تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - نگاهی متفاوت به " چالش سطل آب یخ "

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

 « چـــــــــرا فقـــــــط سطل آب یــــــــخ ؟؟»



روزی که علی کریمی روی صندلی نشست و پس از ریختن یک سطل آب یخ روی سرش بدون هیچ حرف و توضیحی [علی دایی ،رضا عطاران و مازیار فلاحی] را به یک چالش دعوت کرد شاید نمیدانست که تنها در عرض 48 ساعت این چالش چنان فراگیرشود که علاوه برچهره های مشهورجامعه واکنشهای رسمی هم به دنبال داشته تا جاییکه سازمان آبفا« آب و فاضلاب » را هم به اظهارنظرواداشت، و این امتداد موج کمپینی حمایتی بود که با پرداختن به موضوع بیماری ای ال اس (ALS) چهره های مشهور بین المللی [ مورینیو ؛ جی جی بوفون ؛ریانا ، تام کروز جورج بوش و ... ] را نیز شامل شد اما درایران علی کریمی بعنوان آغاز کننده این حرکت  هیچ توضیح و شرحی- درباره انگیزه اصلی این اقدام و دعوت چالش برانگیزش را در این ویدیو بیان نکرد یا شاید درک منظور و مقصود از این حرکت را به خود مردم محول نمود « که البته این به خصیصه رفتاری اش برمیگردد که اصولاً آدم کم حرفی است و ازاو حرف کشیدن مشکل است» و یا شاید هم می پنداشته که مخاطبین با این موضوع اشنایند و دیگر نیازی به توضیحات اونیست


به هرروی  این حرکت چون موجی پرشتاب در فضای شبکه های اجتماعی براه افتاد و درمدت زمان کم دیگر چهره های مشهور نیز از خود ویدویوهایی را منتشر کردند که سطل آب یخ را بروی خود ریخته و هریک دیگری را به انجام این امر دعوت میکرد چهره هایی همچون رضا عطاران ، رضا صادقی ترانه علیدوستی بهرام رادان و ... درادامه نکاتی را درخصوص داستان سطل آب یخ مطرح میکنم که کمتر مورد التفات و توجه رسانه ای قرارگرفته است :





- "چالش اب یخ "در ادامه شاهد برخوردهایی متفاوت و نشات گرفته از عادت غریزی و معمول جامعه ما ایرانیان بود که بموازات حرکت این موج چالشی انواع و اقسام چالشها و جریانات دیگری هم درکشورمان براه افتاد که درنوع خود جالب توجه بود: از انتقاد و اعتراضهای علنی برخی افراد مشهور دیگر که عمدتاً با اشاره به شرایط حساس کم آبی و خشکسالی فعلی انجام این حرکت را زیرسوال بردند [و پیشقراول آنها انتقاد نیکی کریمی کارگردان و بازیگر کشورمان بود که در پایین همین پاراگراف آنرامی بینید] تا پس گرفتن حرکت [توسط علی ضیا – مجری محبوب سیما- که ابتدا این کار را در مقابل دوربین های تلویزیونی انجام داد و بعد به دلایلی از جمله اهمیت موضوع کشتار غزه آنرا پس گرفت] تا غرغربعضی ازچهره های همیشه معترض و البته حرفهای اخیراً باب شده خانم بازیگر نومسلمان که بازهم مجالی برای طرح عقاید تازه شان درباب ارزشها و حجاب و ...یافتند ... و نیز خسارت سه برابری کمک احسان خواجه امیری که با سطل اب یخ را هم بروی خود و هم روی مک بوتش که در مقابلش روشن بود ریخت و آنرا سوزاند ... اما ازسوی دیگر هرچند که انصافاً باید از بعضی حرکات زیبا و ارزشمندانه هم یاد کرد که به نوبه خود قابل توجه و تاثیرگذار بود و در عین حال محترمانه !! همچون حرکت نیوشا ضیغمی که با اعلام آمادگی کمک به بیماران موسسه لیوان آب را به پای گلدان ریخت ... !


نوشته اعتراض آمیز نیکی کریمی در صحفه اینستاگرامش 


2- موضوع مهمی که بندرت مورد التفات رسانه ها قرارگرفت ذوق و خلاقیت عالی در طرحریزی ایده این چالش بود که آنرا به یک حرکت فراگیر تبدیل کرد که عطف و توجهات بالای بین المللی یافت [هم از جنبه تبلیغاتی و هم از جنبه موضوعی] که آنهمه چهره های مشهور و شناخته شده جهان را در وسع ملی و فرامرزی به این چالش کشاند و بی آنکه ذره ای هزینه کند هر یک از این ستاره ها را مجاب به ضبط و پخش ویدویی کرد که در حالت عادی هردقیقه اش هزینه ای گزاف میطلبید - ولو حرکت یک حرکت خیرخواهانه باشد که کم نبوده آمار تیزرها و تبلیغاتی موسسات خیریه و حمایتی که برای حضور چهره ها در آن کلی هزینه شده باشد -  حال آنکه با طرح ایده این حرکت چالشی بطور کاملاً رایگان صدها و بلکه هزارها تیزر ویدیویی در جهان از چهره های مشهور و سیلبریتی ضیط و منتشر گردید که در حد وسیعی توجه جهانیان را به این بیماری و بیمارانی که با ابتلا بدان روزگار سختی را میگذرانند جلب کرد (توضیحاً خالق این ایده کوری گریفین ۲۷ ساله بود که چندروز پیش در یک حادثه غواصی در گذشت. او برای موسسه خیریه لوگرینگ که به افتخار دوست هم دانشگاهی خود که به بیماری ای ال اس (ALS)  مبتلا بوده است، این چالش سطل آب یخ را به وجود آورد و تا چند ساعت قبل از مرگش مبلغ ۱۰۰،۰۰۰ دلار را برای موسسه خیریه بیماری ای ال اس (ALS) جمع کرده بود)


3-این خیزش در چشم بهم زدنی از مرزها گذشت و با جلب توجه مردم به موسسه خیریه ای که این کمپین را براه انداخته کل جامعه ایرانی را تسخیرکرد ! ... اما نکته اینجاست که علاوه بر این کمپین؛ کمپین ها و خیزش های دیگری نیز در دنیا هستند که با هدف بهبود و اصلاح شرایط جامعه جهانی تاسیس و فعالند اما هرگز وارد مرزهای کشورمان نشده است برای مثال سالهاست که روز 31می در دنیا بعنوان"روز بدون سیگار" نامگذاری و مورد توجه جهانیان است که حتی دودی ترین آدمهای آن سامان هم سعی میکنند دراین 24ساعت پکی به سیگار نزنند اما تا کنون این حرکت حتی دقیقه ای هم درایران مورد توجه قرار نگرفته و هرگزندیده ایم که ورزشکار یا هنرمندی ویدیویی را ازخود به نمایش بگذارد که سیگاری را از وسط به دونیم کند (و البته تیزر تبیلیغاتی سیما که در آن ورزشکارانی رو به دوربین از مردم میخواهند دخانیات را ازخود دور کنند هم قابل تقدیراست اما دخل و تاثیری در موضوع ندارد ) یا روز 22ستامپر [31شهریور] در تمام دنیا "روزبدون خودرو" ست که در اینروز میتوان هزاران هزار تصویر افراد و چهره های مهم سیاسی و هنری و ... با مناصب و مسئولیت های مهم را در سایت های رسانه ای و وبلاگهای شخصی یافت که از رفت و آمد با وسایط نقلیه خودداری کرده و در عوض با دوچرخه یا پیاده آمد و رفت میکنند و درواقع از هوای بدون سرب و آلودگی لذت میبرند  ... اما درایران ما این روزرا میشود به عینه دید : تصویر خیابانهایی همچنان شلوغ ،پردود و بوق و ترافیک و خودروهای تک سرنشین و ... و یا اصلاً روزهایی که در حمایت از بیماریهای صعب العلاج دیگری همچون ایدز و ...نیز در دنیا از سوی کمپین ها و موسسات حمایتی با اجرای برنامه ها و حرکتهایی گرامی داشته اما هرگز در ایران از سوی هیچ نهاد عمومی و یا دولتی به آن پرداخته نمیشود ... پس سبب چیست که از چنین حرکتی اینگونه وسیع و فراگیر استقبال میشود اما مواردی مشابه آن در جامعه ما اصلاً ذره ای به چشم نمی آید !! شاید از هموطنانی که اصلاً هوای پاک را فراموش میکنند نمیتوان توقع داشت که روز جهانی هوای پاک( اوائل اردیبهشت ماه) را بخاطرداشته و تکریم کنند اما بنظر توقع چندانی نیست اگر باتوجه به وضعیت موجود و بحران منابع انرژی در سالهای اخیر جمعیت بیشتری به کمپین خاموشی پیوسته و هریک از چهره های مشهور ویدویویی را منتشرکنند که مثلاً در ساعت خاموشی و بی برقی با چه مشکلاتی درگیرند و یا مصرف کمتر برق چه صرفه های بهینه تری در پی خواهد داشت ... اما انگار این کالا بازاری ندارد و با وجودتبلیغات رسمی و دولتی بسیاری که از ایرانیان هم مثل ملل دیگر خواسته میشود که یکساعت چراغ های اضافی و کلیه وسایل برقی شان را خاموش کنند تقریباً مورد توجه کسی قرارنمیگیرد و حتی ساعتی درتاریکی فرورفتن برج میلاد هم کمکی به الگوبراری مردم نکرد!!  حال اما حرکت " سطل آب یخ" انگار در خودش چیزی دارد که آن در موضوعات دیگر همچون روز بدون سیگار و خودرو ... یافت نمیشود و آن نوعی احساس کودکانه خالصی است برای جماعتی که کودک درونشان سالهاست به بند کشیده شده و مجال عرض اندام نمیابد،نوعی شیطنت بلااشکال که دور از محدوده خط قرمزها و با اطمینان از عدم عواقب و تبعات آن ( برخلاف HAPPY و آب بازی و ...) نمایشی از لبخند زدن خیس شدن و "به چالش کشیدن اسمی دیگر که میتواند بزرگتر باشد" آنهم بدون ملاحظات و ضوابط رسانه ای چون صدا و سیما که انگار مجال تنفسی است برای آدمهایی کلافه از سگرمه های اجباری و مصلحتی و خارج از قالبهای معمول و اتوکشیده شان !! ... راهی برای چند دقیقه سرخوشی در جامعه ای ست که جوانانش در فیس بوک نمایشگاهی از شلوار جین براه میندازد ؛ روز ولنتاین را پررنگ ترین مناسبت تقویم میکنند بی آنکه حتی ثانیه ای دررسانه ملی موردتوجه قرارگیرد و اب بازی شان به یک جنجال ملی بدل میشود بندرت میتوان نمونه هایی از همگرایی و حرکت های شادی آفرین یافت دیدو این حرکت نوعی تلنگر و شاید اشارتی گلایه مندانه ست ازسوی چهره ها و نامهای مطرح که بدون ایجاد اسباب زحمت و دغدغه ممنوع التصویری و ممنوع الفعالیت شدن و ... روزگار را نویتی با احساس شوخ و شنگ خود بگذرانند ! / والسلام









برچسب‌ها: کمپین/ خیریه / چهره های مشهور / سطل آب یخ
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( شنبه 8 شهریور 1393 ) ( 12:09 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :