تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - مطالب بهمن 1390

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

سیر تاریخی گویش و زبان خوزستان (بانگاهی به اسامی خوزستان درادوارتاریخی)

- دوره پیش از اسلام(دوران تاریخ باستان)

خوزستان در درازای تاریخ به نام های گوناگونی نامیده شده است . در گذشته های دور که خوزستان مرکزیت ایلام! باستان بود " هالتامتی " یعنی سرزمین هالتامتها نامیده می شد این واژه در متن های ایلامی ، کتیبه های هخامنشی (فقط در نسخه های خوزی (ایلامی)) و همچنین کتیبه های بومیِ ایلام دیده شده است .

ژوپ اپ پر ، این کلمه را حالپیرتی و به معنی سرزمین اپریتیها خوانده است . اکدیها ، واژه حالتامتی را بر اساس قواعد زبان خود عِلامتو تلفظ می کرده اند که البته در تورات نیز به صورت عِلام ضبط شده است = *البته لازم بذکر است برابر برخی متون مستند تاریخی عیلامی ها نام سرزمین شان را به الفبای میخی تحت عنوان «هل ـ تا ـ ام ـ تی» می نوشتند . که هل ـ تمپت خوانده میشود توضیحاً هل به معنای سرزمین و تمپت به معنای (فرزانه) یا سرور است . در واقع عیلامی ها سرزمینشان را به عنوان زمین سرور یا زمین خداوند می نامیده وبر این باور بودند که این اراضی هدیه ای از جانب خدایان بدان هاست =

. به هر حال این نام تا سده 13پ . م . به سرزمین مورد بحث اطلاق می شده ، ولی از این تاریخ به بعد ، در کتیبه های عیلامی و بومی ، به نام انشان سوسنکا یعنی مملکت انشان و شوش نامیده شده است . علت پیدایی این نام ظاهرا به قدرت رسیدن حکومت ایالت انشان (هخامنشی های اجداد کورش،از تیره های پارس ) بوده که بر نواحی اطراف نیز استیلا یافته بود = *برابر آنچه که در کتیبه های چغازنبیل آمده ومتن آن در ذیل درج گردیده فقط شاهانی چون اونتاش نپیریشا خود را شاه انشان و شوش خوانده اندو نام انشان سوسونکا در اسناد مستندتاریخی به منطقه ی خوزستان اطلاق نمی شده است ونام شهر شوش در همه ی دوران ها و در زبان بابلی و ایلامی و اسناد آنها به گونه ی شوش (شوشَن šu-ša-an ، شوشی šu-ši و شوشونکه) امده است ، متن کتیبه ها بدین صورت است:

m.u un-taš-d.GAL … su-un-ki-ik an-za-an šu-šu-un-ka … . : m.u Untaš-Napirišasunkik Anzan Šušunka … .

من اونتاش ـ نپیریشا (پسر هومبانومنه) ، شاه (سونکیک) انزان (اَنزان) ، شوش (شوشونکَه) (هستم) . =

انشان سوسنکا تا آغاز روی کار آمدن سلسله هخامنشی باقی بود ، ولی از هنگامی که چیش پیش دوم هخامنشی (جد کمبوجیه پدر کورش بزرگ) انشان را در حدود سال 640 پ . م تصرف کرد ، نام انشان در کتیبه های پارسی و انشانی به انزان تغییر یافت . در این زمان بابلی ها و آشوری ها ، آنجا را همچنان الام می گفتند و از اینجا می توان استنباط کردکه علام یا عیلام ، در حقیقت بر یک منطقه جغرافیایی و بر تشکیلاتی اداری و حکومتی که بر آن سرزمین بر قرار بوده اطلاق می شده است که پایتخت آن شهر معروف شوش بوده است و انشان و خووج یا اوژ از ولایت های تابعه آن بوده اند

هخامنشیان چون با ایالت اوژ{هوز} که قسمتی از کهکیلویه امروزی را شامل می شده همجوار بوده اند ، عیلام را به نام اوژ می خواندند و به همین سبب در متن پارسی کتیبه های آنان هم هر جا که سخن از این سرزمین رفته ، به صورت اوژ ثبت است

ولی در متن ایلامی کتیبه های مزبور ، جز در یک مورد ، همه جا به زبان بومی ، حالتامتی ضبط است و یک مورد آن در کتیبه بیستون ، ستون پنجم می باشد که سومین شورش مردم خوزستان ، در همان ناحیه اوژ ، ذکر شده است .

 

این واژه در نوشتار ایلامی به دو صورت خوز و اوز خوانده می شده است ومورخان یونانی نیز در ناحیه شرقی شهر کنونی اهواز ، از ساکنان آنجا بنام اوکسی یاد کرده اند که بنطر می آید این واژه ، یونانی شده «اوژ» است .

در زبان پهلوی، واژه «اوژ» پارسی به صورت «هووج» تلفظ شده است . راولینسون باستان شناس انگلیسی بر این باور است که واژه «هبوجستان واجار» مندرج در کتاب مجمل التواریخ و القصص ، از کلمه «هووج» پهلوی گرفته شده است که مولف آن احتمالا از حمزه اصفهانی نقل کرده و این اسم در فارسی«هوز» شده است .

در اینجا می بینیم حرف ه به خ تغییر یافته که در زبانهای باستانی ایران و زبان فارسی نظیر آن بسیار دیده شده است ، مانند:«هور زمیه» به جای خوارزم و «هور» بجای«خور(شید)» و جز اینها . نخستین نام هووجیه (اووجه) همان واژه «هو» است که در فرهنگهای فارسی به معنای «خوب» یاد شده و در ادبیات ما به کار رفته است=* hu در آغاز بسیاری از واژه های پارسی باستان آمده که به معنای خوب و نیک است ودر زبان اوستایی نیزبکاررفته است

نام هورزمیه هم به سان نام هووجه در نوشته های میخی پارسی باستان بدون- ه -اغازین می باشد . بنابر این بر آنچه که درج شده است:Uvārazmiy و Uja , Uvaja باید یک h باید در آغاز بیافزاییم =

مورخان یونانی دوره هخامنشیان و سلوکیان چون هرودوت و گزنفنون ، نام این سرزمین را سوزیانا ، ماخوذ از اسم ایالت و شهر شون (منظور همان شوش یا شوشن ) ذکر کرده اند . نویسندگان رومی و یونانی دوره اشکانیان و ساسانیان چون موسی خورنی و استرابون آن را سوزیس ، الیمااین و ساکنان آنرا«الی میان» نوشته اند ، ولی بعضی از مورخان همین دوره از جمله آمین مارسلن یونانی«سوزیانا» ضبط کرده اند .

*با وجود این حتی تا 1000 سال بعد از میلاد ، جفرافی دانان عرب در گوشه و کنار خوزستان به زبان غیر مفهومی برخورد کرده اند که «خوزی» نام داشته ومسلما آخرین شکل باقی مانده ی زبان عیلامی است . نام «خوزیان» به زبان پارسی قدیم بر می گردد . حتی داریوش بزرگ هم اسمی از عیلام نشنیده و فقط ان را به نام هوژا می شناخت . هوژیان ها مسلما همان نژاد عیلامی اوکسیان ها بودند که هرگز به یونانیان اسکندر تسلیم نشدند .


*عباراتی که پس از این ستاره درج وبا خطوط فاصله مشخص شده است توضیح وبرداشت نگارنده میباشد،امید است هر گونه خطا وقصوری را به اینجانب بخشیده یا بزرگوارانه نظرات خودرا اعلام نمایید=رات خودرا اعلام نمایید= 


ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جامــــــعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 28 بهمن 1390 ) ( 02:24 ب.ظ )

1_ اگر وکیل دادگستری را با اردنگی پایین پله ها اندازید تا پایان عمر به شما خواهد چسبید (انگلیسی)

2_قلم و جوهر بهترین شهود روزگارند (پرتقالی)

3_ قضاوت باید گوشی بزرگ و دستی کوچک داشته باشد (المانی)

4_حقیقت ، دختر زمانه است (ایتالیایی)

5_قانون غالبا دندان خود را نشان میدهد ولی گاز نمی گیرد (انگلیسی)

6_حقیقت سنگین است ، لذا عده ای معدود حاضرند انرا حمل کنند (عبری)

7_حقیقت را میتوان خم کرد ولی نمیتوان انرا شکست (ایتالیایی)

8_حرف حق شمشیری است برنده (فارسی)

9_هر قاضی که بی گناهی را محکوم سازد , وجدان خود را محکوم کرده است (سوئدی)

10_ حق با زور است (انگلیسی)

11_شمشیر عدالت هرگز غلاف ندارد (فرانسوی

12_قاضی خوب همسایه بدی است (امریکائی)

13_قانون روی میز است و عدالت زیر میز (استونی)

14_قانون مانند تار عنکبوت است ، سوسک از ان رد میشود ولی مگس گرفتار میگردد (چک)

15_اشتباه» می تواند حتی از یک شکاف بگذرد ولی «حقیقت» در یک دروازه گیر می کند (اتازونی)

16_حق پشت در منتظر است و باطل در جلسه شرکت میکند (انگلیسی)

17_حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند (اسپانیائی)

18_حق شناسی بار سنگینی است (اسکاتلندی)

19_ افتابه دزدها را به دار می اویزیم و به دزدان بزرگ درود می فرستیم (المانی)

20_قانونی که درباره شیر و گاو یک جور حکم کند , قانون نیست (انگلیسی)

21_ از دو کس حقیقت را مپوشان یکی پزشک و دیگری وکیل عدلیه (فرانسوی)

22_ برای انکه پیش روی قاضی قرار نگیری پشت سر قانون راه برو (انگلیسی)

23_حق همیشه توفیق نیافته است ولی موفقیت همیشه بر حق بوده است (المانی)

24_ خدا می خواست ادمیان را تنبیه کند و قضاوت را به جانشان انداخت (روسی)

25_حقیقت ، مهر خداست (عبری)

26_حقیقت نیش می زند و دروغ درمان میکند (ایتالیایی)

27_حقیقت شبحی است که افراد بسیاری را از خود میترساند (المانی)

۲۸ـ صدای جلنگ جلنگ پول غالبا صدای عدالت را از بین می برد (یوگسلاوی)

۲۹ـ قاتل فقط یک بار میکشد ولی انکه تهمت میزند هزار بار میکشد (چینی)

۳۰ـ بی عدالتی بها ندارد (استونی)




موضوعات مرتبط: حقـوقــــی شعر و ادب
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 27 بهمن 1390 ) ( 02:12 ق.ظ )



                                          سلام بر بهار آزادی 

 

سلام بر مطلع فجر! برسپیده سحر، 

آن  انفجار نور - 

  در تراکم عقد ه های سر خورده یک ملت   

سلام بر باران سپیده دم ونم نم قطره های دل انگیزش،

برسنگفرش کوچه های سوت وکور. 

 ببین ، دوباره جان گرفتند :

مرداب های بی عبور.

در آن شبانه نیلوفری -

وقتی شکست

 بغض برگ های دور مانده از  شبنم

و  باران مشتهای حماسه بارید   از آسمان .

سلام بر قاصد ان صبح

سفیر تلا لو انوار آفتاب

که با دست نوازشگر گلبرگ های اقاقی  

تبسمی نشاند  بر چهره های عبوس زمستانی

 و سرو قامتان یخزده را

گرما بخشید 

سلام بر فجر، ولیال عشر

و اجتماع  مشتاق   قاصد ک ها

در حضور  شمیم آزادی 

 بجای  هر چه  باروت  وعقده وشب ،

درآن  فضا که پر از تعفن بود .

سلام بر لحظه رهایی ،

و بر پرنده های رهیده از قفس

سلا م بر بهمن

 وقتی گلوله برفش -  

  شرنگ مرگ شد  در کام  کرکس ها،

سلام بر هوای کوهستان

که رخت سرما را برای همار ه بست 

وزمستان که راهی شد

واینک

سلا م بر بهار آزادی

بر شکوفه های سرو

که با ریشه های سرخ

تقویم دیرینه سلاطین این دیاررا

 با خون ورق زدند

وسلام بر آن سروقامتان

که در این صبح آزادی -

چقدر جایشان خالی است،

 در جشنواره صبحگاهی برکه ها

در لحظه پگاه آفتاب

و انعکاس تصویر هر سرو -

که چون سایه  ای است  کمند -

 بر سقف این بیشه گاه شیران بلند .

 




موضوعات مرتبط:
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 20 بهمن 1390 ) ( 05:16 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :