترین اشتباه آدمهای این نسل است ، در سخت ترین شرایط ولغزان ترین جاده ها دل به انجام کارهای بزرگ میبندند که هزینه های آن هم بزرگ است وبا چشم های بسته ادعای توانایی میکند وخیلی چیزها را هم نمیبیند او اختلاف فرهنگی – ونه طبقاتی که درزمانه امروز اصولاً کاربرد ندارد – وزندگی خانواده عشق خود را نمیبیند ، خانواده خود را نمی بیند سرنوشت آنها برا ی او مهم نیست او عشق کور خودرافقط با یک گل سرخ(برخلاف دکتر داودی که یک دسته گل تقدیم ارغوان میکند)  آغاز میکند بیش از هرچیز شور وحرارت آتش عشق انها رادربرگرفته اما دراصل او از همراهی عشق جا میماند او پابه پای زمانه نمیتواند درمقابل همان طوفان ها وگرداب هایی که ازآن دم میزد  شنا کند وپیش آید عشق برای او در حد حرفهای عاشقنه وجملات عاطفی است ، شنا کردن دربرابر طوفان ها وگرداب وتسلیم نشدن فقط چند جمله عاطفی هستند برای برانگیختن احساسات طرف مقابلش و تصویری از خود بعنوان یک پشتوانه پوشالی که با کوچکترین گردباری فقط میخواهد خودش را ازاین منجلاب خود ساخته بیرون آورد و آن عشق شورانگیز در دنیا به اندازه دیدگاه خودش جا دارد بر همین مبنا او دنیای معشوق را نمیبیند خانواده مقابلش را نمیبیند وضربان قلب معشوق را نمیشنود

او البته ازابتدا براین مدار حرکت و قسمت های اولیه سریال بیانگر ذات  وطینت پاک اوست که حاضر نیست برای سود بیشتر ازاصول انسانی اش دست بکشد و حتی حاضر به واگذاری مدیریت شرکت وسهام خود میشود لیکن با حرکت درجاده زندگی شرایطی برایش پیش میاید که بجای تعقل و درک وعمل درست ، احساسی عمل میکند وهمین نقطه پاشنه اشیل اودر رویارویی با زمانه است که اورا ازانسانی معتقد و موجه به هیولایی نابودگر تبدیل میکند که آدمهای اطرافش فقط وفقط به خاطر اشتباهات آنها یک به یک در زیر خاک آرام میگیرند تا جایی که دیگرازدیدن خویش هم در ائینه وحشت دارد او یک بازنده به تمام معنی است ، سریال زمانه روایتی از شرایط دنیای امروزی است که دیگر مثل گذشته ها ساده وتک بعدی نیست شرایط  و اوضاع پیچیده ای که تبعات  هرتصمیم وعملی تنها متوجه خود شخص نیست و زمانه به خوبی روایتگر این واقعیت است که رفتار بهزاد چگونه به اطرافیا نش ضربه میزند، او که همواره مدعی حریم وحرمت خانوادگی است حالا درازبین بردن حرمت خانوده خود وعمویش تخته گاز گرفته وبی ترمز میتازد

او که در هموار کردن شرایط و یافتن شغل و موقعیت ناتوان بوده وعلت آنرا درازدواج نامناسب خود با ارغوان میدانست حالا حتی توان حفظ و نگهداری ازکارخانه ای را که عمویش باچنگ ودندان نگهداشته بود ندارد تا عدم لیاقت او ثابت شود و احتمالا اشتباهی دیگر ودست یازیدن به مال الارث عمویش برای بیرون رفت ازاین شرایط ، ودر اصل باید منتظر فاجعه ای دیگر بود او در مقایبله با زمانه کم آورده چون فرزند زمانه خویش نیست ودر نقطه مقابل او ارغوان حضور دارد او نیز دختر امروزی است تحصیلکرده است ، عشق را دوست دارد وعاشقی را ، او نیز عشق را کورکورانه میپذیرداما اصرار برمداومت اشتباه ندارد ، اشتباه را با اشتباه جواب نمیدهد شکننده است چون برای عشقش حاضراست رییسش ر ا دور بزند ودرغ بگوید ... در فصل عد روایت زمانه ارغوان را بررسی خواهیم کرد/ یاحق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سریال زمانه بهزادزمانه حمید گودرزی نقدسریال زمانه نقدحمیدگودرزی پرینازایزدیار تحلیل سریال زمانه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 19 بهمن 1391 ) ( 11:15 ق.ظ )

پیشگفتار :

صحبت اززمانه است ، صحبت ازیک مجموعه تلوزیونی که نه روایت، بلکه خود زندگی است ،ازجنس همین زندگی هایی که میشناسیم ودوروبرمان دیده ایم وزمانه حدیث دردهای روزگارماست ،روزگاری که عشق را در گیرودار احساس وعقل نشان میدهد ، صحبت از سریالی است که پخش آن دراین روزها باعث شده تا بعد از مدتها اعضای خانواده ای را دورهم به تماشای تلوزیون بنشاند ،خیلی وقت است که تلوزیون دیگر فقط برای خانوم ها سرگرم کننده است آنهم با چند سریال ترکی که پشت بند آن چیزی جزخیانت وبد گمانی نیست واینبار از معدود دفعاتی است که خانمهای خانه  را ازدیدن سریال های ترکی دور میکند ،مسلماً شاهکار نیست اما حرف های بسیاری برای گفتن دارد، سریالی که برای اولین بار بسیاری ازخط قرمزهای سیما را رد کرده و حالا تابوهایی  که تصاویر آن را بیش ازاین فقط با خواندن رمان های نسرین ثامنی وفهیمه رحیمی  میشد تصور کرد به نمایش درآورده ، صحنه معشوقه ای که ازدواج مجدد عشق خود را آنسوی کاروان عروسی با چشمهای گریان بدرقه میکند ونیز نمایش عاشقانی که با اختلاف سن زیاد یکی در میان سالی ودیگری درعنفوان جوانی زندگی را عاشقانه روایت میکنند صحنه هایی است که تا کنون از سیمای کشور پخش نشده بود واینبار به همت حسن فتحی و با روایتی از علیرضا کاظمی پور وسعید تشکری پخش وبسرعت به یکی از پر بیننده ترین سریال های تلوزیونی این چند ساله تبدیل شد ؛اکثر مخاطبین وبلاگ حقیر میدانند  که من درمطالب خود اگر پدیده یا اثر هنری را مورد تحسین وستایش قرار دهم مبنا را بردلایل مستند قرار داده   هیچ وقت بنا را بر مجیز گویی ننهاده ام ، وحتی دراوایل سریال مقاله ای را در اعتراض شدید به هتک حرمت وکلا وتصویری که ازآنها دراین سریال ارایه شده درج نموده وکما کان بابت این موضوع معترضم که تنها بدمن قصه را یک وکیل کارکشته وباسابقه کانون وکلا- که در چندین مرتبه تکراروتاکید میگردد- لیکن آنچه که مسلم است حسن فتحی باردیگر برگی از فصول فیلمسازی غنی خود را دراین فصل خزان ورخوت رو کرد مجموعه ای که میتوان آن را همپای دیگر سریال های قوی وجریان ساز فتحی هم چون شب دهم – پهلوانان نمیمیرند – مدارصفردرجه برشمرد که از امتیازات فنی وروایی بسیاری برخوردار است ، آنچه که سریال زمانه را پربیننده  و جذاب برای مخاطبین ساخته در درجه اول کارگردانی جناب قتحی  ودر واقع کاربلدی اوست که با تسلط کامل بر کادر تصویر ، فضای سریال های سیما ،ذائقه مخاطب و حساسیت هایی است که در زمان تولید تا پایان کار، ریتم ساخت سریال را ثابت و در جای اصولی خود نگه میدارد

                                 

 قصه سریال از روایت ساده وجذابی برخورداراست که قابل پذیر بوده وهنگامیکه بدین مهارت وقدرت فنی ساخته میشودبرای بیننده همذات پنداری بوجود میاورد ، زمانه روایت درد انسانهایی است که انگارخیلی وقت است میشناسیمشان ، آدمهایی که در اطراف ما حضور دارند ... وحتی  در جمع های خانوادگی مان از آنها شنیده ایم وحسن فتحی با  تسلط عالی بر دوربین وتصویر تار وپود زندگی آنها را جلوی چشممان آورده و چنان نزدیک که انگار حتی نفسهایشان را میشنویم

تعلیق و خلق موضوعات این سریال که از ریتم تندی برخورداربوده تا کنون بی نظیربوده و برای اولین بار در مجموعه های ایرانی شاهد تعدد وسرعت وقایع میباشیم

عوامل دیگری نیز موثر در جذابیت سریال میبوده ازجمله تعدد لوکیشن ، بازی خوب بازیگران وترکیب آنها ،برخورداری از صحنه آرایی عالی و... با توجه به اینکه تم کلی سریال مبتنی بر روایت زمانه ازآدمهایش ونقش آفرینی متفاوت آنها دراین زمانه ست ما نیز نقد خود را بر چند قسمت تقسیم وپرونده ای را برای نقد وتحلیل زمانه با لحاظ روایت  آدمها در چندین فصل  نقد مینمایم با هم این روایت ها را مرور نموده وامیدوارم که برمن منت نهاده وازنظرات وپیشنهدات خود دربخش نظرات وپیام ها دریغ نفرمایید / یا حق




موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: سریال زمانه سریال های سیمای ایران زمانه امروز آخرین ساخته حسن فتحی حمیدگودرزی پرینازایزدیار اسماعیل عفیفه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 18 بهمن 1391 ) ( 11:48 ب.ظ )

                                دانی   كدام   دولت  در وصفشان نیاید؟          

                                      چشمی كه باز باشد هر لحظه بر جمالی

                                         169 زیباساز وبلاگ – جدا کننده متن  16

     روزی «چشم» به دوردستها اشاره کردوگفت:"من در آنسوی دره ها کوهی می بینیم

      پوشیده از مه است !! و ابرها را میبینم بر فراز آن ، آیا  این منظره زیبا نیست ؟

     «گوش» لحظه ای ساکت ماند و دقت کرد و سپس گفت:

       "پس کوهی که میگویی کجاست؟ چرا من چیزی نمیشنوم ؟"

     «دست » هم خود را بالا کشید و درازکرد و بعدنومیدانه گفت:

    " انگار بیهوده میکوشم که آن کوه را لمس کنم ، من کوهی نمیابم "

    بینی هم که نمیخواست از قافله عقب بماند شروع کرد به بو کشیدن

      او هم افزود:"کوهی در کار نیست من که آن را نمی بویم"

   «چشم » سر را چرخانید تا مناظر دیگری را ببیند و آنها هم شروع به پچ پچ کردند،

       انگار درباره حرفهای چشم صحبت  میکردند

    آنها گفتند:"این چشم هم یک جای کارش مشکل داره که اینجوری تو هم میزنه "

.    .. وچشم اما به سیاحت آن دوردست ها دوخته بو د !!




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: چشم دیدن ادراک توانایی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 17 بهمن 1391 ) ( 10:23 ب.ظ )

با سلام / قبل از هرچیز میخواستم بگم خدا پدر ومادر مدیران شبکه آی فیلم رو بیامرزه که به یاد مدیران شبکه های سیما انداختن واحدی در سازمان وجود داره بنام آرشیو یا همان بایگانی مجموعه های نمایشی که میشه گاهی رفت سراغ آن وبرنامه های خاک خورده سالها قبل رو دوباره به نمایش گذاشت اما مثل اینکه دوز این یادآوری کمی بالا بود که تا اومدیم به خودمون دیدیم جدول پخش پرشده از سریال های تکراری بطوریکه خط ادامه بعضی از داستان ها ازدست خلق الله دراومده مثلاً سریالی که سالها قبل ازشبکه پنج پخش میشد حالا در جدول سریال های عصرانه شبکه سه وهمزمان شبکه یک نیمه شب با یکی دو قسمت اختلاف نشون میده و آخز هفته هم یکهو دیدی شده فیلم سینمایی (خلاصه شده) در جشنواره فیلمهای زمستانی شبکه 2 والبته شبکه قرآن هم زیرنویس زده که ازشنبه هفته بعدش بصورت هفتگی و... بله این ازعادات درخشان ما مردم ایران زمینه که همیشه مصداق ضرب المثل بی نمکی وشوری شوررا موجود ودر دسترس داریم – این مقال نگاهی است به سیر تکوینی سیما در بازپخش مجموعه های تکراری در چند سال اخیر !!

دو سال قبل که شبکه آی فیلم راه افتاد با هدف شناساندن حوزه های فرهنگی واندیشه سرزمین مان  به سرزمین های اسلامی / عربی شروع بکار کرد ، اکثر شبکه های رسانه ملی هم بنا به دلایلی از جمله عدم توانایی مالی در تهیه وساخت سریال های فاخر و حتی معمولی ونیز ضعف قصه وفیلنامه و... در رخوت و برهوت برنامه های نمایشی ودر جذب مخاطبین ناموفق و تنها هرازگاهی مجموعه ای با حداقل بیننده ورضایت نسبی پخش میشد  از جمله سریال وضعیت سفید – که تولید آن هم از چند سال قبل شروع وبه اتمام رسیده والحق والانصاف مجموعه موفقی ازلحاظ قصه و شرایط فنی بود -  ونیزسریال  ثریا (ساخته سیروس مقدم ) که  پخش همزمان آن با سریال های دیگر( شیدایی و پنجره )  وبرخورداری از تم تلخ و فضای تیره ونومیدانه ای که در قصه های بکاررفته وموجب تالم روحی ببنندگان تلوزیونی میشد که خود با هزارویک مشکل اقتصادی ومسایل خانوادگی و... دست وپنجه نرم میکردند ،تا جایی که با دخالت معاونت سیما _ جناب دارابی – ادامه پخش آنها منتفی ودر یک حرکت انتحاری قسمت پایانی سریال را بی قد وقواره چسبوندند به سریالی که هنوزچندین قسمتش مونده بود


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه نوستالژی
برچسب‌ها: صداوسیما رسانه ملی آی فیلم سریال های تکراری سریال های دهه شصت
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 15 بهمن 1391 ) ( 04:59 ب.ظ )

با سلام

مستحضر میباشید که یکی از کانال های ماهواره ای که معرف حضور اکثر عزیزان  است ( مخصوصاً آنها که  در منازل همسایه  از برکات این بشقاب های گردوله مستفیض میشوند) از زمان تاسیس تا کنون هرسال یک «شو/مسابقه خوانندگی» برگزار میکند[ از همین مسابقه هایی که اخیراً مد شده و از میان دهها صدای نکره وچهره نخراشیده و تراشیده و ترشیده یک نفر رو با عناوین مختلف ستاره برتر یا ستاره فردا و یا فردا بیا باغ و... انتخاب و - مسابقه با خداحافظی به امید برگزاری  درسالی دیگر که معمولاً یک ماه ونیم بعدش خواهد بود – تمام شده و قهرمان بنده خدا رو بطور کله پا «معلق» به حال خود رها کرده و طرف بعد از مدتی افهِ سوپر استار سال دادن و... بین فامیل و اهل محل و... به خودش  میاد که ای دل غافل جا تره و بچه نیست !!....کلی هزینه کرده و توی این مدتی که کم هم نبوده  نه اون کانال فرستاد دنبالش نه هیچ جای دیگه ... و آلبوم که هیچی حتی تو عروسیا هم  بهش میکروفون  نمیدن ... واون مونده وحوض بدهی ها وپول هایی که برای شرکت در این مسابقه و اون ضوابط خاص!!! و... هزینه کرده ] هرچند شیوه برگزاری این مسابقه با بقیه کمی فرق داره وبه اصطلاح با کلاس تره  البته فقط در محل و نحوه ول دادن صدا نه در آثار و تبعاتش که هیچ فرقی با بقیه نداره ودر واقع چیزی شبیه برنامه «رویای آمریکایی American Idol » است


برای مطالعه ادامه مطلب اینجا راکلیک کنید


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل جامــــــعه
برچسب‌ها: ماهواره کانال ضد انقلابی من وتو مسابقه خوانندگی آکادمی من و تو حجاب
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 13 بهمن 1391 ) ( 03:04 ق.ظ )

زمانی كه امام آمد، دستانش پراز نور بود و دامانش پراز آزادگی و زبانی كه حق را به جای باطل نشاند ولیالی مباركه عشر كه حدیث عشق و خون و آتش بود به فجر رهایی انجامید .

با ورود امام (ره ) موجی از شادی وشعف پدید آمد و همه جای ایران را طراوت و سر سبزی فراگرفت . استقبال گسترده مردم آگاه و بیدار ایران از امام خمینی (ره) بی نظیر بود، به طوری كه در هیچ دوره ای از تاریخ معاصر ایران ، مردم از یك شخصیت محبوب خود ، این چنین استقبال نكرده اند .

امام آمد و آزادگی آورد و آزادی را از اسارت، نجات داد و به اسلام آبرو و به مسلمانان اعتبار و به اسكلتهای بی روح مردمان جان بخشید به اندیشهها تابندگی، به دلها شهامت ،به دیدهها بصیرت وبه زندگیها جهت داد. یلدای فراق پشت سرگذاشته شد تا ولادت روز را شاهد باشیم امام آمد و فتح مكه ، اعجاز عیسای مسیح ، یدبیضای موسای كلیم ، كشتی نجات نوح ، عصای فرزند عمران و تبر توحیدی ابراهیم بت شكن را در خاطرهها زنده كرد .

رهبر كبیر انقلاب با آمدنش مرگ فرعون و سقوط ستم ، شكست شب شوم بیداد ،ائتلاف امت ، وحدت كلمه ، 22 بهمن و 12 فروردین را به ارمغان آورد. (انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) / کد خبر 30215




موضوعات مرتبط: جامــــــعه ایــــام و مناســبات
برچسب‌ها: امام خمینی «ره» دهه فجر دوازده بهمن ورود امام به میهن
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 12 بهمن 1391 ) ( 02:32 ب.ظ )
تعداد صفحات :2 1 2
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :