تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - بازهم به شرف "علی درستکار "

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                               [تحلیلی بر ظاهرسازی مصلحتی که رسانه ملی باب کرده است ] 

                                                                                        

چندی پیش در برنامه" این شبها "( با اجرای "علی درستکار "مجری جذاب و دور از حاشیه سیما) وقتی از میهمان برنامه خود که مدیری فرهنگی بود پرسیــــــد :"پس چرا غربی ها را که نگاه میکنیم اینقدرخوشــــــحالند ؟ درحالیکه آنها فاکتورها و عواملی را که شما برای رسیدن به آرامش و شادی درزندگــــی برشمردید ندارند ... پس چرا اینقدر بهشان خوش میگذرد؟[نقل به مضمون] کارشناس محترم درپاسخ گفت "اشتباه نکنـــــــــین ... داشتن خانه و ماشین بزرگ و شاسی بلند و رفاه و اینها به معنای خوشی و زندگی خوب نیست" [نقل به مضمون]

مع الوصف با این پاسخ کارشناس و دیگر بیانات مرتبط ایشان قراربوده مخاطین با درک چنین افاضات روشنگرانه و روح انگیزی متحول شده و به این نتیجه برسند زندگی خوب و سعادتمندانه درگرو برخورداری از ثروت و رزق مطلوب و ... نیست

خب ... ما هم بیانات این مدیـــــرفرهنگی را کاملاً صحیح و آرمانی میدانیم و محال است کسی از جنبه ماهوی و اعتقادی ذره ای از گفته های ایشان را برحق ندانند اما بحث برسر اینست که آیا ایشان میدانند که این مطالب را برای چه کسانی بازگومیکنند؟

                           
                                

آیا برای آن جوان بیکارمیگویند که  آه دربساط ندارد و از عهده ازدواج و تشکیل زندگی زناشویی عاجزست اما می بیند مسئولین و مدیرانی [که اتفاقاً متولی امور فرهنگی و معنوی جامعه اند] چگونه با ماشین های مدل بالای واراداتی در محلات بالای شهر با کلی دبدبه و کبکبه آمد و رفت میکنند که حسب فرمایشات ایشان بی توجه به این ابَرفاصله آشکارطبقاتی شاد باشد و احساس لذت و سعادتمندی کند؟ یا اینکه خودایشان هم به این واقعیت دست یافته اند که آنچه بیان میشود صرفاً مقتضای فضای استودیوهای ضبط برنامه های سیماست و لاغیر !! و به بیان دیگر از شرایط حضور دربرنامه های سیما و اظهارنظرات کارشناسانه و ...میطلبد که  درمقابل دوربین به این نحو سخن گفت که متاسفانه در دنیای واقعی جامعه محلی ازاعراب ندارد آن تهیه کننده و هنرمند و مجری و دیگر عوامل برنامه میدانند که این گفته ها برمبنای تظاهر مصلحتی و ریاکاری هایی است که بازار مصرفش فقط پرشدن آنتن با مولفه هایی است که به خط و خطوط سیما نزدیک باشند ؟ یعنی بوجودآمدن پدیده ای بنام "تظاهرمصلحتی " که شخص را مجاب به گفتار و رفتاری می کند که خود اعتقادی بدان ندارد(حال خواه مجری ست خواه کارشناس ومهمان برنامه )، یا کارگردانی که فیلنامه اش را بر اساس دیالوگها و کنش هایی میسازد که در ضمیر و ذهنیت خودش جایی ندارد و فقط و فقط شرط و مصلحت راه افتادن  کارش است ... و درطرف مقابل مردمی که انگار طبق عادت مرسوم خویش فقط میشنوند ،میبینند و منتقل میکنند اما در عمل مثل همان مدیر و یا مسئول رفتار دوگانه ای در اجتماع بروز میدهند رفتاری که کم کم به یک لازمه اجتماعی تبدیل شده و "درواقع انگار برای اینکه کارمان راه بیفتد برای اینکه شنیده شویم و اموراتمان بگذرد ساختن قیافه ظاهرالصلاح، به تن کردن رخت و لباس مصلحتی و استفاده از ادبیات گفتاری خاص و ... شرط لازم حین الحیات اجتماعی ماست و اینگونه یک جریان "دوگانگی رفتاری" صدر تا ذیل جامعه را با تضاد و تناقص در عملکرد فردی و جمعی ما در برمیگرد !!

سخنوری که از التزام به اصول اخلاقی و عدالت و انصاف دم میزند در روابط شخصی و تعاملات خود به زدوبند و ساخت و پاخت رو آورده... و از اینراه چنان چنان مال و منالی اندوخته که حالا میلیارد برایش پول خرد استویا مدیرانی که والدین را به تربیت صحیح اخلاقی و ادبی فرزندان و لزوم قناعت ورزی در آنان توصیه میکند و در عین حال فرزندشان تاآرنج در بده بستان ها و زیرورو کشیدن های اقتصادی و تجاری دولتی و خصوصی سازی ست

مصداق این بیت معروف خواجه         واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
                                           چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

حال با  این وجود چگونه میتوان ازمردم خواست که به راستی و درستی رفتار کنند و یادرفرم یارانه چیزی به جز حقیقت ننویسند؟وقتی هرگوشه اجتماع مصادیق ریا و ناراستی روبروی چشم ماست ؟ ... وقتی قعد و قاعده مصلحت ایجاب میکند که در همان سنین طفولیت هم بطور اتومات و ژنتیکی به فرم رفتاری کودکانمان تزریق میشود که در محیط مدرسه هرگز نباید ازمسایل و ماجراهای خاصی که در محیط خانه و خانواده اش روی داده رونمایی کند از بعضی مهمانی های خصوصی, از برخی گفته ها و عقاید شخصی پدر و مادر ،یا دلمشغولی ها و سرگرمی هایی چون ماهواره و یا می بیند که پدرش در مواجهه با روحانی محل ، مسئولین نیروی انتظامی ، قاضی و دیگر مراجع و نهادهای معنوی و عقیدتی چگونه رفتار میکند چه نوع لباسی میپوشد چه موسیقی گوش میدهد و ..الخ و ازسوی دیگر درخلوتش چه میگوید و چه میکند یعنی پایه و ستون جامعه فردای ما را همین رفتارهای چندگانه و ریاکارانه میسازد یعنی مدیران و مسئولین فردای این نسل ریا کاری و تظاهر را یک امر لازم و رایج اجتماعی و فردی میدانند  

نسلی که میبینند سادگی و صداقت صرفاً واژه هایی برای بکار بردن ( آنهم در مواردی خاص و منحصرند ) و درعمل نفع و خیری برای صاحبش ندارد

نسلی که میبیند که وقتی کسی همچون"محمد مایلی کهن" در یک برنامه زنده تلوزیونی از دهانش درمیرود و علاقه اش به شنیدن صدای خواننده ای آنور آبی و سیاسی میگوید چه قشقرقی بپا میشود و هرکس و هررسانه ای از هرگوشه تفسیری میکند اما اکثر همآنان در خلوت به همان گونه موسیقی گوش میدهند

متاسفانه در روابط بین ما مظاهر ساده زیستی و قناعت و حسن خلق و انصاف و عدالت و امثالهم تنها واژه هایی است برای سخنوری، بنوعی تمام ما سخنوران و اندرزگویان خوبی هستیم که کافی است کسی را با ده سانت کوتاهتر ز خود( در هر زمینه ای ) گیربیاوریم تا رگباری از واژه ها و اصطلاحات فلسفی و اخلاقی و پندآموز را بر وی بباریم  و قدسی وار روح و روان مخاطب خویش را بشوییم اما دریغ از اینکه تلنگری و نم قطره ای بر تن خویش بیالاییم ... انگار تبدیل به پل ها و مسیرهای ارتباطی شده ایم برای آمد و رفت هزاران گلمه و عبارت و واژه در قالب پیامکهای فلسفی و بامعنی و عاطفی که شبانه روز در خط و خطور ذهنی مان جابجا میشوند که برای ساختن هرکدامشان چه بسا یک عمر و دوران زندگی تلف یا نابود شده تا چنین تجربه ای بدست آمده ... "اما دریغ از ثانیه ای توفق یا تامل در متن پیامک و انتقال عملی آن به متن زندگی خویش"

و حال در این فضا که برای سرک کشیدن به هوای دیگری یا مخاطبمان  شفاف و تمیز است و برای تامل در هوای خود غبار آلود ... و در این بین که برای برشمردن ایرادات و خطایای دیگری استادانه جهد و کوششی عجیب داریم و از خویش " خواسته و ناخواسته " غفلت میورزیم باید به شرف "علی درستکار " آفرین گفت که چون همه انگشت اشارت بر مخاطب خود از بهر عتاب نگرفته و دربرنامه اش صراحتاً به مهمان خود میگوید : وقتی ما خودمان هزارتا ایراد داریم نمیتوانیم به آن جوان  بگیوییم که چرا ایراد داری ؟ /یاحق - ناصرهلالی











 

 




برچسب‌ها: تلوزیون / ریاکاری/ تظاهر/ علی درستکار
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 1 مهر 1393 ) ( 06:24 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :