تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - دادگاه بیمه

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

چندسال قبل که در موسسه حقوقی مشغول بودم روزی مراجعه کننده ای حکم دادگاه را آورده بود و...موضوع دعوی شکایت بیمه ایران برعلیه وی بود مبنی براینکه خسارت بیمه را دوبار دریافت  کرده و با ارائه مدارکی از جمله دوفقره چک خسارت ... دادگاه را متقاعد به محکومیت او نموده و حالا با دردست داشتن حکم میخواست که لایحه اعتراضش را تنظیم کنیم اما او جز قسم خداو پیغمبر هیچ دلیل دیگری درتاییید اظهاراتش نداشت ؛ بنده خدا معلوم بود بدجوری بهم ریخته ... احساس صداقت را درطرزرفتار و گفتارش می فهمیدیم ... خیلی دلش پربود ! حالت شخصی که مرتکب کاری نشده و به او منتسب کرده باشن نسبت به شخصی که پنهان کاری میکنه مشخصه بقول معروف عامیانه "بدجوری زورش اومده بود " بنده خدا چندبار بین حرفهاش میگفت " اینجورش رو دیگه ندیده بودیم " و بعد حیران و درمانده از من پرسید ؟" یعنی همین چندرغاز پولی که نصف خسارت واقعی ماشینم شده رو باید برگردونم ؟ " سعی کردم راهی بیابم و دلداری اش بدم ،مثلاً روی اشتباه مامور بیمه و یا قصور و کوتاهی آنها مانور بدم ... اما مثل اینکه فکر همه جا رو کرده بودن ... اونها خودشون به اشتباه مامور خود اشاره کرده اما مدعی بودن که خوانده با علم به اینکه قبلاً یکبار خسارت رو دریافت کرده مجدداً مبلغ رو گرفته ...عملاً راهی برای اثبات حقانیت این بنده خدا نبود و بعدش با خودم فکرکردم ازکجا معلوم ؟؟ شاید این آقا واقعاً خسارت رو دوباره گرفته ... بهرحال شرکت بیمه ... برند معتبری در جامعه ماست و چرا باید چنین موضوعی رو مطرح بکنه که بخواد غیر واقع به کسی تهمت بزنه ؟

چند روز گذشت و اون موضوع رو فراموش کرده بودم تااینکه صبح یکروز که وارد دفتر میشدم ، خانم منشی جوانی رو نشونم داد که ازقرار معلوم صبح زود اومده و پشت دردفتر چمباته زده بود و حالا هم منتظر درسالن نشسته ! ... بنده خدا خیلی مضطرب بود و به محض اینکه وارد اتاق شد با صدای بغض آلودی مراخطاب میداد و میگفت : آقا ترو خدا بدادم برس ... تا یکساعت دیگه زندگیم نابود میشه ...از حرفهاش که چیزی سردرنیاوردم و ابتدا سعی کردم آرومش کنم : و جریان رو که پرسیدم برگه دادنامه ای رو از کیفش در آورد که دقیقاً مثل همون حکمی بود که دادگاه به پرداخت خسارت دریافتی بیمه بعلاوه هزینه های دادرسی و حق الوکاله و خسارت و ... محکوم و بعد ازقطعیت حکم ، اداره اجرای احکام هم ماشین این بنده خدارو توقیف کرده بود

اما هنوز هم منظورش رو از ناله های بدبخت شدم و ... نمی فهمیدم و بعد از لحظاتی خودش برگه ای رو در آورد که اطلاعیه مزایده اتومبیل بنده خدا بود ... و بعد که شنیدم  عصر امروز عقد کنان بنده خداست و یکساعت دیگه هم مراسم مزایده ماشینش برای استیفای خسارت بیمه ... حق میدادم که اینجور آشفته و پریشون باشه ... اما برام عجیب بود که چرا هیچ اعتراضی به حکم نکرده و مانع عملیات اجرایی توقیف اموال و مزایده هم نشده ؟؟ ازقرارمعلوم  باورش نمیش که کار به اینجا بکشه و می گفت :

 "من که چنین کاری نکرده و خسارت زاید و مجدد نگرفته ام ... مطمئن بودم که ناحق محکوم نمیشوم ... از طرفی در تمام این مدت درگیر برنامه های ازدواج ، خواستگاری و نامزدی و عقد کنون و ... بودم " تا آخر فهمیدم که چی میگفت و چطور این قضیه رو جدی نگرفته بود تا کار به اینجا کشیده شده و حالا هم زار میزد و ناله میکرد که اگر خانواده همسرش بفهمند ماشین نداره چی بایست بگه و چه بهونه ای بیاره ... میگفت که دوست نداره اول زندگی دروغ بگه و اگرهم راست بگه که اونا ازهمین ابتدا فکر میکنند دومادشون کلاهبردار از اب دراومده و بی خیال این عقد و ... میشن ، واقعاً به این سرعت نمی تونستم کاری براش بکنم  و درخواست توقف عملیات اجرایی در هر وضعیتی لااقل یکروز اداری دقت میبرد و ... خلاصه باید یکجوری با قضیه کنار می اومد

گذشت تااینکه چند ماه بعد یکی از همکارانم رو دیدم که ماشینش جلوی من توقف کرد و ماهم سوار شدیم ، درراه گفت که از دادگاه خانواده میاد و جلسه طلاق با موضوع عجیبی بود میگفت : وکیل آقایی شده که همسرش تقاضاس طلاق کرده و علت هم دروغ و پنهانگاری در زندگی مشترک اعلام کرده که از قرار معلوم چندی قبل برگه اخطاریه ای درب خونه آوردند که مرد خانواده به دادگاه احضار شده و می ببایست در خصوص خسارت بیمه ای رو که بناحق دوبار گرفته پاسخگو باشه  ! واقعاً در یک لحظه برق از سرم پرید و دوستم با دیدن تعجب من میگفت که خودش همببار اول اززرنگی موکلش بعجب کرده بود که چطور تونسته با رندی  دوبار خسارت بیمه ای رو بگیره که ما همون یکبار اولش رو هم نمیتونیم بگیریم ؟... اما من که از بایت دیگه ای تعجب کرده بودم

براش قضیه رو شرح دادم  و اینکه این پرونده ها یکجورایی به هم مربوط میشن ... و ازاون خواستم هرجور شده با همسر موکلش صحبت بکنه و از این طلاق جلوگیر یکنه

اما دوستم میگفت که بهیچ وجه حاض  به این کار نشده و خانم باداشتن دوفرزند پسر دانش آموز و دختر دانشگاهی اصرار برطلاق داشت که چه بسا شوهرش در خیلی ازموارد زندگی مشترک به دورغ و فریبکاری رو ی آروده بود و از او پنهان کرده ... قاضی هم بعد از دوجلسه گواهی عدم امکگان سازش رو صادر کرده بود

وقتی از همکارم  جداشدم در این فکر بودم که واقعاً چه علتی میتونه باعث طرح این پرونده هاشده باشه

چندسالی گذشت و شغل من هم عوض شد ... امروز سی ام مردادماه نود و دو از برگزاری دادگاه مدیران بیمه با خبر شده و کیفرخواست رو که میخوندم یکی ازموارد انگار به چشمم آشنا بود : صدور 2 چك بابت خسارت و دیه در یك پرونده، یكی برای زیان دیده و دیگری برای خود...

بله ... انگار پاسخ سوال و معمایی که چندسال قبل با وجود اون پرونده ها برام ایجادشده بود رو گرفتم ... اینکه چرا در پرونده اون بنده های خدا دوبار حق بیمه منظور و دوفقره چک صادر شده بود ، یکی رو خسارت دیده پاس و یکی رو مدیران محترم ... اما انگار آتش حرص و طمعشون اینقدر بود که حتی از حق بیمه زیان دیده هم نمیگذشتن و با طرح دعوی و ارائه مستندات حق بیمه اون بیچاره ها رو هم میگرفتن

وقتی که اخبار سراسری شرح دادگاه متهمین بیمه رو پخش و مدیران متخلف رو از پشت نشون میداد که مبادا آبروی این بزرگواران بریزه و موجب هتک حرمتشون بشه لا خودم به اون جوون بیچاره ای فکر میکردم که راحت آبروش ریخته شد و خدامیدونه درروز عقدش چه بلایی به سرش اومد یا اون رن و شوهری که به طلاق رسیده بودن و زندگیشون از هم پاشید ... به سرنوشت فرزنداشون که چه برسرشون اومد ... اصلاً حس نداشتم و دقیقاً از زمان پخش اهبار این دادگاه حسابی به هم ریختم نمیتونم باورکنم که تواین دنیا و تواین جامعه که ادعای بافرهنگ و عاطفه بودنمون گوش قلک الافلاک رو پرکرده اینقدر راحت زندگی ؛ حیثیت ؛ آبرو و سرنوشت افرادی رو مثل خودمون بازیچه حرص و طمع میکنیم آنهم در پست و عنوانی که وظیفه جبران خسارت انسانها رو برعهده داره ... اما دست به کارهای کثیفی بزنیم مسلماً حجم پرونده ها و مبالغ سنگین نشانگر اینه که خیلی از اشخاص و افرادرو درگیر اهداف و نیات پلید کرده اند ..واقعاً کسی رو که ناجوانمردانه پاپوشی برای شخصی دیگه «که از همه جا بی خبر مشغول زندگی و امرار روزگارش بوده » میدوزه و شبیخون به زندگی و حیثیتش میزنه چه باید نامید ؟  




موضوعات مرتبط: جامــــــعه حقـوقــــی نقد/ تحلیل
نوشته شده توسط : ناصر هلالی ( پنجشنبه 31 مرداد 1392 ) ( 04:29 ق.ظ )
درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :