تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - سبد کالا و رسالت رسانه ای

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب



اینروزها حسن روحانی برای پایبندی به وعده های تبلیغاتی اش درتوزیع غیرنقدی یارانه (بصورت کالا) هزینه های سنگینی را میپردازد و فکرش را هم نمیکرد که سرفصل برنامه های عدالت محورش با چنین نمره ضعیفی درکارنامه سال اول وی  ثبت شود؛ اما واقعیت این بود که تصاویر صفهای طولانی و کیلومتری  مردم -ایستاده درسوز و سرما و زیر بارش برف -و.. که برخروجی خبرگزاریها نقش بست هیچ تناسبی با شعار "تدبیر واعتدال"نداشت و دور ازبرنامه محوری و پاسداری از شان و کرامت مردم بود

           

صحنه های جُستن از دست مامورین و ردشدن ازمیان نرده ها باانعطاف کامل آناتومی بدن ؛ صحنه های منزجرکننده زدوخورد زنان (که البته این یکی انگار کمی مصنوعی بود) ونیز دستهایی که برای لمس چندکالای مصرفی درازشده ؛ اوج شلختگی وبی سلیقگی در اجرای این طرح را چنان صریح و عریان در پیش چشم افکارعمومی و جهانی عیان کرد که چاره ای جز عذرخواهی رسمی برای رئیس جمهور و دستور به تغییر شیوه اجرای طرح نمانده بود !اما همین تصاویر برای تامین خوراک هرنشریه و سایتی کافی بود تا در فضای سیاست هم صفی طولانی وقطور ازانتقاد و اعتراض هادراغلب رسانه ها اعم از اصولگرا و اصلاح طلب ودر هر طیفی چه میانه رو و چه تندرو تشکیل شود

امابحث اصلی ما دراینجا نحوه برخورد و پوشش رسانه ها ازاین موضوع است و بررسی موقعیت آنهادربطن این ماجراابتدایاً بایدازرسانه های اصلاح طلب یاد کرد که عمدتاً درمظان این اتهام قرار گرفتند که نسبت به ناکارامدی دولت در وقوع این صحنه های تکان دهنده با دیده اغماض برخورد و تنها به ابرازتاسف بسنده نمودند؛ بزعـــــم آنها جریان رسانه ای اصلاحات که درمواجه با واقعه "آتش سوزی تولیدی خیابان جمهوری"ابتدا این حادثه را با اب و تاب منعکس و آوای "ضعف و بی لیاقتی مدیریت شهری "را درجهت فشار بر شهرداری برای استعفا سرمیدادند پس ازچندروز که فضای رسانه ای و سیاسی جامعه با تصاویرتوزیع ناکارآمد یارانه غیرنقدی مواجه شد دیگر از مطالبه استعفای شهردار تهران هم ناخواسته گذشتند اما درکنار آن از کشمش و تقلاهای مردم برای دریافت سبد کالا هم چشم پوشی کردند!!

ازدید اصولگرایان ؛جریان رسانه ای اصلاحات با رویکردی دوگانه نسبت به این رفتار دولت درمقایسه با دولت احمدی نژاد؛اگر وی را با توزیع یارانه به گداپروری و عوام فریبی محکوم میکردند حالا خود در مواجه با این تصاویر تحقیرآمیز سکوت گزیده؛ و درحالیکه عزت ایران و ایرانی چنین از بی برنامگی و عدم تدبیر لطمه دیده است فضای رسانه هایشان را به اخبار کم اهمیت و درجه چندم اختصاص داده اند؟ اما اینکه چرا موضع گیری رسانه های اصلاح طلب دراین قضیه برای اصولگرایان حائزاهمیت شده و انگیزه اصلی آنها از پرداختن به این موضوع چست؟ باید گفت که  متاسفانه این مدل رایج رسانه ای ماشده که در هرواقعه بجای پرداختن به اصل قضیه سراغ بهره برداری های خود ازآن میرویم که این هم  ازخصایص اخلاق شخصی ما ناشی شده چنانکه با حضور در یک مراسم, سردرآوردن ازچندوچون مشارکت و مساعدت اشخاص ما را بیش ارهرچیز بخود مشغول میکند !!

        

اما براستی چرا مردم ما برای مقداری اندک از کالا رنج و سختی سوز سرما، باران و برف را بجان خریده و صف های چند کیلومتری تشکیل میدهند؟یقناً در وهله اول این سیاست های اشتباه دولتهای نهم و دهم بوده که چنین رنج های مضاعفی بر مردم تحمیل وحالا هزینه بی تدبیری و سوء مدیریت دولتی را که ادعای مدیریت برجهان داشت را این مردم چنان باپوست و گوشت و استخوانشان میدهند که برای دریافت چندکالای رایانه ای اینگونه سزاوار تحقیر شده اند!!

در مورد این موضوع هم با وجودیــــــکه این تصاویر میتوانست تلنگری باشد تا رسالت حرفه ای رسانه ها درخدمت به مردم بنحو متعالی محقق و با تحلیل اوضاع و احوال جامعه ؛نسبت به سطح پایین معشیت و اقتصاد مردم چاره جویی شود اما رسانه های ما انگار هنوز درقید و بند "ان قلت و فعلت و مافعلت " درشرایطی که همه از حساسیت اوضاع و احوال موجود چه درعرصه روابط خارجی و چه درعرصه های داخلی؛مشکلات اقتصادی مردم؛حساسیت مذاکرات هسته ای و مواضع دول غربی ؛ رسوخ فساد اداری و رانت خواری دربدنه اقتصاد دولتی و نیز تحرکات مذبوحانه ایادی سرسپرده درمرزهای شرقی و ... آگاهند چنان درگیرودار مجادله های جناحی و اتخاذ تاکتیکهای تخریبی برعلیه هم عمده توان و ظرفیت های خود راهزینه میکنند که دیگر درمواجه با چنین مواردی که چهره ناخوشایندی از چهره اجتماع رانمایش میدهد عملاً مثمر ثمر نیستند !! سوال ما ازرسانه های عمومی  بعنوان رکن موثر درجامعه این است که در خصوص این موضوع  که بابی تدبیری دولت اتفاق افتاد و به قولی عزت و شان ایران و ایرانی را زیرسوال برد اگر نشریات اصلاح طلب با تیغ تیز نقد و تحلیل علیه دولت واکنش نشان میدادند برخورد؛ آیا همه چیز سامان میپذیرفت و این نارساییها برطرف میشد ؟؟

نگارنده براین باورم که پرداختن رسانه های اصولگرا به این موضوع رامیشود درحیطه تقابلات و تسویه حسابهای جناحی تعریف کرد توضیحــــــــاً :درسالهای گذشته وقایعی صورت گرفت که درمقایسه با موضوع امروز(توزیع سبدکالا) بنظر ناخوشایندتر و البته بارها و بارها تکرارشد :برای مثال تصاویری ناخوشایند از مردم که با هرسن و سالی بدنبال اتومبیل رییس جمهوری سابق میدوند تا پس از طی مسافتی عریضه ای تقدیم نموده که به دریافت وام 500 هزارتومانی و 200 هزارتومانی بینجامد!! تصاویر مردمی که بجای شنیدن راهکارهایی برای مهارمشکلات و جلوگیری ازرکود اقتصادی دراستودیوهای سیما در زیر آفتاب ایستاده و به شوخی های سطح پایین مقام اول اجرایی مملکت گوش میکردند که آنها را به تسریع در تولید مثل توصیه میکرد وبرای مدتها چهره های خجلت زده و مبهوت بانوان آن جمعیت در آژانس های و خبری و تحلیلی رسانه های خارجی پخش میشد فضای رسانه ای جز چند انتقاد محدود ازرسانه های اصلاح طلب - منفعلانه عمل کرد

و نیزتصویر ایرانیانی که پس ازساعتهاایستادن درانتظاررییس جمهورشان برای شنیدن حرفهایی که آنها رادراین شرایط سخت معشیتی دلگرم نماید با پرسشها وچاشنی خنده همیشگی ایشان مواجه میشود که ازآنها میپرسید :چندساعت منتظر ما بوده این ؟ 8ساعت؟ 7ساعت؟ 6ساعت ... آیا هیچ یک ازاین موارد لطمه ای به  عزت و شان اجتماعی ملت وارد نیاورد؟؟

همین اتهامات ازسوی رسانه های اصلاح طلب درسالهای گذشته برعلیه اصولگرایان مطرح و البته نه تنها این موارد را مصداق تحقیر شان و کرامت ایرانی ندانسته که درمحبوبترین بخش های خبری پخش و مثلاً از گونی های حجیم نامه های مردم بعنوان مصداق ارادت به دولت و محبوبیت یاد میشد اما حالا با نوعی فراربه جلو آنرادوباره و اینبار برعلیه رقیب به جریان انداخته اند!! ملاحظه میفرمایید که رسالت حرفه ای و اخلاقی رسانه های ما بجای اینکه ازظرفیت های عظیم رسانه ای در خدمت به اجتماع بهره بجویند درقید و بند یک دور ژورنالیستی مانده و صرفاً به تریپون هایی تبدیل شده اند که ازهرموقعیت وسوژه ای برای  تخطئه وتخریب همدیگر استفاده که نه "بلکه سوءاستفاده می نمایند"و درواقع فرایندی را بوجود آوردنده اند که دور خود میچرخد و هربار شمشیر نقد و اعتراض را با جنجال و هیاهو تیز کرده و برای هم خط و نشان میکشند !!

ازقرارمعلوم این مدل همچنان در حال تکرار است وتجربه نشان داده که در آینده و درصورت بروز ناهنجاری بی آنکه چاره جویی و تمهیداتی برای بهنجارشدنش فراهم آید تنها موجبات نارضایتی و غرغرکردن را بوجود میارد که در مقایسه با آستین بالازدن و خدمت رسانیدن هزینه برنیست که بلکه عافیت طلبانه است و البته استقرار افراد را در جایگاه جناح خود حفظ میکند وبا وجود چنین رسانه هایی ؛ ما همچنان دور یک سبد میچرخیم و الفاظ و عبارات را میچرخانیم/ و السلام /ناصرلالات 

نگارنده براین باورم که پرداختن رسانه های اصولگرا به این موضوع رامیشود درحیطه تقابلات و تسویه حسابهای جناحی تعریف کرد توضیحــــــــاً :درسالهای گذشته وقایعی صورت گرفت که درمقایسه با موضوع امروز(توزیع سبدکالا) بنظر ناخوشایندتر و البته بارها و بارها تکرارشد :برای مثال تصاویری ناخوشایند از مردم که با هرسن و سالی بدنبال اتومبیل رییس جمهوری سابق میدوند تا پس از طی مسافتی عریضه ای تقدیم نموده که به دریافت وام 500 هزارتومانی و 200 هزارتومانی بینجامد!! تصاویر مردمی که بجای شنیدن راهکارهایی برای مهارمشکلات و جلوگیری ازرکود اقتصادی دراستودیوهای سیما در زیر آفتاب ایستاده و به شوخی های سطح پایین مقام اول اجرایی مملکت گوش میکردند که آنها را به تسریع در تولید مثل توصیه میکرد وبرای مدتها چهره های خجلت زده و مبهوت بانوان آن جمعیت در آژانس های و خبری و تحلیلی رسانه های خارجی پخش میشد فضای رسانه ای جز چند انتقاد محدود ازرسانه های اصلاح طلب - منفعلانه عمل کرد

و نیزتصویر ایرانیانی که پس ازساعتهاایستادن درانتظاررییس جمهورشان برای شنیدن حرفهایی که آنها رادراین شرایط سخت معشیتی دلگرم نماید با پرسشها وچاشنی خنده همیشگی ایشان مواجه میشود که ازآنها میپرسید :چندساعت منتظر ما بوده این ؟ 8ساعت؟ 7ساعت؟ 6ساعت ... آیا هیچ یک ازاین موارد لطمه ای به  عزت و شان اجتماعی ملت وارد نیاورد؟؟

همین اتهامات ازسوی رسانه های اصلاح طلب درسالهای گذشته برعلیه اصولگرایان مطرح و البته نه تنها این موارد را مصداق تحقیر شان و کرامت ایرانی ندانسته که درمحبوبترین بخش های خبری پخش و مثلاً از گونی های حجیم نامه های مردم بعنوان مصداق ارادت به دولت و محبوبیت یاد میشد اما حالا با نوعی فراربه جلو آنرادوباره و اینبار برعلیه رقیب به جریان انداخته اند!! ملاحظه میفرمایید که رسالت حرفه ای و اخلاقی رسانه های ما بجای اینکه ازظرفیت های عظیم رسانه ای در خدمت به اجتماع بهره بجویند درقید و بند یک دور ژورنالیستی مانده و صرفاً به تریپون هایی تبدیل شده اند که ازهرموقعیت وسوژه ای برای  تخطئه وتخریب همدیگر استفاده که نه "بلکه سوءاستفاده می نمایند"و درواقع فرایندی را بوجود آوردنده اند که دور خود میچرخد و هربار شمشیر نقد و اعتراض را با جنجال و هیاهو تیز کرده و برای هم خط و نشان میکشند !!

ازقرارمعلوم این مدل همچنان در حال تکرار است وتجربه نشان داده که در آینده و درصورت بروز ناهنجاری بی آنکه چاره جویی و تمهیداتی برای بهنجارشدنش فراهم آید تنها موجبات نارضایتی و غرغرکردن را بوجود میارد که در مقایسه با آستین بالازدن و خدمت رسانیدن هزینه برنیست که بلکه عافیت طلبانه است و البته استقرار افراد را در جایگاه جناح خود حفظ میکند وبا وجود چنین رسانه هایی ؛ ما همچنان دور یک سبد میچرخیم و الفاظ و عبارات را میچرخانیم/ و السلام /ناصرلالات 




موضوعات مرتبط: جامــــــعه نقد/ تحلیل هنر و رسانه
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 23 بهمن 1392 ) ( 03:08 ب.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :