تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - سایه یک پیامک برانتخابات کانون سردفتران البرز

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

... و رسیدیم به قصه آن پیامک جنجالی

غروب جمعه ششم دیماه سالجاری؛ تب و تاب انتخابات اولین دوره کانون سردفتران البرز ؛با اعلام نتیجه نهایی اسامی حائزین اکثریت آرا فروکش کرده و پرونده این رقابت صنفی با برگزاری انتخاباتی آبرومندانه و شکوهمند که مایه مباهات قشر فرهیخته سران دفاتر و دفتریاران البرز بود "بدون هیچ ان قُلت و حرف و حدیثی" میرفت که مختومه شود؛ ...اما وقوع یک اتفاق درست در لحظاتی پس از اعلام اسامی نامزدهای حائزین اکثریت آرا؛ بنوعی محاسبات را بهم ریخت و تا مدتی سرفصل گپ و گعده های بعدازانتخاباتی رابخود اختصاص داد


ارسال یک پیامک که ضمن تشکر ازرای دهندگان؛ این تضمین را به آنان داده بود که درطول دوه انتخابات و تبلیغات از اقدام به برخی مبادی غیراخلاقی جهت جذب آرا ازقبیل برگزاری جلسات و میتینگ های خاص و ایداء هرگونه وعده و و عید ؛تمسک به مسایل مذهبی و اسامی معصومین و ... خودداری نموده و همین متن کافی بود که حرف و حدیث هایی را درلابلای محاورات و گفت و شنیدهای همکاران ایجاد نماید؛ در این بین معدودی که انگار از هروله کردن آتش این واقعه نفعی میبردند تاب و توان خویش را بر استعمال معانی خاصی نهادند تا این قضیه به سمت و سوی اختلاف و رویارویی سوق داده شود و البته بعض همکاران که ازسابقه و کسوت دراین وادی برخوردار و ازتاثیرات ناگواربروز اختلاف صنفی بخوبی آگاه بودند صرفاً به اظهار تاسف و "تکان دادن سر" بسنده کرده و سعی بر فرونشاندن شراره های اختلاف و تحذیر از تراکم حرف و حدیث دربین همکاران داشتند ... بطور کلی این موضوع و جهات پیرامون آن بهانه ای شد که روند انتخابات این دوره را دراستان مورد بررسی و کنکاش قراردهیم :

این انتخابات از آنرو که اولین هئیت مدیره کانون سردفتران البرز را تعیین میکرد ازاهمیتی دوچندان برخوردار بود بعلاوه اینکه در شرایطی کلید میخورد که پیکره شغل سردفتری اینروزها؛حال و روز ناخوشی را سپری میکند و هنوز در شوک تحولات و تغیراتی بنیادینی همچون ثبت آنی؛ حذف اوراق بهادار و ... که بر بدنه اش تحمیل گردیده "سردرگم وار" در رکود بی سابقه معاملات و وضعیت اقتصادی روزگارمیگذراند ؛بدین جهت تنور تبلیغات این دوره گرمتر ازهمیشه روشن شده بود !حضور دوجریان عمده ،سرفصل اصلی لیست نامزدها یی بود که به مصاف هم آمده بودند: جریان اول همان هسته اولیهِ در تاسیس تشکّل جامعه سرفتران کرج بود که ما دراینجا آنرا « گروه اول » مینامیم و جریان دوم ائتلاف سردفتـــــرانی با سابقه که در فهرست شان اسامی پیشکسوتان محترم و مجربی که دربین دیگر همکاران شناخته شده تربودند به چشم میخورد و ما ازآنان نیز بنام « گروه دوم » یادخواهیم کرد :

مشخصاً  گروه اول از اقبال بالاتری در جذب آرای اکثریت برخوردار بود و بسیاری ازکارشناسان امر حضور سه چهار چهره شاخص این گروه را در صدر لیست برگه های رای قطعی میدانستند چه؛ بخش اعظمی از جمعیت واجدین شرایط رای دهندگان سردفتران جدید الورودی بودند که رابطه شغلی و شخصی چندانی با نامزد ها نداشته وبطور مستیقیم شناخت موثری نیز ازآنان نداشتند ...اما سابقه سالها تصدی برتشکل جامعه سردفتران حضور نامزدهای جریان اول را درمراسم و مناسبات صنفی درپی داشت و نیز ارتباطات عمومی ایشان بنا به امور اجرایی و تصدیگری ملموس تر بود حال آنکه گروه دوم "جزیکی دوتن" ازآنان بقیه از این امتیاز بطور موثرمحروم بودند

تجربه و اشراف گروه اول نسبت به امور و مسائل جامعه سردفتران نسبت به نیرو های تازه نفسی  [که برای اشراف و تسلط بر ظواهر امور نیازمند به مجال و زمان مقتضی اند) عامل بی اهمیت و یا کم اهمتی در اقناع رای دهندگان نبوده است  هرچند نمیتوان نمره واحدهای عملی گروه اول (اعضای جامعه )را درکارنامه فعالیت های این چند سال "بویژه در بخشهای رفاهی؛فرهنگی و بهداری"نمره مطلوبی دانست و احتمالاً گروه رقیب - ائتلاف سردفتران -با طرح همین کاستی ها و نیز بااین پیش فرض که "وجود معایب و ضعفها و شرایط ناگوار وضع امروزی دفاتراسناد متوجه تشکل های فعلی و ناشی از اهمال و ضعف تصدیگری آنان ست" سعی بر ثبات موقعیت خود و حفظ توازن با رقیب داشت اما بسیاری از سران دفاتراوضاع و احوال امروز را ناشی ازاراده ای بالاتر و مصوبات و تصمیمات کارگروه هایی میدانند که اولی تراز اختیارات و مسئولیتهای کانون و جامعه های سردفتران استانهاستو بنظرمیرسد که این گروه در ارزیابی های خود محـــــدوده ضعف و کاستی ها را کمی حجیم از حد معمول؛ متوجه تشکل "جامعه سردفتران "دانسته وطرح این موضوع هم نمیتوانست عملاً نقطه قوتی برای ارتقا سطح آرای احتمالی " گروه ائتلاف سردفتران" و عاملی برای تضعیف گروه رقیب درجذب آرا باشد!!

با اتمام فرایند انتخابات و اعلام نتایج نهایی؛موضوعی که دراولویت مباحث و محاورات رای دهندگان قرارداشت ارسال همین پیامک بود و متنی که برداشتهای مختلف دوستان و همکاران عبارات و اصطلاحات آن را در معانی مختلف و متناقص وضع و دایره نقد و نظر درمورد آن فراخ به جرات میتوان گفت موضوع آن حتی از ذهن و ایده اصلی ارسال کنندگانش دورشد!مع الوصف مخرج مشترک اکثر انتقادها و طیفهای مختلف براین مبنا بود[منطوق این پیامک تقارن با مفهوم آن ندارد ] و ازمفهوم آن "اشارت انتزاعی" برداشت میشود که با نوعی قرائت التقاطی که طرح هر موضوعی را ازجانب گروه و جریانی در مخالفت و رویارویی با جناح مقابل تفسیر میکند(ومتاسفانه جنس قرائت های امروزی جامعه ما را تشکیل میدهد) این برداشت را درخود نهفته" که ارسال کنندگان پیامک ارتکاب اعمال مذکور را که درمتن پیام درج کرده اند به جریان رقیب منتسب و همین موارد عامل جذب آرا و پیشی گرفتن آنها شده است (مشخصاً این نوع برداشت – حال با هرنیت و انگیزه قرائتی- موجب خشم و کدورت بعضی از نامزدهای پیروز گردید

برداشت دیگری از متن این پیامک بنا به اظهار بعضی دیگر ازهمکاران بدین معناست که گویی که رای دهندگان به گروه اول " تحت تاثیر مانورها والقائات این گروه قرارگرفته اند  "و این درست همان گودی رّدانگشت است که موجبات تکدر خاطر دوستان و همکاران را پدید آورده ازاین جهت که مفادمتن پیامک بطور غیرمستقیم استقلال فکری و ذهنی آنان را منفعلانه و موثراز اعمال و افعال گروه رقیب نمایانده درعین حالیکه صاحب این تفکر؛ متولی تنظیم و ثبت اسنادِ مهمترین داشته های مردم است و حال درمظان اتهام انفعال و تاثیرپذیری سطحی قرارگرفته است؛شاید بیش ازهمه آنچه که موجب سوءاستفاده و زدو بندهای کلامی و رواج شایعات گردید همین بخش بود که البته باید در نظرگرفت عاملی که بیش از هرچیز دیگر در چنین برداشت هایی موثر بود وجود دهنیتی قبلی نسبت به شخصیت ارسال کنندگان پیامک و باورهای آنان است که اینگونه قضاوت ها را ناشی شد و اگر آشنایی قبلی نسبت به این بزرگواران و ماهیت تفکرآنان نبود قدر مسلم معیار برداشت های همکاران از متن این پیامک تا حد بسیار زیادی منطبق بود با آنچه خود ایشان اظهار میدانشتند و چه بسا اصلاً چنین ذهنیت ها و برداشتهایی پدید نمی آمد ؛ و خلاصه میشد در نوعی تشکر و تقدیر

اما آنچه را که ارسال کنندگان پیامک اظهار داشته اند :این بوده که منظوراز این متن ایراد تعهد به رای دهندگان خود مبنی بر صحت عملکردشان در مصاف تبلیغاتی و عدم اقدام به روشهای ناصواب همچون وعده وعید ؛سوء استفاده از مقدسات  و...و بطورکلی تقدیر و تشکر از رای دهندگان به خود (باوجودیکه موفق به کسب نصاب آراء نگردیدند) و التزام به اینکه هیچ ارتباطی به وضعیت گروه رقیب و رای دهندگان به آنان نداشته و تصریح به آماده بودن این متن برای ارسال - حتی در صورت پیروزی و حدنصاب آرا - داشته اند اما تقدیر براین بوده که در شرایط عدم توفیق ارسال شود .! البته یافتن نخ تسبیح انگیزه ارسال آن زیاد هم سخت و پیچیده نیست؛ و از التقاط دو هدف اظهارشده برشمردن عوامل بازماندن از راهیابی به ترکیب هیئت مدیره و واگذاری کرسی های اولین دوره آن به گروه رقیب بدست می آید

 

حال از دید اینجانب میشود طور دیگری به موضوع نگریست که شرط آن عدم برخورداری از هیچ پیش ذهنیتی است که دراینصورت میشود انگیزه تنظیم این متن و ارسال آن را طبق آنچه که خود این عزیزان بیان داشته اند نوعی تقدیر از آرای نابی دانست که فقط و فقط از روی ارادت و اعتماد به ایشان که در طی فرایند تبلیغات از رسانه و تریبون موثری برای شناساندن و معرفی خود استفاده نکرده اند داده شده (البته نه ازاین حیث که موجودنبوده ؛چرا که مسئولین جامعه اظهار به دراختیار نهادن امکانات این دستگاه برای معرفی و طرح برنامه های هریک ازنامردها داشته اند ) اما در عمل؛ پیاده کردن کلمات و عبارات تحت تاثیر اقتضاء زمانی و جو فکری خاصی قرارگرفت که حاصل آن تنظیم متنی بود که روی صفحات گوشی های همکاران نقش بست و این فضای ملتهب را پدید آورد یعنی دقایقی پس از اطلاع از نتیجه یک مصاف ( دلیل ذکر کلمه مصاف معنای آنست که عبارت از حضور در مسابقه و رویارویی با یک رقیب یا حریف است ) که طبق نظر اکید روانشناسان و فردشناسان ؛ لحظاتی است که هیجان فکری و احساسات عاطفی شخص در منتهی الیه خود قراردارد که در صورت موفقیت به نقطه اوج سازشگرانه میرساند و درصورت شکست به اعلی ترین حد پرخاشگرانه و دقیقاً در همین زمان است که روانپزشکان و اندیشمندان حالات رفتاری انسان توصیه اکید به حفظ خویشتن داری و خودداری از انجام کوچکترین حرکتی دارند چه ؛ غالباً نتیجه آن خوشایند نخواهد بود ... چه بسیار افرادی که دراین لحظات به هردو حالت متضرر شده اند ( چه بسا شخص برنده ای که سرمستانه از موفقیت خود باارزش ترین مالش را ببخشد ...) و اینجاست که نقش یک مشاور یا همراه خوب مشخص میشود...( حسب تحقیق شورای تحریریه مجله موفقیت شماره 198 ثابت شد 87% درصد ازمحکومیت های کمیته انضباطی فوتبال نسبت به مصاحبه هایی صورت گرفته که در همین لحظات پس ازبردوباخت بازگوشده است ) متاســـفانـــــه دوستان هم دچار ثقل عارضه همین لحظه شده و با عنایت در نحوه جینش کلمات و تبادر معانی آن مبرهن است نوع شتابزدگی درنحوه بیان روی داده که بیش ازهرچیز بیانگر احساساتی شدن نویسندگانی ست که هنوز از عوارض هیجان عاطفی خود نرسته اند؛ هرجند که دراینجا با قشر فرهیخته و جمع فرزانه ای مواجهیم که همواره از آنان انتظار برخوردهای متین و موقر انه میرود ( بلحاظ نوع مسئولیتی که بردوش آنانست ) و احساساتی شدن عامل موجهی دراین گونه موارد نخواهد بود و مسلماً در چنین جمعیتی ؛از کسی که خود را درمعرض قضاوت و رای جمعیتی ازفرزانگان و نخبگان قرارمیدهد حداقل توقع بردباری و متانت اخلاقی در زمان اطلاع از نتیجه نامطلوب میرود :

                                        مردان مصــاف درهمـــه جا یافت میشوند

                                       درعرصه های تحمل اســت که کم دیده ایم    صائب تبریزی

مع الوصف با ارسال این پیامک جو ملتهبی درطی این ایام بر فضای جامعه سران دفاتر سایه انداخت و موجب راه افتادن اقوال و افعال ناخوشایندی شد ؛حرف و حدیثی را باب کرد که البته هرگز بطور رسمی و علنی مطرح نشد و تنها درلابلای اقوال و اظهارات دوستان و همکاران به شاخ و برگ بزرگنمایی و شایعه مزیــــّن میشد و حال آنکه برخی موضوعات بهتر آنست که علنی و صریح مطرح شوند چه ؛ ازباب آنکه ریشه در سوءتفاهم و داشته و بیان صریح و علنی آنها بحث را به تفهیم و تفاهم رسانده و از ایجاد و استمرار اختلاف و فتنه جلوگیری میکند چرا که همین اختلافات بظاهرکوچک مسیر همیاری و همکاری را ســــّد کرده و به عدوات و دشمنی میرساند ومسلماً لازم به یادآوری نیست که  دشمن پروری در جامعه سران دفاتر بجای همیاری چه آسیبی به پیکره جامعه سران دفاتر وارد میکند

                                 دشمن داخلی از خصم برونی بــدتر است

                                 بیشتر شـــکوه یوســـف زبــــرادر باشد         (صائب)

درحالیکه اگر بدقت مسائلی را که بعنوان اختلاف ازآنها یاد میشود رصد کنیم متوجه خواهیم شد که بعضاً اختلاف سلایقی بوده که تقابلاتی را پیش آورده و سوءاستفاده ازاین وضعیت درشکل انتقال حرف و حدیث و رواج شایعات و ...موجب استمراراین اختلافات گردیده و متاسفانه اراده ای هم برای پایان این وضعیت وجود نداشته ... از قرار معلوم رفع اختلافات و نزدیکی هرچه بیشتر بزرگان این عرصه برای تعداد معدودی خوشایند و مطلوب نبوده و بدین جهت هر موضوع و واقعه ای درجمع همکاران ؛ مانند جرقه ای جهت شعله ور نمودن آتش اختلافات و منازعات درونی عمل نموده ازجمله موضوع این مقاله (ارسال پیامک ) نیز یکی از مواردی بود که بجهت اقتضاء زمانی و اشخاص مرتبط  ظرفیت تبدیل به یک اختلاف و مجادله را با برداشتهای مختلف داشت ؛ اینجانب اما همین موضوع را بهانه ای برای رفع کدورت وتقرب عزیزان باکسوت و متولیان این جامعه شریف ارائه نموده ام تا بار چه پیش آید و دلدار که را خواهد ؟؟

 

                      التماس دعا/ناصر هلالی    




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
برچسب‌ها: انتخابات کانون سردفتران البرز/ پیامک
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( جمعه 13 دی 1392 ) ( 01:34 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :