تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب فروردین 1391

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

فرارسیدن ایام عید نوروز در شهرهای خوزستان، مثل خرمشهر وآبادان و ...با ورود ملیون ها مسافر رنگ وبوی دیگری بخود میگیرد شاید در دوران قبل از انقلاب وتا سالهای اوایل دهه 70 خرمشهر فقط شهری برای تفریح وگردش"بلحاظ آب وهوای مطلوب" بود امــــــا با پایان جنگ تحمیلی و بازسازی وبرقراری آرامش در این مناطق فوج فوج از هموطنانمان شامل بازمانده های همچون جانبازان ، رزمندگان وبسیجیان ،خانواده های عزیزشهداو... برای تجدید خاطره ودیداری دوباره از مناطق جنگی که یادگار بهترین سالهای عمرعزیزانشان است برای دیدار از سرزمین حماسه و معراج و یا اردوهای آموزشی و....به خرمشهر گسیل شده و میشوند حال این مقال نگاهی اجمالی دارد به وضعیتی که طی این سالها از سفر اردوها وکاروانیان نور به خرمشهر وتا ثیرات فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی آنان بوجود آمده است

روا یت اول

چند سالی است که خرمشهری های عزیز میزبان مهمانانی هستندکه این شهر را بقولاًبرای تبرک وزیارت انتخاب کرده وتحت عنوان کاروان را هیان نوز به خرمشهر می آیند البته میزبانی آنها اسمی ودهان پرکن میبوده ودرعمل هیچ گونه اعمالی که مبین میزبانی وپذیرایی از مهمان باشد انجام نمیدهند

دو میلیون نفر از نقاط مختلف ایران، عمدتا با اتوبوس و قطار و بیش تر در ایام نوروز وارد خرم شهر می شوند. چند روزی در شهر میمانند به شلمچه میروند مناطق مرزی ،جنگی وزیارتی را سیاحت وزیارت می کنند

اگر چنین کاروانی هایی لااقل پنج روز در منطقه بمانند، یعنی ده میلیون نفر/ روز و اگر روزی فقط حداقل بیست هزار تومان – توسط خود یا مسئولین کاروان -  برای اقامت و خورد و خوراك و بازدید و خرید هزینه كنند ، یعنی دو میلیارد دلار گردش مالی در اقتصاد ضعیف خوزستان که علیرغم برخودداری از غنی ترین منابع انرژی طبیعی از محروم ترین مناطق شهری وانسانی کشور است که کمبود وفقر مالی /معیشتی وفرهنگی، بیکاری و...در آن بیداد میکند اما در عمل چنین اوضاعی محقق نمیشود :واقعیت این است که این مهمان های محترم  آب شان را بسته بسته از تهران میآورند تا گرفتار آب شور جنوب نشوند. غذایشان را از آشپز خانه بزرگ سپاه در سه وعده تحویل می گیرند. شب در سوله های بد ریخت سپاه و ارتش بیتوته می كنند و در صف های كیلومتری دست شویی می ایستند. روزالبته سوار بر همان اتوبوس های خودشان به مناطق جنگی و.. می روند. باك گازوئیل را هم نه در پمپ های شهر كه در پمپ های تعبیه شده در پادگان ها پر می كنند. و بعد یکی دوروز هم سر و ته می كنند به سمت شهر های بزرگ خود. بعضی البته در میان راه، در بروجرد و اصفهان و یزد و اراك، برای خانواده ها شان سفال و جاجیم و گز و قطاب و فطیر هدیه می خرند حتی سوغات های مذهبی چون تسبیح وجانماز ومهر و...را از شهر هایی چون قم وری میخرند بهر حال سفرشان یکجوری زیارتی بوده وباید برای بستگان ومستقبلینی که روی اتوبوس ها پلاکارد سفر  به زیارتگاه شلمچه وفکه و... را میبینند یک سوغاتی چیزی به همراه داشته باشند.و بیچاره  کاسبانی که اطراف مسجد جامع یا بازار خرمشهر مغازه هایی را با قیمت های بالا اجاره یا خرید ه اند تا محصولات فرهنگی ومذهبی و... به مهمانان وکاروان ها و...عرضه کنند والبته طبق بخشنامه های مسئولین شهر مجاب به فروش با قیمت های دولتی ومن در آوردی هستند تادر راستای تکریم سنت حسنه مهمان نوازی مبادا خاطر مهمانان عزیز آزرده شود پس بی علت نیست که هر وقت به این اماکن مراجعه میکنم یا تعطیلند یا در حال مگس پرانی آنهم در گرمای کلافه کننده خرمشهر ..!!بهرحال کاروان های نور به شهر های خود بر میگردند وخرمشهری های عزیز میمانند با احساس غرور از اینکه یکبار دیگر مردمانی از این شهر آسمانی دیدن کرده ویاد روزهای حماسه را گرامی داشتند از اینکه شهر در شور وشوق آمد ورفت اتوبوس ها وخودروهای مهمان ها بهرحال افتخار ترا فیک وشلوغی را چند روزی در سال تجربه کرد

بهرحال کاروان های نور به شهر های خود بر میگردند وخرمشهری های عزیز  مانده اند با احساس غرور از اینکه یکبار دیگر مردمانی از این شهر آسمانی دیدن کرده ویاد روزهای حماسه را گرامی داشتند از اینکه شهردر شور وشوق آمد ورفت اتوبوس ها وخودروهای مهمان ها بهرحال افتخار ترا فیک وشلوغی را چند روزی در سال تجربه کرد اما نمیدانم چرا  هیجگونه علامتی از  این همه احساس غرور وافتخاردر چهره مردمان شهر نیست

گویی کمی  خسته است   هم چون درختی که در  شوروشوق بهار نفس کشید لیکن  به بار ننشست

آری کاروان ها آمدند وگشتی در شهر زدند ،از لب شط گرفته تا چشم اندازهای پل زیبای جدید وپل خاطره انگیز قدیم 

از شلمچه گرفته تا موزه ویادمان های جنگ ،مسجد جامع وگلزارشهدا حتی گشتی در بازارخرمشهرزدند که چند سالی است  با یک ریتم بندری برسرزبانها افتاده ، ورفتند بی آنکه  هیچ  ردی از خود بجا بگذارند نه در فرم مسافرین هتل و مسافرخانه ای ،نه در دفترلیست مشتریان مغازه ای ونه هیچ جای دیگر حتی درذهن خسته دستفروشی که چهره  مشتری هایش را خوب بخاطر میسپارد .... اما نه .... مثل اینکه یادگاری نهاده اند ....تاچشم کار میکند بطری های آب یکبار مصرف ...پلاستیک های زباله و.... نمیدانم شاید بعضی از مهمان ها ی عزیز باخود گفتند : اینکه دیگر  شهر ما نیست که مثل خانه ما باشد ... وتمام سهم خرمشهر از کاروان های نور همین است وبس




موضوعات مرتبط: سرزمین زادگاه جامــــــعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 21 فروردین 1391 ) ( 05:26 ب.ظ )

روا یت دوم:

 هر جورحساب میکنم شهری که سالانه  دو ملیون مسافر داشته باشد { واین مهمانی چندین سال است که تکرار  میشود } نباید در چنین فقرورکود  اقتصادی دست وپابزند.چه امروزه  هیچکس نمیتواند انکار کند که صنعت گردشگری وتوریسم = باسفرها یی که  به هر عنوانی  اعم از زیارتی ،سیاحتی ،تفریحی و...برگزار شود   = از  درآمد قابل توجهی برخوردار میبوده تاجایی که منبع بودجه بعضی کشورها تنها بر همین بخش استوار است ،

 این امر میتوانست حد اقل براوضاع معیشتی فروشندگان ومغازه داران شهر تاثیر مثبت بگذارد= همانگونه  که بر همقطارانشان در  مناطقی که از شرایط مشابه با خرمشهر برخوردارند تاثیر نهاده اما مع الاسف انگار تقدیر این شهر با محرومیت عجین گردیده وقرار نیست عفریت فقر وبیچارگی از سرنوشت  این مردم فقیر اما شریف وبی آزار  دست بردارد آری گفتم شریف چون  اگرچه  فقیرند، اما با شرافت روزگار میگذرانند که با وجود قرار گرفتن درنقطه  مرز ی ومجاورت با مناطق نابسامانی که در طی سالهای گذشته بی هیچ نظارت وامنیتی بازارمکار ه ای بود  ازورود مشروبات الکلی واجناس قاچاق  گرفته تا تجارت اسلحه و انسان که دراکثر  مناطق همسان از در آمد کلانی بر خوردار است لیکن این  مردم شرافتمند از آن بلبشو فقط برای زیارت کربلا ومولایشان ابا عبدالله (ع) ودیگر عتبات عالیه بهره معنوی بردند

گفتم بی آزار ،و لابد اکثر عزیزانی که در کاروانهای نور از این شهر دیدن کرده و با مردمش در ارتباط بوده اند گواه این ادعا یند که در طی سفر خویش  بندرت ناظر بی احترامی،  نزاع ،در گیری واذیت وآزار ی ازمردم  خرمشهر بوده اند  و  به جرات میتوان گفت :خرمشهر در میزبانی از مسافران خود ازشرایط امنیت کم نظیری برخوردار است که در مقایسه با دیگر شهر ها یک نمونه عالی وقابل تحسین است !!...حال آنکه واقعاً اسفبار است مسئولین کاروان ها ،بعضاًراهنمایی  را بکار میگمارند که مطالب سراسر کذب و نادرستی!  را برای مسافران عزیز اعلام میکند از جمله در سفری که احدی از آشنایان حقیر نیز حضور داشته ..راهنمای کاروان برای شناخت همسفران خوداز مردم خرمشهر چنان اوصافی  را بکار برده بود که شخصاً از بیان  آنها شرم دارم ،واقعا نمیدانم  قصد وغرضی در ایراد اینگونه مطالب بوده یا صرفاً از روی نادانی صورت گرفته که در هردو حال ابراز چنین عقایدی جفا در حق این مردم مظلوم است که عاشقانه برای حفظ تمامیت ارضی این سرزمین از همه وجود خود مایه نهادند و حال توسط عده ای نادان ومغرض به اوصافی سخیف متهم میشوند !! ..،پس تعجبی ندارد اگربعضی  مسافران عزیز از مرادوه با میزبان خویش پرهیز میکنند وتهیه هر کالایی رادر خرمشهر  برخود حرام کرده اند ...براستی ملاک تعیین وفعالیت راهنمادر  کاروان های نور چیست واصلاً  کسی  بنام راهنما ..با برخورداری از شرایط قانونی وجود دارد یا هر کس بخود جسارت  میدهد که  هرگونه دلش خواست این شهر ومردمانش را معرفی کند{خدا شهید آوینی را بیامرزد که چه زیبا تعبیرنمود ..خرمشهر شهر آسمانی است ..در پهنه ای که عطرآگین از بوی پرواز است. .خوشا بحال آنانکه در این فضا نفس میکشند.!!}   وامروز شهر آسمانی خرمشهر، میعاد تکریم خاطره بازی ها است ، هوایش اگرچه هنوز آلوده است مثل  همان سالها که  ذرات شیمیایی  ارسالی از عراق چشمها رامیسوزاند  وتن ها را تاول مینشاند  اینک ذرات ریزگرد شان آمده آن ماموریت  ناتمام را تمام کند اما هنوز این شهر آسمانی است هنوز خاکش را برای تبرک میبرند ، دیوار مسجد جامعش را برچشم میمالند وزیارتگاه شلمچه اش را با دل وجان طواف میکنند 

 ایکاش ولی کسی از کجاوه این کاروان ها پیاده میشد وحال مردمش را می پرسید!!  با ور کنید  از پشت شیشه های آن اتوبوس های قدیمی ورنگ ورو رفته چهره شهر و مردمان خونگرمش زیبا دیده نمیشود لیکن اگر اندکی در جوار پر مهر وبا صفای این مردم با شی ،زیبایی را در قلب مهربانشان احساس میکنی ونور را از

چهر ه های آفتاب سوخته شان میفهمی  !!فقط یکبار سلامی مزین به یک خداقوت تجربه کن آنگاه تضمین  یک عمر دعای خیررا پشت سرت خواهی داشت،اخر دل این مردم آنقدر بزرک است که برای دریایی شدن نیازی به ترحم ندارد  نیازی  به دلسوزی کردن ندارد که خود دلهایشان مثل چهره ها از سوختن گر گرفته است

آری خرمشهر چه از عبور این کاروان ها نفعی ببرد یا نبرد همچنان شهری آسمانی است پهنه اش آنقدر بیکران است که  تا ابد میتوان بی  نیاز از هیچ دلسوزی وترحم در فضایش پرواز کرد ...فقط با شایعات بی اساس و یاوه است که هوایش  می آلاید  ونفس کشیدن در آن دشوار ،پس هر آنکه دمی از هوایش  میگیرد.. خواه از راهیان نور ومهمانان نوروزی باشد  یاساکنان دیروز ومسافران امروز...باور کنید چشمان خسته وسوخته  این شهر را نه برق سکه های شما  می گیرد نه زرق وبرق رخت ورخش های  لوکس 

حال که از ورای این همه سال ها  از سقوط غم انگیزش گرفته تا فتح دل انگیزش ، از سال های جنگ وعشق بازی  تا سالها رنج بازسازی سربلند وپرغرور  گذشت شمارا بخدا!! نگذاریم تاریخ  شکوهمند حماسه سازان فتح  در گرد و غبار آلوده چالش های سیاسی و تسویه حسابهای شخصی و اقوال وشایعات بی اساس ، کمرنگ شود... باور کنید تمام خواسته خرمشهر ومردمانش همین است  




موضوعات مرتبط: سرزمین زادگاه جامــــــعه نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 21 فروردین 1391 ) ( 04:39 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :