تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - (قربانیان پورشه زرد را رها کنید)

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

این دیگر کدام روی پنهان ومرموز ماست که صفحات اجتماعی چنین تلخ و به چرک ترین حالت به رویمان میاورد 

 این حجم ومحتوای کامنتها وپستهایی که بعضی ازکاربران درقالب نکیر ومنکر به خوداجازه میدهندکارنامه اعمال یک متوفی را باشخم زدن پروفایل یا صفحه شخصی اش نه فقط پیش روی او که جلوی جشم همگان قرار بدهند را درکدام طبقه ناهنجاری میتوان تعریف کرد؟

موضوع به صفحه شخصی اینستاگرامی دختری بنام پریوش.الف مربوطه (که بامداد دوشنبه سوار برپورشه زرد مدل بالای خود دراتوبان شریعتی  با تصادفی وحشتناک درگذشت) و درطی ساعاتی که از مرگش میگذرد  صفحه اش با افزایش 13هزاردنبال کننده مصداق و آیینه تمام نمای پرده دری وقیحانه و نقطه اوج سیرسقوط اخلاقی جامعه است که معلوم نیست در انتها ما را به کدام پرتگاهی میکشاند ... وحالا موج دیگری ازاین آفت ضدانسانی براه افتاده که دیگر حتی به مرده ها و رفتگان هم رحم نمیکند 

اما اینجا که دیگر نه خبری از"لیما" مجری برزیلی ست و نه ناحقی داور صرب؛اینجا فقط صفحه شخصی دختریست که شاید سبک زندگیش تفاوت زیادی با عرف جامعه داشته اما هنوز چندساعت ازمرگش نگذشته کدام مجوز رگباری از مطالب سخیف و زشت ترین لحن والفاظ را به آن مرحومه میدهد؟ .. آیا فقط بخاطر اینکه مدل ونحوه زندگی اش لابد برای ما دست نیافتنی وحسرتبارست؟ 

 انگار قبح حرمت ابا کردن از حرف زدن پشت سر مرده ها و درگذشتگان ازبین رفته و دیگر برایمان اهمیتی ندارد که به خانواده یا دوستانش دیدن و خواندن این مطالب چه حس وحالی دست میدهد؟

 لحن بعضی کامنتهاچنان پرده درانه ست که حتی صدای دوستان و بستگانش راهم درآورده.. برای مثال این   کامنت یکی ازدوستانش ست

(لال شید بی انصافا ...پری دیگه نیس بینمون وشما به جای دعا فقط حرفای بیهوده میزنین)

و دیگری بنام لیلی - س : ( آخه امشب اول قبرشه .. تروخدابجای اینحرفا براش فاتحه بخونین ...جگرم آتیش گرفته قسمتون میدم امشب پیچشو ریپورت کنین تا خانواده اش بیشترازاین عذاب نکشن)

اما متاسفانه بعضی ها چنان بی حیا شده اند که زیر همین کامنت درباره دختری با چنین سرنوشت تلخی مینویسد: (این ... اگه خانواده داشت که ساعت چهار نسف شب تو اتوبان دوردور چیکا میکرد؟؟؟) و بعد اهمین میشه سوژه بحث و نظر صدوسه تا کامنت !! واقعا احساس میکنم درپس اینهمه تنفر و قبح شکنی بی دلیل فاجعه بزرگی جامعه ما راتهدید میکند ... قضاوت کردن واظهارنظر درباره دیگران حتی اگر بااهانت ووقاحت هم باشد اینروزها رایج ترین رفتار ماشده و دیگر حتی جنازه رفتگان هم ازاین چرک رفتاری مصون نمیماند 

این پست را به اشتراک بگذارید با عنوان(قربانیان پورشه زرد را رها کنید) شاید موثر واقع شود وروح آن بندگان خدا بخاطر این رفتارهای عقده آمیز و هیت بعضی ها بیش ازاین درقبر نلرزد 

                                                                                                   •••••••○○•••••••○○••••••

گاهی غبطه میخورم به مردم دورانی که چنان سادگی صفای باطن داشته اند که سهراب چنین ساده بهشان میگوید:

           یادم باشد حرفی نزنم كه به كسی بربخورد

            نگاهی نكنم كه دل كسی بلرزد

           خطی ننویسم كه آزاردهدكسی را   یا حق - ناصرهلالی

                     •••••••○○••••••••••○○○•••••••••                                

آخرین پست پریوش در صفحه اش این بود:پی نوشت

سلامتی اونایی که این روزاشون به تظاهر می گذره . . .

تظاهر به بی تفاوتی . . .

تظاهر به بی خیالی . . .

به شادی . . .

به این که دیگه چیزی مهم نیست . . .

ولی فقط خودشون می دونن چقدر سخت می گذره!




موضوعات مرتبط: جامــــــعه شعر و ادب
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 ) ( 05:48 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :