تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - تراژدی یک ذره بین ( پیرامون گزارش خبر 20 و سی شبکه دوم)

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

[   تـــــــراژدی یک ذره بیــــــن ]

دوشنبه شب پنجم اسفند؛خبر 20 و 30 و پخشِ برنامه ای(موسوم به زیرذره بین) با موضوع وقوع تخلف در دفاتر اسناد رسمی و احساس رخوتی غریبانه ازاینکه درچنین روزگار بی مایه ای؛ حرمت آدمی را در پیش چشمان افکار عمومی فقط و فقط برای فرونشاندن بغض و کین شخصی عریان میکنند؛از اینکه یک کژرفتاری صنفی (که فقط گروهی ازمردم ازآن متضرر شده اند) به قیمت نقص حریم آحادجامعه؛وسیله جذب مخاطب کرده اند تا ازاین آبشخور نصیبی برای ارتقاء خود بدست آرند !! نمیدانم در قاب غبار اندود این فضا؛ معیار و ملاک حراج حرمت انسانها راچگونه تخمین و محاسبه میکنند و کدامین ذائقه ریزه خواری اکران این تراژدی تلخ به حلاوت خورند/... الله اعلم

 

نمیدانم به کجا باید شکایت ببریم از این رسانه که بنام روشنگری وبه کام "پرده دری " هراقدامی را برخود مشروع کرده و به صرف حلال ؛ کام دیگران را نامطبوع کرده و خاطرشان را پرملال !! آخر بر چه مبنایی اجزا این دستگاه عریض و طویل از تهیه کننده و کارگردان و گزارشگر و مجری و ... هرجامجال یافته هر کس را که در این جامعه نامش به حرمت برند و مقامش به صولت نشانند بنام واقع نمایی و روشنگری ؛ سیبل وار آماج حب و بغض های خود میکنند که اگر هم نقدی و عتابی" ولو کم رمق و ازبرای حفظ ظاهر" برآید ... چنان نعره وامظلوما ؛ و اغربتا سرمیدهند و ازتنگنای عرصه روشنگری در تاریکخانه رسانه خود در بوق و کرنا کنند که دیگر تاب نقد و عریضه ای [ ازبیم آنکه کوته بینش نخوانند و به توجیه تخلف متهمش سازند] نمی ماند .../ بقیه در ادامه مطلب

"آقایان گزارشگر" که اسم اینکار را میگذارید مچ گیری و کلی بخود میبالید که احراز چنین تخلفی گزاف را براکتاف نشانده و نمره عالی دیگری به کارنامه خویش افزوده اید؛با شما سخن میگویم !!!

نمیدانم کجای ورود به دفتری با درب همیشه باز اینقدر پز و ادعا و...میخواهد ؟ اینجا دوربین و ذره بین که هیچ ؛ کسی با کلت هم وارد شود متعرض نمیشوند؛ حتی اگر روزانه معاملاتی به ارزش ملیاردها تومان را سند زنند... !اینجا نه گیت امنیتی هست و نه کنترل هوشمند و... ازآنرو که تمام مسئولیت ها به گردن همان دفتردار است [که البته خودش ذره ای حق بازخواست شما و هیچکس دیگر رادراحراز دلیل ورودشان ندارد] و الا با اختفاء دوربین و به انگیزه "هوار حرمتش " چگونه میتوانستید اینچنین سکه یک پولش کنید !! پس مطمئن باشید هیچ کجا دیواری کوتاهتر (ببخشید سهل الورودتر)از دفترخانه ها نخواهید یافت !!!

و امــــــــا: مگر شما چه تکلیفی به اثبات وقوع تخلف دردفاتراسناد و نشان دادن به مردم برگردن دارید؟؟ و مگر دفاتراسناد خود مراجع و متولی قانونی ندارند؟ پس این عمل شما درقالب تهیه گزارش ذره بین و استفاده از دوربین مخفی و نشاندن کارمند یک دفترخانه درموقعیت مجرم ازکدام ضوابط ؛ کدام قانون و کدام بخشنامه استخراج شده؟ آیا درراستای تحقق رسالت رسانه ای است یا صرف برخورداری ازتریبون رسانه ملی ؟ ولابد هرآئنه باید توقع تشریف فرمایی خبرنگار فلان روزنامه و نشریه و سایت و ... را داشت؟و یا حالا که افتخار قرارگرفتن زیرذره بین شما رو پیداکردیم !!! باید منتظر برنامه روی ذره بین و آنسوی عدسی و پشت پلک قرنیه و ... برای پخش خبری نیمروز وتمام روز و... هم باشیم که با انواع دوربین ها و میکرو ضبط و کلاً آخرین محصولات پاساژشهرداری و... درراستای انجام رسالت رسانه ای,دفاتر را عرصه تاخت و تازی برای جذب مخاطب کنند و بنام روشنگری و ...مامن وثوق و اطمینان مردم جامعه رادرحد نمایش روحوضی به تماشا گذارند؟ اصلاً  چطور است برای اقناع وجدان حرفه ای تان یک دوربین در دفاتر بگذارید وصل به صدا و سیما  ...تا برای ذره ای ازرسالت خود اینقدر خون دل نخورین و قدم رنجه نکنید؟ بلکه در پرتو عنایت شما از مالدوستی و حرص مال به صراط آییم و قناعت کنیم به رزق حلالی که لابدآنهم زحمت تعیّـــــــنش باشماباشد؟ اصلاً میخواهید از فردا یک نسخه از آمار دفاتر را به صداو سیما هم بفرستیم بلکه این خشم و بغضی که اینچنین  احساس و عواطف انسانی شما را بهم ریخته فروکش کند !!

                          ****************************

بی شک مبارزه با ناهنجاری های جامعه اعم ازگرونفروشی ؛ کم فروشی تقلب و دغل و ...در هر صنف و واحدی  بنوبه خود ارزشمند و درخورتقدیراست اما مسئله این است که داعیه ای که شما بنام "افشاگری و روشنگری جامعه "جار میزنید  "شیوه شهرآشوبی" است که حاصل آن زوال حرمت نهادی بنام دفاتر اسناد ، که میراث شریف ترین مردان تاریخ معاصر است که درتمامی عرصه هاحوادث و بحرانهاو.. ازآرامش و آسایش خود گذشتند ؛تا ذره ای آرامش و امنیت  حقوقی و قضایی این مردم به هم نخورد و حال دراین دوران پر تزویر و ریا که دغل ورزی را کیاست مینامند اگر برفرض هریک ازما درحفظ آن میراث گرانبها قصور و تخلف کنیم قدرمسلم قانون برای رسیدگی به آن مقررات و ضوابطی را وضع کرده متولی و مسئولی تعیین شده است که بحمدالله روز بروز دایره شمول و مسئولیت آن نیز فراخ تر و دقیقتر وبا هرتخلفی حسب ضوابط و مقررات آن به دقت برخورد میشود !!

 حال اگر قانون و بخشنامه جدیدی شما را مجاز به تفتیش در اموراین دفاتر اسناد کرده ما بی خبریم ... اما میدانیم که در نزد خدا هیچ چیزی بالاتر ازحرمت و حیثیت یک مومن نیست ولو تخلفی کرده باشد و هیچ قانون ومقرراتی به کسی اجازه بی حرمتی به دیگری رانمیدهد حال اگر برنامه سازان رسانه ملی خود را بالاترازقانون و مقررات میداند ؛ازآن هم بی خبریم ... فقط احساس میکنیم که این کشتی افشاگری با قطب نمایی بر مدار هیاهو و جنجال چنان به سینه امواج میکوبد که عنقریب سکان ازدستتان درآید و در هر رهگذر و معبری رهاشود وقتی شما یک تخلف صنفی را دریک حوزه جزئی، اینگونه فراگیر برملا و تبعات ناگوارش بر کل جامعه تسری میابد (یعنی یک بدآموزی مطلق) که اگر این رسالت شماست پس لابد آنانکه که در لحظه بروز حوادث جای همدردی و یاری؛ موبایل به دست با تمام توان سعی بر ثبت و ضبط لحظات تلخ و ناگوار مردمانی میکنند برای تماشا درکنار دوستانشان و انتقال به دیگران ؛لابد در راستای رسالت انسانی خود عمل میکنند !!"وقتی نقص حریمی " درقاموس رسانه شما به روشنگری تعبیرشود لابد این واکنش این مردم هم نوعی مشارکت اجتماعی است !!

 

                                ******         *****           ******  

مگر جزاین بوده که شما با اطلاع از تخلفی دردفاتر ؛پاشنه کفش ورکشان بتاخت حضور یافته و آنچه را که نمی باید کرد ؛ دیدید؟ خب اگر نیت بر صلاح جامعه بود و عقوبت متخلف؛ این امر میبایست در نزد مرجعی صالح و قانونی صورت میگرفت که اجر معنوی و توش اخروی شما محظوظ  و حرمت دفاتر اسناد و معتبرین جامعه هم محفوظ میماند لیکن وقتی که "خودنشان" و جارزنان حیثیت آدمی را دربوق و کرنا دمیدید تا نصیبی ازاین مآلم بردید چه انتظاری از قاطبه عوام دارید ؟ چگونه میتوان عموم را ازتماشای "حیثیت و حرمت تاراج رفته کسی " که حدیث رسوایی اش لابلای فایل ها و پلیرها دست بدست میچرخد برحذر داشت وقتی خود از ضبط پنهانی کردار و رفتار دیگری بعنوان وسیله روشنگری یاد میکینیم ؟! نگویید که فرق میکند و نگویید که مسئله را بزرگ کرده ایم و ...توفیری نمیکند؛ دیگر چه بی حرمتی شنیع ترازآنکه نهادی معتبر و مامنِ وثوق ملیونهانفراز آحاد جامعه را چنین به ترکه حقارت و مذبنی بسته و درچشم آدمیان خار میکنید ؟ ارائه این تصاویر جز به هم ریختن ذهن مردم و رواج حس بی اعتمادی درمیان مردم چه تاثیری دارد؟ دراین اوضاع و احوال ، وعلیرغم این همه مشکلات و ناهنجاریها و گرفتاری ها دغدغه ای دیگربرای آنان ساختن نه ازروی عقل است و نه خوی انصاف ! "ذوب شدن اعتماد و اطمینان " درجامعه حاصل همین کوته بینی است و ازتوابع چنین برنامه هایی !! و اینکه ناآگاهانه و آگاه این احساس بدبینی را درتاروپود ذهن و باور و نگاه اجتماع خود بافته ایم و احساس اعتماد را از مردم ستانده ایم !!و حیرانیم که درپس پرده این همه مچ گرفتن و کوس رسوایی زدن از قشری که درجامعه متعالی اند و معتبر چیست ؟

بام تاشام از مدارا و مهرورزی دم زدن و معانی حرمت و احترام را از کلام بزرگان و حدیث معصومین استعاره جستن شما و همکارانتان در استودیوی رسانه و درعمل هروسیله ای را از تریبون و دوربین و قلم و ... مصروف بریدن و تخریب و تحقیر و ...شان علمای قوم و محترمان این مرز و بوم چه تناسبی با هم دارد ؟ نکند توصیه به مهربانی و رعایت حرمت بزرگان " برای شما فقط درحد عرضه کالایی است درمقابل دوربین ها و همراه با لبخند مصنوعی ؟

وجود سردفترمتخلف و دکتر زیرمیزی بگیر ؛ وکیلی که تبانی میکند و ... و یا اغماض مهندسی درنظارت بر بنایی که بر سر ساکنین  آوار میشود -برای مال دنیا- در تمام جوامع انسانی بوده و هست و نیز بنا به قاعده "هرکس خود مسئول حفظ حرمت حریم خویش است" و قدرمسلم متخلف در هرصنف و پیشه ای درواقع نفسش را ازاحترام عاری کرده است؛ لیــــــکن  کدام قاعده ای کوس رسوایی ایشان را مجاز دانسته و استیذان داده که هرکس در برخورد با متخلف حق دارد به رای و تصمیم خویش عمل و حرمت افراد را خرج نفسانیتش کند ...

باری گزارشگران محترم : شما دراین برنامه نسخه ای برای تمامی این قشر فرهیتخته پیچیده چه سردفتر پیشکسوتی که سالهاست باعزت و سلیم النفس به مردم خدمت میکند چه آن سردفتری که ازاموال و دارایی اش درتمام این سالها بخشی را وقف مدرسه سازی وبرای ایتام و بی سرپرست ها نهاده و چه سردفتری که سالها دودچراغ خورده و درس خوانده و درسرما و گرما با بی پولی و...رنج و مرارت کشیده و حالا بجای اینکه [در جامعه امروزی که بسرعت از آموزه های اخلاقی و بزرگی بدور میشویم بزرگان را الگو معرفی کنیم و جوان را ازبی هریتی و بی انگیزشی برهانیم ]اینچنین به آسانی و البته فضاحت میشکنیم !! متاسفانه حدیث این شکایت را مجال نیست و گرنه حرف بسیار است؛اما چه سود که ذره بینی گوهر بزرگی را شکست و تراژدی نقص حرمت کسوت اهل تحریر و قلم اگر به نمایش درآمد نه ازبرای عیب و نقص همکاران و نه از نارسایی فریاد متولیان این قشر که از لجام گسیختگی هیاهو ؛مصروف بغض و کین های شخصی شد !!     / والسلام / ناصرهلالی


                  پی نوشت اول : خودمانی با همان گزارشگران :

نمیدانم فرزند دارید یا نه و آیا تا کنون به فرزندانتان توصیه کرده اید که مثلاً " درس بخون ... بچه خوبی باش ؛ تا بزرگ شدی آدم خوبی باشی " و حالا بنظر شما اون آدم خوبه کیه ؟؟ پزشک؛مهندس ...خلبان؛وکیل؛سردفتر , مدیر؛ بازرس؛کی ؟ بعید میدانم که اینها را معرفی کنید چون هرازگاهی مچشان را گرفته اید و از تخت بزرگی به زیرشان کشانده اید؟ پس کی ؟ بیخیال ... خودش یکی را پیدا میکند... خدا عاقبت همه مارا بخیر کند


                    پی نوشت دوم :

همانگونه که بیش ازاین گفتم صحبت حقیر نه توجیهی و دفاعیه ای ست بر تخلف و...و نه ادعا و شعارشخصی است  ؛بلکه ادای دین به قشر فرزانه و درعین حال موقری است  که احساس میکنم بنا به دلایلی به آنها مدیونم ... و حدیث دغدغه برای جامعه ای که بجای اینکه بزرگانش را درقاب حرمت و تعالی نگهدارد با هرچه دردست دارد از چوب و پتک و تبر بجان تصاویر چهره هایشان افتاده تا کج و معوج نشانشان دهد / با عرض پوزش ؛ موئدباشید !!


موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی هنر و رسانه
برچسب‌ها: رسانه ملی خبر شبکه دو جنجال سردفتران
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( چهارشنبه 7 اسفند 1392 ) ( 02:00 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :