تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - و این دلواپسی ها !!

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                                                                      بنام خدا

بنظر شمـــــــــــا چند درصد ازمردم دلواپسی های باکلاسی مثل همین دلواپسی مفاد توافق ژنو دارند که روز و شب به آن فکر کنند؟ این موضوع هم بجای خودش اهمیت داره و اینکه دل نگران یا بقول دوستان دلواپس مسایلی چون توافــــقفنامه ژنو و سانتریفورژ و ...باشیم که چیز بدی نیست !  اما در اوضاع و احوال این مردم دلواپسی های دیگه ای هم دیده یا فهمیده میشه که از دید حقیر چه بسا مهم تر از موضوعیه که اینروزها اینقدر مورد نقد و بررسی قرارگرفته !! ایا واقعاً روا نیست که دلواپس آنها هم باشیم؟دلواپس خانواده هایی که نان آورانشان که تا دیروز با کار و زحمت شرافتمندانه لقمه نانی به دست می آوردند دردورانی که بلحاظ سوء تدبیر و عدم مدیریت صحیح اقتصادی ورکود تولید ... کارخانه ها و کارگاه هایکی پس ازدیگری تعطیل میشدند ازکار بیکار و تبدیل شدند به بیکارانیِ شرمنده زن و بچه! ... 

دلواپس بعضی از همین افراد که در این شرایط رو به اعتیاد آوردند و بعضی به زورگیری و خف گیری در خیابانها !! ...و چه بسا آنها هم دلواپس سیرکردن شکم زن و بچه هاشان بودند که حالا شدند ضد اجتماع و ضدانسان و ... دلواپس خانواده هایی که بخاطر همین مشکلات از هم پاشیدند و حالا باید دلواپس سرنوشت کودکانی بود که با انحطاط و  سقوط کانون خانواده خود در این اجتماع رها شده و با انواع محرومیت ها و عقده ها رشد خواهند کرد !!

 دلواپس خانواده هایی که نمیتوانند داروی موردنیاز بیمارانشان را تامین کنند ؟حتی تصورش هم فاجعه باره اینکه در این شرایط عزیزی در خانواده ای با بیماری صعب العلاجی دست و پنجه نرم بکنه  !! دلواپس آنها که به هردری میزنن بازهم  از عهده تهیه دوا و درمان بیمار عزیزشون بر نمیان که دیگه جای خود داره ؟ بطوریکه بعضیا دیگه عزادار شده و کارشان ازدلواپسی هم گذشته!

دلواپس خانواده هایی باشیم که با کاهش سن اعتیاد نگران بچه های دردانه خود در سنین راهنمایی و دبیرستانند که گرفتار عفریت مرگ آور مواد صنعتی مثل شیشه و... میشوند! کمی دلواپس آنها هم باشیم !

دلواپس فرهنگ رشد و تربیت نسل جوانمان باشیم که «اراذل بودن»و « درحبس بودن » برایش ارزش و افتخار شده و « گنده لات محل» هم اسطوره ای قابل احترام که آرزو میکنند روزی همچون او شوند ،دلواپس  سرنوشت فرهنگ و تربیت جامعه باشیم که نوجوانان امروزی اش از فرهنگ و اخلاق تنها جملاتی را بیاد دارند که در پیامکهایشان رد و بدل مبکنند ، نامهای فردوسی و حافظ و سعدی را از آنرو که در کتاب درسی چشمشان به اسامی آنها خورده میشناسد ؛ اما نه به اندازه «ساسی مانکن » و« امـیــــــر تتلو » و «زدبازی» که ازانان اطلاعات بروز و کامل دارند ؛ و بجز کتابهای درسی - آنهم ازروی اجبار - جلد هیچ کتاب دیگری را نگشوده اما شبها تا سپیده از فیس بوک و یوتیوب چشم برنمیدارد ! کاش به اندازه ای که درباره « به اسم کوچک صدا کردن ظریف و وندی شرمن » اینقدر اهمیت قایل میشدیم نسبت به این واقعیت های تلخ هم توجه میکردیم !! دلواپس افکار و لاطئالاتی باشیم که اینروزها در فکر و ذهن جوانان ما رسوخ کرده!! بگذارید موردی را برایتان بازگوکنم: چندی پیش همسایه مان را که راننده تاکسیه دیدم که حسابی حالش گرفته و دمغ بود وقتی جریان را پرسیدم گفت: [پسرم که چندسال لیسانس گرفته و بیکاره؛ ایستاده تو روم میگه "می بینی امثال بابک زنجانی وفلانی چطور خودشون رو بالا کشیدن ؟ حالا تو سر پیری پشت فرمون نشستی و دلت خوشه مال حلال در میاری ]و بعد با بغض غریبی گفت:[ پسرم اعتقاد داره که من بی عرضه ای بودم که نتونستم از موقعیتها استفاده کنم و حالا اون داره تاوانش رو میده] من صدای شکستن و خردشدن تمام اون مرد رو شنیدم! براستی کسی دلواپس اون پدرو امثال او هم هست که یک عمر کار با شرافتونشون اینجوری میره زیر سوال ؟ آیا دلواپس این واقعیت هستیم که بسیاری ازنسل جدید ما دیگر اعتقادی به رزق حلال و شرافت کاری و... ندارن ؟ آیا دلواپس واقعیت تلخی که ارکان اجتماع را تهدید میکنه هستیم ؟ اینکه حرمت و حیا داره از  رفتارهای ما محو میشه و دودره کردن ،پیچوندن انداختن و ... و امثال آن را در ادبیات رفتاری جامعه رایج شده است؟؟

خیلی از مردم ما این روزا دلواپسند که یکی دو ماه دیگه قرارداد اجاره شون سر میاد و از الآن عزا گرفتن که  اگه صاحبخانه بخواد با این قیمتهای سرسام آور مسکن و اجاره که از توان بسیاری از آنها خارج است رقم رهن و اجاره رو بالا ببره ؛ از کجا بیاورند؟

 ایا دلواپس مسافرت های مردم هستیم که دیگه تو زندگی خیلی ها جایی نداره و اگه هم هست با این خودروهایی که به چند برابر قیمت استاندارد جهانی میخــــرند و چند برابر خودروهای جهانی سوخت مصرف می کنند بجای استفاده و لذت بردن از آن یا آتش می گیرند و یا در تصادفات قاتل  جانشان میشود ؟و دلواپس اینکه اگر بخواهند سفر یک ساعته هوایی  داشته باشند با این ناوگان فرسوده آیا سالم  به مقصد خواهند رسید یا نه ؟

مردم دلواپس اندک سرمایه های خود هستند که ارزش ریالی شان ظرف فقط  چند روز با سوء مدیریت آنـــــــکه میخواست برنامه مدیریت جهانی را پیاده کند یک سوم شد و از قدرت خریدشان بطرز فاجعه باری کاسته شد و حالا دلواپسند که شاید دیگر حتی قدرت خرید وسیله ای کوچک برای شادی دل بچه های خود هم نداشته باشند ؟

و البته ... دلواپس سلامت مردم هم  باشیم ؛ هرچند که مرغ و گوشت در سفره بسیاری کمرنگ شده اما همین میوه و سبزی هایی که می خورند آلوده به سموم غیراستاندار یست که در دراز مدت به انواع سرطان ها مبتلایشان می کند. آیا دلواپسی سونامی سرطان ها هم هستیم که هر روز جان عده زیادی از عزیزانشان را می گیرد؟

دلواپس هوای آلوده ای که تنفس می کنیم ؛با این بنزین های غیراستاندارد و یا کارخانه هایی که نمیتوانند فیلترهای استاندارد تصفیه پسامدها را درشرایط تحریم تهیه کنند و انواع آلودگی ها و ذرات معلق را وارد ریه های مردم  می کنند! یعنی دلواپسی اینکه این هوای آلوده ، کی و کجا بر زمین مان خواهد زد در حد طرح در یک همایش هم مهم نیست ؟؟؟

و البته مردم ما هنوز هم دلواپسی های دیگه ای  هم  دارند که در این نه در این مقال و نه در مکتوب دیگری  مجال پرداختن به آن نیست . دلواپسی هایی که طعم زندگی را بر آنها تلخ و فکر و ذهنشان را اشیانه پریشانی کرده؛دلواپسی هایی که از جنس دلواپسی های جناحی و حزبی نیست ... اما خوش بحال بعضی ها که فقط همان یک دلواپسی را دارند !!





موضوعات مرتبط: جامــــــعه
برچسب‌ها: توافقنامه ژنو/ دلواپسی جامعه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 ) ( 02:20 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :