تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - یک تشییع جنازه و چهار روایت

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                                                         بنام خدا
چند روزیه که یک روزنامه سراسری( که از قضا نشریه محبوب و شدیداً مورد علاقه بنده ست ) در مهم ترین بخشهای تحلیلی خود رفته سراغ "موضوعی که چهل سال پیش روی داده" و با آب و تاب در باب صحت و سقم این واقعه کلی تحقیق و پژوهش شفاهی و کتبی انجام داده ! خب شاید بگین که اثبات صحت و سقم یک واقعه اونهم با تحقیق و بررسی که چیز بدی نیست؛ خب ناچار برای اینکه شما هم پی به اصل قضیه ببرین موضوع رو به تفصیل در این پست مطلب درج میکنم تا بعداً بدونم چه نظری دراینخصوص دارین :

#########################################

هفته پیش مسعودکیمیایی کارگردان شناخته شده کشورمان در مصاحبه با روزنامه شرق مدعی شده است: " ازآنجائیکه غساله زن درزمان کفن ودفن فروغ فرخزاد نبود، او و یکی از دوستانش باخواندن صیغه برادری جنازه فروغ را غسل داده است"  اما بعد "پوران فرخزاد خواهر بزرگ فروغ "این ادعای کیمیایی را تکذیب کرده و ضمن اظهار تعجب از روایت مسعود کیمیایی از این واقعه گفت: با کمال احترامی که برای آقای کیمیایی قائلم، گفته‌هایشان را تکذیب می‌کنم و متاسفانه تمام اینها که گفته‌اند، داستان است. ایشان هیچ نقشی در غسل فروغ نداشت و من یادم نمی‌آید اصلاً ایشان را دیده باشم !!

با تکذیب صریح موضوع ؛ بلافاصله یک موج رسانه ای براه افتاد که آغازش با طرح سوالاتی درباره بحث شرعی چنین عملی بود :

اولاً ) اینکه چگونه می‌شود که دو مردی که نسبت برادری ندارند، برایشان خطبه برادری با یک دختر مرده خوانده شود؟؟

ثانیاً ) بالفرض اگر زن متوفایی در چنین موقعیتی ( که هیچ زن دیگری نباشد) قرار گیرد، آیا غسلش توسط مرد نامحرم اشکال شرعی دارد یا نه ؟؟

 پس از طرح این مضوعات چند نشریه و سایت بخش مهمی از مطالب روزانه و روتین خود را به تحلیل و کنکاش این موضوع و البته با اب و تاب و با شیوه های جذاب رسانه ای اختصاص دادند که البته هدف و انگیزه ای در یافتن پاسخ این ابهامات نداشتند بلکه درپی اثبات یا نفی گفته های کیمیایی بودند !! ...ومسعود کیمیایی هم مصاحبه هایی انجام داد و اینبار سعی بر تعدبل گفته هایش برآمد و البته دوسه تن دیگر را بعنوان شهود ومطلعین گفته هایش معرفی کرد و این افراد هم بلافاصله مورد پی گیری خبرنگاران قرارگرفته و حتی در یکی از رسانه ها مناظره ای دراینخصوص برگزارشد که البته هنوز نتیجه نهایی ازاین تحلیل و بررسی ها بدست نیامده وهنوز مشخص نیست که آیا استاد کیمیایی- طبق آنچه اظهار داشته - درزمان غسل جنازه فروغ حضور داشته و خود به این آیین اقدام نموده یا خیر ؟؟

خب تا همین جای کار ملاحظه مبفرمایید چه موضوعی مورد عنایت و عطف رسانه های ما قرارگرفته و چه هزینه و انرژی را دراینخصوص مصروف کردند؟و این همان نقدگلایه آمیزی است که برخی از عقلا، دلسوزان و کارشناسان امر نموده اند : که هرچند ؛ موضوع جالبی که کیمیـــــایی مطرح کرده از حیث مسایل فقهی و شرعی محل بحث و مباحثه است اما چه لزومی به طرح این موضوع ازسوی ایشان( کیمیایی ) داشت ؟؟ چرا که با توجه به حرف و حدیث های همیشگی پیرامون حیات ومرگ فروغ فرخزاد و حساسیت موضوع در نزد بعضی ازاطرافیان و علاقــــمندان به این شاعره و یا اساتید دینی و حوزوی و ... ، بازگویی این خاطره و با چنین شکل و سیاق کمی از سوی استاد که خود کاملاً به موارد شائبه انگیز و تحریک کننده آشناست بعید می آمد !!

روزنامه وزین هفت صبح در طول هفته گذشته در سه شماره و در مهم ترین بخشها و صفحات روزنامه به این موضوع پرداخته ( برای مثال در روزنامه چهارشنبه شماره 884 صفحه 10 صحفه کاملی را به بررسی این موضع پرداخته و با درج گفته های مسعود کیمایی و سپس تکذیب های پوران و روایت یک "نیمه شاهد !! " – به قول روزنامه – و انطباق با شاهدی دیگر به تحلیل چیستی این ماجرا پرداخته تا صحت و سقم آنرا = بزعــــــــــم خود – بررسی و اثبات و یا نفی نمایند و البته وعده روشن شدن قضیه در آینده نزدیک داده و خوانندگان را وعده پیگیری موضوع و روشن شدن زوایای تاریک آن داده تا به نتیجه برسانند !!) 

ظاهراً استراتژی های جلب مخاطب در انتخاب مطالب و سبک نوشتارشان نیز تاثیر نهاده و سطح کیفی این رسانه ها را تنزل داده طوریکه بجای آنکه ابزاری در جهت بهبود و بالارفت فرهنگ عامه شوند متاسفانه خود را به فرهنگ کوچه و بازار نزدیک کرده اند و برهمین مبنا مطالبی را درج میکنند که مورد توجه عامه باشد ولو ازحیث ماهوی و غنایی غیرمفید و پیش پاافتاده !!

مسلماً همیشه و در همه جوامع حرف و حدیث و شایعات درباره زندگی ستارگان، افراد مشهور و گاه سیاست مداران از حوزه های جذاب و مورد علاقه مردم است امــــــــــــا نمیدانم این موضوع (غسل جنازه ای ولو شخص معروفی ) چه جذابیتی برای خوانندگان  بهمراه دارد و پرداختن بدان ؛ چه احساسی را در مخاطب ایجاد کرده و برفرض اثبات و تشخیص واقعیت ( که بنا به تجربه دیرین  بعید میدانم به نتیجه واحدی رسید) چه تاثیری در فهم و دانش و معــــلومات مخاطب دارد؟؟ از بایت روایی هم نمیتوان آنرا مصداق حکایت تاریخی و  درزمره مطالب عبرت آموز و یا جذاب تاریخی قرارداد؟ ... مگر اینکه تعریف دیگری از مطالب تاریخی رواج یافته ست که درآنصورت بنده بی اطلاعم ... شاید پرداختن به این موضوع برای تهیه و اقتباس یک اثرسینمایی و فیلم سوژه مناســـبی باشد و یا همانگونه که پیشتر گفتم در رفع ابهامات شرعی و فقهی کارایی داشته باشد اما واقعیت اینست که این تحلیل ها و شاخ و برگ دادن های رسانه ای تنها و تنها عرصه تقابل افراد و شخصیت ها و چهره های مشهور و مورد احترام - سینما و ادبیات - شده که متاسفانه دراین فضای سردرگم و پرهیاهوی رسانه ای قربانی استراتزی های جذب مخاطب و افزایش درآمد شده اند و حاصل آن هم (مثل دیــــــــگر موضوعات و مطالب مشابه ای که همه روزه فضای متن و حاشیه رسانه های ما را بخود اختصاص داده) فقط و فقط موجب تنزل اعتبار وزوال حرمت و احترام این افراد در جامعه است ... توضیح اینکه با توجه به نوع سبک و روشی که بعضی خبرگزاری ها و سایت ها ی مجازی جهت جذب مخاطب برخود هموار نموده حرجی برآنان نیست (چه؛ آنها بیش ازآنکه انگیزه های فعالیت خود را برمبنای فرهنگی و علمی نهاده باشند محتوای خود را باانگیزه های مالی و تجاری و با رویه ای ثابت - که همان کپی کردن یک مطلب و درج آن درصفحات خوداست - شکل میدهند،)  

خب تا همین جای کار ملاحظه مبفرمایید چه موضوعی مورد عنایت و عطف رسانه های ما قرارگرفته و چه هزینه و انرژی را دراینخصوص مصروف کردند؟و این همان نقدگلایه آمیزی است که برخی از عقلا، دلسوزان و کارشناسان امر نموده اند : که هرچند ؛ موضوع جالبی که کیمیـــــایی مطرح کرده از حیث مسایل فقهی و شرعی محل بحث و مباحثه است اما چه لزومی به طرح این موضوع ازسوی ایشان( کیمیایی ) داشت ؟؟ چرا که با توجه به حرف و حدیث های همیشگی پیرامون حیات ومرگ فروغ فرخزاد و حساسیت موضوع در نزد بعضی ازاطرافیان و علاقــــمندان به این شاعره و یا اساتید دینی و حوزوی و ... ، بازگویی این خاطره و با چنین شکل و سیاق کمی از سوی استاد که خود کاملاً به موارد شائبه انگیز و تحریک کننده آشناست بعید می آمد !! اما بزعم بنده مسئله آنست که چرا رسانه ها و مطبوعات ما با وجود اینهمه مسائل چالشی و موضوعات مستعد (ومفید دراوضاع و احوال اجتماعی و شخصیه ) برای تحلیل و بررسی رسانه ای چرا باید فضا وتوان فنی و ... خود را مصروف واقعه ای کنند که چهل سال پیش آنهم نسبت به یک متوفی؛ اتفاق افتاده و در خروجی صفحات مکتوب و مجازی چندین نشریه و سایت قرارگرفته و هریک با رجوع به افراد مرتبط شاهدان واقعه و به شاخ و برگ این قضیه اضافه میکنند ؟مشخصاً احراز نتیجه آن درهیجیک از ابعاد و ارکان هنری اجتماعی و ادبی و ... تاثیر گذار نیست و در ماهیت واقعه هم تفاوتی ایجاد نمیکند مگر اینکه انگیزه دیگری ازراه انداختن این بحث و جدل مد نــــــظـــر باشد ( که دراینصورت شائبه برانگیزست وباعرض پوزش ازورد به آن بحث خودداری میکنم )

اما ادامه این بحث در روزنامه معتبر و وزینی چون « هفت صبح » واقعاً موجب دل آزردگی و نومیدی نخبگان و اسایتد و دلسوزان حوزه فرهنگ و هنر اجتماع میشود و حالا امیدوارم متوجه منظور حقیر شده اید که بررسی صحت و سقم برخی موضوعات مانند همین قضیه حتی اگر به نتیجه محرز هم برسد طبعاً نمیتواند احساس مطلوبی در مخاطبی که من و شما هستیم ایجاد کند و واقعاً لزومی به اثبات اینکه بالاخره فلانی در مراسم تدفین ... بوده و اگر بوده عمل غسل جنازه را انجام داده یا خیر نه دراین دنیا و نه در عقبی ؛ خیر و شری را مشمول حالمان نمیسازد / یا حق

پی نوشت 1 : ایراد این توجیه که با طرح این خاطره برای بسیاری از مخاطبین ابهام شرعی پیش آمده: که درصورت عدم وجود غساله زن برای جنازه زن اگر فقط مرد یا مردانی حضور داشته باشند انجام داد یا خیر ؟؟ بنظر موجه و مستدل نیست چه که این موضع از مصادیق اضطراراست و باید گفت هدف و انگیزه این چند نشریه و سایت و ... نه احراز و یا اثبات این امر بلکه مقابل هعم قراردادن چند چهره و روایت های مختلف و براه انداختن نوعی مصاف گلادیاتوری در معرکه زرگری است و بالطبع ازاین معرکه جیب خود را حجیم تر کردن ... و اصولاً حسب صراحت ایات قرآن و روایات معصمومین همواره باید که حرمت متوفی را در هرحالتی حفظ و محترم دانست و این بحث و جدل ها دور ازادب و اخلاق است

پی نوشت 2: در ابتدا براین پندار بودم که شاید خودم فقط نسبت به این موضوع حساسیت گرفته ام وشاید تحلیل و بررسی این موضوع برای دیگر خواننگان جالب و جذاب است که بعداً پی بردم که آنان نیز چون حقیر می اندیشند و نفع و شری دراین مطالب نمیدانند !!


موضوعات مرتبط: نقد/ تحلیل هنر و رسانه
برچسب‌ها: رسانه/ مسعودکیمیایی/ فروغ فرخزاد
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 12 خرداد 1393 ) ( 08:27 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :