تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - دلشوره هایی در حوالی این حاشیه

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

برای مهران نگرانم ، برای برندی بنام مهران مدیری ، اسمی که قراربود برای همیشه گوشه دنجی از پستوی خاطرات شیرینم را بخودش اختصاص بده اما میترسم با این دلشوره های لعنتی که به دلم چنگ میزنن یه وقت خراش ورداره

نگرانم ... از جنس همان نگرانی ها که برای علی دایی داشتم ، یا مثل دغدغه هو کردن علی پروین ... ازجنس نگرانی های دایه های مهربانتر از مادر ، به گرمای کاسه های داغتر ازآش ...برای جام الماسی اش نگرانم... با اون ترکهای قبلی حالا نگرانم مبادا برای همیشه بشکند در حوالی این حاشیه حس و حال خوشی ندارم همین جا که هواش بدجور گرگ و میش است

هرچه توقعم رو میبرم پایین تر از دست این دلشوره ها خلاص نمیشم ، بی خیال ریسه رفتن و دولا لنگ به هواشدن از خنده شدم !! اما بازهم هرچه تو سکانس ها و دیالوگها ریز میشوم نمیدونم باید به کدوم لحظه این سریال طنز بخندم ؟؟
اصلاً شاید برای آدمهایی مثل من با آکی یو ضعیف باید جاهایی صدای خنده رو پخش میکردن ؟ نمیدونم ؟

نگین تازه هفت قسمته و حالا هنوز مونده و ازاین حرفا ... من ستون های محکمی برای موندن و جا وا کردن توی دل مردم ندیدم ... تو دلم هیچ نقطه امیدی به این سریال ندارم مگه خود مهران آره مگه اینکه خودش یدبیضا رو از جیب دربیاره و معجزه ای کنه و "اعجازی که کم در برش نیست تا وقت سحر" رو نشون بده

سریال مهران چیزی شبیه معجزه میخواد ، چیزی مثل "داونه در پاورچین" یا بامشاد در نقطه چین یا مثل کامران در برره ، که هیچکدوم تو شمای اولیه سریال نبود و بعدا با هوش و خلاقیت اضافه شون کرد و سریال رو تا ابرا کشوند بالا !!

حالا هم اگه اعجاز نکنه این دلشوره لعنتی کار میده دستم ... و اونوقت حتی از دست بلند بالاترین لایحه ها وبهترین واژه ها هم کاری برنمیاد... اینبار دیگه مثل مرد هزار چهره نیست که فقط سیزده قسمت باشه ....که همه اون قسمتا و ضعفا پشت اون لایحه دفاعیه گم بشه ، و متنی که چنان قوی بود که مهران بدون کات دادن یه تک تاآخر خوند و با بغضی که واقعی ترکید ملیونها بیننده رو به گریه انداخت ...
                  

 اما حالا با سال  83 خیلی فرق کرده ؛ حالا جامعه ما یه جورایی وایبری و واتسابی و فیس بوکی شده و دیگه مثل اونوقتا که فقط چهارتا روزنامه نگاری که باهاش مشکل داشتن و از ترس علاقه مردم جرات ابراز وجود نداشتن نیست حالا وضعیت فرق کرده ... حالا دیگه هرکی واسه خودش یه رسانه داره و یه تریبون ،
این نسل نسل عجیبیه ... خندوندن این نسل خیلی سخته ...خیلی!! این نسل اهل خنده های بی دلیل و مهربونی های بی محابا و گپ های صمیمی نیست !! و واسه هرکاری دلیل خاصش رو میخواد ،حتی واسه چند ثانیه خندیدن ! شاید اون وسطا یهو بگن: بسه دیگه خنده های علکی ... حالا دیگه واس خندیدمون دلیل بیار
آره ...این نسل علکی نمی خنده علکی مهربونی نمیکنه شادی نمیکنه و حتی علکی احساساتی نمیشه ؛ اما خیلی کارای دیگه رو علکی و بدون دلیل انجام ، علکی و بی دلیل میره تو پیچ مسی و خواهر مادرش رو قلقلک میده و علکی تو زندگی مردم سرک میکشه ... علکی تو خیابون سرت داد میزنه ، بی دلیل   ازت بدش میاد  

البته نه اینکه بی دلیل انجام بدن ، منتهی به دلایل خاص خودشون مثلن کافیه از ریختت خوشش نیاد خب این خودش یه دلیله که ساختمون قیافت رو بهم بریزه

اینه که نگرانم ... نگرانم یه وقت تو شلوغی دلایل و توجیه های این نسل جام الماسی مهران مدیری بیفته زیر دست و پاشون و بشکنه طوریکه  دیگه هیچ بندزن ماهری هم نتونه خرده شکسته هاش را بند بزنه حتی استادی مثل"مهران مدیری" / یاحق - ناصرهلالی




موضوعات مرتبط: جامــــــعه هنر و رسانه
برچسب‌ها: مهران مدیری/ درحاشیه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( یکشنبه 16 فروردین 1394 ) ( 02:04 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :