تبلیغات
گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی - ویژه پایان ماه صفر (اول:دلنوشته ای برای امام رضا«ع»)و کلام دوم:بازهم فیلم محمدرسول الله

گاهنـوشت هایِ ناصرهلالی
گاهی حرفهایم را با ریزه نان های حیاطمان میزنم شاید گنجشک ها هضمشان کنند
نویسندگان
آخرین مطالب
امکانات وب

سلام علی آل یاسین (دلنوشته ای برای علی ابن موسی الرضا-ع-)

آقای من سلام ،مولای من  امشب بازهم حال غـریبی گرفته دلم  ،آخر امشب واپسین شبانگاه ماه صفروموعد حیرانی من است ،

نمیتوانم نسبت به آنکه تمام بودونبودم را ازبرکاتش دارم  بی تفاوت باشم !! ... چگونه درشب شهادت عزیز ومحبوب خویش قرار وآرام گیرم وقتی بهانه برای عرض ارادت فراهم است !! حال من  مثل مدیونی است که وجودش را بسته به داین دارد وهمواره درپی اوست وحلالیت میطلبد

اما آقای من ... روسیاه ترازآنم که  تاب روآوردن به درگاهت راداشته باشم وخجل به پهنای دریا ..!! سید ومولای من  که خدا فقط به برکت همجواری ات این بنده ضعیف را لیاقت بخشید ، شما که نیک میدانی ... آخر چه لیاقتی درمن است جز آنکه سایه ات بر سرمان افتاد !! یا علی ابن موسی الرضا«ع» براستی که من بهترین سالهای عمرم را درقرب بارگاه قدسی ات روزگارگذراندم و..آه .. چه روزگاری ..که هرچه بود غایت سعادت بود ونهایت کمال  ، چه سعا د تــی بالاترازاینکه بدانی  درلحظه های زندگی ات کسی هست که ترا با وجود تمام سستی ها ،ضعف ها وسوسه ها و... حفظ کند و هرگاه خدای بزرگ  را به حقانیت او ،به شکوه او وبه مادراو بی بی ام السادات «س» قسم بدهی عنایت کند

یا امام رضا «ع»! ای سرور وآقای من !! براستی  چه سعادتی بود اقامت  درسرزمینی که مرقد مطهرت آنجاست ومن ازاین سعادت دنیا وآخرت بهره مند شدم ... اگر خانــدان جلیل تو – اهل بیت – را شناختم ؛اگر لیاقت مدح ورثای جد بزرگوارت امام حسین «ع» را یافتم ،اگر درهرمرتبه اززندگی ام وهر پله موفق شده ام مگر جزاین بودکه  نور پرتو شما وخاندان شما برمن تابید،

واکنون دل شکسته آمده ام شرمگین وخجل ... روسیاهم ازاینکه ازشما دورشده ام شرمگینم ازاینکه در دنیا وما فی ها چنین غرق گردیده ام وامشب برای عرض ارادت آمده ام ... خجالت زده ومحنت کشیده ... ازشما واهل بیت منورتان عذر میخواهم ... عذر میخواهم برای خودم ... برای آنکه بگویم شما را به  خداقسم ..شما را به مادرتان زهرا قسم ... مرا به حال خویش مگذارید... شما را به نورچهارده معصوم قسم میدهم که من اگر عزتی بین مردم یافته ام بواسطه این انوارتابان بوده ... من که باشم ؟؟ من چه باشم ؟ والله اگر به حال خویش باشم محال است ذره ای ابرو وعزت ازبرای خودم بماند!!

وامشب آمده ام شرمسار... که بگویم شمارابه عموی سادات ،ابالفضل العباس «ع» که عزت کربلا بود ..هم چنان سایه ای برسرم باشید و ازعنایت خویش محرومم نسازید آقای عزیزم… من جز تو کسی را ندارم ازوقتی دست چپ وراست خودراشناختم نام تو برزبان می آمد ازموالیدم از دمیدن روح درجانم شما نزدیکترین عزیز وعزیز ترین همدم ومونس بودید!یادتان هست اقا آنروزها که ازهمه جا ناامید میشدم بارگاه شما رومیکردم ومرقدتان را زیارت ... و چقدردل انگیز بود آقا ... حرم شما جایی برای تمام بهانه بود ... بهانه عراداری ... بهانه تسکین دردها ... بهانه همدردی ...و صدها بهانه دیگر

وهمیشه ازشما گفتن بهترین کلام ما بود از اینهمه بزرگواری وسخاوت که اینهمه مهمان را میزبانی وبا عزت ودلگرمی بدرقه میکنی

سخت است نوشتن کلماتی که روحشان در آستانه شکاف حروف است .. اینکه بگویم امشب ازشما چه میخواهم ... آخر ای امام رئوف… من به حجت زهرا«س» به عزت مولا «ع» وشهادت اباعبدالله «ع» فقط شما وشما .وشما  را میخواهم ... آقای من سرورمن ... من هنوزبابت آنچه که بیش ازاین ازبرکت شما بهره مند شده ام مدیونم ...هنوز شکرسپاس عنایت خدارا بجا نیاورده ام این است که  به پهنای صورت اشک میریزم از هیبت توست… ازآن میترسم که مبادا قدردان نبوده ام مبادا شما عزیزان اهل بیت فقط روزی ...وفقط روزی ..ازمن حقیر ضعیف روی گردانید که گراینکونه شود برخویش ظالم خواهم شد

ای آفتاب مهربانی! وقتی که خورشید با آن عظمت ،هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می‌زند و از ضریح تو نور می‌گیرد من که باشم که برای شما شرط بگذارم .. آقا من ملتمسم ...دست به دامانم ... شمارابه مادرت زهرا قسم ...سایه سرم باشید! فقط باشید...باشید درکنارم !!


امروز برای چندمین بار فیلم رسالت را دیدیم ( که درکشور ما بنام محمد رسول الله معروف است ) فیلمی فراتر ازتصویرسازی سینمایی وبمعنای واقعی روایت یک دوره تاریخی در دوران ها که درهیچ یک ازپلان های آن احساس تماشای فقط یک فیلم نمیکنی و همذات پنداری وتصورگرایی مجسم از نقاط قوت آن هستند

کمابیش میدانیم که این فیلم به دلیل موضوع خود و مصادف شدن زمان ساختش با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، جایگاه و اعتبار ویژه ای میان علاقمندان سینما و تماشاگران تلویزیونی داشته و شاید ركورددار دفعات پخش تلویزیونی در سه دهه اخیر باشد.

كمتر ایرانی را میشود سراغ گرفت كه فیلم را بیش از یك بار و سكانسهایی از آن را تا چند ده بار تماشا نكرده باشد، صحنه ها و موقعیتهای تصویری و كلامی مختلفی از آن را در خاطر نداشته باشد یا نتواند تمهای متنوع موسیقی جاودانة موریس ژار – تنها كاندیدای دریافت اسكار فیلم – را با دهان بنوازد.

بسیاری ازمردم ما آنتونی كویین را با دهها نقش افرینی متنوع از قومیتهای مختلف هنوز وهنوز به عنوان حمزه «ع» میشناسند،و با دیدن چهرة ایرنه پاپاس ستاره سینمای یونان در کاراکتر هند جگرخوار وی را لعن میكنند و یا تصویر ذوالفقار امیرالمومنین را به شكل شمشیری با دو سر موجدار بلند به ذهن سپرده و هنگام تماشای فیلم با تمام دل وجان منتظر لحظه نبرد حضرت امام علی «ع» و ضربت شمشیر ایشان وسپس تکبیر حمزه هستند که دیدن هریک ازاین پلان ها مورابرتن آدم سیخ میکند واین شاخصه های بی نظیر درتاریخ سینمای جهان بدست نمی آمد مگر اینکه عوامل فیلم تمام احساس وتوانایی خود را برای ساخت آن نهادند،کما اینکه مصطفی عقاد(کارگردان) جان خود را درهمین راستا ازدست داد – توسط عوامل القاعده درهتلی دراردن ترورشد –

ومقایسه این فیلم با تولیدات مشابه وطنی که ادعای آنها گوش فلک را کرمیکند واقعاً خنده آور و عبث استکه با وجود آنهمه اعتبارات ده ها ملیاردی و... نتوانستند آنگونه که انتظار میرفت موثر باشند، آیا ازنظر شما سریالی مثل کلاه پهلوی با آنهمه ادعای ... که مشخص نیست با شعارزدگی واغراق های گل درشتش چه چیزی را بیان میکند ویا مختارنامه ای که ازابتدا تا انتها برطبل عرب وعجم کوبید و... میتوانند دردردیف آثار بصری روایت تاریخ اسلام وایران باشند؟

چنانچه پشت صحنه این فیلم رادیده باشید منوجه خواهید شد که صحنه های آن با چه سختی ومشقتی تهیه شد ازدکور ولباس گرفته تا هنرور(سیاه لشکر) و... اما چون با اعتقاد وبا انگیزه وخیلی ازعوامل تاثیرگذار ساخته شد بدیع ترین صحنه آرایی را درتاریخ زمان معاصرسینما ازآن خودکرد و یا دیالوگ های جاودانه که به مدد دوبله بی نظیر ستارگان دوبله آن زمان ایران (که هنوزدرعالم این هنر میدرخشند ) فیلم رسالت تبدیل به یکی ازخلاقیت های کلامی درسناریونویسی سینمایی شد ودرکنارآن البته نمیشود ازهنرمندی بازیگرانش گذشت که با ترکیب چهره وصدای هنرمندانه خود صحنه هایی را آفریدند که بادیدن چندباره وبلکه صدباره آنها میتوان سرشار معنویت وتکریم مناسبتی چون رحلت حضرت محمد شد

صحنه گشوده شدن ناگهانی درب بیت السلیم که جمعیت کوچک مسلمین تازه ایمان آورده را تشکیل میداد توسط زید بن حارث غلام حضرت (با هنرمندی دامین توماس / و دوبله سعید مظفری)وبا این لحن :... پنجره ها رو بازکنید ! تا دنیا صدای مارو بشنوه

ونیز صحنه نگاه کردن ابوسفیان وهند ازپشت پنجره خانه خود به لشکریان اسلام که نگاه چشمهایشان اوج ذلیلی آنها را درمقابل شکوه وابهت مسلمانان نشان میدهد با دیالوگ جاودانه کاراکترابوسفیان (که درمورد حضرتت محمد گفته میشود): .. اواز جانها واردمیشه نه ازدیوارها

ویا درصحنه ای که همین ابوسفیان با تماشای آتشدان های بیشمارلشکراسلام اوج تسلیم و تحیر از قدرت وشکوه لشکراسلام را درخود نشان میدهد( خطاب به مهاجرین ازمکه ):..روزی که ازمکه بیرونشان کردیم نمیدانستیم که مکه را هم باخود میبرند

باوجود این صحنه های بی بدیل براستی ،هرمسلمانی وبلکه هرانسانی با تماشای این فیلم پی به سعه صدر و بزرگواری حضرت درتحمل رنج ومرارت های بیشماری شد که کافران برای ایشان ایجاد کرده و تنگنا های بسیاری را مانع تحقق اراده خدایی در ابلاغ رسالش شد واین کار هرگز میسر نبود مگر با وجود انسان بزرگ و رادمردی نستوه چون حضرت محمد «ص» که تصویر فتح مکه دراین فیلم وسکانس شکستن بت ها حقیقتاً ازآن لحظه های تاریخی است که هر مسلمی با دیدن آن نمیتواند بی اعتنا بگذرد حتی اگر به تکبیر بزرگی پروردگار و صلوات بررسول دینش محمد مصطفی (ص) باشد واین آیات شریفه که مصداق پیروزی وتحقق وعده الهی درنصرویاری مسلمین است

[اذاجاء نصرالله والفتح ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمدربک واستغفره انه کان توابا]

درباره وبلاگ

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :