تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - طالع شناسی سردفتران ( بخش اول )

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

                                   بنام خدا

 آنچه که دراین پست مطلب درج گردیده،نوشتاری است در راستای معرفی اوضاع و احوالات واقعی سردفتران محترم به اکثریت توده مردم جامعه که شناخت جامع و واقعی ازاین قشر محترم نداشته و اطلاعات آنان کمابیش با واقعیت امر توفیر دارد ، این مجموعه ، انعکاس زوایای نادیدنی از وضع معیشتی و شخصیتی این بزرگواران با بیانی طنزگونه و کنایی ست که سعی گردیده به هیچ شخص ، مقام ،گروه و یا کمسیون "خاص"اشاره مستقیمی صورت نگرفته و بیان مطالب بنحو کلی و عام و تماماً حاصل  تصوّرات و برداشتهای ذهنی شخصی است که هیچ قصد و غرضی در پشت آن وجود نداشته و ندارد !!

پیشاپیش اگر در منطوق و یا فحوای کلام عبارت و اصطلاحی درج شده که مورد رنجش عزیزی واقع گردد- بویژه بزرگان و پیشکسوتان محترم این رشته که حق والایی برجامعه حقوقی و عمومی کشوردارند- درهمین بدو امر عذرخواهی و پوزش خودرا صمیمانه ابراز میکنم

                               بخش اول : شناخت طالع سردفتر و روابط وی

(اندر احوالات موجودی بنام سردفتر)

طالع این موجود را ترکیبی از رفتارها، کنش ها و حالات متفاوتی تشکیل داده که بنا به اقتضاء شغل و مسئولیتش در او تجمیع شده " نوعی "جمع اضداد که تناقض شاخصه طالع  اوست و این احتمالا بخاطر نوع عنصر« آب و آتش » از عناصر چهارگانه ذاتی اوست  با امتزاج کمی  ماده "اسیدسیترییک" که عامل ایجاد استرس و دلشوره های مداوم شناخته میشود !


و امـــــــــــا بطورکلی سردفتر شخصیتی است با مشخصه های ذیل :

* چهره ای سرد و بی تفاوت در ظاهر و درباطن سرشار از حرارت و حرکت در قالبی خشک ، جدی ، و اتو کشیده که در نگاه عوام موجودی بی احساس بنظر می آید درحالیکه بسیاری از ایشان انسانهای کاملاً احساساتی و عاطفی اند 

باطن آشفته و بهم ریخته شان که ناشی از استرس و دغدغه های مداوم است در اغلب مواقع آراسته و مرتب است و یعی زیادی بر حفظ دیسپلین وموقعیت ممتاز اجتماعی خودهستند !

*  مردم براین عقیده اند که "ستاره اقبالش درخشان و پرنور است " او ملکه ذهن کارمندان ، فامیل و آشنایان خود ست چنانکه خوشبخت ترین موجود روی زمــــین میشمردنش کهبرنامه زندگی روزانه اش براین منوال است :

 صبحها به دفتر می اید پشت میز می نشیند تا ظهرکاری جز مطالعه روزنامه و کتاب و اخیراً وبگردی و ... ندارند و در این بین گاهی هم البته «با دستانی آفتاب ندیده و لطیف » برخی اسناد و مدارک را امضا میکندو با پایان وقت اداری به خانه میرود ، اغلب هم گوشت بوقلمون با خورشت قیمه برهِ آهو تناول کرده و  پس از یک چرت قیلوله ،عصر ها هم اگرتابستان باشد در زمین های گلف و تنیس صفا می کند و زمستانها هم هرروز در سونا و بیلیارد و .. خوش میگذراند [و لابد بهمین خاطرستکه بعضیها وقتی به زندگی و خلوت احدی از آنها نزدیک میشود با دیدن روحیه خسته و  بیحس و حالش زبان به ملامت میگشایند که چرا فقط این یک نفر با تفریح و عیش و خوشی بیگانه است و دیگر همکارانش را مثال میزنند که غرق تنعم و سر خوشی اندو  علاقه عجیبی به دعوت از وی به صرف نهاری ، ... و خلاصه گذران ساعتی در باغ شخصی شان دارند] چه ؛  قطع بع یقین نمیدانند که این بنده خدا حتی حوصله دقایقی  نشستن در باغچه حیاط مجتمع مسکونی خود را هم ندارد

* این جماعت بعد از گذشت سالها هنوز  ماهیت شغلی خود را نمیدانند که آیا جزو ادارات دولتی بحساب می آیند یا موسسه خصوصی اند با خدمات عمومی؟  زیرا گرچه تهیه دفترکار و ملزومات آن در آغاز برای سردفتر احساس مدیریت و مالکیت خصوصی را ایجاد و زمام امور را بدست میگیرد ... لیــــــــکن بعدها به محض ورود و حضور اولین بازرس در دفتر متوجه میشود حتی چیدمان وسایل چون میز و صندلی و بایگانی و...( که با هزینه و سلیقه شخصی تهیه کرده اند) تابع ضوابط و مقررات است ، این صنف  حتی تکلیفش با روزهای تعطیلیش هم مشخص نیست فی المثل درتعطیلات عیدنوروز آنها چون ادارات دولتی تا چهارم فروردین مجاز به تعطیلی اند اما وقتی روزهایی به جهت بین التعطیل بودن یا بارش نزولات و دیگر وقایع ... با تصویب هئیت دولت تعطیل رسمی میشوند در شمول آنها به دفاتر رویه کسانی وجودندارد

* اغلب مردم او را آقابالا سرخودش دانسته و درمیان بستگان اورا برای فرزندان خو د مثال می آورند تا درس بخوانند و همچون وی برای خود آقا و رییس شوند تا برای دیگری کارنکنند و کسی نازکترازگل بدانها نگوید 

[ البته مسلم است که این عزیزان چیزی از وصول مالیات وحق الثبت و بیمه و عوارض و... نمیدانند که مهمترین وظیفه سردفتر همین اخذ مواجب و مبالغ از مراجعین با هزار حرف وحدیث و قیل وقال و سپس پرداخت راحت الوصول و سریع السیرآن به شعب مختلف دولتی است(که الحمدالله هرروز درمشکلتر نمودن فقره اول و آسانترکردن فقره دوم مقررات و راهکارهای بی بدیلی وضع میشود) و - نعوذبالله- زبانم لال یکروزهم در پرداخت هزینه های عمومی تاخیرنداشته باشد ]


                                                 

روابــــط سرد فـــتر :

* نوع روابط شغلی وی با کارمندان و اعضای زیر مجموعه اش * : ازروابط کاملاً بسته و فامیلی تبعیت میکند و جزیکی دو تن ازکارمندان اغلب از اقوام درجه یک و ی میباشند

* : ذهن و خیال او در اکثر مواقع نسبت به کارکنان غریبه اش پریشان و درمورد بستگانش که فقط دردفتر میچرخند و پول مفت میگیرندو به هرحالت همیششه در طالع خود روزی را پیش بینی میکند که قرارست دست دردست هم خواسته و ناخواسته او رابه خاک سیاه بنشانند

* :  گزینه حق و حقوق کارمندان غریبه و بستگانش  مصداق - قوز بالاقوز است – که هم از قانون دفاتر اسناد رسمی و قوانین و مقررات ثبتی و ارگانی و... تبعیت میکند و هم از قانون کار  که البته دراین بین کارکنان غریبه تنها حقوق  و مزایای قانونی خودرا از سردفتردریافت می کنند اما دررابطه با کارمندان فامیل این حقوق و دریافتی حد و مرزنامحدود داشته و شامل هرگونه  هزینه  های  جنبی خرید از تهیه هزینه عروسی و خانه و لوازم آن گرفته تا هزینه سفر مراسماتی چون درگذشت پدرهمسر و تهیه جهیزیه دختر و کادوی عروسی برادرزن و ... میشود [و این درحالیست که درطالع فعلی دفاتر که اوضاع فلکی و ملکی و .. آنها شدیداً  قمر درعقرب است به جرات میتوان گفت 3چهارم کارمندان اضافی و فقط برحسب رو دربایستی مانده اند]

* کارشناسان مشاغل حقوق – همچون وکلا و قضات محترم –معتقدند که آنان جزتحریر متون و مفادکلیشه ای و ثابت ازاطلاعات حقوقی برخوردارنبوده و این درحالی است که سردفتران برخی مشتریان را مثل وکلا ،مشاوره (البته ازنوع مجانی اش ) میدهند و درعین حال نسبت به بعضی پرونده ها از شم قضایی و دادرسی استفاده میکند (و جالب اینکه بسیاری از دوستان آنها که وکیل و قاضی اند در صورت مواجه با موضوع ملکی و شخصی خود از راهنمایی و مشاوره سردفتر بهره میگیرند)

* و اما با نمایشگاه داران : بـــــــــلـــه ؛ او عزیز دل مشاوران خودروست ؛محبوب و دوست داشتنی  البته از نوع «سفیدامضاگیر» آن که در تاریخشان هیچ موجودی عزیزتر و محبوبتر از سردفتری که سفید امضا بگیرد دیده نشده و در تاریخ چنین میزان علاقه ای از هیچ موجودی به ثبت نرسیده (البته از نوع ظاهری و شکلی آن ) این جماعت دلال عالم هستی را بدون او نمیخواهند ولی درعوض سردفترانی که سفید امضا نمیگیرند  نه تنها محبوبیتی درنزد این افراد نداشته که گویی حق دیگری را ( که میتوانست یک سفید امضاء بگیر بالقوه باشد ) غصب کرده اند،این گروه نیز از همانانند که علاقه عجیبی به دعوت سردفتران به باغ و و یلای شخصی خود داشته و برای نجویز هر حس و حالی به سردفتر این گزینه رانکرا میکنند (روایتی است که یکی از دلایل "نظریه ابطال دور در علم منطق" نیز از اعمال این جماعت برآمده که از ماسبق ترین اودار باستان ؛چون با اعمال و کردار ناصواب خود در اغوای سردفتر به اخذ سفیدامضا و تکرار آن  وی را به  روز سیاه انفصال کشانده لاجرم که طرفی از سردفتر منفصل برندیده به طرف العینی درپی دیگری برآمده و خلاصه با تیره بختی هر یک از ایشان  دیگری را جذب و سپس سقط نموده و خلاصه آنقدر این رویه را تکرار نموده تا آنجا که حکیم و عالم بزرگ تاریخ باستان جناب افلاطون براشفته و دلسوزانه به حال سردفتر بینوا "نظـــــریه ابـــــطال دور " به منصه اثبات رسانده است

*- رابطه سردفتر با دفتریار: ازپیچیده ترین و درعین حال مرموزترین روابط دنیاست که هنوز هیچ طالع بینی نتوانسته ابعاد و جوانب آنرا کاملاً شناسایی نماید ، این رابطه چنان رمز آلود و ناشناخته است که میگویند بسیاری از کدها و اسرار تقابل دوابرقدرت شرق و غرب درزمان جنگ سرد (جنگ ستارگان ) از آن وام گرفته شده است .! هنوز هیچ سردفتری فلسفه وجودی دفتریار را کشف نکرده است ! مهم ترین توصیه سردفتران قدیمی به متاخرین اینست که " به دفتریارت رو نده "که البته درباب این رابطه مثل ها ،قصه ها و روایتها ی بسیاری درتاریخ نقل گردیده که از انبوهی آنها میشود چندین مثنوی تالیف کرد !! برای نمونه به این مثلها توجه کنید :

= زن را میشود طلاق داد اما دفترایار را نه "

= انتخاب دفتریار مثل خریدن هندوانه دربسته است

=کسی که همسر ناسازگاردارد ازنیمی ازلذات زندگی محروم است و سردفتری که همسرش را دفتریارمیکند ازتمام آن !!

- اما درمقابل دفترایاران نیز خود را ستون و رکن اصلی دفاترمیدانند که سران دفاتر از باب زحماتشان منتفع میشوند که ازاین حیث پربیراه هم نمیگویند؛ درطالع آنها پانزده ستاره دیده میشود که همیشه هست و سوسو میزند و هیچ کس تاکنون درطالعِ دفتریاری ندیده که از دریافت حقوقش محروم مانده باشد " یکی ازدلایل آن پشتوانه ای بنام بازرسی ثبت است که علاقه عجیبی به محاسبه و تعیین تکلیف درصد دفتریار دارد " با این وجود اکثر آنان بازهم گله مند و معتقدند که حال و روز شان ناشی از قهر و غضب الهی است و کثرت استعمال دعای " دفتریاربشی " بجای دعای "پیر بشی " ( که دردوران طلایی دفتریاری رایج یود )

- البته فکرنیکنید این رابطه همیشه برمبنای کدورت و چالش است ؟بلکه بسیاری ازلحظات صدای خنده شان از اتاق سردفتر به گوش میرسد که ازقرارمعلوم پیامک های جدید خود را به اشتراک نهاده و عجیب اینکه نود درصد طنز پیامکها مربوط به قومیت سردفتر است ..

یکی از اموراتی که سردفتران همیشه با آن مواجه اند حل و فصل دعواها و درگیری هاییست که بعضی از دفترایاران محترم روزی دوسه فقره آنرا( اقلاً) مرتکب میشوند و انرا ناشی از عدم کنترل و تعادل اخلاقی بلحاظ امورسنگین دفترخانه میداند که جملگی بروی تحمیل شده است

*: رابطه سردفتران با بازرسین: رابطه ای است کاملاً رو باز،توام با احترام و ارادت ، دست دادن های گرم و البته تعارفات مصنوعی !! همانند تعارف چای سردفتر به بازرس که تاکنون کسی بیاد نداشته بیش از یکبار چای رابه بازرس تعارف کند ولی درعین حال یکی ازبیادماندتی ترین روابط ست بنحویکه محال است چهره بازرسی که با کشف تخلف و... موجبات انفصال را فراهم نموده از ذهن آن سردفتر که هیچ از حافظه فرزندان و نوه و نتیجه هایش هم فراموش شود  /

خـصـوصــیات شخـــصی و شغلی :

*ازضریب هوشی بسیار بالایی برخورداراست !! قدرت حافظه اش عالی و دارای چشم تیزبینی است که با آن هم ظاهر مشتری را ورانداز میکند و با نگرشی دیگر باطن درونی اش را و با نگاهی دیگر اسناد و مدارک را برای تشخیص جعل از اصل =این پروسه که تماماً در چند ثانیه اتفاق می فتد احراز هویت نامیده میشود = که مهم ترین مسئولیت سردفتران است و جالب اینکه کمتر پیش می آید آنرا شخصاً انجام دهند مگر درموارد معدودی که مراجعه کننده بطور خفن مشکوک باشد

* در طالع آنان حساسیت عجیبی به واژه " انــ..فــ .. صــالــ " دیده میشود و بااین واژه بدجوری اوضاع فلکی اش قمر درعقرب میشود ،اخیراً پزشکان و اندیشمندان علوم غریبه و نفسانی با بررسی تصاویر رایانه ای و ...--گرافی سردفتران فهمیده اند دربخشی از مغز آنان سلول هایی دیده میشود که نقش و و ظایف خاصی را درطول روز برعهده دارند و آن « یادآوری عوارض انفصال و ترس از آن است » که درصورت بروز فعالیت موجب افسردگی و نوعی «خودواهمگی »میشود و بعضی شان هم چنان فعال و قدرت عمل بالایی دارند که با یادآورندن سرنوشتهای وحشتناک ،سردفتر رابه مرز سکته و ایست قلبی میرسانند [بنابراین چنانچه در مراسم عروسی و یا جشن تولد و ... با قیافه درهم وی مواجه شدید ،یا گوشه ای کزکرده و بانگرانی به جایی خیره شده گمان نکنید که از کسی یا چیزی ناراحت است ، این حالت نشانگر فعال شدن همان سلول هاست و درآن لحظه ذهن او در جایی سیر میکند که اگر از آن سردرآورید قبض روح خواهید شد !! ]

درعین حال بعضی پدیده انفصال را نوعی استراحت فصلی میدانند و برنامه سفر بلند مدت ،کوتاه مدت و دوره ای خود را دراین ایام طرح و اجرا میکنند وحتی نذر و نیاز هایی صورت می گیرد تا دوران اجرای « انفصالشان » در ایام خرداد1393 و همزمان با برگزاری جام جهانی برزیل اجرا گردد

* اکثر سردفتران ازروح حساس و لطیفی برخوردارند ؛ آنها علاقمند به موسیقی ، سینما و ...هنرهای دیگر ند اما دریغ از رفتن به سینما و با کنسرت خوانندگان و ...نوعی عرف رایج روی آوردن به این اعمال را ادا و اطوار و جلف گری میداند که مغایر با شان و شئونات آنان است واصولاً بعضی ازکارهای رایج مردم عادی برای آنان گناه بزرگی است مثل سیگارکشیدن ، بلندکردن صدای پخش خودرو، پوشیدن شلوار لی و تی شرت ... بلند خندیدن در مهمانی هاو... آنها ازبسیاری کارها و دلمشغولی محرومند وحتی اجازه تاسیس و تصدی به شغل فلافل فروشی را هم ندارند

در مراسم و جشن ها می توانید حساب ویژه ای روی هدیه آنهابازکنید و از آنها انتظار یک دست بشقاب چینی و یا استکان بلور اعلا اصفهان بعنوان هدیه و پاتختی را نداشته باشید هرچند این قشر از دریافت یارانه محروم میباشند

آخرین بار هیچ سردفتری یادش نمانده درچه تاریخی ازته دل خندیده است ، آنها همیشه منتظرند که کسی با ابروان گره کرده از دربیاید که حامل خبر ناگواری باشد و این کابوس در تمام حظات زندگی یک سردفتر یافت میشود ، نقطه اوج آن هم لحظه ای است که پستچی یک پاکت نامه رسمی از اداره ثبت ،جامعه سردفتران و یا دادگاه به دفتر می آورد ،اکثر موارد ایست قلبی سردفتران در طول لحظات دریافت پاکت تا بازکردن آن روی میدهد که متاسفانه شامل بیمه عمر هم نمی گردد

در خانواده :

درخانواده او موجودی است قابل احترام که البته صبح به دفترش میرود و ظهر به خانه برمیگردد و واز قرار معلوم به همین علت دیگر نیاری به گفتن "خسته نباشی " و یا " خداقوت " به ایشان احساس نگردیده ؛ و آنها برای همیشه تاریخ در حسرت شنیدن این کلمات خواهند ماند

او کمتر درانظار عمومی دیده میشود و اصرار همسر یا فرزندانش برای پارک و یا گردش همراه وی بی نتیجه است و اگر هم روزی این فرض محال محقق گردد آنها را به مکانی خواهدبرد که هیچ موجود زنده ای درآنجا روئت نگردیده است

البته اینرا بدانید که او دلسوزترین پدر دنیاست  هرچند که کمترحوصله فرزندانش را دارد اما بااین حال هیچ وقت دست خالی برای آنها به خانه نمی آید و روزانه هدایایی را میخرد که اغلب سروش نوجوان و یا کیهان بچه هاست

      سفر درطالع سردفتران :

آنهابه دلایل نامعلومی بین مردم به «حاجی » ملقبند درحالیکه زیارت حرم شاه عبدالعظیم (ع) برایشان آرزویی دست نیافتنی است ! عبور از هفت خوانی بنام « اخذ مرخصی و انجام تحویل و تحول » عملیاتی به مراتب پیچیده تر از سفر فضایی – بانو انوشه انصاری –است !! اکثر سردفترانی که برای چندروز سفر و تغییر آب و هوا رنج و سختی این عملیات را به جان خریده اند دربرگشت دفتری را تحویل گرفته اند که بی شباهت به «نیروگاه چرنوبیل » روسیه نبوده و درواقع برای یک مرخصی ناقابل دفتر خود را به فنا داده اند ؛ آنها حتی گاهی از ملاقات وعیادت عزیزان خویش هم محروم میماند و سپس تا آخرعمر خود را نمیبخشند

حقیقتی در طالع آنهاست که اگر طی مدت دوهزار و هفتصد و هشتاد و نه روز بست دردفتر خود نشسته باشند هیچ گونه مشکلی آنها را تهدد نمیکند اما کافی است که پس ازاین هفت سال و نیم هوس کنند مثلاً آخرهفته را در مرزن آباد هوایی تازه به سرشان بزند و پنجشنبه رافاکتور بگیرند و تمام چهارشنبه را با توصیه و انجام امور معوقه و تکمیل نواقص و... عصر با کلی دلشوره حرکت کرده ودر تمام مسیربی آنکه کوچکترین لذتی از زیباییهای جاده ببرند درذهن خود باردیگر با استرش و دلشوره تمام مواردی را که ظرفیت مشکل آفرینی بهمراه دارند مرور و شب نیز درخواب کابوس حضور یک اکیپ ویژه ازبازرسی دردفتر و تصاویر مغشوشی از حکم انفصال درگیر ی مشتری و ... می بینند که متاسفانه دراکثرموارد تعبیر آن به حقیقت می پیوندد و صبح با صدای تلفنی ازخواب برمی خیزند که که خبر درگیری مشتری با کارمندش میدهد ( که احتمالاً ازاینکه سردفترهمواره فارغ البال و بدلخواه گردش میرود و آنها با سختی و رنج فقط و فقط کارمیکنند عصبی شده )

و بالاخره طالع سردفتران از فرجام آنها چه میگوید :

درسالهای قبل طالع آنان ازحضوراین قشردرطبقات بالایی جامعه حکایت میکرد اما درسال1387باجهش خیره کننده ای تعداد آنان دوبرابر گردیده و با این افزایش درشرایط رکود اقتصادی ...جزو طبقات میانی جامعه قرارگرفتند که با ادامه روند فعلی در سالهای آینده «کارشناسان» برای آنها احتمالاً زیرخط فقر را پیش بینی می کنند [شایعه شده که این امر درراستای اجرای « پروژه اشتغالزایی خودسردفتری» است که طی چندین مرحله اجرا وتاکنون تامرحله هرمحله یک دفترخانه محقق و درادامه بااجرای آخرین مرحله که «هرخانواده یک دفترخانه» است تکمیل خواهدشد]

اخیراً تیره ای ازآنها بنام « سردفتران جدید » پا به عرصه هستی نهاده اند، شکل جذب ، گزینش، ابلاغ و آغاز بکار این گروه چنان عجیب و ناشناخته بود که در هیچ یک ازصورفلکی و اجرام آسمانی دیده نشده است ،آمار این گروه از تعداد ثابت و مشخصی برخوردار نیست و ازقرارمعلوم هرموجودی که تا قبل از سال 1387مفتخر به اخذ مدرک کارشناسی حقوق قضایی و بالاتر شده– در این تیره (گونه ) جای میگیرند ، آنها دقیقاً همزمان با افول و زوال اوضاع اقتصادی و معاملات ملکی و... به این عرصه وارد و درهمان بدو با اعتراض اسلاف و اقشار متقدم مواجه وآنها را عامل اصلی درافت و رکود آمار مراجعین به دفاتر ؛افزایش ناامنی و اسناد اشتباه و ...، آشفتگی در بازار اسناد، معاملات خودرو ، دلارچهار هزارتومانی افزایش آمارطلاق وزورگیری ورواج بداخلاقی درجامعه و... میدانند ، ازدید اسلاف این شغل « آنها اشتباهی اند » و نمی بایست ابلاغ خود را تحویل گرفته و وارد این عرصه می شدند (این ادعا درزمانی مطرح گردیده که بسیاری از پست و مسئولیت ها به افراد اشتباهی واگذار و نه تنها مورد اعتراض واقع نشده که ازتحسین و تمجید هم بی نصیب نماندند) 

اصولاً از دوران باستان این باور نسبت به سردفتران اسناد وجود داشته که می بایست این قشر عاری ازهرگونه نقص و خطایی باشند به عبارت دیگربا وقوع (bing bong) یا همان انفجاربزرگ، دوام و بقای جامعه بشری ،گردش سیارات و اجرام سماوی و استقرارکوه ها و حدوث صحاری و... تنها درگرو آنست که موجودی به نام سردفتر  از مدار انسانیت این اجتماع بسامان !!! منحرف نشود و اصلا از قرارمعلوم «متن اولیه اصل بقای ماده» برهمین مبنا بوده که اگر کار او درست باشد همه ارکان آفرینش به نحو سالم و سلامت برقرار مدار خود بی ذره ای انحراف میچرخد 

و البته اگراین اصول و ضوابط قرص و محکم نسبت به همه عناوین مدیران و مسئولین اعمال میگردید چه بسا درطالع جامعه انسانی چیزی جزسعادت و رستگاری دیده نمیشد ... اما خب چه توفیقی ازاین بالاتر که تمام ذرات و کرات عالم و خلق آدم بر رستگاری سردفتران اسناد حساس و مراقبند (اعظم الله اجورهم) - ناصرهلالی




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( دوشنبه 15 مهر 1392 ) ( 02:29 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :